مصاحبه با همسفر اشرف مرزبان گروه خانواده شعبه امین گلی
شنبه 17 شهریور 1397 ساعت 23:20 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا ن | ( نظرات )
به نام خالق شگفتی ها...

به مناسبت هفته ایجنت، اسیستانت و مرزبان به سراغ همسفر اشرف
یکی از مرزبانان عزیز شعبه امین گلی رفته ایم تا با ایشان، از عشق و
خدمتی که در این دوره تجربه کرده اند، گفتگو کنیم و از 
تجربیات ایشان استفاده کنیم...

نظر شما عزیزان را به این مصاحبه زیبا و دلنشین جلب می نماییم...

همیشه یک مرزبان دلواپس همه ی بچه های شعبه است و هر رهجویی که به شعبه نمی آید واقعا یک مرزبان نگران او می شود. پس هر شخصی که به کنگره بیاید برای مرزبان اهمیت دارد...

در ادامه مطلب بخوانید...

  لطفاً طبق رسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان اشرف هستم یک هم سفر.
مسافر من با بیش از 20 سال تخریب وارد کنگره شد. آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، مدت سفر 10 ماه و 12 روز با راهنمای  آقای شوشتری و راهنمای خوب خودم، خانم اعظم و الآن هم 3 سال و 11 ماه و 3 روز است که به دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستیم. 
 
از اوایل آشنایی خود با کنگره برایمان بگویید؟
ما برای اولین بار به شعبه سلمان  رفتیم، که شعبه ی بسیار فعال و پر انرژی بودندو از خانم مهین آموزش های بسیار زیادی گرفتم تا این که شعبه ی شیخ بهایی تأسیس شد و برای برقراری تعادل آقای مهندس فرموده بودند که پیشکسوتان به شعبه جدید بروند و آقای شوشتری هم جزو این افراد بودند، در نتیجه مسافرمن هم باید به آن جا می رفت و با رفتن ایشان در حقیقت باید من هم جابه جا می شدم .
 آن روز ها بدترین روز های من بود چون من تازه با کنگره و راهنمایم اُنس گرفته بودم و جدایی برایم بسیار سخت بود و با خود می گفتم هر کاری من آغاز کردم ناتمام می ماند و بسیار برایم سخت و ناراحت کننده بود و به مرزبانان و کمک راهنمایم التماس می کردم که مرا در همین لژیون و شعبه نگه دارند ولی آن زمان موافقت نمی کردند، و می گفتند باید بروی و شاید این تقدیرت باشد.
به دو دلیل نمی توانستم قبول کنم که بروم یکی این که احساس می کردم نمی توانم سفرم را با راهنمای دیگر ادامه بدهم و دیگر این که در شعبه ی جدید تنها بودم و کسی را نمی شناختم و این حس باعث شده بود که رفتن برایم سختر باشد.
 با توکل به خداوند رفتم ولی در مدت کوتاهی متوجه شدم که کاملاً اشتباه فکر می کردم و آنجا هم مثل شعبه سلمان همه عالی و با اخلاق و صبر و حوصله و مهربان رفتار می کنند و دانش کنگره همه جا یکسان عمل می کند؛  لژیون خانم اعظم را انتخاب کردم و سفرم را ادامه دادم و رهایمان را گرفتیم و بسیار لذت بخش و شیرین بود.

دلیل این که شما در دو دوره در قسمت مرزبانی خدمت می کنید چه بوده است؟

از بزرگواری همسفران بوده که من را برای مرزبانی در دوره دوم هم انتخاب کردند. دوره ی اول بصورت اکتسابی بود به دلیل این که شعبه امین گلی تازه تأسیس بود و تعداد همسفران بخصوص سفر دومی بسیار کم بود. آقای ساسانی و خانم مرجان به من پیشنهاد دادند و من کنار خانم فاطمه مرزبان بودیم . 
آن زمان بسیار سخت بود در حدی که ما حتی کاغذی برای تازه واردین نداشتیم یا دفتر حضور و غیاب ، شاید اگر تلاش های مستمر آقای امیر حسین نبود ، امین گلی جان نمی گرفت. واقعا شعبه ی امین گلی بر اساس عشق و محبت دوام آورد و مشکلات زیادی را به خوبی پشت سر گذاشت. 
یکی این که تازه تأسیس بود که تبدیل به دو شعبه شد و بچه ها نیز تقسیم شدند و به شعبه سهروردی رفتند و دیگر این که ما در مکانی بودیم که بسیار اذیت می شدیم و آقای مهندس هم دستور بسته شدن شعبه را دادند و آن روزها سخترین و بدترین زمان زندگی من بود.
 اما خدا را شکر با تلاش های ایجنت شعبه که اقای امیر حسین بودند این شعبه تأسیس شد و در دوره ی دوم کاندید شدم  و انتخاب شدم و کنار خانم لیلا آموزش های زیادی یاد گرفتم و تجربه های زیادی در این جایگاه نیز به دست آوردم.

انجام خدمت مرزبانی چقدر در زندگی شما تأثیر گزار بوده است؟

بسیار زیاد انجام این خدمت برای من تجربه داشته است. که از این بابت بسیار خوشحالم مثلاً خیلی بهتر می توانم تصمیم بگیرم و اقتدار داشته باشم و زبان صحبت کردن با دیگران را یاد گرفتم .


یکی از آموزش هایی که در این جایگاه به دست آورده اید و در زندگیتان عملی کرده اید چه بوده است؟

در بعضی از مسائل شعبه به دیگران مجبوریم بگوییم نه البته به دلیل وجود قوانین و احترام به قوانین. من قبلاً اصلاً این گونه نبودم و نمی توانستم به کسی نه بگویم و نمی  توانستم از حق خودم دفاع کنم. این آموزش را در جایگاه مرزبانی آموختم و در زندگیم به خوبی عملی کرده ام.

یک مرزبان از نظر روحی چه شرایطی باید داشته باشد؟

یک مرزبان وقتی که وارد کنگره می شود باید حتماً با تعادل وارد کنگره شود. هر مشگلی که دارد را پشت در بگذارد و با روحیه شاد به شعبه بیاید . با روحیه خسته و گرفته و غم و اندوه نمی شود خدمت مرزبانی را انجام داد. 
چون همه ی بچه ها احتیاج به این انرژی دارند و اگر با انرژی کم به شعبه بیایم این به بچه ها هم انتقال پیدا می کند. در خانه هر شخصی مشگل دارد و مرزبان نباید مشگلش را باخود به کنگره بیاورد، یک تازه وارد لبخند مرزبانان است که به او امید به رهایی و سفر و خدمت در کنگره را می دهد.
 
دید مرزبان به یک تازه وارد چگونه باید باشد؟

تازه واردانی که وارد کنگره می شوند اولین چیزی که نگاه می کنند وجود مرزبانان در آخر سالن است.
البته چون با پوشش سفید هستند بیشتر  در نگاه ها هستند و درد و دل هایشان را 
به راحتی به مرزبانان می گویند و سریع به مرزبانان اعتماد پیدا می کنند و مرزبان هم باید حریم ها را حفظ کند و درد هایش را گوش بدهد و با او هم دردی کند و محرم حرف ها و صحبت هایش باشد  و او را جذب کند.
از نگاه ما آنان بسیار با ارزش هستند و اهمیت زیادی برای ما دارند و هر تازه واردی که وارد می شود و سفرش را کنار مسافرش شروع می کند و به رهایی می رسد لذتش برایمان دو چندان است و در درون به شادی و شعف خاصی می رسیم مثل شادی مادر به فرزند از به دست آوردن موفقیتش که لذت می برد.

 از این که اواخر دوره مرزبانیتان است چه احساسی دارید؟
 

حس و حال خوبی دارم. وقتی که خدمت ها عوض می شود باعث می شود خون تازه ای جریان پیدا کند در درون انسان و در شعبه هم همینطور است . وقتی که نیروی جدیدی وارد کار می شود باعث می شود ایده های جدیدی با خود داشته باشد و برای پیشرفت شعبه نیز مفید است.
 
شما بعد از مرزبانی قرار است لژیون خود را باز کنید. چه حس و حالی بایت این جریان دارید؟

خیلی انتظار این موضوع را می کشم و برای دیدن رهجویانم لحظه شماری می کنم. کمی هم استرس دارم اما شادی این جریان برایم بیشتر است.

اگر صحبتی با مرزبانان آینده دارید بفرمایید؟

از مرزبانان آینده می خواهم که معرفت را پیشه بگیرند و عمل سالم انجام بدهند تا بتوانند به خوبی عدالت را برقرار کنند و اجرایی کنند و همیشه با انرژی و لبخند وارد کنگره بشوند و از سختی ها نترسند، حرمت ها را حتماً اجرا کنند، چون اگر یک مرزبان حزمت ها را انجام بدهد حتما بچه های شعبه هم انجام می دهند.

حرف آخر...

همیشه یک مرزبان دلواپس همه ی بچه های شعبه است و هر رهجویی که به شعبه نمی آید واقعا یک مرزبان نگران او می شود. پس هر شخصی که به کنگره بیاید برای مرزبان اهمیت دارد و در ادامه کسانی که به شعبه می آیند و به رهایی می رسند ، بهتر است در شعبه بمانند و خدمت کنند و باز پرداخت خود را بدهند و بقول معروف زکات خود را پرداخت کنند که این آموزش ها برایشان پایدار باشد.
در پایان تشکر می کنم از ایجت شعبه آقا نادر و آقای امیرحسین ایجنت دوره ی قبل و همچنین اسیستانت محترم شعبه خانم ریحانه عزیز و همینطور خانم لیلا همکار عزیزم که واقعاً مانند عقربه های ساعت کنار هم خدمت می کردیم و هیچ اختلاف نظری نداشتیم و خیلی آموزش از ایشان گرفتم .
 از راهنمایان عزیز شعبه امین گلی و راهنما خودم خانم اعظم واقعاً سپاسگزارم و از آقای مهندس که چنین مکانی را برای ما بوجود آوردند که این آموزش های ناب را دریافت کنیم، سپاسگزارم.


از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید صمیمانه سپاسگزاریم.

نویسنده: همسفر لیلا نصر
تصویرگر : هم سفر لیلا
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ، گفتگو،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرمریم رهجوی خانم لیلی چهارشنبه 21 شهریور 1397 13:59
سلام وخداقوت خدمت مرزبانان عزیزشعبه امین گلی واقعاعالی بودیدخداقوت...
همسفر شهلا دوشنبه 19 شهریور 1397 21:30
خداقوت خدمت مرزبان محترم خانم اشرف عزیز بابت خدمت مرزبانی امیدوارم توجایگاههای بالا تربدرخشی انشاالله برکتش تو زندگی شما جاری باشد
از مصاحبه عالی شما آموزش گرفتم
خداوند را شاکر وسپاسگذارم که بین دستور جلسات سال یک هفته هم برای این بزرگواران
است تا سفر اولی ها با خدمت آنها آشنا شوند و تمام شعبه ها ازاین بزرگواران تشکر وقدردانی کنند
تبریک عرض میکنم این هفته با شکوه را خدمت آقای مهندس بنیان کنگره و خانواده بزرگوارشان و ایجنت قبل آقا امیرحسین و ایجنت جدید آقا نادر و اسیستانت محترم سرکارخانم ریحانه و مرزبانان محترم خانم اشرف عزیز و خانم لیلا عزیز
واز خداوند میخوام همین طور که تو خدمت مرزبانی موفق و سربلند هستید
تو خدمت کمک راهنمایی هم موفق و پیروز باشید
خداقوت خدمت خانم لیلا نصر و عکاس خانم لیلا عزیز
حسن کدخدایی دوشنبه 19 شهریور 1397 11:26
همیشه یک مرزبان دلواپس همه ی بچه های شعبه است و هر رهجویی که به شعبه نمی آید واقعا یک مرزبان نگران او می شود.

خدا قوت به مرزبان محترم هفته مرزبانی را به همه مرزبانان محترم شعبه امین گلی تبریک عرض می کنم

تشکر از نویسنده و عکاس
همسفرفاطمه دوشنبه 19 شهریور 1397 06:42
خیلی ممنونم از مرزبان محترم وصحبتهای دلنشینشون.بنده و مسافرم تازه به این جمع صمیمی شعبه امین گلی واردشدیم انشالله به امید رهایی مسافرعزیزم و تمام تازه واردین.(همسفرفاطمه لژیون خانم مرضیه)
مرضیه همسفر سعید محسن یکشنبه 18 شهریور 1397 22:53
تشکر از خانمها لیلا بابت مصاحبه و وتصویر
مرضیه همسفر سعید محسن یکشنبه 18 شهریور 1397 22:51
خدا قوت میگم وتبریک عرض میکنم خدمت خانم اشرف عزیز باید به شما احسنت وآفرین گفت بابت خدمت صادقانه که داشتین همیشه لبخند روی لبتون دیدم وبااخلاق ومهربان با تمامی اعضا برخورد داشتین
انشالله که در جایگاه راهنمایی هم مثل مرزبانی بدرخشید
مسافر عباس فاتح پور لژیون آقانادر یکشنبه 18 شهریور 1397 22:44
سلام وخداقوت خدمت همه مرزبانان همسفر پیروزوموفق باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic