در پی چه هستیم
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 13:13 | نوشته ‌شده به دست مهدی قلم فرسا | ( نظرات )


 در پی چه هستیم؟


به قلم کمک راهنما؛ جناب آقای محمد فنائی



بیایید بررسی کنیم که در این حیات ما در پی چه هستیم؟ اصولا چه انتظاراتی داریم، اول از خودمان و در درجه دوم از سایرین و در کل از هستی. اگر ما مکانیسم توقع و انتظار را نشناسیم دایما در مسایل و مشکلات مختلف غرق می شویم و نه تنها به جوابی دست نخواهیم یافت بلکه پیوسته در رنج و عذاب بسر خواهیم برد. یعنی که من ابتدا به ساکن یکسری انتظاراتی از خودم دارم که شک نکنید که برآورده نخواهد شد، بعد از شما یک انتظاراتی پیدا می کنم که آنها هم مطمئنا برآورده نخواهند شد. البته اندک مواردی ممکن است محقق شود مثل رفتار موردی یکنفر که خوشایندمان باشد ولی اینها به هیچ وجه تعمیم پذیر نیستند و مجموعا انتظار و توقع داشتن ما را به بیراهه خواهد برد.



 چرا که آنچه که خواسته من است هیچگاه در بیرون از من تحقق نخواهد یافت بطوری که کاملا مرا راضی و خشنود نماید.

چرا ما از آدمهای مختلف راضی نیستیم؟ چون از آنها انتظار داریم ولی آنها ما را راضی نمی کنند. از نزدیکترین تا دورترین افراد نسبت به خود را که تصور کنید همواره یک حس ناخوشایند یا رنجش هر چند اندک، نسبت به آنها دارید و این تنها به دلیل انتظارات شما از آنهاست. درحالیکه اگر این انتظارات را از خود دور سازیم چیزی بجز عشق و محبت جایگزین آن نخواهد شد. در اینصورت نه تنها حس خوبی خواهید داشت بلکه علی رغم تناقض ظاهری، آنوقت خواهید دید که خواسته هایتان رفته رفته برآورده می شوند. یعنی به عبارت دیگر این حیاتی که ما در آن بسر می بریم، حیاتی نیست که ما بیندیشیم هر آنچه در تصور ما هست باید به وقوع بپیوند. چون این جهانی که در آن هستیم جهان تزاحم و تنگی است. این بدان معنی است که من در این دنیایی با چنین وسعت، باز هم احساس تنگی می کنم. انسانی که دست به خودکشی می زند به جایی رسیده است که احساس می کند جهان برایش تنگ و تاریک شده است. حال یکنفر به آخر خط میرسد و دیگری علی رغم این تنگنا، کماکان به زندگی حداقلی روزمره اش ادامه می دهد.


ما اگر دریابیم که عوالم بیشمارند و پایین ترین عالم همین است که ما در آن قرار داریم، دیگر از مرگ هراسی نخواهید داشت. چرا که پست بودن این عالم دال بر این است که مرگ شما عبارت ازانتقال شما به جهانی برتر و در واقع به معنی تعالی شما خواهد بود. زمانیکه عزیزان متوفی را در خواب می بینیم معمولا ابراز رضایت از مکان خود می کنند، چرا که از این عالم به عالمی برتر رحلت کرده اند.


حال در این عالم دون ما نباید انتظار زیادی داشته باشیم. من نباید از خودم توقع بیش از حد داشته باشم. البته این مغایر با سعی ما و به معنای عدم تلاش نمی باشد. اما وقتی سطح توقعات شما بیش از توانتان باشد، شما را به هم می ریزد و از حالت طبیعی  خارج و از شادی و سلامت اندیشه دورتان می کند. چرا که دائم در این فکر هستید که من باید آنجا باشم ولی الان اینجا هستم و این یک تناقض و همان درد و رنج است. همانطور که اخیرا در یکی از سی دی ها آمده بود زندگی را خیلی هم جدی نگیریم. این باعث راحتی و آزادی ما می شود.

اعتقاد ما بر این است که انسان به این عالم آمده تا بر اساس آفرینش خود، یک دوره زندگی را طی نموده و ادامه حیاتش را جای دیگر دنبال کند. اما شما باید این برهه از حیات خود را که در این عالم است با شادی سپری کنید نه در رنج و عذاب. ما گاهی به اشتباه می اندیشیم که اگر در غم و اندوه بسر بریم خدا ما را بیشتر دوست دارد و فکر می کنیم که در صورت غرق شدن در آه و ناله، خداوند عوضش را با پاداش الهی خواهد داد.

این ایمان قلبی من است که زمانی که غمگین هستید از خداوند دور شده اید. چون خدا ما را بر اساس عشق، محبت و شادی آفریده است و خود نیز این را می پسندد. اعتقاد دارم که تمام کتب آسمانی برای هدایت ما نازل شده اند و زمانی که می گوییم هدایت، برای خروج از رنج است. آنجا که غمگین هستید، بدانید که ذهنتان فریبتان داده و در آن لحظه از خدا جدا افتاده اید و بالعکس زمانی به خدا نزدیک هستید که شاد باشید. اما انسانی که انتظار و توقع دارد طبیعتا غمگین است، پس از خدا هم دور افتاده است.

انسانها گاهی داشته ها را فراموش کرده و تنها به نداشته ها فکر می کنند. مهم نیست که داراییهایتان زیاد باشد یا اندک، شما فارغ از میزان ثروت و سطح جایگاهتان، باید بتوانید از هر آنچه که دارید و هر آنچه که هستید لذت ببرید. ولی زمانی که درگیر انتظارات و توقعات می شویم، چشم به جایگاههای بالاتری داریم که از آنها بی بهره ایم و مدام با خود می اندیشیم که چرا در شرایطی ناخواسته قرار داریم و اینجاست که دچار اندوه شده و از خدا جدا می شویم.

در واقع انتظارات همان خواسته هایی هستند که خیلی به آنها پر و بال داده ایم و اصرار بر تحقق آنها می ورزیم. اما نباید این چنین باشد. نباید آنها را خیلی جدی گرفت یا به عبارتی آنها را خیلی مهم ندانیم. دقت کنید که شما از هر چه دارید ضربه می خورید، برایتان خیلی هم مهم است. چیزی که به شما ضربه نمی زند که اهمیت ندارد. حالا اگر این مسایل را مهم نپنداریم از آنها ضربه هم نمی خوریم.

حال این سوال پیش می آید که چه عاملی سبب ایجاد توقع و انتظار از دیگران می گردد؟ در سی دی ها آمده بود که سرمنشا پاره ای از انتظارات، عجز و ناتوانی ماست. یعنی من به این تشخیص رسیده ام که توان دستیابی به فلان چیز را ندارم اما چون اصرار دارم که به آن دست پیدا کنم، از دیگری آنها را مطالبه می کنم و البته برآورده شدن این انتظارات در کلیتشان، امری است ناشدنی. نمونه اش وضعیت اعتیاد عده ای است که مثلا می گویند مگر پدرم مرا دوست ندارد پس بیاید و مرا درمان کند. برخی هم از راهنما انتظار دارند که جورشان را بکشد و در کل مسئولیت درمان خود را به دوش نمی گیرند. به همین دلیل بوده که توان خروج از اعتیاد را نداشته ایم، البته علاوه بر اینکه راهش را هم بلد نبوده ایم. نتیجه اش هم این شد که هیچ کس ما را از وادی اعتیاد خارج نکرد. زمانی می توانید خارج شوید که بپذیرید و توان خروج از آنرا در خود ببینید. به اینجا برسید که من میتوانم رها شوم و هیچ توقعی هم از دیگری ندارم.  

خوب است همانطور که به انتظارات خود از اطرافیانمان اشراف داریم، ببینیم عملکرد خودمان در قبال آنها چگونه است و آیا به وظایف خود در این روابط عمل می کنیم؟ اصلا یکی از ریشه های توقع بی جا در برخی افراد اینست که به جای اینکه به خود پرداخته و اعمال خود را رصد کنند، مدام دوربینشان روی دیگران زوم شده است. افرادی با این طرز نگرش به رغم اینکه همیشه در حال گلایه و شکایت از دیگران و فرافکنی تقصیرات بر دوش آنها هستند، عموما خود مقصر اصلی مشکلات پیش آمده در روابط متقابلشان می باشند.

انسان در این دنیا در رنج آفریده شده است. ما با یک فراموشی روحانی پا به این عالم گذاشته و سپس گرفتار ذهن می شویم. اکثر انسانها هم با همین ذهن از این دنیا رحلت می کنند. ولی هستند افرادی که در این زندگی دو بار متولد می شوند، اول از رحم مادر و سپس از ذهن، که عبارت «از خود زاده شدن» را برایش بکار برده ایم و پس از آن، دیگر نصیبشان شادی خواهد بود.

با احترام :محمد فنائی

نویسنده :مسافر قلم فرسا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


لینک های مرتبط: مقالات،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
یکشنبه 9 اسفند 1394 22:51
خدا قوت خدمت آقای فنایی ومسافر قلم فرسا
پیروز وسربلند باشید...
سید مصطفی: وبلاگ آتیه سبز یکشنبه 9 اسفند 1394 11:45
سپاس و تشکرازآقا مهدی قلم فرسا،نویسنده محترم ودرودبر آقای فنایی کمک راهنمای محترم


مسافر شکرالله شنبه 8 اسفند 1394 22:37
وقتی سطح توقعات شما بیش از توانتان باشد، شما را به هم می ریزد و از حالت طبیعی خارج می کند
خدا قوت خدمت استاد فلسفه جناب آقای فنایی
خدا قوت خدمت آقای قلم فرسا
همسفر سارا شنبه 8 اسفند 1394 19:05
مطلب بسیار عالی و آموزنده ای بود. بهره بردم
سپاس و خدا قوت خدمت استاد آقای فنایی بزرگوار و مسافر قلم فرسا
جوان و جاوید باشید..
شنبه 8 اسفند 1394 15:52
بسیارزیباودل نشین
سپاس وخداقوت خدمت آقای فنایی عزیزوبزرگوار
خسته نباشیدخدمت آقای قلم فرسابابت انعکاس مطالب مفید
ابراهیم موحدی شنبه 8 اسفند 1394 14:37
بسیار عالی بود. استفاده بردم
سپاسگزارم از جناب آقای فنایی عزیز و بزرگوار
سپاس و خدا قوت خدمت نویسنده معزز آقای قلم فرسا
شاد و پیروز باشید..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو