مصاحبه با همسفر خدیجه
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1398 ساعت 09:27 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهرا | ( نظرات )

 به نام نامی اولین عاشق که اوست...

در خدمت یکی از همسفران عزیز شعبه امین گلی؛ خانم خدیجه ،هستیم تا با ایشان، گفتگو و از تجربیات ایشان استفاده کنیم.

نظر شما عزیزان را به این مصاحبه زیبا جلب می‌نماییم. 

بزرگ‌ترین نعمتی که کنگره به من داد این بود که من و مسافرم باهم هم‌زبان باشیم. و همدیگر را درک کنیم.

با آموزش جهان‌بینی، من حال مسافرم را بیشتر از قبل می‌فهمیدم. آرامش زیادی در زندگی به دست آوردیم.

در ادامه مطلب بخوانید ...


لطفاً خودتان را به‌رسم کنگره معرفی نمایید.

با بیش از 10 سال تخریب وارد کنگره شدیم . آخرین انتی ایکس مصرفی مسافرم شیره و تریاک. درمان به روش DST با داروی شفابخش OT.12 ماه و 7 روز سفر کردیم به راهنمایی آقا نادر و راهنمای خوب خودم خانم لیلا. در حال حاضر 2 سال و 7 ماه و 23 روز هست که آزاد و رها شدیم. رشته ورزشی مسافرم والیبال و رشته ورزشی خودم ورزش صبحگاهی.در ادامه وارد سفر وایت شدند به راهنمایی آقا نادر و به شکر خدا 2 سال و 5 ماه هست که آزاد و رها هستیم. 

چطور با کنگره آشنا شدید.

ما از طریق یکی از دوستان با کنگره آشنا شدیم. 

شما به‌عنوان هم‌سفر، چگونه بودید.

من هم ابتدای سفر مثل خیلی‌ها سختی می‌کشیدم. معنای این‌که باید مسافر خود را رها کنیم را نمی‌فهمیدم.

و برای خودم باید سفر کنم. فکر می‌کردم من باید مسافرم را درمان کنم. باگذشت زمان متوجه رها کردن مسافرم شدم.

ابتدا فکر می‌کردم منظور از رها کردن بی‌خیال شدن است که برای من مهم نباشد. اما بعد فهمیدم من هم تخریب‌های زیادی دارم که خیلی از آن‌ها مربوط به خودم و درون خودم هست و ربطی به اینکه کنار یک مصرف‌کننده بودم را ندارد و باید آن‌ها را درمان کنم. و مسافرم خودش باید خودش را درمان کند و راهنمایی دارد که به او کمک می‌کند.

و به‌جای اینکه انرژی خود را روی مسافرم بگذارم این انرژی را صرف خودم و درمان خودم کنم.

در زندگی شما قبل و بعد از کنگره چه تغییراتی به وجود آمده است؟

بزرگ‌ترین نعمتی که کنگره به من داد این بود که من و مسافرم باهم هم‌زبان باشیم. و همدیگر را درک کنیم.

با آموزش جهان‌بینی، من حال مسافرم را بیشتر از قبل می‌فهمیدم. آرامش زیادی در زندگی به دست آوردیم.

مسافرم به دلیل آموزش‌هایی که فراگرفته بود درزمینهٔ کاری موفق‌تر شد، چون برنامه‌ریزی را یاد گرفته بود. و هدفش این بود که به‌عنوان یک فرد در کنگره باید هم ازلحاظ کاری و هم خانوادگی پیشرفت کنم. و این کار را انجام داد.

چه عاملی باعث شد که باوجوداینکه چند ماه به خاطر اینکه فرزند جدیدی به خانواده‌تان اضافه شد و از کنگره دور شدید دوباره به کنگره برگردید؟

وقتی از کنگره دور شدم، با تمام وجود احساس کردم که به کنگره نیاز دارم و این بار فقط به خاطر اینکه بدانم و یاد بگیرم، به کنگره نیامدم. باید آموزش‌ها و علمم را در زندگی عملی کنم و تغییر کنم، که اگر از کنگره دور شدم، تخریب‌های سابق به من برنگردد و آرامش زندگی‌ام پایدار باشد.

دستور جلسه این هفته الهام از ماه مبارک رمضان هست چه درسی از این دستور جلسه گرفتید؟

نکته شاخص ماه مبارک رمضان این است که روش DST از دل ماه مبارک رمضان به وجود آمده. و ماه رمضان به ما کمک کرد که سفر مسافرمان از این مقطع شروع بشود. و من به‌عنوان یک هم‌سفر خیلی چیزها از ماه رمضان آموختم. یکی از آن‌ها صبر است. این‌که هر اتفاقی که می‌افتد زمانی دارد. مانند روزه گرفتن. و نباید حرکتی انجام بدهم باید سکوت کنم. و زمان باید بگذرد تا مشکلم حل شود.

خدمت در کنگره چه تأثیراتی در زندگی شما دارد.

من به دلیل بچه‌دار شدن و دور شدن از کنگره نتوانستم خیلی خدمتی بکنم. دبیری و نگهبانی بود.

اما هر خدمتی که کردم نور بزرگی به زندگی من می‌تابید و وقتی مسافرم مشغول خدمت در کنگره بود و به همین خاطر مجبور می‌شد از کار و یا زمانی که با خانواده باید سپری می‌کرد، بزند، ابتدا من گله‌مند می‌شدم اما برکت خدمتش را با تمام وجود حس کردم. کارش بیشتر روی غلتک می‌افتاد. و گویی یک امداد غیبی بود. اما بزرگ‌ترین چیزی که این خدمت‌ها داشت همان رشد فکری و دانایی مسافرم بود و باعث می‌شد مسافرم با دانایی بیشتری، به کارش و به امور خانواده ادامه بپردازد.

و به نظر من خدمت کردن به کنگره، درواقع خدمت به خودمان هست.

چه حسی دارید که مسافرتان با شال مقدس کمک راهنمایی، در کنگره حضور دارند؟

حسم قابل توصیف نیست. خیلی خوشحالم وقتی می‌بینم مسافرم از دنیای تاریکی‌ها به چنین جایگاهی رسیده که می‌تواند به دیگران هم کمک کند تا از تاریکی‌ها نجاتشان دهد.

در پایان اگر سخنی دارید بفرمایید.

دوست دارم به تمام هم‌سفران این پیام را بدهم وقتی‌که به‌عنوان یک هم‌سفر در کنار مسافر، مشغول سفر هستیم، مسافرمان را به معنای واقعی رها کنیم. و روی تخریب‌های خودمان کارکنیم. هم، سفر بهتری داریم و هم در سفر دوم با کوله باری از آرامش به راه خود ادامه می‌دهیم. و مدام ذهنمان مشغول مسافر نباشد که، آیا گریز زد، شربتش را خورد؟ چرا دانایی‌ات بالا نمی‌رود؟ چرا سی دی نمی‌نویسی و ...این انرژی را صرف خودمان کنیم تا از تاریکی‌ها بیرون بیاییم. وگرنه چشم‌باز می‌کنیم می‌بینیم مسافرمان به حال خوش رسیده و من هنوز در تاریکی هستم و با کوله باری از تاریکی وارد سفر دوم می شوم. این فرصت طلایی را قدر بدانیم. و باحال خوشی که به دست می‌آوریم به مسافرمان کمک کنیم.

در پایان از شما،و راهنمای خوبم خانم لیلای عزیز و مرزبانان عزیز کمال سپاس و تشکر رادارم.


مصاحبه: همسفر زهرا خیابانی

تصویرگر : هم سفر رویا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ، گفتگو،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن کدخدایی شنبه 14 اردیبهشت 1398 18:05
خدا قوت خدمت همسفران محترم
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1398 10:48
سلام خداقوت خیلی نکات آموزنده داشت به خصوص خدمت کردن ممنون اززحمات شما
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic