عملکرد لژیون دوم همسفران " سی دی حقه"
پنجشنبه 20 تیر 1398 ساعت 08:21 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )

      به نام خدایی که در این نزدیکی ست...

عملکرد لژیون دوم هم‌سفران؛ کمک راهنمای محترم هم‌سفر لیلا

              دستور جلسه هفته: سی دی حقه 1

   

کبر یعنی من با زبان بی‌زبانی‌ام به خدا می‌گویم تو صلاح بندگانت را نمی‌دانی ولی من بیشتر از تو می‌دانم! من بیشتر از تو دلم برای مسافرم و فرزندم می‌سوزد!  حدیثی از حضرت علی (ع) هست که می‌گوید محبت و عشقی که خداوند نسبت به بندهٔ خودش دارد یک‌ذرهٔ آن در وجود مادر است. شما فکر کنید مادر چقدر فرزندش را دوست دارد و خداوند هزاران برابر بیشتر بندگان خودش را دوست دارد. کسی که ... 

در ادامه مطلب بخوانید ...

  سخنان همسفر لیلا" راهنمای لژیون "

 کبر کاملاً ناخودآگاه اتفاق می‌افتد. ما در کنگره یاد گرفتیم که شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشهٔ ما می‌شود، یعنی نیروهای منفی نمی‌آیند به من بگویند شما بنشین جای خدا و خدایی کن، تو صلاح بندگانت را بهتر می‌دانی. هیچ‌وقت چنین چیزی را از من نمی‌خواهد، مقولهٔ کبر و خدایی کردن، خیلی ریز و نرم پیش می‌آید. 

چون کلاً نیروهای منفی جنگشان با ما جنگ خیلی نرمی است و ما نگاه می‌کنیم که سال‌هاست برمسند خدایی نشسته‌ایم و خدایی می‌کنیم و خودمان هم خبر نداریم و اگر کسی هم به ما بگوید ممکن است جبهه بگیریم. کبر یعنی من با زبان بی‌زبانی‌ام به خدا می‌گویم تو صلاح بندگانت را نمی‌دانی ولی من بیشتر از تو می‌دانم! من بیشتر از تو دلم برای مسافرم و فرزندم می‌سوزد!  

حدیثی از حضرت علی (ع) هست که می‌گوید محبت و عشقی که خداوند نسبت به بندهٔ خودش دارد یک‌ذرهٔ آن در وجود مادر است. شما فکر کنید مادر چقدر فرزندش را دوست دارد و خداوند هزاران برابر بیشتر بندگان خودش را دوست دارد. کسی که همسر من، فرزند من، پدر و مادر من است، بندهٔ خداوند است و خداوند یک عشق عجیب‌وغریبی نسبت به او دارد.

چرا فکر می‌کنید خداوند فقط من را هدایت می‌کند؟ خداوند فقط به من راه را نشان می‌دهد؟ فکر می‌کنید خدای تو خدای مسافر تو نیست؟ به او قرار نیست کمک کند و او را در تاریکی رها کرده است؟ وقتی چنین تفکری دارید همیشه نگران هستید. 

همیشه نگران این هستید که مسافر من بیشتر در تاریکی غرق بشود، خواهرم، پدرم و مادرم برایشان اتفاقی رخ دهد. خداوند خودش بهتر از هرکسی خیر و صلاح بنده خود را می‌داند، یک‌وقت‌هایی فرد مصرف‌کننده باید برود تا ته تاریکی را تجربه کند، برسد به آن عمق تاریکی و ما نمی‌دانیم آن عمق تاریکی کجاست؟

شاید آنجا الماسی است که باید پیدا کند، یعنی مسافرِ من حرکت و سفرش خوب نیست، شاید یک درسی خدا برایش گذاشته که آن درس را در عمق تاریکی پیدایش کند و من هم‌سفر با قرار گرفتن در برابر خدا و مسافرم اجازه نمی‌دهم برود و به آن نقطه برسد، همیشه نگرانم و حواسم به اوست و همیشه او را کنترل می‌کنم. به‌زور او را به کنگره می‌آورم، به‌زور به او می‌گویم که اوتی خود را بخورد و او را نگه‌داشته‌ام.

گاهی شما مراحل خدایی کردن را می‌روید، در محضر خدا نشسته‌اید، در قلمرو او حکمرانی می‌کنید، ولی نتیجه‌ای که آخرش به دست می‌آید تعیین‌کنندهٔ این است که تو خدا بوده‌ای یا نباید خدایی می‌کردی. پس وقتی‌که نگاه می‌کنی به نتیجهٔ کارهایت بعد می‌بینی که مثلاً من یک سال است که بچه‌ام را کنترل می‌کنم، ولی هنوز کار خودش را انجام می‌دهد، یک سال است حرص مسافرم را می‌خورم، ولی هنوز کار خودش را می‌کند، پس این نشان می‌دهد تو وارد قلمرو خداوند شده‌ای و شروع کرده‌ای  به کبر ورزیدن.

بین خدایی کردن و کمک به انسان‌ها تفاوت زیادی وجود دارد، میان آن‌ها مرز باریکی وجود دارد و شما باید آن مرز باریک را پیدا کنید. تفاوت آن‌ها این است که اگر هدف تو کمک به انسان‌ها باشد، به نتایج خوبی می‌رسی، اما اگر هدفت خدایی کردن و کبر ورزی و بت ساختن باشد، به نتایج خوبی نمی‌رسی.

خداوند یک قانونی دارد که وقتی  شما می‌نشینید بر مسند خدایی و می‌خواهید خدایی کنید شمارا پائین نمی‌اندازد و بگوید برای چه خدایی می‌کنی؟ اینجا قلمرو من است! این انسان و بنده مال من است و من او را خلق کرده‌ام! اصلاً چنین چیزی به ما نمی‌گوید! می‌گوید می‌خواهی خدایی کنی؟ بنشین خدایی کن. 

چند سال؟10 سال،20 سال،30 سال،40 سال. اجازه می‌دهد که خدایی کنی. کاملاً می‌گذارد در مسند او بنشینی، اما یک‌چیزهایی را از شما محروم می‌کند! یعنی تو خدایی می‌کنی ولی به نتیجه نمی‌رسی، بعد پیش خودت می‌گویی: من این‌قدر زحمت می‌کشم و توان می‌گذارم، من که بیشتر از خواهرم حواسم به مسافرم هست، من که بیشتر از دخترخاله‌ام حواسم به فرزندانم هست، پس چرا به نتیجه نمی‌رسم؟ خدایی کردن عواقب زیادی دارد؛ خداوند یکی است، یگانه است، ما اجازه نداریم بر مسند او بنشینیم، برای کسی تصمیم بگیریم و نه اجازه داریم کسی را به‌جای او قرار دهیم.

در این سی دی آقای امین می‌گویند شما ذره‌ای کوچک هستید در جهان. کرهٔ زمین را نگاه کنید، در فیلم‌ها دیده‌اید که کرهٔ زمین ذرهٔ کوچک در بین کهکشان است و من چقدر کوچک و ریز هستم؛ و من به این کوچکی که مثل گردوغباری بیش نیستم، نشسته‌ام جای خدا؟ من چه‌کاره هستم که بنشینم جای خدا؟ من مسئول خودم هستم، مسئول سرزمین وجودی خودم! حالا خوب یا بد، هرچه که هست.

مثل حکایت کرم ابریشم است، یک نفر می‌آید نگاه می‌کند که یک پروانه در پیلهٔ خودش است و تازه می‌خواهد بیرون بیاید و بعد می‌گوید می‌خواهم به او کمک کنم و پیله را باز می‌کند و بعد پروانه که بیرون می‌آید تا آخر عمرش نمی‌تواند پرواز کند. آن فرد دانشمند بزرگی می‌شود و جنازهٔ پروانه را نگه می‌دارد و می‌گوید: این بزرگ‌ترین گناه زندگی من بود که باعث شدم یک پروانه را زودتر از پیلهٔ خودش دربیاورم و نتواند پرواز کند.

حالا ما انسان‌ها ببینیم کجاها آن فردی که در پیلهٔ خودش بوده، باید در پیلهٔ خودش می‌ماند، حتی در تاریکی خودش غرق می‌شد ولی من نمی‌گذارم و می‌گویم تو برای من عزیز هستی و نمی‌گذارم این اتفاق برای تو رخ دهد. آقای امین مثال فر را می‌زنند و می‌گویند وقتی‌که زودتر در فر را بازکنیم، شیرینی‌ها نپخته می‌شود و باید دوباره بگذاریم در فر تا مراحل را دوباره طی کند.

هم‌سفر سپیده : این‌که شما می‌گویید تاریکی خودش بماند، فقط خودش را در تاریکی نمی‌کشد، این برای بچه من هم باعث به وجود آمدن درد و عذاب می‌شود.

هم‌سفر کمک راهنما خانم لیلا بله اما یک دلیلی دارد که ما آدم‌ها باهم، هم روزی و هم مسیر می‌شویم. من بارها و بارها گفته‌ام این سیستم خلقت و هستی، آن‌چنان منظم و دقیق چیده شده است که اصلاً مو لای درزش نمی‌رود. برای ما سؤال پیش می‌آید که چرا خدا بچه‌ای را آفریده است که دست‌وپا ندارد؟ و بعد یک‌لحظه در ذهن خود قضاوت می‌کنیم، درحالی‌که نمی‌دانیم آن بچه مسیر رشد و تکاملش از این سمت می‌گذرد ، بچهٔ من که در تاریکی اعتیاد است مسیر تکامل و رشدش از چنین نقطه‌ای می‌گذرد. 

ممکن است فرزند من هم در سختی اعتیاد باشد، ولی منِ مادر تا یک حدی می‌توانم حواسم باشد. ما مادرها می‌توانیم یکجاهایی نگذاریم بچه‌ها آسیب ببینند. می‌توانم کارکنم، حواسم به فرزندم باشد، تأمینش کنم ولی پدر او را من نمی‌توانم برایش کاری کنم. نمی‌توانم بگویم خودم پدری سالم داشته‌ام، حق فرزند من هم این است که پدر خوبی داشته باشد. (البته این حرف من، رفتار و اعتیاد یک فرد مصرف‌کننده را توجیه نمی‌کند و مسلماً او هم کارهای خودش را دارد) اما می‌خواهم بگویم یک‌وقت‌هایی باید فرزند من چنین پدری داشته باشد.

تو فقط می‌توانی برای مسافرت دعا کنی، اما دعا کردن بازهم قانون خاص خودش را دارد. نمی‌توانی دعا کنی و بگویی خدایا کمکش کن، نجاتش بده، خدایا درستش کن. بازهم در دعای خودتان تعیین تکلیف می‌کنید! باید بگوئید خدایا هرچه خیر و صلاح توست، هرچه خودت بهتر می‌دانی برای بنده‌ات، همان را برایش رقم بزن. من خواسته‌ام این است، من دلم می‌خواهد از تاریکی خارج شود، دلم می‌خواهد سالم بودنش را ببینم و این خواستهٔ منِ بنده است که چیزی نمی‌دانم، سوادم کم است، واقعاً در این جهان هیچ‌کاره هستم.

اما خدایا همان‌طور که می‌دانی، تو که بلد هستی، تو که آیندهٔ همسر من را می‌دانی و از گذشته‌اش باخبر هستی و پیشینهٔ او را می‌دانی، تو که همهٔ این‌ها را می‌دانی خودت درستش کن، خودت بالاترین خیر را برای او رقم بزن و اتفاقاً این دعا به او می‌تواند کمک کند. وقتی با تمام وجودت به خدا می‌سپاری خدا خودش به بهترین شکل ممکن خدایی کردن را بلد است و انجام می‌دهد. این دعا برای مسافرت می‌تواند سپر دفاعی شود، می‌تواند غرق تاریکی شود و آسیب چندانی نبیند و به‌سلامت بیرون بیاید.

هم‌سفر اعظم من نمی‌فهمم فرق بین کمک و خدایی را، یعنی به هیچ‌کس حرفی نزنیم؟ مثلاً من بعضی از مواقع به همسرم یا مادرم می‌گویم فکر می‌کنی کارهایی که انجام می‌دهی درست است؟ این را نباید بگویم؟ یا مثلاً یک موقع هایی یکی از عزیزان من ناشکری می‌کند به او می‌گویم فکر می‌کنی قضاوت تو درست است؟ این‌ها را ما نباید بگوییم این‌ها خدایی است؟

کمک راهنما خانم لیلا : در مقوله کمک شما در لحظه می‌گویید و رها می‌کنید. مثلاً مسافر من یک اشتباهی، یک خطایی انجام داده است و یا یکجایی که پولی را از یک‌راه اشتباهی به دست می‌آورد و من می‌دانم که مسافر من این کار را انجام می‌دهد. آیا باید به او بگویم؟ بله! باید گفت که کار تو اشتباه است، اما باید گفت و تمام! و بعد به کارهایی که انجام می‌دهد کاری نداشته و ذهنتان را درگیر نکنید.

من منظورم این نیست که همه آدم‌ها را کنار بگذاریم و به آن‌ها هیچ کمکی نکنیم، اما شما از نتایج کارتان می‌توانید تشخیص بدهید که کاری که انجام دادید درست بوده یا نه؟ من اگر مادرم یک کار اشتباهی انجام می‌دهد به او بگویم کاری که انجام می‌دهی اشتباه است، اگر هدف من کمک باشد مادرم از من می‌پذیرد و گوش می‌کند و نتیجه‌ای هم که می‌گیرد نتیجه خوبی ست، ولی اگر از دیدگاه خدایی به مادرم بگویم، هیچ‌وقت در گوش او نمی‌رود، چون من خدا نیستم و نتیجه‌ای که مادرم به دست می‌آورد نتیجه اشتباهی است.

پس تفاوت را باید بدانیم که آیا نظر من کمک کردن است یا تعیین تکلیف می‌کنم؟ وقتی سال‌ها درگیر یک نفر هستید و خودتان را فراموش کرده‌اید، این‌یکی دیگر از نشانه‌هایش است. در خدایی کردن، خداوند ما را از خودمان محروم می‌کند، من سال‌هاست خودم را ندیده‌ام، به خودم احترام نگذاشته‌ام، به خودم توجه نکردم، به خودم عشق نورزیدم، خودم پیر شدم، از مسافرتم زده‌ام، همه خواهرهایم می‌گویند و می‌خندند، اما من نه کلی بیماری روحی و جسمی گرفته‌ام،  فقط به خاطر یک نفر، و این خدایی است و قابل‌تشخیص است.

خدایی کردن برای کسانی که سال‌های طولانی درگیر یک نفر هستند اتفاق می‌افتد. به‌طور مثال اگر فرزند من دروغ می‌گویید و یا مسافرم یک اشتباهی انجام می‌دهد به او یک هشدار بدهم، این خدایی نیست؛ ولی وقتی‌که سال‌هاست درگیر مسافرم هستم ونمی گذارم تاریکی را تجربه کند، اینجا خدایی کردن می‌شود و تفاوت آن این است.

معرفی یک کتاب به یک نفر اشکالی ندارد، گوشزد خطای او اشکالی ندارد، چو می‌بینی که نابینا و چاه است    اگر خاموش بنشینی گناه است.

اگر می‌بینی نابینایی دارد در چاه می‌افتد، اگر می‌بینی کسی خطایی انجام می‌دهد و شما راه‌حل آن را بلد هستید، باید راه را به آن نشان بدهید؛ اما باید مرز بین آن را باخدایی کردن به‌خوبی تشخیص دهید تا دچار کبر نشوید.


نویسنده: هم‌سفر عزت

تصویرگر: فاطمه هم‌سفر محمد

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر شهلا یکشنبه 23 تیر 1398 22:54
خداقوت خدمت راهنمای خوبم خانم لیلا عزیز مثل همیشه عالی و آموزنده و دلنشین
انشاالله توجایگاههای بالا تربدرخشید
خداقوت خدمت تمام خدمتگزاران وبلاگ شعبه امین گلی
موفق باشید. ..
فاطمه همسفر محمد شنبه 22 تیر 1398 13:30
خداقوت خدمت راهنمای عزیزم
عالی بود و چه حیف که قدر لحظات بودن در لژیون چنین راهنمای مهربانِ عاشق و دانا و آگاهی را ندانستیم
امیدوارم یک بار دیگر سعادت بودن در کنار این منبع انرژی و دانش را پیدا کنم.
خداقوت خدمت خانم عزت عزیزم
مرضیه همسفرسعیدمحسن جمعه 21 تیر 1398 19:26
خدا قوت خدمت خانم لیلا عزیز و اعضای لژیون دوم
ازصحبتهای زیباتون استفاده کردم تشکر از زحمات خانم فاطمه عزیز وخانم عزت عزیز و
فاطمه از لژیون پنجم جمعه 21 تیر 1398 13:40
با عرض سلام و احترام خدمت خانم لیلا خیلی خیلی زیبا بود موفق باشید
هاجر از لژیون هفتم پنجشنبه 20 تیر 1398 16:01
واقعا عالی بود خدا قوت به خانم لیلای عزیز من واقعا همیشه مجذوب كلام گرمتون میشم و حرفاتون به دل میشینه خدا قوت به خانم فاطمه عزیز
همسفرزهرالژیون هفتم پنجشنبه 20 تیر 1398 11:35
باعرض سلام وخداقوت خدمت خانم لیلای عزیزورهجوهای فعال وپرتلاششون.خیلی عالی این سی دی رابه زیبایی برامون بازکردین.وااقعامثال هایی که زدین قابل لمس بودوبه دل نشست .استفاده کردیم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات