به نام نامی اولین عاشق که اوست...

روز پنج‌شنبه 98/4/20 جلسه ششم از دور پانزدهم کارگاه‌های

آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه امین گلی  ویژه مسافران و هم‌سفران

با استادی کمک راهنمای محترم مسافر امیرحسین، نگهبانی مسافر حجت

و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه" تخریب‌های شیشه و درمان آن با متد

 DST و همچنین

"تولد یک سال رهایی مسافر مصطفی" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a2/IMG_8817.JPG

در کنگره 60 برخلاف این‌که شیشه و تخریبات آن بسیار زیاد  و خطرناک است؛ اما درمانش خیلی آسان‌تر از مواد دیگر است و تا ابدالدهر هر نوع مواد مخدری که کشف شود درمان آن‌هم در کنگره 60 کشف‌شده است.  چون...

 http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a3/IMG_8841.JPG

ادامه سخنان استاد و جشن تولد را در ادامه مطلب ببینید ...

خلاصه سخنان استاد گرامی:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a1/IMG_8788.JPG

خدا را سپاس که در این مکان مقدس و در خدمت شما عزیزان هستم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که از خواسته‌های خود گذشتند تا ما به درمان برسیم.

در مورد شیشه در جوامع مختلف معتقدند که اعتیاد به این نوع مواد درمان ندارد و حتی در مورد سایر موارد می‌گویند اعتیاد لاعلاج، مرموز و پیش‌رونده است. حتی رئیس تحقیقات پیشگیری سوءمصرف مواد مخدر در آمریکا گفته است ای‌کاش در چند سال آینده دارویی پیدا شود که ما بتوانیم شیشه و کوکائین را درمان کنیم.

اما با توجه به صحبت‌هایی که در کنگره 60 می‌شود یک عضو ساده کنگره هم بیشتر از بزرگانی که  در راستای علم ترک اعتیاد  حرکت می‌کنند  در مورد تخریب و درمان اعتیاد اطلاعات دارد.

برداشت شخصی من از این دستور جلسهٔ تخریب شیشه و درمان آن با متد DST  و صحبت‌هایی که در مورد آن شد، این بود که در کنگره 60 برخلاف این‌که شیشه و تخریبات آن بسیار زیاد است و خطرناک است اما درمانش خیلی آسان‌تر از مواد دیگر است و تا ابدالدهر هر نوع مواد مخدری که کشف شود درمان آن‌هم در کنگره 60 کشف‌شده است.  چون تخریبات مواد مخدر  بر بدن تقریباً همگی به یک‌شکل و بر سیستم ایکس بدن است؛ و بهترین راه برای بازسازی این سیستم هم در کنگره 60 کشف‌شده است.

جالب است بدانید که علائم شیشه با بیماری اسکیزوفرنی شبیه هم هستند که در بیرون از کنگره همچون اعتیاد هنوز برای آن راه درمانی پیدا نکرده‌اند و فقط توانسته‌اند پیشگیری یا مهار کنند.

درصورتی‌که کنگره با همین روش DST توانسته است بسیاری از بیماری‌ها را همراه با درمان اعتیاد درمان کنند.  برای همین آقای مهندس فرموده‌اند تمام افرادی که بیماری‌های خاصی داشته‌اند و با این روش به درمان رسیده‌اند تمام مدارک پزشکی خود را ارائه دهند تا سند معتبری برای این موضوع داشته باشند.

اما در مورد دستور جلسه دوم؛ تولد یک سال رهایی مسافر آقا مصطفی است.

آقا مصطفی از دو سال پیش با کنگره آشنا شدند و بااینکه ظرفیت‌تکمیل بود به خاطر خواست قوی‌شان منتظر مانند تا پذیرش شدند. ایشان به دلیل بیماری‌هایی که داشتند سفر وایت خود را همراه با سفر OT همزمان شروع کردند و همزمان هم به رهایی رسیدند.

آقا مصطفی در سفر اول خیلی خوب حرکت کردند و هنگامی هم که رها شدند مشغول خدمت در نشریات و بعد هم عضو لژیون سردار شدند. ایشان فردی مسئولیت‌پذیر هستند و مطمئناً تمام حرمت‌ها و قوانین را رعایت کرده‌اند تا به این جایگاه‌ها و حال خوش برسند.

ما همیشه می‌گوییم رابطهٔ بین دستور جلسات با فردی که تولد اوست  وجود دارد؛ بنابراین درست است که آقا مصطفی مصرف شیشه نداشتند اما باورهای کاذب و تعصباتی داشتند که شاید عوارض آن خیلی مخرب‌تر از شیشه بود. در کنگره یاد گرفته‌ایم که باید در کنار ایمان، عقل و عشق نیز وجود داشته باشد وایمانی که از روی عقل و تشخیص نباشد تبدیل می‌شود به تعصباتی که انسان را کور و کر می‌کنند و گذشتن از این باورهای غلط بسیار سخت است.

گذشتن و عبور کردن از این باورهای غلط توسط آقا مصطفی کار خیلی بزرگی بود. چراکه خیلی از این تعصبات و خرافات بالباس تقوا به درون انسان‌ها نفوذ می‌کنند و به‌جای صعود، انسان را دچار سقوط می‌کنند.
و این پیام تولد آقا مصطفی که ایمان تجلی نور خداوند در انسان است به این معناست که اگر او تمام صفات خداوندی را که به‌صورت بالقوه در  وجودش دارد را باور کند و در کنار عشق و عقل به منصه ظهور بگذارد به ایمان خواهد رسید

من این تولد را به بنیان کنگره و ایجنت و هم‌سفرانشان و کمک راهنماهای هم‌سفرانشان تبریک می‌گویم

پس از سخنان استاد و مشارکت مسافران و هم‌سفران، یکمین سال رهایی مسافر مصطفی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم. 
http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a2/IMG_8806.JPG

اعلام سفر:

انتی ایکس مصرفی: تریاک. مدت تخریب: 25 سال. روش درمان DST با داروی OT. مدت سفر: 10 ماه 6 روز. راهنما: مسافر امیرحسین. مدت رهایی: 1 سال و 15 روز. رشته ورزشی: شنا و والیبال.

وایت:

مدت تخریب: 30 سال. روش درمان:DST همراه با نیکوتین خوراکی. راهنما: مسافر امیرحسین. مدت سفر: 10 ماه و 15 روز. مدت رهایی: 1 سال و 13 روز.

 http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a2/IMG_8809.JPG

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a2/IMG_8816.JPG


http://up.c60.ir/repository/27238/IMG_8847.JPG

آرزوی مسافر مصطفی:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a2/IMG_8827.JPG

آرزو می‌کنم هر چه مصرف‌کننده بیرون از کنگره هست. راه کنگره را پیدا کند و به کنگره بیاید و به درمان و تعادل لازم برسد.

آرزوی هم‌سفر شهلا:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a3/IMG_8833.JPG

من هم‌آرزو می‌کنم که روزی بشنوم که در تمام شعبات ایران، راه برای مصرف‌کننده‌های خانم هم باز شود که دیگر مشکلات سختی راه را نداشته باشند.

آرزوی هم‌سفر حدیث:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a3/IMG_8838.JPG

آرزو می‌کنم، کنگره 60 جهانی شود و پدر و مادرانی که درگیر بیماری اعتیاد هستند با کنگره آشنا شوند و به رهایی و تعادل برسند تا نسل‌های آینده با تفکر و جهان‌بینی درست رشد کنند.

سخنان مسافر مصطفی:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a3/IMG_8851.JPG

از تمام دوستان تشکر می‌کنم که در جشن ما شرکت کردند. نمی‌خواهم امروز از درد صحبت کنم، اما طبق کلام آقای مهندس که می‌فرمایند ما با دردهای دیروزمان باید دوست باشیم چون امروزمان را ساختند و با دردهای امروزمان باید دوست باشیم چون فردایمان را می‌سازند.

یکی از دردهایی که در دوران اعتیاد داشتم و خیلی برایم سنگین بود این است که من زمانی فروشنده مواد بودم و دخترم چهارساله بود؛ و مادرم در قید حیات بود. مادر و دخترم در حال خوردن ناهار بودند که پلیس‌ها وارد منزل شدند و مادرم شوکه شدند و قلبش درد گرفت و ده سال با این درد زندگی کرد و فوت شد؛ و من در دوران مصرف نمی‌دانستم که این بلا را من سر مادرم آورده‌ام.و این خیلی برایم سنگین بود. دوست داشتم که او الآن در اینجا حضور داشت.

نمی‌خواهم از درد صحبت کنم چون همه در دوران مصرف درد کشیدند؛ و با گوشت و پوست‌واستخوانشان لمس کرده‌اند اما این درد بزرگی برایم بود.

من با دنیایی از تخریب وارد کنگره شدم؛ و هم‌سفرم باور نمی‌کرد که من درمان شوم. در طول سفر اولم باور نداشت من درمان شوم؛ اما من خواسته درمان داشتم؛ و همان‌طور که آقا امیرحسین فرمودند من تا دو ماه منتظر بودم تا بتوانم وارد لژیون شوم و صبر کردم چون خسته بودم و می‌خواستم درمان شوم.

وقتی سفرم را شروع کردم بعد از دو ماه، خیلی دوست داشتم خدمت کنم و وارد خدمت عکاسی شدم؛ و همین خدمت باعث شد در عین ناباوری هم‌سفرم، درمان شوم. من ترک‌های زیادی کرده بودم و سالی سه بار ترک می‌کردم و هر بار که ترک می‌کردم، با مصرف بیشتر دوباره برمی‌گشتم. با یک بست مواد، مصرف‌کننده شدم اما قبل از ورودم به کنگره چهل گرم تریاک مصرف می‌کردم. در کنار ترک‌هایم، هم‌سفرم هم زجر می‌کشید و این برایم خیلی دردناک بود.

تا اینکه روزی که در کنار شعبه سهروردی مشغول کار بودم و پرسیدم اینجا چرا شلوغ است و چه جایی است؟ و به من گفتند اینجا کنگره شصت هست و درمان اعتیاد صورت می‌گیرد. باور نکردم و خیلی تحقیق کردم و بعضی انجیوها می‌گفتند اینجا شربت تریاک می‌دهند و با مصرف مواد فرقی ندارد. من هم از خوراکی می‌ترسیدم و نرفتم اما بعد از یک سال وارد شعبه امین گلی شدم.

حسم با آقا امیرحسین بود و وارد لژیون ایشان شدم. برگه‌ام را گرفت و اما یک ماه طول کشید تا وارد لژیون شوم؛ و بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌ام این بود که راهنمایی انتخاب کردم که هر حرفی که در لژیون زدند اول خودشان عمل کردند. چون می‌دانستنم که رطب‌خورده منع رطب نمی‌کند فهمیدم که آقای امیرحسین هر حرفی بزند خودش عمل می‌کند. ابتدا شک کرده بودم. وقتی به ما می‌گفت لژیون خدمت‌گزاریم و باید خدمت کنیم با خودم می‌گفتم چرا خودش خدمت نمی‌کند و فقط به ما می‌گوید.

روزی خوابم برد و از خواب پریدم و ساعت را اشتباه دیدم و زودتر از همیشه به کنگره رفتم و آقای امیرحسین را در حال تمیز کردن دستشویی‌ها دیدم و اینجا بود که فهمیدم ایشان هر حرفی بزنند اول خودشان انجام می‌دهند.

خیلی چیزها آموختم. انسانیت آموختم و امیدوارم بتوانم این آموزش‌ها را در خانواده و جامعه اجرایی کنم. امروز وقتی وارد شعبه شدم، پیامی را که آقای امیرحسین برایم نوشته بود راندیدم و از من پرسیدند پیامت را دیدی؟ وقتی خواندم، دیدم این پیام (ایمان تجلی نور خداوند است در انسان) برای من خیلی سنگین است و باید خیلی تلاش کنم تا این را در زندگی‌ام اجرایی کنم.

از تمام کسانی که در این مسیر به من کمک کردند، از مسئول آشپزخانه که نمی‌گویم مقامش پایین است. آقای مهندس فرمایند مسئول آشپزخانه ممکن است مقامش بالاتر از من باشد. کسی که چای درست می‌کند و به من کمک می‌کند تا من در اینجا درست سفر کنم، از نشریات از مرزبانی از ایجنت محترم شعبه، از تمام هم لژیونی‌هایم و لژیون‌های دیگر، از راهنمای خوبم که راهنمای سفر ایکس و سفر سیگارم بودند، از آقا ابراهیم که وقتی مدیر سایت بودند خیلی من را راهنمایی کردند و از آقا نادر که وقتی در نشریات خدمت می‌کردم راهنمای من بودند بسیار سپاسگزارم و خیلی آموزش گرفتم و امیدوارم هرکسی در هر شعبه‌ای، هر خدمتی انجام می‌دهد، برکتش در زندگی‌اش جاری باشد وزندگی‌شان پربرکت باشد و به تعادل برسند.

 

سخنان کمک راهنمای محترم هم‌سفر لیلا:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a4/IMG_8852.JPG

خداوند بزرگ را هزاران بار شکر می‌کنم که در این جمع و در این جایگاه حضور دارم چراکه لحظات حضور در کنگره و تولدها و رهایی‌ها تماماً آموزش استمن این تولد را به آقا مصطفی و راهنمای گرامی‌شان و هم‌سفرانشان و خانم بتول کمک راهنمای خانم حدیث تبریک می‌گویم.

وقتی یک نفر چه مسافر چه هم‌سفر وارد وادی اعتیاد می‌شود عظمت خود و جایگاه انسانی خود را فراموش می‌کند؛ اما با این تفاوت که تخریب‌ها در وجود مسافر واضح و مشخص است اما در وجود یک هم‌سفر دیده نمی‌شود که عظمت خود را فراموش کرده و ارزش و قدر خود را نمی‌داند. برای همین مسافر فکر می‌کند نیازی نیست که هم‌سفر در جلسات حضورداشته باشد و از آموزش‌ها بهره ببرد.

حتی خود هم‌سفر هم ممکن است چنین حسی داشته باشد و اگر به کنگره می‌آید با این طرز فکر که فقط به خاطر مسافر و تغییر کردن او می‌آید در جلسات شرکت می کند؛ که تمام این‌ها اشتباه است.

یک هم‌سفر هم عظمت خود را ازدست‌داده شاید بیشتر از یک مسافر  و تخریب‌های زیادی به همراه دارد.
من خدا را شکر می‌کنم که آقا مصطفی باوجود تعصباتی که داشتند هم‌سفر خود را به کنگره آوردند تا از آموزش‌ها استفاده کنند.

خانم شهلا هم خدمتگزار خوبی هستند و در نشریات خدمت می‌کردند و همچنین در وب لژیون خدمت می‌کنند.
در واقع اگر خدمتی به ایشان پیشنهاد می‌شد، نه نمی‌گفتند و می‌پذیرفتند. خیلی خوشحالم که بستر کنگره 60 که بذر وجودی این خانواده را در خود نگه داشت و رشد داد و اکنون شاهد به ثمر رسیدن این بذر هستیم.

خدا را شکر که کنگره 60 جایگاه ازدست‌رفته ما هم‌سفران و مسافران را به ما برگرداند و به‌گونه‌ای است که دست ما را در دست خداوند گذاشته و پیوند عشقی را برقرار کرده که هیچ‌وقت گسستنی نیست و همیشه این آموزش‌ها روشن‌بخش راهمان در زندگی خواهد بود.

سخنان هم‌سفر شهلا:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a3/IMG_8836.JPG

قبل از هر چیز خدا را شاکر و سپاس گذارم که در این جایگاه قرار گرفتم. منت بزرگی است که خداوند بر سر ما گذاشته که این علم باید در ایران به‌واسطه یک ایرانی و توسط آقای مهندس دژاکام کشف شود. اگر این علم اینجا کشف نشده بود، مشخص نبود این علم چند سال دیگر و با چه تغییراتی به دست ما می‌رسید.

من قبل از این‌که وارد کنگره شوم در امامزاده‌ها و زیارتگاه‌ها دنبال معجزه می‌گشتم. وقتی می‌رفتم و می‌دیدم که یک مادر با هزار مکافات، یک پاکت سیگار و یا یک سیخ مصرف فرزند خود را داخل حرم می‌انداخت تا فرزندش درمان شود، ما که می‌دیدیم افراد ترک‌های مختلف را می‌روند و به نتیجه نمی‌رسند و او با سادگی زیاد از آن‌ها می‌خواست فرزندش را درمان کنند.

نه‌تنها برای فرزندش بلکه برای تمام مصرف‌کنندگان. یک مصرف‌کننده علیرغم سختی‌هایی که خودش می‌کشد، هم‌سفرش در کنار او بیشتر سختی‌کشیده.

وقتی وارد کنگره شدم به من گفتند تو باید بال پرواز مسافرت باشی؛ اما من یک جای سالم در بال‌وپرم نداشتم و بال‌وپرم زخمی بود، با خود گفتم من که نمی‌توانم روی پای خودم بایستم، چطور می‌توانم بال پرواز باشم؟

اما دیدم کنگره فکر اینجا را هم کرده و برای من راهنمایی گذاشته تا باراهنمایی‌هایی که به من می‌دهد مثل یک کوه پشت من باشد. یک راهنما با آموزش‌هایش مرهم روی زخم‌های من می‌گذارد تا بتوانم در کنار مسافرم، قرار بگیرم.

و اینجا من از کمک راهنمای خوبم، خانم لیلای عزیز، تشکر می‌کنم. چراکه حال من خیلی بدتر از مسافرم بود. یک مسافر وقتی مصرف می‌کند نشئه هست و در هنگام خماری هم که هیچ‌کس نمی‌تواند با او حرف بزند و هم‌سفران و فرزندان خیلی عذاب می‌کشد.

جای مادر شوهرم را خیلی خالی می‌بینم. کاش اینجا بود و سلامتی فرزندش را می‌دید. با آن سادگی‌اش همیشه می‌گفت کاش روزی برسد که فرزندم درمان شود.

من همیشه می‌گفتم خدایا راهی پیش روی مسافرم بگذار تا مصرف مواد و سیگارش باهم درمان شود. سیگار سختی‌اش بیشتر از مواد هست. چون وقت مشخصی ندارد و در هر زمان می‌تواند استفاده کند و تخریب زیادی روی خانواده می‌گذارد.

من معجزه‌های زیادی از کنگره دیدم. مسافرم، بالاتر از بیست‌وپنج سال تخریب داشت و حالا یک سال هست که بهترین حال را دارد.

ساعت خواب و بیدارش مشخص‌شده. مسافر من وقت خواب و بیداری‌اش جابجا شده بود؛ و این بالاترین سختی بود که من می‌کشیدم. اگر می‌توانستم زودتر کنگره را درک کنم زودتر می‌توانستم دست مسافرم را بگیرم؛ اما چون راه درست را بلد نبودم، با ناسازگاری‌هایم باعث تخریب بیشترش می‌شدم. چون راهش را بلد نبودم و کنگره این راه را پیش پایم گذاشت.

در این سفر درواقع او هم‌سفرم بود و باراهنمایی راهنمایش خیلی حال من را درک می‌کرد تا بتوانم از حال بد خودم بیرون آیم. نه‌تنها من بلکه خانواده یک مصرف‌کننده سختی‌های زیادی را تحمل می‌کنند.

مشکلات در سفر اول شاید بیشتر از قبل هم باشد، مشکلاتی برایمان پیش آمد که اگر راهنمایی‌های راهنمایمان نبود، ما در این جایگاه نبودیم. من معجزاتی در کنگره دیدیم که قابل وصف نیست. این از معجزات کنگره بود که در هفته پیش مسافرم توانست جان خود و شخص دیگری را از غرق شدن نجات دهد چون درمان شده بود و از تعادل لازم برخوردار شده بود و عقلش فرمان درست به او داد چراکه آموزش گرفته بود.

امیدوارم هر کس آرزوی این جایگاه را دارد، این جایگاه را لمس کند. باتجربه‌ای که از حضورم در کنگره‌دارم، جبران خسارتی که یک مسافر می‌تواند برای هم‌سفرش کند، این است که به هم‌سفرش اجازه دهد به کنگره بیاید و آموزش بگیرد.

اگر مسافر، به‌تنهایی به کنگره بیاید، زندگی‌اش کامل نمی‌شود. چون مسافر آموزش می‌گیرد و هم‌سفر در تخریب‌های خودش می‌ماند و نمی‌تواند به حال خوش برسد.

از آقای مهندس، خانواده محترمشان، کل خانواده کنگره 60، پیش‌کسوتان کنگره 60، راهنمای خوب مسافرم آقای امیرحسین تشکر می‌کنم. از راهنمای خوب دخترم خانم بتول و راهنمای خوب خودم خانم لیلای عزیز، از مرزبانان عزیز دوره قبل و مرزبانان فعلی، از اسیستانت دوره قبل خانم ریحانه و اسیستانت فعلی شعبه، خانم ندای عزیز، از دوستان هم لژیونی و خصوصاً از آقای امین گلی عزیز تشکر می‌کنم.

 از تمام عزیزانی که در جشن ما شرکت کردند تشکر و قدردانی می‌کنم. از تمام خدمتگزارانی که هرکدامشان اگر نباشند، یک جای کار می‌لنگد. از همه تشکر می‌کنم که کمک کردند تا این جایگاه زیبا و شیرینی این جایگاه را حس کنم.

سخنان هم‌سفر حدیث:

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a4/IMG_8857.JPG

خداوند را سپاسگزارم که به من این فرصت را داد در این جایگاه قرار بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که با این کشف بزرگشان سبب شدند این لحظه زیبا را حس کنم. از آقای امیرحسین خیلی تشکر می‌کنم که زندگی خودم و پدر و مادرم را مدیون ایشانم. باراهنمایی‌هایشان، تغییرات زیادی در پدرم ایجاد کردند. من قبلاً جرئت نمی‌کردم به مسافرم نزدیک شوم؛ و با او درد دل کنم.

 اما حالا مثل دو دوست باهم صحبت می‌کنیم. پدر و مادرم راهنماهای خوبی داشتند و همان‌طور که از راهنمایشان، آموزش می‌گرفتند به من هم انتقال می‌دادند. ما الآن مثل پدر و مادر و فرزند زندگی نمی‌کنیم مل سه دوست زندگی می‌کنیم و مشکلاتمان را حل می‌کنیم.

پدر من دردهای زیادی دارد و خیلی در زندگی‌اش سختی‌کشیده. یکی از اشخاصی که مشارکت کرد گفت، آقا مصطفی باعث شد که او به کنگره بیاید و من خوشحالم که پدرم به‌جایی رسیده که برای دیگران الگو شود.

امیدوارم همیشه در زندگی‌اش شاد و خوشحال باشد و هیچ‌وقت، دردهایی که داشته را به یاد نیاورد. مادرم در کنار پدرم خیلی سختی کشید اما کنار پدرم ماند و تحمل کرد، اگر او نبود، ما در این جایگاه نبودیم.

ما هم در کنار پدرم خیلی تخریب داشتیم. دختر یک مصرف‌کننده بودن خیلی سخت هست. تحمل کردن این‌که پدرت، زجر می‌کشد، یا سعی می‌کند درمان شود ولی راه درستی نیست. هر سه ماه یک‌بار، سختی‌های ترک را تحمل کند، خماری بکشد و من هم پابه‌پایش زجر بکشم.

دختر بودن سخت هست، ولی باعث می‌شود که پدرت بفهمد، کسی را دارد که غصه‌اش را بخورد. شاید دخترها به رو نیاورند، اما از درون داغون می‌شوند. خوشحالم که اینجا هستم. یک سال هست برای بودن در این جایگاه، برنامه‌ریزی می‌کنم و خیلی خوشحالم که مشکلی پیش نیامده تا بتوانم اینجا باشم.

از راهنمای عزیزم خانم بتول تشکر می‌کنم. من دختری هستم که آرام و قرار ندارم؛ و خانم بتول عزیز، من را که راه رفتن بلد نبودم مانند یک مادر خم شد و دستانم را گرفت و راه رفتن آموخت. البته، یک کودک نوپا شیطنت هم زیاد دارد؛ و باید ببخشید.

خوشحالم که تولد یک سال رهایی پدرم هست. خیلی به ما می‌گفتند، اگر یک‌سالگی پدرت را دیدی بگو کنگره خوب هست. ما رهایی‌اش را که دیدیم، فهمیدیم کنگره خوب هست. کنگره، پدر من را از صفر به صد رساند. یک آدم جدید، یک پدر و مادر جدید خلق کرد. من نتوانستم خودم را به‌پای آن‌ها برسانم. حالم مثل آن‌ها خوب نیست ولی سعی خودم را می‌کنم.

http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a4/IMG_8865.JPG


http://up.c60.ir/repository/27238/mostafa%20a/98_4/420/a4/IMG_8863.JPG


نویسنده: فاطمه هم‌سفر محمد و زهرا هم‌سفر علی

تصویرگر: مسافر ابراهیم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: جلسات عمومی(مسافران و همسفران)، پنج شنبه، جشن تولد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر سعید موسوی لژیون نهم سهروردی دوشنبه 24 تیر 1398 20:56
تبریک خدمت آقا مصطفی عزیز وخانواده محترمشان واستاد بزرگوار آقا امیر حسین عزیز وتشکر از عزیزان سایت .
احسان101 یکشنبه 23 تیر 1398 17:43
یکمین سال رهایتان راتبریک میگم به شما وخانواده محترمتان وراهنمای خوبتان
زهرا ح یکشنبه 23 تیر 1398 10:11
خداقوت خدمت کمک راهنماهای محترم آقا امیرحسین خانم لیلا و خانم بتول عزیز این رهایی زیبا را به هر سه بزرگوار و خصوصا خانم شهلای عزیز و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم
همسفر مریم لژیون دوم یکشنبه 23 تیر 1398 10:04
تبریک جشن بسیار عالی بود انشاالله موفق باشید خدا قوت خدمت خانم فاطمه عزیز و خانم زهراعزیز
همسفر مریم لژیون دوم شنبه 22 تیر 1398 21:12
تبریک جشن بسیار عالی بود انشاالله موفق باشید خدا قوت خدمت خانم فاطمه عزیز و خانم زهراعزیز
همسفر زهره شنبه 22 تیر 1398 21:00
خداراشکر بابت این تولد خیلی خوب وزیبا
تبریک میگم خدمت آقامصطفی وهمسفر گرامیشون خانم شهلاوخانم حدیث عزیز .
امیدوارم به جایگاههای بالاتری برسید .
بهترینها را برای شما آرزومندم.
خداقوت به نویسندگان وعکاس
مسافر هادی نمایندگی سهروردی شنبه 22 تیر 1398 20:26
تبریک ویژه خدمت اقا مصطفی و خانواده محترم
خداقوت خدمت راهنمای توانا اقا امیرحسین
تا باد چنین بادا ...
اصغرعظیمی شنبه 22 تیر 1398 19:27
تبریک به آقا مصطفی و همسفران گرامی وراهنمای خودش اقاامیر حسین وراهنمای همسفران .
حسن کدخدایی شنبه 22 تیر 1398 19:16
مبارک باشه

خدا قوت خدمت نویسندگان و عکاس
مسافرمرتضی موذنی لژیون 3 شنبه 22 تیر 1398 18:33
ماشاالله آقا مصطفی تبریک رهائی از دام اعتیاد مبارک
مسافرمرتضی موذنی لژیون 3 شنبه 22 تیر 1398 18:29
ماشاالله آقا مصطفی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات