نوشتار سی دی زمان مناسب از آقای مهندس
یکشنبه 20 اسفند 1396 ساعت 21:20 | نوشته ‌شده به دست همسفر اشرف | ( نظرات )
تا زمانی که یاد نگیریم اعتیاد خودمان را چگونه درمان کنیم، اعتیاد هست. 
هر وقت یاد گرفتیم که آن را چگونه درمان کنیم، آن موقع اعتیاد می رود.
 تا زمانی به زمین می خوری که بلند شدن را یاد نگرفته ای،
 مدام زمین می خوری و بلندت می کنند، اما آن قدر زمین می خوری که یاد بگیری 
خودت از زمین بلند شوی؛ وقتی از زمین بلند شدی دیگر زمین نمی خوری.
 خواستهٔ خداوند هم همین است که تا زمانی که ما حل مشکلمان را یاد نگرفته ایم، 
آن مشکل هست و ادامه دارد...

در ادامه مطلب بخوانید... 

بحث امروز مربوط به تاریخ 85/02/10 است که شاگر با استاد خودش صحبت می کند و عنوان مطلب " قلم، لسان و عمل" است.

"بعضی عمل های بایستی در زمان خاص خودش انجام شود. مانند رطب رسیده که بدون بالا رفتن از اشجار می شود آن‌ها را تناول کرد."

ما باید هر کاری را در زمان خاص خودش انجام دهیم. مثل رطب که خودش می رسد و می افتد. داشتم به این موضوع فکر می کردم که چرا درخت گردو این قدر بلند است که برای چیدن آن حتما باید بالای درخت بروی و با چوب بر شاخه‌های آنان بزنی تا بریزند؟ خلق خدا همیشه حساب شده است، پس دلیل این چیست؟ بعد دیدم که اصلا لازم نیست کسی بالای درخت گردو برود، گردو وقتی رسید پوست سبز آن خشک می شود و جمع می شود با کوچک ترین بادی خود گردو پایین می افتد یا اگر شاخه را تکان دهی خود گردو پایین می افتد. در بعضی روستا ها که درخت گردو زیاد هست می بینیم که در اثر افتادن پایین از درخت خیلی ها پایشان شکسته یا قطع نخاع شده‌اند و علت آن این است که آن گردوها هنوز نرسیده اند، زمانش نیست، اگر زمانش باشد کار به راحتی انجام می گیرد و این موضوع در تمام مسائل زندگی ما هست

چیزی که خیلی می تواند در زندگی ما نقش داشته باشد و بسیار کاربردی باشد، چیزیست که ما بلد نیستیم؛ یک خواسته‌ای داریم و بلد نیستیم آن را چگونه مطرح کنیم؟ کجا مطرح کنیم؟ وقتی شما چیزی از کسی می خواهید باید خیلی حسابگر باشید. آن خواستهٔ شما باید 3 ویژگی داشته باشد:

1: زمان مناسب

2: مکان مناسب

3: در کلام مناسب.

پس هر خواسته‌ای از کسی دارید، باید در زمان مناسب، مکان مناسب و با کلام مناسب ارائه شود. اگر این سه را رعایت نکنید آن خواستهٔ شما جواب نمی گیرد؛ مثلا صبح من آمدم دفتر؛ از ورزش آمدم و می خواهم بروم در اتاقم، هنوز چایی نخوردم، دستشویی نرفتم، یکی جلوی من را می گیرد که مهندس من فلان چیز را می خواهم! من در آن شرایط اصلا نمی توانم حرف او را گوش کنم؛ چون نه زمانش مناسب است، نه مکانش مناسب است و نه می تواند بیان مناسبی داشته باشد.

شما یک خواسته‌ای را به یکی می گویید و برآورده نمی کند اما در شرایط دیگری می گویید و برآورده می کند. خواسته را می گویید برآورده نمی کند، در یک کلام مناسب می گویید خواسته‌تان برآورده می شود.  مثلا یکی از اعضای خانوادهٔ شما یک درگیری بیرون خانه داشته، هنوز کفش‌هایش را در نیاورده، دست و صورتش را نشسته شما یقهٔ او را می گیرید که چرا این قبض تلفن را پرداخت نکرده ای!؟ یا چرا فلان چیز را نخریده ای؟ آن جا هیچ چیزش مناسب نیست، نه زمانش، نه مکانش، نه در کلام. شما گاهی اوقات خواسته‌ای دارید و در بدترین نوع کلمات آن را بیان می کنید، خواسته برآورده نمی شود.

حقیقت مثل یک گِل است؛ شما می توانید این گِل را به یک مجسمهٔ زیبا تبدیل کنید، می توانید به یک گُل زیبا تبدیل کنید، یا یک کلوخ زشت و زننده ارائه اش بدهید. شما وقتی وارد اداره می شوید، با وضعیت نامناسبی ایستاده اید، بدون اجازه هم روی صندلی نشسته اید، در یک کلمات نامناسب هم با مسئول اداره دارید حرف می زنید، آن وقت انتظار دارید کارتان را انجام دهد؟ حتی نوع ایستادن شما در مقابل خواسته‌هایتان مطرح است.

گاهی آقایی می آید حرف بزند، دستش را در جیب شلوارش کرده، کجکی هم ایستاده است، به او گفتم صاف وایستا، دستت را از جیب شلوارت در بیاور! چون می خواهم به او یاد بدهم. پس یک سری از خواسته‌های ما برآورده نمی شود چون در مکان مناسبی نیست، در زمان مناسب و وضعیت مناسبی هم نیست.

من یک دعوای حقوقی داشتم، رفتیم و وارد اتاق قاضی شدیم. طرف دعوای من یک مقام و منصبی هم داشت، من آن موقع نداشتم. من وقتی وارد شدم همان جایی که وارد شدم، خیلی مودبانه و تمیز ایستادم؛ قاضی هم سرش پایین بود و داشت یک مطلبی را می نوشت اما زیر چشمی حواسش بود که ما دوتایی چگونه وارد شدیم.

طرف شاکی من رفت راحت روی صندلی جلوی قاضی نشست و پایش را انداخت روی پایش، قاضی همان طوری که سرش پایین بود سرش را بالا آورد و گفت: چه کسی گفت تو بنشینی؟ بلند شو! و او را بلند کرد و به من گفت شما بفرمائید. همین جا حکم صادر شد؛ حالا هر چه هم او بگوید و حق هم با او باشد، در دل قاضی در وهلهٔ اول این نشست که این آدم مودبی است و او بی ادب است و قاضی خودش دلش می خواهد حق را به آن شخص مودب بدهد بالاخره او هم انسان است؛ اگر هم عدالت را کامل اجرا کند، باز هم در دلش می خواهد که حق را به او بدهد.

شما از راهنمای خود چیزی می خواهید؟ باید موقعیت مناسب باشد، باید در الفاظ و کلمات مناسب و شرایط مناسب باشد. در همهٔ موضوعات این مطلب صادق است و باید این را در نظر بگیرید. مکان مناسب را در نظر بگیرد، او شرایطی داشته باشد که بتواند حرف بزند، اگر دارد به جلسه می رود و جلسه اش دیر شده، فقط می خواهد شما را دک کند که بروید دنبال کارتان.

گاهی وقت ها باید خواسته‌ات را تنهایی بخواهی، اگر 3 یا 4 نفر باشند و آن خواسته را بگویی ممکن است آن خواسته را برآورده نکند، اما اگر دو به دو صحبت کنید ممکن است آن را برآورده کند. خیال نکنید شما هر چه را خواستید، با هر زبانی خواستید، در هر شرایطی خواستید و در هر کلماتی گفتید برآورده می شود، قطعاً شما با شکست مواجه می شوید. بعد هم باید هر عملی زمانش برسد، اگر نرسد شما نمی توانید آن کار را انجام دهید. مثل گردو یا خرما که در زمان مناسب می افتد و شما تناول می کنید و گرنه شما باید از درخت بالا بروید، بعد هم خرما هنوز نرسیده، ممکن است بیفتید پایین و کمرتان هم بشکند.

"شاگرد: نیک می دانید که برای انجام کارها مسائل زیادی مطرح است؛ گاهی با خود فکر می کنم که از سرعت لازم برخوردار نیستم. خواهش می کنم اگر مورد یا مشکل خاصی را احساس می کنید، و یا در آموزش نقصی وجود دارد و یا مطلب خاصی مطرح است که مورد نظر شماست، مرا به گونه‌ای مطلع کنید."

البته به طور کلی تمام انسان ها از نظر خودشان از برنامه عقب هستند! 99% آدم ها در کارهایی که می کنند خیال می کنند که از برنامه عقبند و الحق که عقب هستند، چون خیلی خواسته‌ها دارند و خیلی کارها می خواهند بکنند. این جا هم می گوید من از سرعت لازم برخوردار نیستم، البته سرعت در بعضی موارد ممکن است مشکل به وجود بیاورد مثل اتومبیل که باید سرعت معمولی داشته باشد که شما آن را کنترل کنید، اما اگر از یک حدی خارج شد، دیگر قابل کنترل نیست.

شما باید با ماشین جلویی فاصله داشته باشید؛ چرا می گویند ماشین اگر از عقب بزند مقصر است؟ به هر دلیلی اتومبیلی که از عقب به اتومبیل دیگر بزند مقصر است. اصلا اگر رانندهٔ جلویی عشقی و عمداً پایش را روی ترمز گذاشت، باز شما مقصر هستید، چون اتومبیل پشتی باید سرعتش را به گونه‌ای حفظ کند، که در هر شرایطی بتواند ماشین را متوقف کند. چون ممکن است جلوی ماشین جلویی، حیوانی بیاید، آدمی بیاید، مانعی بیاید، خود راننده چیزی اش شود و.... شما باید بتوانید اتومبیل خود را کنترل کنید.

در انجام کارها هم همین طور است؛ اگر بخواهی زود انجام شود ایجاد مشکل می کند، دیر هم انجام شود ایجاد مشکل می کند. من در آموزش ها سعی می کنم اگر نقصی وجود دارد مطرح کنم؛ ما گاهی اوقات خیال می کنیم همه چیز را می دانیم، اما اگر تفکر کنیم می بینیم که حتی ابتدایی ترین چیزها را هم نمی دانیم. ما حتی خواسته‌های معمولی خودمان را هم بلد نیستیم در چه موقعیتی بیان کنیم در قابل چه کلماتی بیان کنیم.

 " استاد: ما در مواردی که بسیار ضروری ست و لازم باشد، شما را از آن آگاه می کنیم (الان هم همین طور است، راهنما در لژیون رهجو را آگاه می کند) در کل امورات جاریه در کمال آرامش در حرکت باشید."

یکی از مسائلی که برای همه مهم است این است که در کل امورات آرامش خود را حفظ کنیم در آرامش حرکت کنیم، با سرنیزه صحبت نکنیم، با مردم تند صحبت نکنیم، زود جوش نیاوریم، زود عصبانی نشویم، آرام صحبت کنیم؛ چون وقتی آرام صحبت می کنید، آرامش را منتقل می کنید. اگر تند صحبت کنید پریشانی و عصبانیت و بی تعادلی را منتقل می کنید و جو را متشنج می کنید. البته آرامش هم به این راحتی به دست نمی آید، باید مشکلاتمان را حل کنیم، وقتی مشکلاتمان را حل کردیم، ما به آرامش می رسیم. با وجود هزار مشکل که نمی توانیم به آرامش برسیم.

"ما نمی گوییم عجله نکنید، و یا موضوعی را کنار بگذارید."

در زندگی لازم نیست بگویید که من اصلا تفریح نمی روم، کم می خوابم، غذای خوب نمی خورم، یا با رفقایم بیرون نمی روم، یا فیلم نگاه نمی کنم، یا کتاب نمی خوانم، می گوید نمی خواهد خودت را محروم کنی، زندگی ات را بکن، از زندگی برخورداری. من بارها و بارها این را به شما گفته ام.

یکی از مسائل بارز و مهم حیات، خودِ حیات است؛ خود زندگی است؛ فقط آن هدف نیست که مثلا شما به یک جایگاهی برسید مثلا شما می روید در یک مکتبی که شیخ شوی، عارف شوی، صوفی شوی، حالا که چه بشود؟ که چه کار کنی؟ آن شیخ شدن و صوفی شدن را برای حال خوش می خواهی. 30 سال 50 سال از عمرت را می خواهی فنا کنی که به آن جا برسی؟ بعد که به آن جا رسیدی چه؟ آن جا هم همان حال خوش را می خواهی همان حیات است.

در کتاب آسمانی هم می گوید اگر کار خوب کردی به تو بهشت را می دهیم. بهشت کجاست؟ جای آسایش و آرامش است جای حال خوش است و سیستم ما هم همین است در زندگی هم همین است؛ لازم نیست تارک دنیا شویم و ریاضت بکشیم آن حال خوش را باید داشته باشیم، چون حق حیات و زندگی را داریم. در کلام الله می گوید که: با دست خودتان نفس خودتان را نکشید.

یعنی آن چیزی که خداوند برای شما حلال کرده را بر خود حرام نکنید و از آن استفاده کنید. خداوند حیات را برای ما خلق کرده است و ما باید از آن برخوردار باشیم و از آن استفاده کنیم و در بهشت هم همین ها هست و بهترین هایش است. ما فقط باید در صراط مستقیم حرکت کنیم، نه افراطی باشیم و نه تفریطی، نه خیلی خلاف کار باشیم و نه از پاپ هم کاتولیک تر شویم و مسائلی که خداوند بر ما حلال شمرده، آن‌ها را هم حرام کنیم. پس باید با آرامش حرکت کنید، نمی گوییم عجله نکنید، در بعضی کارها باید عجله کرد، و نمی گوییم یک سری از موضوعات را کنار بگذارید.

"ما نمی گوییم عجله نکنید، و یا موضوعی را کنار بگذارید، اما با حرکت طوفان طوری عمل بنمائید که هر انسانی از هر چه آموخته می نماید به همهٔ ادوار دلالت نماید."

در زندگی هر انسانی طوفان به وجود می آید، طوفان کوچک یا بزرگ! در زنگی هر انسانی یک سری مشکلات به وجود می آید که جنبهٔ طوفان دارد. وقتی دچار مشکل می شویم باید طوری عمل کنیم که بتوانیم این طوفان را رد کنیم؛ برخورد ما با طوفان خیلی مهم است. آیا ما یاد گرفته ایم با مشکلات چگونه برخورد نمائیم.

من قبلا گفته ام در کویر که با شتر حرکت می کنند، یک مرتبه طوفان شن می شود و جاده زیر شن می رود. شتربان با بیست شتر در حرکت است که طوفان می شود. آن وقت اولین کاری که انجام می دهد این است که شترها را می خواباند و زانوهایشان را با طناب می بندد که نتوانند بلند شوند. یک چادر شب هم بر می دارد و پشت شترها می نشیند و چادر را روی سرش می کشد و می خوابد هر چند  دقیقه یک بار هم چادر شب را تکان می دهد تا شن ها پایین بریزد؛ طوفان که تمام شد، بلند می شود خودش را تکان می دهد و زانوی شترها را باز می کند و حرکت می کنند و می روند اما کسی که بلد نباشد در این شرایط مهار شتر را می گیرد، شتر این طرف رم می کند، آن طرف رم می کند، از دستش در می رود و فرار می کند هم خودش گم می شود و هم شترهایش!

پس باید بدانید چگونه با طوفان برخورد کنید که در امان باشید؛ مشکلات برای ما در زندگی به گونه‌های مختلف به وجود می آید، باید بدانی که با آن‌ها چگونه برخورد کنی. در همین ساختمانی که هستیم، این جا پلمپ شد. 54 روز این جا پلمپ بود؛ ما باید چه کار می کردیم؟ باید کنگره تعطیل می شد؟ گفتیم در پارک طالقانی لژیون تشکیل دهند. من هم صبح به صبح می آمدم پشت دیوار کنگره، یک زیلو می انداختیم، پیک نیک را روشن می کردیم و چایی درست می کردیم و خلاصه پیاده رو شده بود خانه‌مان. همانجا می نشستیم کار هایمان را می کردیم و اموراتمان را در پیاده رو انجام می دادیم، خیلی هم خونسرد بودیم و خیلی هم خوش می گذشت.

بعد هم مرتب می رفتیم دادگاه تا درست شد و با صبر و حوصله و بدون عصبانیت و نامه نگاری و مصاحبه با مطبوعات کارمان را انجام دادیم. حتی یک روزنامه آمد مصاحبه کند گفتم من مصاحبه نمی کنم، چون اگر این کار را می کردم، یک قضیهٔ معمولی حقوقی تبدیل به یک موضوع سیاسی می شود و حالا بیا و درستش کن و با آرامش تبرئه شدیم و در باز شد.

ما می توانستیم خودمان را نابود کنیم. در زندگی هر کدام از ماها هم این طوفان ها هست؛ شما هیچ انسانی را نمی توانید پیدا کنید که در زندگی اش طوفان نباشد؛ که مشکلات نداشته باشد؛ برای ما بارها و بارها ممکن است مشکلاتی پیش آمده باشد، ما باید صبور و بردبار باشیم و یاد گرفته باشیم و یاد بگیریم که چگونه از زیر این طوفان ها خارج شویم تا زمانی که یاد نگیریم اینها هم هستند، حتی در کابوس های شبانه مان هم هستند.

در دوران مصرف آن قدر این کابوس ها من را اذیت می کرد که خدا می داند، اصلا دوست نداشتم بخوابم و این آن قدر ادامه داشت تا من یاد گرفتم با کابوس ها چگونه برخورد کنم و وقتی یاد گرفتم با آن‌ها چگونه برخورد کنم کلیهٔ کابوس ها از بین رفتند. الان چندین سال است دوست دارم کابوس ببینم اما اتفاق نمی افتد. انسان هم تا زمانی که حل مشکلات را یاد نگیرد، آن مشکل هست.

تا زمانی که یاد نگیریم اعتیاد خودمان را چگونه درمان کنیم، اعتیاد هست. هر وقت یاد گرفتیم که آن را چگونه درمان کنیم، آن موقع اعتیاد می رود. تا زمانی به زمین می خوری که بلند شدن را یاد نگرفته ای، مدام زمین می خوری و بلندت می کنند، اما آن قدر زمین می خوری که یاد بگیری خودت از زمین بلند شوی؛ وقتی از زمین بلند شدی دیگر زمین نمی خوری. خواستهٔ خداوند هم همین است که تا زمانی که ما حل مشکلمان را یاد نگرفته ایم، آن مشکل هست و ادامه دارد.

مشکلی که پیش می آید را باید حل کنیم، اگر حل نکنیم آن قدر با چوب ما را می زنند تا حلش کنیم. اگر خودمان به خوبی حلش کردیم که کردیم، اگر نه آن گونه به ما می آموزند. اگر از روزگار آموختی، آموختی، نیاموختی روزگار با سیلی به تو می آموزد. چشمه باید از خودش آب بجوشد، شما با سطل در آن آب بریزید آن چشمه، چشمه نمی شود؛ انسان هم باید همین طوری باشد، خودش کار های خوش را بکند، خودش وظایفش را انجام دهد.

"بعضی عمل ها بایستی در زمان خاص خودش انجام شود، مانند رطب رسیده که بدون بالا رفتن از اشجار می شود آن‌ها را تناول کرد. زمانی از اوضاعی که ظلم بر مردمان بر خود کرده اند، آسمان هم به غرش در آمده بود و شاید هم قادر به انجام عدالت نبودند. اما شروع و آغاز راه فقط یک فرمان است که باید باشد. حال این فرمان به صور مختلف می تواند مکتوب بشود. "

انسان ها خودشان هستند که به خودشان ظلم می کنند. یعنی مظلوم کسی ست که مورد ظلم قرار می گیرد و خودش مسبب این اوضاع است. مردم باید یک سری اصول را یاد بگیرند، این نیست که جنگ کردن و ستیز کردن را یاد بگیرند؛ نه... درست زندگی کردن رای یاد بگیرند، فساد نکردن را یاد بگیرند.

شما در طبیعت آشغال می ریزی به خودت ظلم می کنی، در حریم رودخانه خانه می سازی به خودت ظلم می کنی... این یعنی ظلم و این ظلم به که بر می گردد؟ به خودشان. یک روز سیل می آید و همهٔ آن خانه‌ها و رستوران‌هایی که در حریم رودخانه های ساخته شده‌اند را نابود می کند؛ که این گونه شده!

گاهی مردمان خودشان به خودشان ظلم می کنند، کسی به آن‌ها ظلم نمی کنند. در کتاب هم داریم قوم هایی که به خودشان ظلم کردند و در این طور مواقع از دست کسی کاری بر نمی آید و از طرف خداوند فرمان صادر می شود، برای این که راه عوض شود و خداوند شخص جدیدی را گسیل می کند که دستوراتی را بیاورد که این دستورات درست کند. قوانین دینی نتیجه اش بهتر است اگر مردم اجرا کنند.

"با زبان و یا لسان غیبی باشد و مکتوب شود و برسد و البته با صلاحدید به صورت کلی و یا جزء به جزء ارسال می گردد. زمامدار راستی می گوید: جهان ها را ما خلق نکردیم و ما هم به تنهایی قادر به ادارهٔ امورات نبوده و نیستیم، اما قوانین الهی را می توانیم با کمک فرستادگان با فرمان به جهاتی که مد نظر الله است شهرها را آباد و قابل سکونت بنمائیم و این به قلم و لسان و عمل امکان دارد."

همان کسی که جهان را آفریده قوانینش را اعلام می کند که ما اجرا کنیم. ما همیشه خیال می کنیم قوانین الهی فقط به این ختم می شود که ما نمازمان را بخوانیم، روزه هم بگیریم و حج هم برویم و در مراسمات خاص هم شرکت کنیم. این‌ها هم جزو قوانین الهی هستند، اما غیر از این‌ها یک سری قوانین الهی دیگر هم هستند که می گویند "حق خداوند" است.

گر چه روزه حق خداوند است، حق انسان هم هست، دروغ گفتن یکی از قوانین الهی ست، رشوه خوردن جزو قوانین الهی ست. کسی که رشوه می گیرد اگر به زیارت خدا برود، در صف اول نماز هم بایستند، او شاگرد شیطان است. او از لباس نماز و حج دارد سوء استفاده می کند.

مثل داستان شنگول و منگول که گرگ در لباس مادر آن‌ها ظاهر می شود، او هم در لباس نماز و حج با پنهان کاری دارد سوء استفاده می کند. کسی که در زمین فساد می کند همین طور. کسی که در آمور دیگران تجسس می کند، غیبت می کند، هر چه خوبی ست برای خودش می خواهد و هر چه بدی ست برای دیگران، کسی که پیمان می بندد و پیمانش را می شکند، این‌ها فرامین الهی هستند.

پس قوانین چیزهای ظاهری نیستند که ما به آن‌ها چسبیده ایم. ما با قوانین الهی می توانیم شهر ها را قابل سکونت کنیم؛ الان شهر های زیادی هستند که قابل سکونت نیستند؛ بمب می گذارد و مردم را می کشد و با افتخار مسئولیتش را بر عهده می گیرد و می گوید من دارم کار الهی می کنم! و رسماً در یکی از کشورها هم دفتر دارند! اگر کسی جنگلی را با گلوله به آتش می کشد، آن فاعل مقصر است نه گلولهٔ آتش.

شهری آباد است و الهی است که انسان ها دروغ نگویند، فساد نکنند، مواد مخدر مصرف نکنند، رشوه ندهند، رشوه نگیرند، جنایت نکنند. ولی اگر در شهری همه دزدی کنند، رشوه بگیرند، فساد کنند، هر پنج وعده هم در صفوف نماز بایستند و نماز بخوانند، آن شهر، شهر الهی نیست، چون تمام فرامین را نقض کرده اند.

"آموزش و تعلیم درست زمان می برد. اما در ابتدا بسیار سخت می نماید، ولی وقتی محصول سالم، بدون هیچ عیبی بیرون بدهد، آن گاه باغبان می داند که چه عمل عظیمی را به انجام رسانده و این ممکن نیست و در صورتی امکان دارد که زمین سخت نباشد و آب و خاک آن از آنچه لازم است برخوردار باشد."

باغبان یعنی راهنما. اولش سخت است، اما وقتی شاگردان به رهایی رسیدند و آموزش لازم را دیدند، آن وقت باغبان می داند که چه محصول خوبی به دست آورده است و چه افراد خوبی به نتیجه رسیده اند و چه کار عظیمی را انجام داده است؛ احیا کردن یک انسان کار بسیار سخت و طاقت فرسایی است که کمتر انسانی قادر به احیای انسان ها بوده. به همین دلیل است که ارزش احیا بسیار بالاست، شما اگر یک نفر را احیا کنید، انگار که تمام انسان ها را احیا کرده ای.

آموزش در صورتی امکان دارد که زمین سخت نباشد، آب و خاک آن از آنچه لازم است برخوردار باشد. یعنی شرایط باید مهیا باشد، متون آموزشی باید درست باشد، مطالبی که گفته می شود باید درست باشد.

در کنگره باید خود شخص بخواهد، باید متون آماده باشد، درس باشد، معلم باشد، برنامه باشد. یعنی خاک باید تمام املاح را داشته باشد که تبدیل به میوه شود؛ اگر ما قرار باشد فقط دور همدیگر جمع شویم و هیچ متد درستی نداشته باشیم، حرف درست و متون درستی نداشته باشیم، علم درستی نداشته باشیم به نتیجه نمی رسیم. پیامبران هم سوای آماده بودن، باید خوراک داشته باشند، باید دستور کار داشته باشد، قانون داشته باشد، مطلب داشته باشد؛ 

آب نباید در آن سم باشد که تمام ریشه‌های درخت را از بین ببرد، یا خاک طوری نباشد که هیچ قدرتی نداشته باشد.

"ما به آن چه به شما رسیده و توسط دوستان و یاران خوب مکتوب شده، می دانیم که درآینده برای شما حق و آنچه حق است، یعنی مقرر بودن در مجموعهٔ عظیم برقرار خواهد شد و این برپا کنندگان از اقوام مختلف خواهند بود.  پس با تعقل و تفکر عمیق دربارهٔ آن‌ها عمل نمائید."

آنچه تاکنون گفته شده، تبدیل به مکتوب عظیمی می شود که در آینده از تمام اقوام از آن استفاده می کنند.

پایان

نویسنده: هم سفر اشرف

ویرایش و تنظیم: هم سفر لیلا رحیمی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: برداشت از سی دی های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر شهلا دوشنبه 21 اسفند 1396 21:06
خداقوت خدمت خانم اشرف عزیز
خداقوت خدمت خانم لیلا عزیز
انشالله خدا پشت وپناهتون باشه
حالتون کارتون تقدیرتون زندگیتون
عاقبت تون عمرتان و همه چیزتون خوب باشه
حسن کدخدایی یکشنبه 20 اسفند 1396 21:30
خدا قوت به نویسنده محترم همسفر اشراف
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic