کارگاه آموزشی جهان‌‌بینی؛ سم نزدائی و سم زدائی + فایل صوتی
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 16:26 | نوشته ‌شده به دست مسافر مصطفی | ( نظرات )

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه گذشته نهم جلسه از دوره پنجاه و ششم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه  سم زدائی و سم نزدائی  به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری مسافر علیرضا در تاریخ چهارشنبه 94/10/30 رأس ساعت 13:30 آغاز به کار نمود.

همراه با فایل صوتی سخنان مهندس دژاکام ومشارکت دیدبا نان محترم سرکارخانم آنی ،رضا تراب خانی ،آقای سبزه ای ،آقای احمد حکیمی ،آقای امین دژاکام ،آقای علی خدامی وآقای رضا......در مراسم تقدیر از دیدبان محترم محسن خان 

ولی من امروز به این نتیجه رسیدم که معتادین یک گنج بی پایان هستند که تا به حال استخراج نشده اند. نتوانسته اند استخراج کنند، گنج در بیغوله است، گنج در جاهای آباد نیست، تا بحال نتوانسته اند این گنج را استخراج کنند، چون به دنبال این گنج در مکان دیگری دنبالش می گشتند...

 ارسال گزارش:مسافرسید مصطفی               

دستور جلسه امروز سم زدائی و سم نزدائی است، دستور جلسات بعضی هاشون برای قدیمی ها تکراری است، خیلی چیزهای ما تکراری است، غذا خوردن، نماز خواندن، آب خوردن و ... البته در تکرار این قضیه جا می افتد.

در اثر تکرار انسان در یک موضوعی قوی تر و نیرومند تر میشود و ارتباطاتش با آن موضوع ذره ذره محکم تر و گسترده تر می شود. بارها گفتم که یک میخ را که می خواهید به دیوار فرو کنید، باید با چکش دائماً ته میخ بزنید تا میخ به دیوار فرو برود. کره زمین مرتب دور خورشید می چرخد و خورشید هم دور چیزهای دیگر می چرخد.

وقتی نگاه می کنیم، واژه سم زدائی و واژه سم نزدائی دو نقطه کاملاً متفاوت است.

با خودم فکر می کردم که گاهی اوقات یک جمله و لغت ممکن است انسانهای بیشماری را گمراه کند، حتی انسانهای دانشمند.

اصلاً واژه سم زدائی در مقوله اعتیاد ، یک واژه صد در صد غلط است. نمی دانم واژه چگونه وارد مقوله اعتیاد شده است، احتمال می دهم که در گذشته وقتی می خواستند انسانها خودکشی کنند، با تریاک خودکشی می کردند و چون با تریاک خودکشی می کردند به تریاک سم می گفتند. ممکن است با خیلی از مواد دیگر خودکشی کنند مثل دیازپارم، کلونازپام، ولی به آنها سم نمی گویند.

حالا اگر یک واژه ای غلط باشد، ممکن است اتفاق خاصی نیفتد، مثلاً قله کوه البرز که سه هزار و خورده است بگویند چهارهزار متر، ولی این واژه سم زدائی یک واژه ای است که واقعاً میلیون ها نفر را گمراه کرد و هنوز هم در این لحظه ای که ما در اینجا قرار داریم و صحبت می کنیم بکار می رود و هنوز هم ماده مخدر را به عنوان یک سم تلقی می کنند.

وقتی که ما سم تلقی کردیم، اصلاً روش درمان فرق می کند.

چون فردی که مسموم باشد، مثلاً فردی که سیانور خورده یا غذائی خورده که مسموم بوده، یا فردی که به تریاک عادت نداشته و می خواهد با تریاک خودکشی کند، بله آن موقع سم تلقی می شود، معده شخص را شستشو می دادند تا این مسمومیت از بین برود، یا فردی که اشتباهی شیره یا تریاک خورده باشد به آن نالوکسان یا نالتروکسون می زنند تا این سم از بدنش خارج شود. ما به هیچ عنوان نمی توانیم یک فرد مصرف کننده موادمخدر را مسموم تلقی کنیم.

آیا می توانیم کسی که به بیمارستان می بریم و مرفین به آن تزریق می کنیم، بگوئیم سم است. آیا می توانیم بگوئیم شخصی که کدئین مصرف میکند، یا بگوئیم نارسئین یا تبائین که از مشتقات متادون است، یا متاآمفتامین سم است.

وقتی ما بگوئیم سم است یک برخورد داریم، وقتی بگوئیم سم نیست یک برخورد دیگر داریم.

وقتی در جبهه بگوئیم دشمن، پشت این دشمن مفاهیم گوناگونی نهفته است. وقتی می گوئیم دشمن با آن شخص جنگ می کنیم. حالا یک نفر می شود دوست یا خودی، با آن شخص نمی جنگیم چون مفهوم دیگری دارید.

پس وقتی می گوئیم سم ، با آن می جنگیم چون می کشد ، ولی وقتی بگوئیم دارو ، تعریف دیگری دارد.

می گویند سوء مصرف ، خیلی از قرصی ها هستند که صد مرتبه از هروئینی بدتر است. یک قرصی تخریبش به اندازه 50 نفر هروئینی است (البته قرص در حد افراط و مصرف سرخود)

پس موادمخدر به طور کلی یک دارو است. وقتی سم اطلاق کردیم ، شخص می شود مسموم و ما باید خیلی سریع سم را از بدنش خارج کنیم.

یک نفر که عادت به تریاک ندارد، باید ابتدا موادی را به او بدهند که اثر سم در بدنش از بین برود و نمیرد. ولی در مورد معتاد این قضیه صادق نیست. به همین دلیل آمدند و آن عملیاتی که مربوط به یک مسموم که سم مصرف کرده، خواستند که همان را روی یک فرد معتاد استفاده کنند. بهمین دلیل برای یک معتاد آزمایش اعتیاد، نشانه سلامتی بود. چرا چون گفتند موادمخدر سم است، از او آزمایش می گیریم و وقتی در بدنش سم نبود، این شخص سالم است. بهمین دلیل شخصی که سم مصرف می کند، موادی به او می دهند و بعد آزمایش می گیرند و وقتی دیدند که اثر مواد سمی در بدنش نیست، آن شخص سالم شده است.

کسی که به موادمخدر عادت ندارد، از مصرف آن می میرد ولی در یک معتاد گاهی اوقات اگر مصرف نکند منجر به مرگش می شود. آن شخص مصرف می کند و می میرد و این شخص مصرف نمی کند و می میرد.

شما یک مصرف کننده که ناراحتی قلبی هم دارد، اگر موادقطع شود ممکن است بمیرد. در مواردی در اثر مصرف کردن نمی میرد.

کسی که مسموم می شود کم کم نفس آهسته می شود، ضربان قلب کم می شود، اطراف را تشخیص نمی دهد و راه نمی تواند برود و بعد رو به موت و مرگ می رود. حالا اگر به یک شخص معتاد مواد ندهید ، کم کم این اتفاقات رخ می دهد.

وقتی مواد به او نرسد، کسل می شود، بی حال می شود و رو به مرگ می رود، حالا یک مقدار مواد به او بدهید، شخص می نشیند پشت تریلی و یک مسیر طولانی را راحت طی می کند.

پس بطور کلی واژه سم و اطلاق به ماده مخدر ، یک واژه غلط است، چون بر مبنای آن می خواهند درمان بکنند. و الآن هم در تمام دنیا وقتی با هر کس از متخصصین صحبت کنید، می گویند بله، باید بدنش را پاک کنید. چنانچه در گروههای مشابه می گویند پاکی مثلاً 2 ماه. انگار که ماده مخدر چیز کثیفی است و الآن از بدنش می رود بیرون.

چون سم اطلاق شد، این اشتباهات رخ داد و درمان های غلط و نادرست انجام می دهند.

الآن ما می گوئیم، موادمخدر سم نیست، فرد مصرف کننده مسموم نیست، پس چیست؟ جایگزینی است. مواد مخدر از سدخونی مغز گذشته است و جایگزین اندرفین ، دینورفین شده و نوروترنسمیترها را بهم زده و فرد تمام حالات درونی و بیرونی اش را موادمخدر تعیین می کند.

بنابراین نگاه کردن به ماده مخدر بعنوان سم و مصرف کننده بعنوان مسموم نه تنها غلط است، بلکه میلیون ها نفر و مسیر درمان اعتیاد را گمراه کرده است.

من امروز با خودم فکر می کردم و به این نتیجه رسیدم که تصور بر این است که معتادان یک افرادی هستند که منفور جامعه هستند و تعادل ندارند، انسانهای خودخواه، لذت جو و لذت طلب و ... هستند و فرد معتاد وکارتن خواب که به آخر خط رسیده است و دست به کارهای خلاف می زند، آن شخص الگوی معتاد ماست و تصور می کنیم تمام جامعه معتادین اینها هستند. ولی من امروز به این نتیجه رسیدم که معتادین یک گنج بی پایان هستند که تا به حال استخراج نشده اند. نتوانسته اند استخراج کنند، گنج در بیغوله است، گنج در جاهای آباد نیست، تا بحال نتوانسته اند این گنج را استخراج کنند، چون به دنبال این گنج در مکان دیگری دنبالش می گشتند. نتوانسته اند کشفش کنند، اگر بتوانند این گنج را کشف کنند، بیشترین نیرو از جوامع اتحاد انسانی (تمام کشورهای جهان) و یک نیروی گنج خفته است، بهترین نیروی کار، نیروی سرمایه ای، نیروی علمی و...

همه سعی می کنند به جامعه معتاد کمک کنند و خیرین تنها می توانند به آنها مقداری پتو و لباس و ... بدهند، غافل از اینکه خود اینها می توانند حامی و خیر باشند. بشرطی که این گنج را بتوانیم استخراج کنیم، به شرطی این چاه که می کنیم به آب برسد.

اگر در یک طرح ما 15هزار نفر معتاد را جمع می کنیم، باید یک سیستمی داشته باشیم که بتوانیم آنها را درمان کنیم. اگر درمان شد خروجی دارد. مثل اینکه شما خانه را نظافت می کنید و خاک ها را به هال می فرستید، از هال به حمام، از حمام به زیر کمد، از کمد به زیر فرش و ... این خاک ها از خانه بیرون نمی رود. درست جمع آوری معتادان مثل همین موضوع است. در صورتی که نیروی انتظامی تمام تلاشش را می کند، حالا جمع می کند ، خوب اینها را چقدر نگه می دارند؟ 6 ماه، آیا بعد از 6 ماه خوب می شوند؟ چرا ؟ چون این گنج استخراج نشده وخروجی ندارند.

اگر یک جایی بود که آنها را 10 ماه نگه می داشتند، الآن می توانستند که درمان شوند و به تعدادی بی شماری کمک کنند. درست مثل کاری که ما کردیم.

بنابراین تا زمانی که ما موادمخدر را به عنوان سم تلقی میکنیم، هیچ پیشرفتی نداریم.بخاطر همین مسئله من مقاله سم نزدائی را نوشتم، که افراد مصرف کننده باید سم نزدائی بشوند. مصرف کننده تا زمانی که سم در بدنش است، مشکلی ندارد (بغیر از شیشه ای). تا زمانی که یک تریاکی، این مواد (سم) در بدنش است مشکلی ندارد. مشکلات وقتی شروع می شود که این سم از بدنش خارج شود. وقتی بیرون رفت مشکلات شروع می شود.

خماری یعنی چه؟ خماری یعنی مواد مخدر درون بدن تمام شود، یعنی این سم تمام شود و دیگر موادمخدر در بدن نباشد، تازه اول بدبختی است. بعداً آوردند معتاد را بیهوش کردند و کاری کردند که موادمخدر از بدنش خارج شود که این کار خیلی وحشتناک بود. فرد معتاد مثل مرغ پرکنده می شد که بعد از یک ساعت تمام موادمخدر بدنش را بسوزانید.

درد خماری، درد وحشتناکی است، وقتی ما بطور طبیعی خمار می شدیم ، بیچاره می شدیم، حالا فکر کنید در عرض یک دقیقه تمام موادمخدر بدن را بسوزانید.

امیدواریم که بتوانیم با زمان بیشتری این اطلاعات را به جوامع دیگر منتقل کنیم. جهان از جهتی خیلی بزرگ است و از جهتی خیلی کوچک است. ما از یک نقطه شروع کردیم و داریم به یک شعاع وسیعی می رسیم و این کار برای اینکه به اطلاع همگان برسد، زمان زیادی طول می کشد.

مواد مخدر سم نیست. برای سم زدائی باید ثابت کنیم که موادمخدر سم است. که با بازنگری موادمخدر ممکن است بگوئیم هروئین، تریاک سم است. می گوئیم هروئین سم است، ولی می بینیم که هروئین دی استیل مرفین است و دی استیل مرفین سم نیست.

می گوئیم حشیش سم است، ولی تی اچ سی سم نیست.

پس باید اول ثابت کنیم که موادمخدر سم است و امکان ندارد که کسی بتواند سم بودن آن را اثبات کند.

می گویند اگر زیاد مصرف شود سم است، می گوئیم پس آب هم اگر زیاد مصرف کند سم است

پس وقتی موادمخدر سم نیست، واژه سم زدائی کاملاً واژه غلطی است.

دو تا نکته :

1ـ موضوعی بود برای همسفران مخصوصاً همسفران خانم، همسفران خانم تا زمانی می توانند کنگره بیایند که مسافر داشته باشند، می گوئیم 3 تا 4 ماه بیا، بعد مسافر خودت را بیاور. اگر مسافر نیامد توهم نیا. بعد می گوئیم کسانی که مسافر ندارند، در جلسات باشند ولی در لژیون ها نباشند.

بنابراین همسفرانی که مسافر ندارند، نمی توانند دبیر و نگهبان باشند، حالا مدتی ما گفتیم می توانند خدمت کنند، ولی همسفری که مسافر ندارد، دیگر نمی تواند راهنما باشد.

ما شما را در کنگره می پذیریم، ولی در کنگره ما از چیزهائی که ممکن است مشکلاتی برای ما ایجاد کنند ، پرهیز می کنیم.

آقایانی که مسافر ندارند هم نمی توانند راهنما شوند. بهمین دلیل آقائی که همسفر است و راهنما می شود، می گوید که من مسافر داشتم و این خدمات را انجام دادم، بنابراین حالا کسی که مسافر ندارد چطور می تواند فعالیت و مشارکت کند.

بهمین دلایل نمی توانیم بگوئیم که همسفران آقا و خانم که مسافر ندارند، در کنگره 60 راهنما شوند.

2ـ کنگره 60 به مسئله خانواده اهمیت می دهد، استحکام پایه های خانواده برای کنگره حایز اهمیت است. بهمین دلیل هم یکی از انگیزه هائی که باعث شد کنگره 60 گروه خانواده را تشکیل دهد، همین قضیه بود. وقتی همسفر و مسافر آموزش می بینند و همزبان می شوند، مشکلات مرتفع می شود. بهمین دلیل تمام متون آموزشی همسفران و مسافران یکی است، با اینکه همسفران در مصرف دارو دخالتی ندارند، در آزمون ها باید اطلاعات کافی داشته باشند.

قدیم می گفتند که فلانی شلوارش دو تا شد، قدیم طرف یک شلوار بیشتر نداشت، آن را هم دائم می پوشید، بعد که وضعش خوب می شد، دو تا شلوار می خرید و می پوشید.

حالا یک مسافر به سفر دوم رسیده و به رهائی رسیده و می خواهد همسرش را طلاق بدهد، این برای ما قابل قبول نیست.

گفتیم اگر چنین اتفاقی بیفتد، همسفر نمی تواند به کنگره بیاید. حالا مسافری که این کار را انجام دهد، شایستگی راهنما شدن را ندارد. اصلاً نمی تواند راهنما شود، چه چیزی می خواهد به شاگردانش آموزش بدهد؟

بنابراین ما می گوئیم فعلاً کنگره بیاید، ولی راهنما نباشد، اگر لژیون دارد، لژیونش را تحویل دهد، اگر مرزبان است، مرزبانی را تحویل دهد، ما نمی توانیم جو بهم ریخته ای در کنگره داشته باشیم.

دفعه قبل هم گفتم، کاری که برای ما ضرر نداشته باشد، ما حرفی نداریم. هرکاری که برای ما ضرر داشته باشد، مقابل آن می ایستیم. اگر این کار به ما ضرر نمی زد، کاری با آن نداشتیم. حالا که ضرر می زند، قبول نداریم.

تا ابد که نباید به کنگره بیایید، کنگره بیایید خوب می شوید و به دنبال کارتان بروید، حالا یکسری می خواهند راهنما شوند و مرزبان شوند، ایرادی ندارد. دلیلی ندارید که همه باشند، 10 درصد ، 15 درصد می مانند و خدمت می کنند، کافی است. حالا شما راهنما شده اید، وضعتان هم خوب شد، بروید دنبال کارتان. بنابراین اگر در کنگره 60 دو تا زوج جدا شدند، نمی توانند خدمتگزار باشند.

در جاهای دیگر می گویند؛ اگر زن و شوهری در یک جائی هستند و چهارتا فرزند دارند و هر دو مصرف کننده هستند، وقتی یکی از آنها ترک می کند، بعد از ترک دیگر نباید در آن خانه باشد، ولی اینجا اینطور نیست. هدف ما استحکام پایه های خانواده است.

مسئله بعد؛

تمام قسمت ها در کنگره در حال چرخش و تعویض هستند. حتی برای نگهبان کنگره و دیده بانان هم زمان قائل شدیم. دیده بانانی که الآن ما داریم همه قوی و قابل قبول هستند. ولی فقط بخاطر چرخشی شدن همه امور در کنگره، آقای خان خودشان تقاضا کردند که این حرکت اتفاق بیفتد، ابتدا ما قبول نمی کردیم ولی بخاطر تغییرات و چرخش این موضوع اتفاق افتاد.

از آقای خان خواهش می کنیم که تشریف بیارند و ما در خدمتشان باشیم.

دلداده ازعشق پیر می شوداما سیر نمی شود

17 سال و اندی در کنگره هستم و فکر کنم 13 ، 14 سال دیده بان بوده ام. این هفته ای که آقای مهندس فرمودند چنین مراسمی را می خواهیم اجراء کنیم. دقیقاً هفته آخری است که یک سفر اولی می خواهد رهائی بگیرد، دقیقاً همان حالتی است که اولین سال رهائی یک نفر ، آخر هفته اش است و شخص تولدش است. یک هفته است که با خودم فکر می کنم که چه باید بگویم، خیلی برای من اشتیاق آور بود. فکر می کنم که مجدد از یک حالتی به یک حالت دیگر و رشد دیگری رسیده ام.

در جلسه دیده بانی خدمت آقای مهندس و سایر دیده بانان عرض کردم، این مسئله جابجائی که یک جوان بیاید و کارهای بیشتری بتواند انجام بدهد، بر من واجب است.

البته در کنگره هستم، هر ماموریتی به من داده شود، انجام می دهم. شاگرد آقای مهندس هم هستم، اما در جلسات دیده بانی دعوت نمی شود تا یک جوان به آنجا برود.

یک مثال می زنم که آقای امین استاد جهان بینی و دیده بان هستند، حالا اگر از دیده بانی خارج شوند، آیا استاد جهان بینی کنگره 60 عوض می شود، البته من مقایسه نمی کنم.

از آقای مهندس و سرکار خانم آنی بسیار بسیار ممنونم. ایشان مشاور بسیار خوبی برای من بوده اند. از لحاظ مشاوره با خانم آنی راحت تر بوده ام، چون آقای مهندس وقت کافی نداشتند.

یک خاطره، آقای مهندس به من برنامه آدامس نیکوتین را دادند، من دهنم زخم شد، سیگار کشیدم، بعد نزد آقای مهندس رفتم و ایشان گفتند چه کار کردی؟ گفتم سیگار کشیدم، ایشان گفتند که : بخوابونمت همینجا فلکت کنم....

امیدوارم تا همینجا از من بپذیرید، از همه شما سپاسگزارم.

مهندس:

شما همیشه پیش ما هستید و جلسه دیده بانان هم دعوت خواهید شد. فقط اینها الگوهائی هستند که بدانیم که اگر یک نفر جابجا می شود به این معنا نیست که باید برود. ما از دیده بانان می خواهیم که از مشاوره های آقای خان استفاده کنند. هدف ما این است که این تغییرات انجام شود و بقیه هم بتوانند خدمت کنند.

مشارکت دیده بانان:

دیده محترم گروه خانواده سرکار خانم آنی؛

اقای خان برای من مثل یک برادر بزرگ بودند، در شعبه انقلاب و شادآباد بیشتر کنارشان بودیم. زحماتی که برای اداره شعبه ، مسافران و همسفران کشیدند بسیار است، گاهی اوقات برای ما تولد می گرفتند و ما از تمام زحمات ایشان سپاسگزاریم.

ما در کنگره تمام نیروهای خودمان را حفظ می کنیم و برای ما حیاتی هستند. حالا دیده بان نشد، در یک جای دیگر. این نیروها اگر از کنگره بروند و خانه بنشینند، افسرده می شوند و خود من هم همینطورم.

ما از سالهای اول تشکیل کنگره کنار هم بودیم، ایشان جزو مخلصین کنگره هستند. انشاء که همیشه سالم و سلامت باشند و ما از کارآئی ایشان بتوانیم استفاده کنیم. امروز را تبریک می گویم. ایشان همچنان کنار ما هستند.

آقای مهندس:

ما اینجا جلسه تودیع نداریم، جلسه تقدیر داریم.

دیده بان محترم راهنمایان آقای ترابخانی؛

ممنوم که در این سالها لحظات خوشی را برای همدیگر ساختیم. اوایلی که من به کنگره آمدم و سفر اول بودم، پیش آقای خان رفتم، گفتم که می شه راهنمایی من رو بعهده بگیرید، ایشان گفتند که نه من فقط ندارم. ولی از اینکه توانسته ام کنار ایشان در دیده بانی خدمتگزار باشم و تجربه کسب کنم، خوشحالم. امیدوارم مثل گذشته بتوانیم از تجربیات ایشان استفاده کنیم، برای ایشان آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی را دارم.

دیده بان محترم تحقیقات آقای علی خدامی؛

من هم تبریک می گویم به آقای خان، بخاطر اینکه ایشان همیشه خط شکن بوده اند و خیلی شهامت داشته اند که توانسته اند این پست را تحویل دهند. این نشان دهنده این است که ایشان همیشه آموزشهای آقای مهندس و کنگره را عملی کرده اند.

دیده بان محترم آقای حکیمی؛

تبریک می گویم به آقای خان، آقای مهندس و خانواده محترمشان. خداقوت به آقای خان. یاد سالیان گذشته افتادم که در کنارتان تجربه کسب می کردم. حضورتان باعث دلگرمی بوده و هست و خواهد بود. امیدوارم در هرجا که هستید منشاء خیر باشید.

دیده بان محترم جهان بینی ، استاد امین؛

من هم به آقای خان تبریک می گویم و برای ایشان آرزوی موفقیت می کنم. ایشان یکی از پیشکسوتان کنگره هستند. مدت های زیادی در نمایندگی شادآباد که بیش از 1000 نفر بودند خدمت کردند و سعی کردند با کدخدامنشی و صلح مشکلات را رفع کنند. امیدوارم سالهای سال برقرار باشند و من صمیمانه ایشان را دوست دارم.

دیده بان محترم آقای سعید سبزه ای؛

امروز روز قدردانی از زحمت های آقای خان است، از روز اول که وارد کنگره شدم تا به امروز همیشه مجذوب صحبت های ایشان بودم، چون خیلی خالصانه صحبت می کنند، ایشان حکم استادی بنده را دارند و آرزوی بهترین ها را برای ایشان دارم.

آقای مهندس؛ کنگره را کسانی که پشت پرده هستند و زحمات زیادی می کشند، به اینجا رسانده اند. کنگره در ظرف این مدت 15، 16 سال گام های بلندی را برداشته است. شما در نظر بگیرید در ظرف این مدت ما یک روز مشکل مادی نداشته ایم و این مسئله بسیار بزرگی است. ایالات متحده کلی بدهکار است و ما در کنگره یک ریال بدهکار نیستیم. این بخاطر زحمات دیده بانان محترم و خدمتگزاران است. این مدیریت که در همه جا اجراء می شود و این صلحی که در کنگره برقرار است، ضامن صلحی است که بین دیده بانان برقرار است. اگر این صلح بین دیده بانان برقرار نبود، کنگره در این وضعیت نبود. همه ما دیده بانان هر وقت بدانیم که کاری به خیر و صلاح کنگره است، پای خودمان را کنار می کشیم و کار را به کس دیگری محول می کنیم. من بزرگترین آرزویم این است که یک روز اینجا را رها کنم و به باغ خودم بروم و کنار گاو و گوسفندان باشم (بلا نسبت شما)

آقای خان : به یه گوسفند گفتند که بزرگترین آرزوت چیه؟ گفت اینکه جلوی نیسان بنشینم.

آقای مهندس؛ ناگزیریم که باشیم، ولی خیلی راحت تریم که استراحت کنیم، به نوشتن بپردازم، آرامش داشته باشم، البته اینجا آرامش را دارم. بهرحال الآن کنگره مطرح و مهمتر است. کنگره بعنوان یک وسیله و ابزار مهم است، نه بعنوان یک هدف، چون کمک می کند به انسانها که از اعتیاد خارج شوند.

من اصلاً نمی توانم فکرکنم که آقای خان دیگر پیش ما نباشند و دیگر اینجا نیایند.

رضا قلی پور ؛

خیلی خوشحالم، من حدود یکی دو سال این افتخار را داشتم که آقای خان از من خواستند در نمایندگی شادآباد حضور پیدا کنم، واقعاً درس گرفتم و لذت بردم. خیلی به من کمک کردند و این درسی که امروز مطرح است واقعاً برای من درس بسیار عالی می تواند باشد و آقای مهندس هم اشاره کردند که کنارگذاشتن آن مسئولیتی که آدم به آن عشق می ورزد و دوستش دارد و اینکه به این نقطه برسد که این فرصت را در اختیار دیگران بگذارد، کار بسیار بزرگی است.

آقای مهندس؛

من از طرف همه شما این لوح تقدیر را تقدیم آقای خان می کنم.

 فایل صوتی جلسه جهان بینی؛ سم زدایی یا سم نزدایی 94/10/30

MP3 - 19mb

آپلود عکس

منبع:کنگره 60

 ارسال گزارش:مسافرسید مصطفی               
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
افسانه همسفر محمد چهارشنبه 30 دی 1394 22:51
با عرض خداقوت به نویسندی محترم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات