دل نوشته یک مسافر: باوری در ناباوری
شنبه 19 مرداد 1398 ساعت 18:07 | نوشته ‌شده به دست مسافر حسن | ( نظرات )
باوری درناباوری

نتیجه تصویری برای رهایی

 سال ها در رنج اعتیاد می سوختم و هیچ راهی برای ترک یا درمان پیدا نکرده بودم اصلا باورم نمی شد روزی بتوانم مصرف نکنم 
سلام دوستان این داستان زندگی من می باشد سال ها در رنج اعتیاد می سوختم و هیچ راهی برای ترک یا درمان پیدا نکرده بودم اصلا باورم نمی شد روزی بتوانم مصرف نکنم این اواخر مصرف به بالای چهل سی سی متادن رسیده بود و به هیچ عنوان حتی فکر کم کردن متادون؛  بدن من را به لرزه می انداخت چه به ترک!؟ 
هر روز از روز قبل ضعیف تر و رنجور تر می شدم دیگر امیدی به درمان یا ترک نداشتم و همیشه و همه جا فقط خدا را صدا می زدم و حتی خود را به امام زاده ها دخیل می کردم و شاید گریه های و دعاهای  من باعث شد خداوند کنگره را در مسیر من قرار دهد. 
روزی در مغازه نشسته بودم و در افکار خود غرق شده بودم یکی از دوستان قدیمی از راه رسید و از من سوال کرد که اعتیاد خود را چکار کردی در ابتدای کار پنهان کردم و گفتم روزی چند سی سی متادون می خورم و در جواب به من گفت جایی را می شناسم که می توانی حداقل از متادون نجات پیدا کنی اولش باورم نشد ولی با تعریف های که کرد قانع شدم و آدرس کلینیک را به من داد و من به آنجا رفتم و با مصیبت و سختی توانستم با کمک دکتر کلینیک شربت تریاک را جایگزین متادون کنم و حدود سه ماه طول کشید و خیلی در ابتدا سخت بود و بحث سازگاری را هم نمی دانستم ولی خیلی خوشحال بودم که دیگر متادون نمی خورم ولی شربت تریاک هم دوست نداشتم و لی باز بهتر از متادون بود. 
یک روز در حال جستجو در اینترنت بودم و در مورد شربت تریاک تحقیق می کردم اولین چیزی که در آن صفحه مشاهده کردم کنگره 60 بود ابتدا جدی نگرفتم ولی کم کم مشتاق و شیفته کنگره شدم اولین شعبه ای که به من نزدیک بود را زدم  شعبه امین گلی بود یک روز در کمال ناباوری سوار ماشین شدم و با هر بدبختی بود آدرس را پیدا کردم و ماشین را پارک کردم بیرون محله و شروع به گشتن کردم دیدم سه نفر با لباس سفید دارند می روند از آنها سراغ کنگره را گرفتم و آنها گفتند دنبال ما بیا و من هم به دنبال آنها به کنگره وارد شدم جای بسیار عجیب و غریبی بود آقای عابدینی دم در ایستاده بود و من را به جلسه هدایت کردند باوری در ناباوری در من بوجود آمد دستور جلسه آن روز هفته همسفر بود و یک همسفر صحبت می کرد خیلی بر روی من تاثیر گذاشت  و من شیفته کنگره شدم. 
بعد از چند جلسه که به کنگره آمدم تازه واردین را پشت سر گذاشتم و آقای امیر حسین ساسانی مرا پذیرش کرد و بعد از یک سال فرمانبرداری و گوش به فرمان بودن مزد زحمات خود را از دستان آقای مهندس دریافت کردم و در ادامه در همان اوایل کنگره درمان سیگار را هم شروع کردم و شکر خدا چهار ماه بعد از درمان ایکس خود سیگار خود را درمان کردم آن هم به کمک راهنمای بسیار عزیزم آقای امیر حسین که من تا آخر عمر سپاس گذار ایشان هستم.
شاید اگر کنگره 60 نبود من  هم اکنون زنده نبودم و یا  خدا می داند کجا و در چه وضعی قرار داشتم و زندگی و خانواده من در رنج و سختی به سر می بردند خدا را هزاران بار شکر شکر شکر 


نویسنده : یک مسافر 
ویرایش وتنظیم :مسافر قلم فرسا
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهدی بناییان سه شنبه 22 مرداد 1398 21:33
خداقوت به مسافر عزیز وخدمتگزاران وبلاگ
حسن کدخدایی یکشنبه 20 مرداد 1398 08:51
سلام خدا قوت
هاجر از لژیون هفتم یکشنبه 20 مرداد 1398 08:28
خدا قوت به مسافر عزیز انشالله كه بتونید به جایگاههای بالاتر توی زندگی برسید و خدا قوت به مسافر قلم فرسا عالی بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic