متن کامل سی دی موج و ذره از استاد امین
چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت 09:51 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا ر | ( نظرات )
پس خاصیت ذره‌ای موجودیت می‌دهد استقلال شخصیت را به هر موجودی می‌دهد،
 خاصیت موجی ارتباط و تبادل انرژی بین ذرات هستی را به وجود می‌آورد. 
جمع این دو تا موضوع در کنار همدیگر باعث می‌شود هستی به تعادل و حرکت خود ادامه دهد...

در ادامه مطلب بخوانید...

سلام دوستان امین هستم یک مسافر:

در مورد دستور جلسه سایت که چگونه از سایت کنگره استفاده می‌کنیم؟ " مقاله‌نویسی" کنگره در زمانی پایه‌گذاری شد که از نظر پیشرفت در یک بازه زمانی یعنی از سال 78 که تأسیس کنگره بود تا حالا خیلی چیزها تغییر کرده اصلاً خیلی چیز ها منقرض شد. من یادم است تا سال 85،86 خیلی کاست در کنگره تکثیر می‌کردیم و استفاده از کاست خیلی فراگیر بود و کسی سی دی نمی‌شناخت اما ظرف زمان خیلی کوتاهی کلاً کاست از بین رفت و بعد سی دی آمد و سرعت خیلی تغییر کرد. من یادم هست آن موقع وقتی می‌خواستند یک کاست را بگذارند پر شود بایستی 30 الی 60 دقیقه زمان می‌گذاشتند یک‌طرفش پر شود و بعد بگذارند آن‌طرفش پر شود، یک‌ذره حواسشان که پرت می‌شد نیمی از یک‌طرفش ضبط نمی‌شد و نیمی از آن‌طرفش پاک می‌شد. اما حالا ظرف یک دقیقه، دو دقیقه زمان می‌برد و با تعداد بالا تکثیر می‌شود یعنی اگر کنگره ده سال زودتر تأسیس می‌شد ما خیلی مشکل پیدا می‌کردیم یعنی فقط باید دو، سه تا نمایندگی می‌گذاشتیم برای تکثیر کاست، اما حالا این کار در یک اتاق انجام می‌شود.

در کنار این قضیه رشد اینترنت هم خیلی سریع بود و آقای مهندس هم خیلی روی این قضیه تأکید داشتند که بایستی کنگره 60 از نظر این پیشرفت‌ها و این تکنولوژی‌ها هم به‌روز باشد. روی همین حساب روی سایت خیلی تأکید کردند و مسئولیت مستقیم این قضیه را به عهده گرفتند و خب بچه‌های دیگر خیلی وارد هستند و در سایت خیلی زحمت می‌کشند، آقای شهروز است که مسئولیت این کار را انجام می‌دهد و خیلی دیگر از بچه‌ها شاید 400، 500 نفر یا حتی خیلی بیشتر هستند که در نمایندگی‌های مختلف با این سایت کار می‌کنند که این سایت ما به این شکل است که مطالبش آن‌قدر زیاد است که اگر ما بخواهیم بنشینیم در روز بخوانیم کل روز هم وقت بگذاریم باز هم مطلب زیاد داریم که بخوانیم و این نشان‌دهنده و منعکس‌کنندهٔ توان کنگره است چون خیلی‌ها هستند امکان شرکت کردن در جلسات را ندارند یا حداقل نزدیک‌ترین نمایندگی به آن‌ها شاید 500 کیلومتر راه باشد بنابراین یکی از کار هایی که خود سایت انجام می‌دهد این پیام و مطالب و نوشتار ها را به شکل خیلی کامل انتقال می‌دهد و حتی خیلی از سی‌دی‌های کنگره در سایت وجود دارد و ما خیلی راحت می‌توانیم برویم این سی‌دی‌ها را دانلود کنیم حالا خواستیم پول هم بدهیم یا ندهیم اصلاً اجباری نیست و در هرکجای دنیا باشیم از دانش کنگره استفاده کنیم.

اگر من در آمریکا یک مصرف‌کننده باشم و بخواهم از دانش کنگره استفاده کنم تن‌ها پل ارتباطی و منبعی که می‌توانم به‌طور مستقیم از مطالب استفاده کنم و در واقع به یک گنجینه دسترسی داشته باشم سایت کنگره است. پس سایت کنگره ممکن است برای ما که هر هفته می‌آییم و در این جلسات شرکت می‌کنیم و در نمایندگی‌هایمان هستیم به‌قول‌معروف مثل یک دسر بغل غذا باشد اما برای بقیه که از امکانات کنگره 60 برخوردار نباشند یک‌چیز اصلی است. پس ما اگر این‌جوری به سایت کنگره نگاه کنیم که در واقع می‌شود گفت که پیشتاز و جلودار رساندن پیام کنگره به همه انسان‌ها هست اگر از این دیدگاه نگاه کنیم که من فکر می‌کنم که پیام اصلی هست و الآن خیلی وقت‌ها 40 الی 50 هزار بازدید در روز داشته باشیم و شما کافی است بروید در اینترنت بزنید مثلاً اعتیاد یا مواد اولین چیزی که می‌آید جمعیت احیای انسانی کنگره 60 است. این به خاطر تعداد بازدیدها می‌آید و بعد هم تا بیست مطلب بعدی وبلاگ‌ها و چیز های مرتبط با سایت کنگره می‌آید پس مطمئن باشید هر نفر در هرکجای دنیا بخواهد از اعتیاد سر در بیاورد سایت کنگره در مقابلش باز می‌شود.

پس هرکدام از ما برای این قضیه یک رسالتی هم داریم رسالت ما این هست که اگر در زندگی‌مان تغییری اتفاق افتاده گشایشی به وجود آمده و یک تجربه خوبی کسب کرده و این را می‌توانیم بیاییم در جلسه مشارکت کنیم، مطرحش کنیم. این خیلی خوب و عالی است حالا راهنما هستیم به رهجویان خودمان آموزش می‌دهیم خیلی خوب هست ولی اگر این را بخواهیم به همه دنیا برسانیم این سایت در اختیار ما قرار دارد. پس ما می‌توانیم با یک حرکت خیلی ساده تجربیات خودمان در قالب یک مقاله، یک دل نوشته، یک مطلب، یک شعر، یک نوشتاری بنویسیم و در اختیار مسئول سایت قرار دهیم. بعضی از نمایندگی‌ها خیلی جالب بود می‌گفتند شاید در هفته بالای 20، 30 تا مقاله می‌دهند بعضی از نمایندگی‌ها شاید یکی دو تا هم ندهند این به این معنی نیست که بگوییم آن نمایندگی درش تجربیات خیلی خوب اتفاق می‌افتد این یکی درش تجربیات اتفاق نمی‌افتد، نه! آن‌ها به این قضیه به دید خوبی نگاه می‌کنند. هدف هم خودنمایی نیست هدف هم این نیست که اسمم برود در سایت که من را بینند، من دیدگاه خودم را می‌گویم اگر ما حرفی برای گفتن داریم یا یک‌چیزی را تجربه کردیم و زندگی‌مان تغییر کرده این را اگر بتوانیم در قالب یک نوشتاری مطرحش کنیم و به سایت بدهیم این می‌تواند در زندگی و در حس و فکر انسان‌های دیگر تأثیر خودش را بگذارد.

پس من این پیشنهاد را می‌دهم به دوستان که به سایت دقت کنید، بروید یک خورده مطالبش را بخوانید و اگر اهل‌قلم هستید دست‌به‌قلم شوید این کار در خود ما هم توانایی ایجاد می‌کند یعنی شما وقتی شروع می‌کنید به نوشتن، توانایی‌ها در آن نوشتن ظاهر می‌شود ما خیلی از توانایی‌ها را داریم در کنگره یاد می‌گیریم. ما حرف زدن را در کنگره یاد گرفتیم، ما حرف زدن را بلد نبودیم، اما آمدیم در کنگره حرف زدیم، مشارکت کردیم تا حرف زدن را یاد گرفتیم.

نوشتن را باید از کجا یاد بگیریم؟ یا باید بیاییم اینجا دبیر شویم که در دبیری یاد بگیریم یا باید برویم یک مقاله‌ای، دل نوشته‌ای بنویسیم و این باعث رشد و پیشرفت خود ما هم خواهد شد. من به تمام اعضایی که در سایت کنگره تلاش و فعالیت می‌کنند به همه‌شان خدا قوت می‌گویم و به آقای مهندس که این توجه را دارند. من فکر می‌کنم که اولین کاری که آقای مهندس صبح‌ها که می‌آیند می‌کنند این است که می‌روند در سایت کنگره و مطالب را نگاه می‌کنند و بعد کار های روزانه را شروع می‌کنند. چیز های زیادی برای یادگرفتن وجود دارد و ما می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

این بخش شعر هم که در سایت کنگره هست برای این است که ما بتوانیم بیاییم پیام کنگره را یعنی جهان‌بینی و آموزش‌های کنگره را در قالب یک شعر بنویسیم که این بتواند یک تأثیر خوبی داشته باشد هدف اصلی این بوده است. هدف اصلی این نبوده که ما شب‌شعر بگذاریم و شمع و گل و پروانه و من عاشق یار هستم و ... نه هدفمان این نبوده. مثلاً بیاییم وادی اول را، فرق نگاه را، تمام دستور جلسات و مطالب را در قالب شعر یا مقاله باتجربهٔ خود ترکیب کنیم و بعد انتقال دهیم.

بعضی‌ها ممکن است چون سن و سالشان بیشتر است زیاد به سایت دقت نکنند و بگویند سایت کنگره مآل جوان‌هاست این دیدگاه هم درست نیست. شما حتماً وارد سایت شوید و بروید و در آن بگردید، شاید این ارتباط در شما به وجود بیاید. من یادم هست که بعضی از بچه‌های کنگره که فاصله‌شان خیلی با کنگره دور بود با سایت کنگره خیلی از مسائلشان را حل می‌کردند و آن خلأ را با سایت کنگره پر می‌کردند.

خب به همه‌شان تبریک می‌گوییم و همهٔ کسانی که توانش را دارند می‌توانند در سایت کنگره برای خدمت کردن به‌عنوان داوطلب خودشان را معرفی کنند یکی از کار هایی که ما در کنگره انجام می‌دهیم شغل درست کردن است. هرچقدر بتوانیم در این شغل‌ها نفرات بیشتری جمع شوند هم مهارت‌های خودمان بیشتر می‌شود و هم به قوی‌تر شدن و نیرومندتر شدن کنگره می‌توانیم کمک بیشتری کنیم.

یک مطلبی جلسهٔ پیش آقای مهندس راجع به آن صحبت کردند من فکر می‌کنم قضیهٔ جلسهٔ کنگره بود. من یادم است اولین چیزی که در کنگره به وجود آمد جلسات بود و تا دو، سه سال اصلاً چیزی به آسم لژیون نداشتیم از سال 80، یواش‌یواش اولین لژیون‌های کنگره به وجود آمد و بعد ادامه پیدا کرد و نتیجهٔ خیلی عالی به وجود آمد که الآن شاهدش هستیم.

شاید بگوییم نیرومندترین ژنراتورهای کنگره لژیون‌ها هستند، یعنی برق و انرژی کنگره را لژیون‌ها تأمین می‌کنند؛ اما این قضیه نبایستی باعث شود که ما دیگر جلسات را جدی نگیریم. این تفکر که اصل آموزش در لژیون است، راهنما تجربیات خودش را به من منتقل می‌کند، دوستانم را می‌بینم، آن جا صحبت می‌کنم پس خیلی مهم نیست که من در جلسهٔ کنگره شرکت کنم؛ این تفکر، تفکر درستی نیست به خاطر این که جلسات کنگره و لژیون‌های کنگره دقیقاً لازم و ملزوم همدیگر هستند یعنی من مطمئن هستم رهجویی که یک کدام از این‌ها را جدی نمی‌گیرد مثلاً لژیون را جدی نمی‌گیرد یا بر عکس آن از نظر رشد درست رشد پیدا نمی‌کند. چون الآن ما می‌گوییم سیستم ایکس روی موج و ذره است. می‌گوییم سیستم ایکس هم‌روی خاصیت ذره‌ای هست که مواد و مصرف کردن مواد می‌شود یک مطلب آن‌هم خاصیت موجی است.

کلاً باید این‌طور بگویم که تمام هستی شامل دو تا ویژگی هست یکی خاصیت ذره‌ای هست یکی خاصیت موجی. خاصیت ذره‌ای خاصیتی هست که با استفاده از آن هر موجودی موجودیت پیدا می‌کند یعنی در آفرینش برای این که موجودی مثل انسان، حیوان یا هر موجودی خلق بشود بایستی یک موجودیتی داشته باشد این خاصیت ذره‌ای می‌شود؛ یعنی یک موجود در هستی مثل یک‌ذره می‌ماند. ولی این ذره کاملاً مستقل است یعنی وجود من در کل کائنات یک موجودیت مستقل است. هر مخلوقی این‌طوری هست یعنی هر مخلوقی را ما می‌توانیم به‌عنوان یک‌ذره در هستی در نظر بگیریم. پس این خاصیت ذره‌ای، مخلوقات را به وجود می‌آورد.

اما یک خاصیت دیگر هم وجود دارد چون این مخلوقات به‌تنهایی که نمی‌توانند به حیات خود ادامه دهند. این موجودات و مخلوقات در ارتباط و تبادل صوت و نور با همدیگر می‌توانند به حیات خودشان ادامه دهند. آن چیزی که ارتباط بین اجزای هستی را به وجود می‌آورد آن خاصیت موجی هست.

پس خاصیت ذره‌ای موجودیت می‌دهد استقلال شخصیت را به هر موجودی می‌دهد، خاصیت موجی ارتباط و تبادل انرژی بین ذرات هستی را به وجود می‌آورد. جمع این دو تا موضوع در کنار همدیگر باعث می‌شود هستی به تعادل و حرکت خود ادامه دهد. هر کجا خاصیت ذره‌ای ضعیف شود شخص یواش‌یواش دچار بیماری می‌شود، یواش‌یواش استقلال و اعتماد به‌نفسش را از دست می‌دهد، موجودیتش را از دست می‌دهد. مثل زمانی که شخص مصرف‌کنندهٔ مواد می‌شود. وقتی یک نفر مصرف‌کنندهٔ مواد می‌شود آن مادهٔ تریاک، الکل، حشیش که ماده هستند وارد سیستم بدن شخص می‌شوند و جایگزین موادی می‌شوند که خود بدن ترشح می‌کنند. وقتی‌که با آن موادی که خود بدن تولید می‌کند جایگزین می‌شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟ آن خاصیت ذره‌ای و استقلال و شخصیت شخص از بین می‌رود؛ بنابراین یک مصرف‌کنندهٔ مواد احساس می‌کند دیگر شخصیتی ندارد، احساس می‌کند دیگر موجودیتی در این هستی ندارد، احساس می‌کند کمرنگ شده، واقعاً این احساس را همه تجربه کرده‌اند، پس آن خاصیت ذره‌ای به ما شخصیت می‌دهد، به ما موجودیت می‌دهد و بایستی حفظ شود و محترم است و لازم است؛ اما این خاصیت کامل نیست چون شخصیت دارد، چون موجودیت دارد اما این موجودیت بدون ارتباط با موجودات دیگر که نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد، بدون این که من با دیگران تعامل داشته باشم، بدون این که من محبتی بگیرم، از دیگران چیزی دریافت کنم نمی‌توانم به حیات خودم که ادامه دهم. پس آن ویژگی که باعث می‌شود من با دیگران، با راهنمای خودم، با خواهرم، فرزندم تبادل انرژی کنم و حس کنم، آن خاصیت موجی من است این دو تا بایستی در کنار هم کار کنند. هر زمان که هرکدام از این‌ها ضعیف شود تعادل زندگی به هم می‌ریزد.

پس ما مثل یک آدمی هستیم که روی این ترازو ایستادیم بایستی به این دقت کنیم که الآن کدام خاصیت ما ضعیف شده. یک‌وقت‌هایی شده که گفتیم لازم است من با خودم باشم، من نیاز به‌تنهایی دارم، با من صحبت نکنید، می‌خواهم تو خودم باشم آن چه زمانی هست؟ آن زمانی هست که خاصیت ذره‌ای من، حالا به دلیل دخالت‌ها، به دلیل مطالب مختلف آسیب‌دیده و حالا من می‌خواهم دوباره خودم را پیدا کنم و بازسازی کنم. این جا می‌گویم آن خاصیت موجی، آن حرف زدن با دیگران، آن تعطیل، آن را کمش می‌کنم می‌روم در تنهایی خودم و آن خاصیت ذره‌ای را شروع می‌کنم به بازسازی کردن. وقتی یک مدت تو خودم بودم تعادل دوباره برگشت، دوباره حس خوبی پیدا می‌کنم، حالا احساس می‌کنم دو تا خاصیت متعادل شدند یا برعکس موقعی که انسان خیلی تو خودش است اصلاً اجازه نمی‌دهد کسی در کارش دخالت کند، نظر کسی را نمی‌پرسد، اصلاً به کسی اجازه نمی‌دهد به او مشورت یا راهنمایی دهد، این خاصیت ذره‌ای‌اش هِی رشد می‌کند یعنی هر چه دیگران با او حرف می‌زنند اصلاً کسی را قبول ندارد، کسی را اصلاً آدم حساب نمی‌کند، با کسی اصلاً سلام و مشورت نمی‌کند شاید خیلی مستقل شود اما در درونش احساس می‌کند خیلی تنهاست، احساس می‌کند خیلی یکنواخت شده این جا می‌گوید من می‌خواهم که یک‌خُرده بروم در جمع، می‌خواهم یک‌خُرده با انسان‌ها باشم، خیلی تنه‌ام معمولاً این جمله را می‌گوید، می‌گوید خیلی احساس تنهایی می‌کنم. آن جا موقعی هست که آن خاصیت ذره‌ای زیاد شده ولی خاصیت موجی کم شده بنابراین ما برمی‌گردیم در جمع که بتوانیم درستش کنیم.

تمام حرکت‌هایی که ما در زندگی انجام می‌دهیم چون اساس آفرینش بر اساس این دو تا خاصیت به وجود آمده و ما هم که خارج از آفرینش و طبیعت نیستیم پس ما چاره‌ای نداریم که همیشه بین این دو تا خاصیت تعادل را برقرار کنیم.

این هم یک قانون فردی و هم یک قانون اجتماعی است. جوامع هم همین‌طوری عمل می‌کنند به‌عنوان مثال خیلی سال پیش در قرون‌وسطی این اتفاق افتاد. حدود 500 سال پیش که تمام اروپا داشت روی این مسیر حرکت می‌کرد که انسان‌ها هیچ اراده‌ای از خود نداشتند کشور این‌طور اداره می‌شد که یک اربابی بود، یک سری نجیب زادگان بودند که این‌ها به خاطر آن خون نجیب زادگی که در آن‌ها بود یا اصالتی که داشتند به آن‌ها نجیب‌زاده می‌گفتند و بر دیگران احاطه داشتند آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کردند که چطوری زندگی کنند، چطوری رفتار کنند، آن‌ها تصمیم می‌گرفتند و کلیسا؛ یعنی یک سری تکلیف را کشیش‌ها تعیین می‌کردند یکسری تکلیف را هم نجیب زادگان مشخص می‌کردند کسی که می‌خواست تصمیم‌گیری کند تقریباً از خودش اختیاری نداشت؛ یعنی می‌خواهم بگویم که در قرون‌وسطی خاصیت ذره‌ای انسان‌ها به‌شدت ضعیف شده بود یعنی استقلال شخصیت که بگوید من می‌خواهم واسه خودم تصمیم بگیرم، من می‌خواهم برای آینده‌ام برنامه‌ریزی کنم این‌ها همه از بین رفته بود. آینده‌اش را ارباب یا کشیش برنامه‌ریزی می‌کرد. خاصیت ذره‌ای به‌شدت ضعیف شده بود اما خاصیت موجی به‌شدت قوی شده بود.

و جالب این جاست چون این‌ها دو لنگهٔ بار یک خروار هستند وقتی یکی از این‌ها قوی می‌شود آن‌یکی به‌شدت ضعیف می‌شود. وقتی یکی ضعیف شد آن‌یکی رشد می‌کند ولی رشدش نامتقارن است.

در زمان قدیم در اروپا این اتفاق افتاد یعنی خاصیت ذره‌ای به‌شدت ضعیف شد بنابراین باید خاصیت موجی به‌شدت زیاد شود. خاصیت موجی که زیاد می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ رشد می‌کند ولی رشدش درست نیست بنابراین امواج رشد می‌کنند اما رشد اشتباه. خرافات به‌شدت زیاد می‌شود؛ یعنی خرافات، حرف‌های بی‌منطق، حرف‌هایی که اصلاً عقلانی نیست به‌شدت رشد کرد یعنی تبدیل می‌شود به خرافات؛ اما از آن ور استقلال شخصیت به‌شدت کم شد و تعادل به هم‌ریخت. بعد رنسانس اتفاق افتاد.

رنسانس آمد گفت ما هر حرفی را قبول نمی‌کنیم. ما حرفی را قبول می‌کنیم که با اصول عقلانی هماهنگی داشته باشد اگر حرفی از این اصول پیروی کرد ما قبولش می‌کنیم. این اتفاقی که در رنسانس به وجود آمد باعث شد که امواج سرگردانی که تبدیل به خرافات شده بود را بیایند از این فیلتر عبور دهند. بگویند این امواج و این حرف‌ها را بیاورید هرکدام که اصولی و منطقی بود بپذیریم و هرکدام که منطقی نبود را می‌اندازیم کنار. البته این 200 سال طول کشید تا جا بیفتد چون آن نیروهایی که در اثر بی‌تعادلی به قدرت رسیده بودند و صاحب انرژی شده بودند اصلاً حاضر نبودند دست از امکانات خود بردارند. حالا یک داستان جالب هم بود که می‌گفتند در قرون‌وسطی آن‌قدر خرافات زیاد شده بود که بهشت را می‌فروختند و هر کس بر اساس توانش می‌رفت بهشت را می‌خرید یک مقدار پولی می‌داد و کلیسا سندی تهیه می‌کرد و دستش می‌داد و می‌گفت تو این دو جریب زمین را داری. بعد می‌گویند یک نفر هم می‌رود و می‌گوید من می‌خواهم بروم و جهنم را بخرم مثلاً 100 سکه می‌دهد و جهنم را می‌خرد و سند را به نامش می‌کنند بعد می‌رود در شهر می‌ایستد و می‌گوید مردم من جهنم را خریدم، جهنم مآل من است و هیچ‌کس را در جهنم راه نمی‌دهم شما خیالتان راحت باشد.

خلاصه این جریاناتی بود که آن زمان حاکم بود. وقتی آمدند اصول علمی و منطقی را در اروپا پیاده کردند امواج سرگردانی که وجود داشت این‌ها از فیلتر رد شد و یواش‌یواش خرافات حذف شد. در کنارش اصول علمی شروع کرد به رشد پیدا کردن. علوم، ریاضیات، فیزیک، شیمی رشد پیدا کردند و یکسری از حقایق علمی کشف شد.

چون آن موقعی که ما ناخالصی داشته باشیم یعنی شما یک مقداری پیچ و مهرهٔ زیادی را قاطی چند تا فلز قیمتی یا جواهر بکنی مثلاً ده تن پیچ و مهره را قاطی 500 گرم طلا و برلیان بکنی پیدا کردن این‌ها به‌شدت سخت می‌شود. یک‌وقت‌هایی آن‌قدر سخت می‌شود که شما از کل قضیه صرف‌نظر می‌کنی ولی اگر آن اضافه‌ها کنار برود یواش‌یواش آن طلاها، آن الماس‌ها خودشان را نشان می‌دهند. مثل همین الماس‌های کنگره 60 که در کف اقیانوس و بحر بودند و این دانش دی اس تی آمد و این خاک‌ها و اضافه‌ها و خرافات و سم‌زدایی و یو آر دی و ... را کنار زد و آن الماس‌ها یواش‌یواش آمدند بیرون و نمایان شدند.

این اتفاق در رنسانس هم افتاد آن اضافه‌ها رفتند کنار، یواش‌یواش دانش آمد بیرون و قدرت واقعی خودش را نشان داد که مثلاً در عمل موتور بخار اختراع می‌کردند، یک ماشین که کلی کار انجام می‌داد اختراع می‌کردند، درمان یک بیماری را پیدا می‌کردند، این اتفاق افتاد. خاصیت موجی، خرافات ضعیف شدند و خاصیت ذره‌ای شروع شد به تقویت شدن. اتفاقی که افتاد انسانی که جایگاه و شخصیتش را ازدست‌داده بود چون خاصیت ذره‌ای‌اش را ازدست‌داده بود یواش‌یواش شخصیت پیدا کرد، یواش‌یواش اعتبار پیدا کرد، یواش‌یواش مقام پیدا کرد، انسان‌هایی که تا 200 سال پیش به هم فحش می‌دادند و در سروکلهٔ هم می‌زدند تا موضوعی می‌شد خون همدیگر را می‌ریختند و همه‌اش اهل فروختن همدیگر و دروغ و خیلی مسائل دیگر بودند و شأن و انسانی جایگاهی نداشت وقتی خاصیت ذره‌ای یواش‌یواش بازسازی شد دوباره شأن انسان بازسازی شد و برگشت.

شبیه همین قضیه را ما در کنگره‌داریم که قبل از این که به کنگره وارد شویم الفاظ ناشایست به کار می‌بردیم، مسائل را به گونهٔ دیگر رفتار می‌کردیم ولی خاصیت ذره‌ای‌مان دوباره بازسازی شد خیلی از آن اخلاق‌ها کنار رفت. چون واقعاً برای یک آدمی که در خیابان کارتن‌خواب است و یک لباس کثیف دارد اگر یک ظرف غذا را هم روی لباسش بریزید ناراحت نمی‌شود ولی انسانی که شخصیت پیداکرده، کت‌وشلوار پوشیده، لباس سفید دارد اگر یک لکهٔ چای روی لباسش بریزد سریع عکس‌العمل نشان می‌دهد چون شأن و جایگاهش تغییر پیداکرده است.

این فرآیند اتفاق افتاد و خاصیت ذره‌ای بازسازی شد شخصیت انسان برگشت و یواش‌یواش مهمانی می‌گرفتند استاد، مقام‌ها و شأن و جایگاه‌ها رشد پیدا کرد، چون 200 سال بعد خاصیت ذره‌ای بازسازی شد. این باعث پیشرفت عظیمی در زندگی بشری شد.

خاصیت ذره‌ای استقلال شخصیت هم با خودش آورده بود بنابراین خانواده‌ها و افراد به آیندهٔ بچه‌هایشان هم فکر می‌کردند. منتها آن خاصیت موجی هم وجود داشت، پیوند محبت بود، کارها را با هم گروهی انجام می‌دادند بنابراین همه‌چیز در حالت تعادل و قدرت خود بود آن همان زمانی بود که اروپا بر جهان مسلط شد. بعد خاصیت ذره‌ای شروع کرد به رشد پیدا کردن از این‌ور خاصیت موجی کم شد. یواش‌یواش آن‌قدر این خاصیت موجی کم شد که اصلاً دیگر اعتقادی به ماوراءالطبیعه، اعتقادی به نیروهای مافوق، اعتقادی به ابعاد دیگر آفرینش، اعتقادی به قدرت مطلق این‌ها یواش‌یواش از بین رفت و می‌گفتند که هر چیزی که هست همین چیزی است که ما در میز آزمایشگاه می‌بینیم، هر چیزی که ما بتوانیم اندازه‌گیری کنیم قابل‌قبول است، هر چیزی که نتوانیم اندازه‌گیری کنیم غیرقابل‌قبول است؛ بنابراین خاصیت موجی به‌شدت ضعیف شد، استقلال شخصیتی به‌شدت رشد پیدا کرد عوارضش این بود که دیگر برای انسان‌ها مهم‌ترین چیز این بود که در زندگی به کجا برسند به چه جایگاه و مقامی برسند یعنی برایشان فقط آن شخصیت خودشان اهمیت پیدا کرد. این که اصلاً برادرش شغل دارد یا ندارد، اصلاً مادرش را می‌بیند یا نمی‌بیند، اطرافیانش هستند یا نه و ... اهمیتش را از دست داد.

الآن ما در 100 سال گذشته این فرآیند را در اروپا می‌بینیم که خانواده دارد اتصالاتش ضعیف می‌شود چون خاصیت موجی دارد از بین می‌رود چون خاصیت موجی است که این اتصالات را به هم نگه می‌دارد. مثالش مثل ساختمان است. ساختمان آجرها و تیرآهن‌هایش آن ذره است آن جوش‌ها، نقطه اتصالات، ملات ها، گچ‌ها و سیمان‌هایی که بین ساختمان‌ها هست آن خاصیت موجی هست که این‌ها باید به یک نسبت خاصی وجود داشته باشند تا آن ساختمان یا عمارت بتواند بالاترین استحکام و قدرت خودش را داشته باشد.

اما در زمان بعد از رنسانس که زمان مدرن می‌گویند خاصیت موجی به‌شدت کاهش پیدا کرد و خاصیت ذره‌ای به‌شدت افزایش. در بعضی جاها می‌بینید که برادرش یا مادرش را 20 سال نبیند عین خیالش نیست، تمام تمرکزش روی خودش است، همه‌شان تن‌ها زندگی می‌کنند. شما الآن بروید فرانسه را نگاه کنید اکثراً دیگر از آن دانش و قدرتی که آمد برج ایفل، پل‌ها و ساختمان‌ها را ساخت خبری نیست، آن دانش مآل زمانی بود که آن خاصیت موجی و ذره‌ای روی تعادل بود الآن دیگر این‌جور نیست. آن قدرتی که داشتند به خاطر این بود که هم ارتباطاتشان خیلی قوی بود و هم تک‌تک افراد با یک دیسیپرین و نظم خاصی بودند.

خب این چرخه‌ای هست که در جریان است یعنی این خاصیت، برای هر انسانی صادق است. هر موقع خاصیت موجی‌اش زیاد شد دیگر خودش را فراموش می‌کند، هر موقع خاصیت ذره‌ای‌اش زیاد شد دیگر بقیه و هستی را فراموش می‌کند و این برای یک انسان صادق است برای اجتماع هم صادق است.

خب حالا این را ما در کنگره می‌توانیم استفاده کنیم. مثلاً در آموزش‌های خودمان من فکر می‌کنم آن نشستن در لژیون و حضور در لژیون چیزی هست که خاصیت موجی را تقویت می‌کند چون همه‌اش ارتباط بین اعضای لژیون هست که این‌ها دائماً دارند باهم تبادل انرژی می‌کنند و راهنما دارد به آن‌ها آموزش می‌دهد. آن خوراک مورد نیاز را از نظر موجی دریافت می‌کنند چون همه‌اش ارتباطات است.

اما در جلسه که می‌آید دیگر به‌صورت فردی ظاهر می‌شود، خودش به‌تنهایی باید صحبت کند به‌تنهایی باید مشارکت کند خودش به‌تنهایی باید میکروفن گردان بشود، تی بکشد، خودش باید استاد شود و ... این ساختار جلسه که اول شروع می‌شود برای این که آن خاصیت ذره‌ای بازسازی شود طراحی‌شده و لژیون برای این که آن خاصیت موجی بازسازی شود طراحی‌شده. ما نمی‌توانیم هیچ‌کدام از این‌ها را حذف کنیم اگر حذف کنیم آن تعادل به هم می‌ریزد. پس بایستی به جلسات هم بهای لازم را بدهیم تا تک‌تک افراد بیایند خودشان مستقل از راهنما بنشینند، مشارکت کنند، خدمت بگیرند و ما باید کمک کنیم تا این قضیه به بهترین شکل انجام شود.

یکی از آن چیز هایی که ما به آن کمک می‌کنیم تا به بهترین شکل انجام شود مشارکت باید به کسانی که تازه وارد کنگره می‌شوند و کسانی که در سفر اول هستند داده شود تا بیایند مشارکت کنند و آن خاصیت ذره‌ای‌شان و آن شخصیتشان شکل بگیرد بتوانند رشد پیدا کنند. اگر ما شرایط جلسه را طوری به وجود آوریم که فقط من استاد بنشینم و فقط قدیمی‌ها و پیشکسوت‌ها و دوستان خودم را مشارکت بدهم، البته که بایستی پیشکسوتان هم مشارکت کنند و از تجربیات آنان هم استفاده کنند اما بایستی مشارکت بیشتر به تازه واردین داده شود تا آن‌ها هم بتوانند از این ویژگی برخوردار شوند.

چرا در جلسه می‌گویند از ضمیر ما استفاده نکنید، چون با ضمیر ما دیگر آن خاصیت ذره‌ای درست نمی‌شود و می‌شود خاصیت موجی. پس بایستی از طرف خودم صحبت کنم، وقتی دیگران را نصیحت می‌کنم که ما بایستی به‌موقع بیاییم، ما بایستی به کنگره پول بدهیم، ما بایستی فلان کار را انجام بدهیم و... جلسه خاصیت خودش را از دست می‌دهد، انرژی‌اش را از دست می‌دهد.

وقت استاد که می‌خواهد صحبت کند بایستی 5 دقیقه باشد چون استاد در واقع کسی هست که جلسه را هدایت می‌کند به جلسه خط می‌دهد که دیگران از تجربه و دانش خودشان صحبت کنند. این به مفهوم استاد دانشگاه نیست که بیاید یک ساعت و نیم آن جا آموزش دهد که درس را بگیرند، باید فقط خط و خطوط را بدهد بنابراین 5 دقیقه کافی است. اگر استاد بیاید 20 دقیقه صحبت کند و به همه قدیمی‌ها مشارکت دهد و همه هم از ضمیر ما استفاده کنند نتیجه این می‌شود که انرژی جلسه پایین می‌آید و افراد دیگر رغبت پیدا نمی‌کنند که در جلسه شرکت کنند. یک سفر اولی وقتی سر ساعت بیاید، ده بار بیاید در جلسه و دستش را بالا بگیرد و به او مشارکت داده نشود و فقط به قدیمی‌ها مشارکت داده شود ممکن است دلسرد شود. پس بنابراین ما همه باید حواسمان روی این قضیه باشد تا بیشترین نتیجه را بگیریم این نکات را ما اگر رعایت کنیم جلسه هم مثل لژیون انرژی زیادی پیدا می‌کند.

یک سری نکات هم باید در لژیون رعایت کنیم تا لژیون آن انرژی و پتانسیل خودش را داشته باشد در کنار همدیگر این دو تا را انجام بدهیم و خودمان حضور به‌موقع داشته باشیم یواش‌یواش آن ره‌جوها که می‌آیند متقارن رشد پیدا می‌کنند هم آن خاصیت ذره‌ای و شخصیت خودشان را دارند و هم پیوند محبت را دارند. اگر ره‌جویی در جلسه شرکت نکند و خاصیت ذره‌ای‌اش شکل نگیرد و فقط در لژیون شرکت کند پیوند محبت را فقط با اعضای لژیون می‌تواند شکل دهد چون ساختارش به‌اندازه کافی رشد پیدا نکرده، پیوند محبت را با بقیه اعضا نمی‌تواند برقرار کند؛ بنابراین رهجو به‌جای رهجوی کنگره به رهجوی لژیون تبدیل می‌شود و این چیز خوبی نیست. 

من کمی در مورد این موضوع صحبت کردم و خودتان می توانید از این موضوع استفاده کنید که همان موضوع فیزیک و نظریه ذره‌ای و موجی در فیزیک هم وجود دارد. ما از این قضیه می‌توانیم برای خودمان استفاده کنیم و فکر می‌کنم که جواب می‌دهد.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید ممنونم.

 

نویسنده: هم سفر لیلا رحیمی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: برداشت از سی دی های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مصطفی عسگری جمعه 27 بهمن 1396 23:33
واقعا خدا قوت
همسفر مهری جمعه 27 بهمن 1396 19:00
خدا قوت لیلا جان انشالا.. موفق باشی در تمام مرااحل زندگیت
همسفر شهلا پنجشنبه 26 بهمن 1396 15:37
خداقوت خدمت خانم لیلاعزیز
امیدوارم توجایگاههای بالاتر ببینمد
فاطمه همسفر محمد پنجشنبه 26 بهمن 1396 08:31
خداقوت خدمت خانم لیلای عزیز
حسن کدخدایی چهارشنبه 25 بهمن 1396 12:26
تشکر از همسفر لیلا رحیمی و خدا قوت

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات