جلسه راهنمای تازه واردین 1398/09/07 نمایندگی امین گلی
سه شنبه 12 آذر 1398 ساعت 09:03 | نوشته ‌شده به دست مسافر حمید گلی | ( نظرات )

جلسه آموزشی به همراه پرسش و پاسخ برای راهنمای تازه واردین با حضور
دیدبان محترم مسافر علی اشکذری در نمایندگی امین گلی اصفهان
در روز پنجشنبه 1398/09/07  راس ساعت 45 : 14 آغاز به کار نمود.

(قسمت پایانی)



لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ...


من می گویم تدریجی می خوام بد نباشم، تدریجی نیست آنی است، بد نبودن آنی و خوب شدن تدرجی است، ذهنی که میگم منظورم اینه، نمیدونم براتون جا افتاده یا نه، ذهنی یعنی آنی، ذهنی عین زهر است، یک لیوان میدهند دستت و میگن این زهره و میگی یواش یواش نمی خورم و همون موقع نمی خوری، در هروئین هم باید به بچه ها بفهمونیم این یک حرکت ذهنی است و تدریجی نیست، نمی تونیم ، تدریجی نیش ات میزنه، هیچ کس هنوز نتونسته هرویین را تدریجی کم کنه، کسی نمی تونه این کار را بکنه، من یموقع های هروئین می گرفتم تا سه روز داشته باشم ولی همه را تا صبح می کشیدم ، هیچ وقت نتونستم نگه دارم، هفت یا هشت کیلو تریاک می گرفتم و یک سال تا دوسال نگه می داشتم و ذخیره می کردم، حساب و کتاب می کردم، روزی چقدر بکشم و تا کی بکشم ولی هروئین نه، هروئینی نمیتونه برا فرداش نگه داره.

همیشه هروئین فردا را امروز می کشیدم و کار امروز را می انداختم واسه فردا،هروئینی نبودم و یموقع هایی میزدم و بخاطر اینکه نمیتونستم نگه د ارم دیگه نمی رفتم بخرم، همه را می زدم می رفت،بخاطر چی؟ بخاطر این که ذهنیه،هروئین داشته باشی می خوابیا ولی تو خواب بلند می شی دوباره می کشی، اصلا هیچیت نیستا، خوابیدی و تقریبا هم نعشه هستی ولی نمی تونی بخوابی، تا تهشا در نیاری نمیتونی بخوابی، باید بری همشا بکشی بعد بخوابی، باید این قضیه هروئین را جور دیگریش کنیم، و این اشتباهی که به ما دادند را درستش کنیم و بتونیم بچه ها را خودمون با دست خودمون نپرونیم تا بمونند واسه درمان.



قضیه راهنما تازه واردین:
هر کدوم که هر روزی شیفت اشون هست در هر شعبه که هستند باید با مرزبان اینجا باشند، اونروز می شوند مسئول پذیرش تازه واردین، اون راهنما تازه واردینی که بر اساس نوبت بندی اون روز نوبت اش شده اونروز مسئول پذیرش تازه واردینه و هر تازه واردی باید پهلوی اون بره، اون را پذیرش کنه و پرسش نامه اون را پر کنه و پذیرش اولیه را انجام بده و به جلسه اول ، دوم ،سوم و کسانی که زیر مجموعه او هستند بده، کسانی که در شعبه آزمون داخلی دادند زیر نظر ایجنت، اما پذیرش اولیه باید با شال دارها باشه ، چرا اینا میگم که با شال دارها باشه؟ بخاطر اینکه در آینده می خواهیم به هر کس که می اید برنامه بدیم، الان این کارا نمی کنیم و فقط شال دارا را جا میندازیم،پس باید مثله راهنما باشن، گویش ایشون و پرستیژشون و همه چیزشون باید در حد یک راهنما باشد.
اونروز اون کسی که از ساعت ۱.۳۰ شیفتش است همه مسئولیت تازه واردین با اوست،
توی لیست حضور و غیاب راهنمایی اسمه اون هست و باید حضور داشته باشه،
یک مسئله دیگه این که باید کارتون را درست انجام بدید، مرتب و منظم بیاید و اگه دوره ی خدمتی را درست انجام بدید میتونید کمک راهنما بشید.

در قسمت تازه واردین کسانی که شال گرفتند با راهنما ها یک نمره فرق دارند و بعضیا اگه از من بپرسید قوی تر هستندو شاید مهندس تصمیم بگیره بعد از چهار سال اینا که دوره خدمتی خوبی داشته اند بتونند یک ضرب به راهنمایی بروند،همینجوری نیاییم و الان یک فرم هست که نوشته عملکرد راهنما تازه واردین که پر میشه و رو پروندتون قرار می گیره، به طور کلی دوره ی اول خیلی سخت نگرفتیم ولی این دوره اینجوری نیست.ایا مرزبانی که درست دوره مرزبانی نگذرونده باشه ای جنت اش هم می کنند؟ نه.
وقتی شال می گیرید دقت کنید، من نمی گم همه زندگیتون را بگذارید روی این کار، من می گم نظم داشته باشم و سر ساعت فلان روز بیایم و ارزش قائل باشید برای کارتون.

شما نمی دونید چیکار دارید  میکنید! بخدا ما در این کنگره از خود من گرفته تا بقیه نمی دوینم داریم چیکار می کنیم! اگر ارزش کارمون را می دونستیم از در که میومدیم داخل مثل زورخانه ها خاک اش را می بوسیدیم، ماها یک درصد اش نمی دونیم چیکار داریم می کنیم، شما می دونید یک خانواده وقتی به رهایی می رسند چه اتفاقی می افتد؟ اگر بدونیم چیکار داریم می کنیم خیلی بیشتر از این واسه کارمون ارزش قائلیم، ما اگر اینقدری که کنگره واسه انسان ارزش قائل می شود یک هزارم  اش خودمون برای خودمون ارزش قائل بودیم دنیا گلستان بود.

در ضمن هیچ کجا از کلمه مشاوره استفاده نمی کنیم، ما نه مشاوریم و نه دوره مشاوره گذروندیم ونه مدرک مشاوره داریم و نه اصلا کار ما مشاوره است، پس کار ما مشاوره نیست و راهنمای تازه واردینیم که هزار برابر بالاتر از مشاوره است، کار ما آگاهی دادن است و هر کجا از کلمه مشاوره استفاده  می کنید باید حذف  کنید و بزارید راهنمای تازه واردین، اگه قبلا جور دیگه ای انجام می دادید، نگید قبله ی مسلمین بهم ریخته و هر جوری تا الان انجام می دادید خیلی عالی بوده است، دستتون هم درد نکنه، من واسه ایراد گرفتن اینجا نیستم و خیلی هم خوب بوده که نتیجه اش هم داریم می بیینیم، منتها ما می خوایم بهتر کنیم ، پس نگیم کار قبل اشتباه بوده و به زمان خودش خوب بود و الان به کمک همدیگه داریم تکامل اش می دهیم، همانطوری که خودمون در حال تکاملیم و همینجور مراجعه کنندگان در حال تکامل اند و مواد مخدر هم داره تکامل پیدا می کنه.



باید بروز باشیم و اگر دیروز صحبت ها آقا مهندس را گوش دادید در مورد هروئین صحبت شد و در قسمت سی دی ها هم همینطور.
کسانی که شال گرفته اند نمی تونن توی لژیون راهنماشون بشینن، وگرنه چی میشه؟ می شید دلال لژیون!! قدیما یکسری در کنگره  دلال کمپ بودند و مشتری برا کمپ جور می کردند، مثلا تازه وارد من  را دیده و به من عادت کرده است و اگه ببینه من توی یک لژیونم صاف میاد اونجا می شینه،  راهنما در لژیون راهنما نمی شینه و اصلا فرصت لژیون نمیشه وباید در خدمت تازه واردین باشه و به فکر کار خودشون باشه.

یک مسئله دیگه اینکه ماها کلا مهماندار تازه واردینیم، کار اصلی ما مهمانداری تازه واردین است، مثلا تازه وارد از در اومد تو و نشست رو صندلی ایجنت، بغل دستش وای میسی که هیشکی بهش نگه بلند شو وگرنه هرکی از بغل اش رد میشه می گه پاشو، تازه وارد از در اومد تو هر جا نشست جای خودش است، جای خودشه ها شما خبر ندارید، من شعبه پرستار استاد جلسه بودم و دوتا بنده خدا اومدن تو، نعشه و توپ و نشستن پهلوی من و من گفتم ولشون کنید و یک بوی سیگار و هروئین می دادن و چرت میزدن، منی که شال تازه وارد دارم فقط می تونم کنارش وایسم که هیشکی بهش نگه بلند شو و مطمئن باشی پنج دقیقه بعد خودش می فهمه جاش اونجا نیست و بلند میشه.

یک کار دیگر من این است که وقتی تازه وارد نشسته، عقب جلسه وایسم و مواظبش باشیم شکار نشه، قوی ترین شکارچی کیه؟ کمک راهنما ها ، عین عقاب تازه وارد را می زنن، حواستون را جمع کنید.باید در جلسه مواظب اش باشی شکار نشه، این با حس خودش باید راهنما انتخاب کنه.
شکارچی بعدی کیه؟ سفر اولی حال خراب،برنامه بهش میده،OT بهش میفروشه و همه کار میکنه،این حساسه و مثله پرنده ای می مونه که بال اش شکسته، این الان نمی تونه از خودش دفاع کنه، وقتی می بینی کمک  راهنما کارش اینه که تازه وارد را خفت کنه میری به ایجنت گزارش می دید.

ما راهنمای تازه واردین هستیم باید مواظب تازه‌وارد باشیم، باید تازه‌وارد را حفظ کنیم تا به مرحلهٔ لژیون برسد و تحویل راهنما داده شود ازاینجا به بعد به ما ربطی ندارد دیگر مسئله بین تازه‌وارد و راهنما و مرزبانی می‌باشد. وظیفهٔ ما نیست که مستقیم وارد قضیه شویم ما غیرمستقیم وارد می‌شویم. شما کتباً می‌توانید به ایجنت، مرزبانی گزارش کنید که رهجو ی فلانی، تازه‌وارد را بر می‌زند یا اینکه راهنمای تازه‌وارد فکر می‌کند راهنمای خودش، شاه است و به هر طریقی مستقیم، غیرمستقیم رهجو را می فرستد سمت لژیون راهنمای خودش. سریع این مسائل را باید گزارش کنید. به تازه‌وارد خیانت نکنید نگذارید رفاقت باعث شود به یک تازه‌وارد خیانت شود خیلی وقت‌ها من با آقای منصوری رفیق هستم میگم حالا...این خیانت است رفاقت به‌جای خود، وظیفه هم به‌جای خود.

موضوع دیگر که مربوط به مسئولین شعبه می‌باشد:

یک رهجوی تازه‌وارد، برگهٔ انتخاب لژیونش را باید خودش در لژیون به راهنما تحویل دهد ما نباید رهجو را بالای سر لژیون ببریم. دست طرف را بگیریم و ببریم بالای سر لژیون، این لژیون جا دارد، آن‌یکی جا ندارد ...این‌ها همه باعث فساد می‌شود و در شعبی که بیشتر این کارها انجام می‌شود اختلافات بین راهنماها و مرزبان‌ها زیادتر می‌باشد. و این کار اصلاً درست نیست.

گوشه‌ای بنشین جلسه را راهنمایی کن، کدام لژیون را انتخاب کردی؟

 لژیون 12

بفرما این برگه برو بده به لژیون 12.

شما می‌نشینید رهجو خودش برگه را به لژیون 12 تحویل و سر لژیون می‌نشیند.


مطمئن باشید آن‌قدر راه نیست که طرف گم شود پس نه مرزبان و نه راهنمای تازه واردین! خودش باید برود. لازم نیست ما این کارها را انجام دهیم این کارها فقط باعث شک می‌شود. من که راهنمای تازه واردین جلسهٔ سوم هستم روی کاغذ می‌نویسم فلانی لژیون انتخاب کرد رفت لژیون، مثلاً لژیون 12 و به مرزبانی یا مسئول تازه واردین تحویل می‌دهم. کار من تمام شد. راهنمای لژیون تا آخر جلسه فرصت دارد این برگه را امضاء و به مرزبانی تحویل دهد. مرزبانی این برگه و پرسش‌نامه را ضمیمهٔ هم کرده به قسمت OT تحویل می‌دهد.OT پورتال را پرکرده با پرسش‌نامه و تأییدیهٔ کلینیک و سایر کارهای مربوط...دو برگ را تحویل مرزبانی می‌دهد. مرزبانی برگه‌ها را روی پروندهٔ راهنما گذاشته که این راهنما یک رهجو گرفت و درنهایت در مرزبانی بایگانی می‌شود.

راهنما باید این برگه را به مرزبانی تحویل دهد، تا مشخص شود این راهنما رهجو گرفته و تا 8 هفتهٔ دیگر نمی‌تواند رهجو بگیرد.

حالا چرا می‌گوییم باید برگه را تحویل مرزبانی بدهند؟

من راهنما ،یکی دو روز برگه را پیشم نگه می‌دارم، ممکنه رهجو نیاید برگه را پاره می‌کنم می‌ریزم دور و یک رهجوی دیگر می‌گیرم. کار من می‌شود رهجو گرفتن و رهجو پراندن. ولی وقتی بداند که رهجو گرفته تا 8 هفته سهمیه‌اش همان رهجو بوده با چنگ و دندان نگهش می‌دارد و شکم سیر با رهجو برخورد نمی‌کند. ما باید حافظ تازه‌وارد باشیم باید کارمان را جوری انجام بدهیم که همه‌جوره به نفع تازه‌وارد باشد. چون تازه‌وارد میهمان، مظلوم، بی‌پناه و آسیب‌پذیر است باید همه‌جوره کمکش کنیم. بزرگ‌ترین آسیب این است که راهنما تحویلش نگیرد برگه را پاره کند و یک رهجوی دیگر بگیرد. پس مرزبانی باید دقت داشته باشد اگر راهنما این برگه را تحویل نداد یا فراموش کرد، می‌تواند رهجو را از لژیونش برداشته و جلسهٔ بعد می‌گوید این رهجویی که شما گرفتید نامه‌اش را ندادید دیگر رهجوی شما نیست و می‌رود یک لژیون دیگر. رهجو زمانی رهجوی من می‌باشد که مرزبانی اطلاع داشته باشد. پس این برگه را راهنما باید تا پایان همان جلسه تحویل مرزبانی بدهد. ایشان یک رهجو گرفت، اگر سهمیه‌اش یک رهجو بود که بگیرد تا 8 هفته گرفته، اگر هم جلسهٔ بعدی نیامد باید تا 8 هفته دیگر صبر کند، اگر نیامد می‌تواند دوباره رهجو بگیرد.

خوب حالا اگر کسی صحبتی، مشارکتی، سؤالی دارد بفرماید؟

یک تازه‌وارد چقدر می‌تواند پشت دربماند:

ما اصلاً تازه‌وارد را نگه نمی‌داریم، ثبت‌نام نمی‌کنیم، اسم نمی‌نویسیم، شماره تلفن هم نمی‌گیریم. فرضاً ما این هفته ظرفیت پذیرش 1 رهجو راداریم اولین نفری که آمد پذیرش می‌کنیم به بقیه می‌گوییم ما ظرفیت پذیرش نداریم تا ماه آینده. ماه بعد اولین نفری که آمد پذیرش می‌شود.

راهنمای تازه وارد می تواند او را روی ot ببرد یا به او D.SAP بدهد؟

کسی که این را بهش معرفی می‌کند حال خراب‌تر از او می‌باشد همه که این کار را نمی‌کنند و این در کنگره هست کاریش هم نمی‌شود کرد. طرف تازه‌وارد است آمده با یک نفر در حیاط ایستادن سیگار می‌کشند یک صحبتی هم باهم می‌کنند.. این‌ها وظیفهٔ خدمت تازه واردین است که حواسشان را جمع کنند وگرنه این اتفاقات اجتناب‌ناپذیر می‌باشد هرچقدر هم حساس باشیم بدتر می‌شود.

از جلسات تازه واردین می‌توانیم عکس بگیریم:

تنها کسی که پلاکارد عکاسی دارد از جلسات می‌تواند عکس بگیرد آن‌هم، نه از جلسات خصوصی تازه واردین.

در حین جلسه اگر تازه‌واردی با بغل‌دستی‌اش صحبت کرد آیا راهنمای تازه واردین می‌تواند مانع شود:

مستقیم نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم باید از طریق مرزبان این کار انجام شود. ما زیر نظر مرزبانی هستیم مرزبانی زیر نظر ایجنت. ایجنت زیر نظر دیده‌بانی و دیده‌بانی زیر نظر مهندس و کنگره و نگهبانی می‌باشد. باید سلسله‌مراتب را رعایت کنیم.

اگر یک رهجوی سفر اولی در حیاط ایستاده و یک کار غیرقانونی انجام می‌دهد هیچ‌کس حق ندارد به او حرفی بزند حتی مرزبانی نیز برای حفظ احترامش نباید به او حرفی بزند باید ببینیم راهنمایش کیست و از طریق راهنما به او تذکر داده شود. چون تنها به راهنمایش چشم می‌گوید ...

این نکته را همیشه در نظر داشته باشید؛ هیچ‌وقت در حین اشتباه نخواهید اشتباه را درست کنید.

درروش برنامه دادن راهنمای تازه واردین لازمه بیشتر توجیه شود:

در نوشتار مگر گفته‌شده باید راهنمای تازه واردین برنامه بده. در چهارچوب نوشتار بازی کنید. کار راهنمای تازه واردین برنامه دادن نیست. کار ما این است که رهجو را ازنظر کیفی جذب کنیم نه ازنظر کمی. باکیفیت بالا جذبش کنیم اگر برنامه بدید خیانت کردید.

چطور متوجه شویم تازه‌وارد دروغ نمی‌گوید:

تازه‌وارد هرچه بگوید دروغ و غلطش به ما ربطی ندارد. از اسمش گرفته تا الی‌آخر. اسمش اصغر است می‌گوید اکبر هستم بااینکه می‌دانید اصغر است باید بنویسید اکبر. آنچه او گفت می‌نویسید اینجا دادگاه نیست یک پرسش‌نامه داریم باید پر شود هر چه می‌گوید می‌نویسیم راست و دروغش به ما ارتباطی ندارد. اصلاً مصرف‌کننده که دروغ نگوید از ما نیست خودمان از صبح تا شب دروغ می‌گفتیم یادمان رفته ...اصلاً مهم نیست هر چی گفت بگو درسته ...

نگهبان نظم دم در شعب از راهنمای تازه واردین بالاتر شدند. دم در راهنمایی می‌کنند، گل رهایی می‌دهند....

نگهبان نظم حق ندارد کسی را دم در راهنمایی و مشاوره دهد باید مصرف‌کننده را با یک هنرمندی راهنمایی کند به داخل، ببیند داخل هیچ خبری نیست و اعتماد کند دم در جای مشاوره دادن نیست. البته او هم از روی عشق این کار را می‌کند و نباید ناراحتش کنیم و توی ذوقش بزنیم باید به مرزبانی اطلاع دهیم که این نگهبان نظم به‌اندازهٔ کافی پخته نیست بهتر است مهمان‌دار باشد. باید برخوردمان درهرصورت درست باشد همدیگر را ناراحت نکنیم.

سی دی و پکیج تازه واردین را می‌توان اشتراکی خرید:

بله می‌توانند یک پکیج بخرند و هر دو، مسافر و هم‌سفر باهم استفاده کنند سی دی را هم همین‌طور. اما معرفی کردن سی دی به ما ارتباط ندارد ما فقط پکیج تازه واردین را معرفی می‌کنیم. در پکیج دو تا سی دی وجود ما باید همان را معرفی کنیم و خودمان نباید سلیقه‌ای عمل کنیم. پکیج را مهندس خودشان تعیین می کنند ماهم معرفی می‌کنیم.

سفر دومی‌ها هم می‌توانند مشاوره بدهند:

سفر دومی‌هایی که ایجنت از آن‌ها امتحان گرفته بله می‌توانند. به این صورت که ابتدا راهنما شخص را معرفی می‌کند به ایجنت، ایجنت از آن‌ها امتحان می‌گیرد و بعد زیر نظر شال دارها می‌توانند کار کنند.

فرم شرکت در جلسهٔ مشاور تازه واردین باید توسط چه کسی امضاء شود:

پذیرش اولیه حتماً باید توسط مسئول راهنمای تازه واردین همان روز که شال دارد امضاء شود. سه جلسهٔ دیگر را مهم نیست کدام امضاء کنند منتها هرکدام امضاء کردند باید اسمشان را بنویسند.

نامهٔ اول را راهنما باید جه کسی بنویسد:

برگه را باید همان جلسه تحویل مرزبانی دهد. نامه را هر وقت می‌خواهد بنویسد به ما ربطی ندارد نامه به قسمت راهنما مربوط می‌شود.

به خاطر اینکه کسانی که کنگره می‌آیند و انصراف می‌دهند مقصر فقط تازه واردین نباشند این کار را می‌کنند تا معلوم باشد توسط راهنمای تازه واردین پرانده شده یا توسط راهنما.

قانون‌های کنگره اگر اجرا بشوند ما هیچ جا به مشکل برنمی‌خوریم.

راهنمایی که نباید رهجو بگیرد باید شالش را ببندد. راهنمایی که آن روز 5 به بعد آمده نباید خودش را معرفی کند. ما هم وقتی برای جلسه سومی توضیح می‌دهیم، می‌گوییم، لژیون‌های شماره فلان، فلان نمی‌توانند رهجو بگیرند، غیر از این‌ها را انتخاب کن.

20 نفر می‌آیند ما پذیرش می‌کنیم به جلسهٔ سوم می‌رسند وقتی می‌آیند در جمع می‌بینند همه لژیون‌ها بسته چون برگه دارند طلبکار می‌شوند تکلیف چیست:

اصلاً 20 نفر را نباید می‌گرفتید باید مرزبانی می‌گفت ما پذیرش نداریم برو 20 روز دیگر بیا یا آدرس شعب دیگر را می‌دادند ولی اینکه بیاد پذیرش بشه و بعد بگیم برو شعبهٔ دیگر درست نیست. اگر پذیرش ندارید چرا از همان اول پذیرشش می‌کنید. اگر پذیرش دارید، پذیرش کنید و بعد از سه جلسه بفرستید لژیون.


نویسندگان : مسافر حمید ، همسفر اعظم


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش عملکرد لژیون های آموزشی،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرمحسن رهجوی آقاسعیدطائبی جمعه 15 آذر 1398 07:52
سلام وخذاقوت خدمت همه عزیزان بسیارزیبا بوددست مریزاد
حسن کدخدایی چهارشنبه 13 آذر 1398 22:27
خدا قوت به نویسندگان مسافر حمید و همسفر اعظم
همسفر لیلا ن چهارشنبه 13 آذر 1398 16:47
خدا قوت ویژه خدمت اعضا سایت بابت نوشتن این گزارش طولانی و مهم. نکات عالی را آقای اشکذری فرمودن ممنون از انتقال این صحبتها
مممون از مسئولین سایت
احسان101 چهارشنبه 13 آذر 1398 12:59
خداقوت به دیدبان محترم آقای اشکذری وهمراهان گرامیشان ویه خوشامدگویی به تمامی میهمانان شعبه امین گلی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات