مشارکت های مکتوب همسفران
شنبه 28 بهمن 1396 ساعت 10:30 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

مشارکت مکتوب هم سفران لژیون دوم، 

کمک راهنما هم سفر لیلا 

در باب دستور جلسه هفتگی «وظایف راهنما و ره‌جو»

 

یک راهنما وظیفه‌ی شستن نگاه غبارگرفته ره‌جو را دارد، غباری که  حاصل از گرفتار  شدن در طوفان اعتیاد است و بعد از آن است که راهنما راهی را به او نشان می‌دهد که بتواند از منظره روبه روی خود لذت ببرد.

حتی اگر آن منظره چیزی جز یک زندگی همراه با مشکلات و دشواری‌ها نباشد....

در ادامه مطلب بخوانید....

سلام دوستان شهلا هستم یک هم سفر : یکی از وظایف راهنما این است که راه را به ره‌جو نشان دهد و آموزش‌های کنگره را به ره‌جو بیاموزد؛ چون راهنما راه‌بلد است و می‌تواند ره‌جو را راهنمایی کند. راهنما باید به ره‌جو احترام به مرزبانان و دیگران را بیاموزد.

اما ره‌جو باید در انجام مواردی مثل به‌موقع حاضر شدن در جلسات و لژیون، خدمت کردن و مشارکت، نهایت تلاش خود را انجام دهد و قبل از شروع جلسه در شعبه حضورداشته باشد. رعایت اصول، قوانین و حرمت کنگره 60 از وظایف دیگر ره‌جوست. او باید در مقابل آموزش‌های کنگره 60 و راهنما تسلیم باشد. راه خروج از تاریکی، ترس، حقارت و نفرت را پیدا کند؛ به کنگره 60 اعتقاد و به راهنما اعتماد و ایمان داشته باشد. راهنمایش را با حس خود انتخاب کند، فکر و اندیشه و پندار و کردار خوب داشته باشد؛ خوب گوش کند و مطالعه و عمل نماید و در برابر خالق و مخلوق شکرگزار باشد.

سلام دوستان فاطمه ز هستم یک هم سفر : زکات علم و دانش آموختن آن به دیگران است. دانشی که با استفاده از آن راهنمایان از کویر نادانی رها شده‌اند.یک راهنما وظیفه‌ی شستن نگاه غبارگرفته ره‌جو را دارد، غباری که  حاصل از گرفتار  شدن در طوفان اعتیاد است و بعد از آن است که راهنما راهی را به او نشان می‌دهد که بتواند از منظره روبه روی خود لذت ببرد.

حتی اگر آن منظره چیزی جز یک زندگی همراه با مشکلات و دشواری‌ها نباشد. اوست که به من ره‌جو می‌فهماند چگونه آگاهانه زندگی کنم و چگونه نگرشی مثبت به آن داشته باشم. زندگی‌ای که اگر سختی با آن همراه نباشد، مانند رودی است که اگر سنگ‌های سر راه آن را برداریم دیگر آواز خوشش به گوشمان نمی‌رسد. درواقع راهنما حکم انگشت اشاره را دارد و نشان‌دهنده راه و ره‌جو خود درمانگر خویش می‌باشد. ره‌جویی که باید فرمان‌بردار و تسلیم راهنمای خود باشد و در هر جایگاه و مقامی که هست، احترام به راهنما و چشم گفتن به او را فراموش نکند. ره‌جویی که می‌خواهد مسیر خود را در تاریکی‌ها پیدا کند باید به راهنمای خود اعتماد کند و او را داناتر از خود بداند تا به آنچه لازمه‌ی رسیدن به آگاهی و آرامش و رهایی ست، دست پیدا کند.

 سلام دوستان اشرف هستم یک هم سفر : راهنما وظیفه دارد که راه را برای ره‌جوی خود باز کند. اگر سؤالی برای ره‌جو پیش آمد، جواب درستی به او بدهد، آموزش‌ها را به‌صورت خیلی خوب به ره‌جو یاد بدهد، ره‌جوی خود را در هر کار خوبی که انجام می‌دهد تشویق کند و اگر ره‌جو به حرف راهنما گوش نداد با او برخوردی جدی اما بامحبت داشته باشد. ره‌جو یعنی جوینده‌ی راه. کسی که دنبال راه می‌گردد و هدف دارد. وظیفه‌ی او این است که سروقت به کنگره بیاید، به حرمت‌های کنگره احترام بگذارد و به آن‌ها عمل کند. به راهنمایش احترام بگذارد و به او ایمان داشته باشد و به تمام حرف‌های راهنمایش گوش دهد و آن‌ها را انجام دهد. وظیفه‌شناس باشد، به سی‌دی‌هایی که راهنما می‌گوید حتماً گوش دهد و بنویسد و اگر سؤالی داشت آن را باراهنمای خودش در میان بگذارد. یک ره‌جو درواقع باید فرمان‌بردار خوبی باشد تا بتواند به هدفش برسد.

 سلام دوستان مینا هستم یک هم سفر : یک ره‌جو در هر موقعیت شغلی و تحصیلی که باشد، وقتی وارد کنگره شد باید باور کند و بداند که نمی‌داند و بلد نیست و همه‌ی حواس و توجه خود را به راهنمایش بسپارد و هر چه ایشان گفت بدون چون‌وچرا قبول کند، چون تنها در این صورت است که آموزش‌ها تأثیرگذار است.

 سلام دوستان شیرین هستم یک هم سفر : وظیفه‌ی منِ ره‌جو نسبت به راهنمایم این است که همیشه سروقت و به‌موقع در جلسه شرکت کنم، یاد بگیرم که به راهنمایم چشم بگویم، از آموزش‌هایی که ایشان به من می‌دهد به‌خوبی استفاده کنم، آن‌ها را فقط حفظ نکنم، بلکه در زندگی به آن‌ها عمل کنم. یکی دیگر از وظایف من نسبت به راهنمایم برای این‌که بتوانم یک ره‌جوی خوب برای ایشان باشم، خدمت کردن است که بزرگ‌ترین خدمت کمک راهنما شدن من است؛ و اما وظایف راهنما نسبت به من: همین‌که به حرف‌های من و مشکلاتم گوش می‌دهد و دلسوزانه در کنار من است و همیشه بهترین راه را به من نشان می‌دهد، بزرگ‌ترین کمک او به من است.

 سلام دوستان مژگان هستم یک هم سفر : ره‌جو در طول سفر خود باید منظم و مرتب باشد و کارهایش را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که یک ربع قبل از شروع جلسه در کنگره حضورداشته باشد و خدمت بگیرد و با عشق به خدمت بپردازد. ره‌جو باید به راهنمای خود اعتماد کند و پا به‌پای قدم‌های راهنمایش پیش برود. و اما راهنما یعنی نشان‌دهنده‌ی راه مستقیم، راه عشق به خالق و مخلوق. راهنما باید کاری کند که ره‌جو به او حس اعتماد پیدا کند، یک راهنما هیچ‌وقت قضاوت نمی‌کند، وگرنه در تصمیم‌گیری دچار اشتباه می‌شود. راهنما وظیفه ندارد که دنبال کار ره‌جو را بگیرد؛ مانند استاد و دانشجو که هیچ‌گاه استاد دنبال دانشجو راه نمی‌افتد، بلکه دانشجو تلاش می‌کند و برای ادامه مسیر خودش و موفقیت خودش دنبال استاد می‌رود و تعلیم می‌گیرد. رابطه بین راهنما و ره‌جو، رابطه‌ای سرشار از عشق و محبت و ایمان است.

سلام دوستان لیلا هستم یک هم سفر :(راهنمای لژیون): اصلی‌ترین وظیفه‌ی ره‌جو این است که هرگز نگذارد اشتیاق آموختن در وجود او کمرنگ شود و همیشه مانند تشنه‌ای که در پی آب روان است، به دنبال دریافت آموزش‌های ناب باشد و آن‌ها را باجان و دل بپذیرد و تا حد امکان در زندگی خود عملی کند. ما همه ره‌جوییم و همگی در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم و برای دانستن آن باید با تمام توان و قدرت خود پیش برویم و هرگز متوقف نشویم.

و اما راهنما کسی ست که چراغی در دست دارد تا ره‌جو راه را گم نکند و سوخت آن چراغ چیزی نیست جز عشق بلاعوض به خداوند و مخلوقین الهی.

راهنما همواره با دو تاریکی در حال دست‌وپنجه نرم کردن است، تاریکی‌های وجود خود و تاریکی‌های وجود ره‌جو! و به دلیل همین مبارزه‌ی دوجانبه است که بار سنگین‌تری به دوش دارد؛ اما معجزه‌ای که به چشم خود شاهد بوده‌ام این است که هر چه به ره‌جو برای دیدن و زدودن تاریکی‌های وجودش یاری برساند و این کار را بدون هیچ توقع و چشم‌داشتی انجام دهد، تاریکی‌های وجود خودش نیز آرام‌آرام تبدیل به روشنایی می‌شود، چرا که نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ماست.

یک راهنمای خوب، آرام یافته را به هم می‌ریزد! و به هم ریخته را آرام می‌کند! چرا که گاهی آرامش انسان‌ها آرامشی از جنس جهالت است، از جنس سکون و بی‌حرکتی ست و باید آن آرامش را به هم ریخت تا ره‌جو به خود آید و حرکت کند و نقطه‌ی تفکر در او بیدار شود؛ و گاهی برعکس، به‌هم‌ریخته‌ای که در دریای مواج زندگی به این‌سو و آن‌سو رفته و خسته و زخمی شده را آرام می‌کند تا او هم بتواند در پرتو آرامشی که درون خود می‌یابد، راه زندگی را پیدا کند و مانند یک ناخدای قدرتمند بر روی امواج دریای زندگی حرکت کند و از موج‌ها و طوفان‌های آن نترسد و تا رسیدن به مقصد از حرکت بازنایستد.

با احترام: اعضای لژیون دوم ، لژیون کمک راهنما هم سفر لیلا 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت های مکتوب،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن کدخدایی شنبه 28 بهمن 1396 15:55
ممنون از هم سفر ان گرامی از تجربیات خوب شان ممنون

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات