به کار گیری قدرت عقل
جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 10:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

به کار گیری قدرت عقل

استاد: مهندس دژاکام

با انسان های سست عنصر، بدون تفکر، بدون تعقل ، بدون ایمان و بدون قدرت که نمی شود سیستم را چرخاند، نمی شود حریف اعتیاد شد، که هیولای بسیار قوی است. وقتی که تو راهنما شدی و شروع به کار کردی باعث می شوی که دیگران را هدایت کنی که به عقل و آگاهی لازم دست پیدا کنند. این آمدن ما، ماندن ما، درس خواندن ما، کار کردن ما، این ها همه باعث می شود که ما به مراتب بالاتری از عقل دست پیدا کنیم.

در ادامه مطلب بخوانید....

"سردار: ما برای این که دور هم جمع بشویم، نیاز به ایمان قوی داریم، انشالله تعالی که همه ی شما دارای ایمان محکم هستید و رسیدن به درجه ی رفیع انسانی پایه ی محکم نیاز دارد و این مسئله شما را هدایت می نماید تا به عقل و آگاهی لازم دست بیابید."

ما که دور هم جمع شده ایم، نیاز به ایمان قوی داریم. حالا این ایمان قوی را به چند گونه می توانیم تعبیر کنیم. یکی ایمان به خداوند است، بعدی اعتقاد و ایمان به خودمان است، اعتقاد و ایمان به روشمان، گروهمان، مِتُدمان، به وادی هایمان، به کتابمان، به راهنماهایمان، به کل سیستم. این ایمان را باید داشته باشیم، و داریم. ممکن است کسی از در وارد کنگره شود و در جلسات اول و دوم و سوم این ایمان را نداشه باشد، اما کم کم این ایمان را پیدا می کند. پس همه ی ما احتیاج به این ایمان داریم.

"رسیدن به درجه ی رفیع انسانی پایه ی محکم نیاز دارد. "

برای این که انسان آدم باشد، رطب باشد، باید پایه ی محکمی پیدا کند. حنظل پایه ی محکمی نمی خواهد، ولی رطب پایه ی محکم و قدرتمندی می خواهد. با انسان های سست عنصر، بدون تفکر، بدون تعقل ، بدون ایمان و بدون قدرت که نمی شود سیستم را چرخاند، نمی شود حریف اعتیاد شد، که هیولای بسیار قوی است. وقتی که تو راهنما شدی و شروع به کار کردی باعث می شوی که دیگران را هدایت کنی که به عقل و آگاهی لازم دست پیدا کنند. این آمدن ما، ماندن ما، درس خواندن ما، کار کردن ما، این ها همه باعث می شود که ما به مراتب بالاتری از عقل دست پیدا کنیم.

همه چیز در زندگی و در طبیعت عقل است. عرفان عقل است، بر خلاف این که همه فکر می کنند، عشق است، عشق است اما عقل هم هست. منظورم این است که بدون عقل اصلاً نمی شود. این هایی که می گویند عقل قدرت ندارد، عقل نمی تواند بعضی از مسائل را درک کند، این حرف حرف غلطی است. عقل همه چیز را می تواند درک کند؛ عقل همه چیز را می تواند بفهمد. ولی عقل مراتب دارد. کسانی که در مراتب  پایین عقلی قرار دارند، بله آن ها نمی توانند خیلی چیز ها را درک کنند.

مرابت عقلی یعنی چه؟ یک بچه ی پنج ساله در یک مرتبه عقلی هست، یک بچه ی ده ساله در مراتب دیگری است، یک انسان بیست ساله و چهل ساله هم همین طور. مرابت عقلی این ها با هم فرق می کند . آن چیزی که جوان بیست ساله می فهمد را که بچه ی پنج ساله نمی فهمد!

ما همه می گوییم عقل؛ اما عقل مرتبه دارد. همان طوری که می دانید، حس  اولین نیرویی است که قوه ی عقل را راه اندازی می کند. وقتی که عقل می خواهد تصمیم گیری کند باید یک سری از اطلاعات را بگیرد، وقتی گرفت پردازش می کند و بعد دستور را صادر می کند. تا جایی که حواس توانستند اطلاعات به عقل بدهند، عقل کار می کند، اما اگر نتوانند به او اطلاعات بدهند عقل نمی تواند تصمیم بگیرد. شما باید مواد خوراکی داشته باشید تا بتوانید غذا درست کنید، وقتی مواد خوراکی نداشته باشید که نمی توانید غذا درست کنید. عقل هم همین طور است، باید تمام حس ها اطلاعات را جمع آوری کنند و به او بدهند تا عقل بتواند تصمیم گیری کند.

وقتی شما از متافیزیک، از ماوراء طبیعت، از جهان های دیگر، از ارتعاشات دیگر، از موجودات دیگر که طول فرکانس دیگری دارند، در ابعاد دیگری از هستی هستند، هیچ گونه اطلاعی نداری، هیچ چیزی را کسب نکردی، هیچ  چیزی را حس نکردی، خوب  عقلت هم معلوم است که نمی تواند مطالب را درک کند.

من دیروز با یک نفر صحبت می کردم که می گفت من اصلا کتاب آسمانی را قبول ندارم. چرا؟ چون اطلاعاتی که در مورد کتاب آسمانی دارد جامع و کافی نیست. اگر از آن اطلاعات درست داشته باشد می تواند تصمیم گیری درستی کند، اگر نداشته باشد نمی تواند تصمیم گیری درستی کند. منظور حرف من هم همین است؛ عقل احتیاج به حواس دارد و ما موقعی که داریم کار می کنیم، داریم ذره ذره عقل را گسترش می دهیم؛ اما موقعی گسترش پیدا می کند که ما حواسمان بیشتر کار کند، ادراکمان بیشتر کار کند، دریافتمان بیشتر باشد. دریافت وقتی بیشتر شد، باید حال و هوای خوبی هم داشته باشیم. یعنی چه؟

یعنی شما گوشتان شدیداً درد می کند، وقتی گوشتان درد می کند و شما چیزی را می بینید، اصلاً به آن چیز توجه نمی کنید، اصلاً آن را نمی بینید، اگر هم دیدید فقط ظاهراً دارید آن را می بینید. بعضی از آدم ها نشسته اند و به جایی نگاه می کنند، هر چه شما جلوی صورت آن ها دست تکان می دهید نمی بینند، چشمشان باز است، اما فکرشان جای دیگری ست؛ یعنی شخص باید از نظر احساس و عواطف در یک شرایط خوبی باشد.

وقتی مملو از کینه و حسات و چه و چه است، حواس نمی توانند خوب کار کنند، اطلاعات خوبی را نمی توانند به عقل برسانند. پس بنابراین اگر ما آموزش ببینیم و دریافت اطلاعاتمان هم بالاتر برود، عقلمان هم تغییر می کند.

"و رسیدن به درجه ی رفیع انسانی پایه ی محکم نیاز دارد و این مسئله شما را هدایت می نماید تا به عقل و آگاهی لازم دست بیابید."

کسانی که الان سفر دوم و یا راهنما هستید، وقتی نگاه می کنید می بینید که عقل شما، ادراک شما با زمانی که به کنگره آمدید خیلی فرق کرده است. الان با یک ادراک دیگری موضوعات دیگر را نگاه می کنید.

"سردار: بحث ما چه بود؟

نگهبان: درباره ی به کار گیری قدرت عقل.

سردار: البته این موضوع جنبه ی شخص شما را شامل می شود ، اما به طور عام نیز می توان آن را بررسی کرد. ابتدا باید بگوییم که ما در مورد به کار گیری قدرت فکر و عقل توصیه می نماییم که در پایه ای که عرض شد بسیار مهم است."

پایه ای که عرض شد چه بود؟ پایه ی ایمان.

باید اعتقاد پیدا کنیم، به خداوند، به کل هستی. اعتقاد به روش که این سیستم می تواند به تو کمک کند. مثلاً داری موسیقی یاد می گیری، اعتقاد به استادت داشته باشی، که استادت بلد است؛ داری زبان یاد می گیری اعتقاد به استادت داشته باشی که بلد است که به تو زبان یاد بدهد.

اعتقاد به این که او بهتر از تو بلد است و می تواند به تو کمک کند.

"نگهبان: چگونه می توان نیروی درون را قوی نمود و از آن استفاده کرد؟

سردار: بسیار سوال خوبی است؛ ما به جهت به کار گیری این نیروها که به هدر نرود باید خود را به عقل نزدیک نمائیم. همان طوری که یک ورزشکار اگر بخواهد قهرمان شود باید تمرین مداوم را انجام دهد. "

سردار به خوبی پاسخ می دهد؛ که اگر شما می خواهید قدرت بدنی خودتان را زیاد کنید، آیا یک شبه می شود؟  شما اگر می خواهید ماهیچه هایتان قوی شود، باید حداقل در طول یک سال تمرین مداوم داشته باشید. عقل هم همین طور است، باید مدام تمرین لازم را داشته باشی تا به آن تعقل لازم برسی. ما در کنگره همین کار را می کنیم.

"گفتیم قبل از انجام هر کاری ایمان خیلی مهم است و در راه انجام آن و از برخورد با نیروهای شیطانی اجتناب نمایید."

این که می گوید از برخورد با نیروهای شیطانی اجتناب کنید، یعنی سر شاخ نشوید؛ اگر کسی به تو گفت هوی! راه خود را بگیرید و بروید؛ نه این که بایستید و جواب دهید که هوی خودتی و ...اتفاقی که رخ می دهد، نخواهید مقابله کنید، نخواهید بر خورد کنید. نیروی شیطانی که شاخ و دُم ندارد، نیروی منفی که شاخ و دُم ندارد، یک آدم نادان و جاهل همان نیروی منفی و شیطان است. عین شیطان است. از او اجتناب کن، پرهیز کن، یک و دو نکن، با او کَل کَل نکن.

"قوی ترین نیروی بازدارنده، وجود ماده است. که در تمامی ادامه حیات ما را تعقیب می کند."

ماده می تواند همه چیز باشد، می تواند طلا باشد، خانه باشد، ماشین باشد، انسان باشد؛ و ماده همیشه ما را تعقیب می کند. مثلا شخص هفتاد یا هشتاد سالش است، شش میلیارد در بانک دارد، هفت میلیارد هم املاکش است، هنوز یک ده هزار تومانی نمی تواند به کسی بدهد، جان می کَنَد، مدام پول روی پول می گذارد، ماده او را تعقیب کرده. مادیات بر او سوار است، یک شب هم می خوابد و صبح بلند نمی شود.

"لازمه ی حیات زحمت کشیدن است. زحمت بکشید و از مادیات هم بر خوردار باشید."

این که یکی می گوید من دارم زحمت می کشم، این لازمه ی حیات است. کشاورز زمین را شخم می زند، آبیاری می کند، از شب تا صبح در گرما، سرما، موقع کاشت، موقع برداشت، همیشه زحمت می کشد و از مادیات بر خوردار می شود.

"اما باید ما او را اسیر خود نمائیم تا در جایی خود طعمه ی این بُعد از حیات نشویم."

ما باید زحمت بکشیم، از مادیات هم بر خوردار باشیم، ولی باید به گونه ای عمل کنیم که ما اسیر ماده نشویم، ماده اسیر ما باشد. من اختیار پولم را داشته باشم، پول مال کسی است که اختیارش را دارد. من صد هزار تومان در جیبم دارم، اختیار خرج کردن هزار تومان آن را ندارم! اگر بخواهم خرج کنم، قلبم به تپش می افتد و نمی توانم بدهم. پول مال کسی است که بتواند آن را خرج کند، اگر من نتوانم پولم را خرج کنم مال من نیست.


از قدیم می گفتند خر مال کسی ست که سوارش است، پول هم مال کسی است که بتواند خرجش کند . اگر نتواند خرجش کند مال او نیست. من شش میلیارد در بانک دارم، هر موقع هم بخواهم به من می دهند، ولی نمی توانم خرجش کنم، پس مال من نیست!

"آن گاه خواهید دید که چگونه از حیات جاری بهره گیری نموده اید و بسیار هم به زحمت نیفتاده اید. برای رسیدن به آن چه مد نظر دارید توفیق حاصل نمایید.

برگرفته از سی دی به کار گیری قدرت عقل از مهندس دژاکام

نویسنده ی متن سی دی: همسفر لیلا


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، برداشت از سی دی های آموزشی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
افسانه همسفر محمد شنبه 17 بهمن 1394 21:50
با سلام خدا قوت به خانم لیلای عزیز بهترینها را برای شما آرزو مندیم
ابراهیم موحدی یکشنبه 11 بهمن 1394 21:41
درود و خدا قوت خدمت کمک راهنمای گرامی؛ سرکار خانم لیلا
از مطالب آموزنده این مقاله زیبا بهره مند شدم
پاینده و پیروز باشید..
مجید شیروی شنبه 10 بهمن 1394 15:10
خانم لیلاراهنمای گرامی
خداقوت مطلب جالبی بود فیض بردیم همواره خستگی نابذیر باشید
همسفر سارا شنبه 10 بهمن 1394 11:56
بسیار بسیار عالی و آموزنده بود
اگر ما آموزش ببینیم و دریافت اطلاعاتمان هم بالاتر برود، عقلمان هم تغییر می کند.
خانم لیلای عزیزم سپاس و خدا قوت
همچون ستارگان بدرخشید و انوارتان حیات بخش باد..
هاجر جمعه 9 بهمن 1394 17:03
باسلام وخسته نباشیدخدمت خانم لیلاامیدوارم که درجایگاه بالا ترببینمتون خیلی جامع وکامل بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic