گفت گو با سه نفر از مسافران نمایندگی امین گلی
دوشنبه 25 آذر 1398 ساعت 19:18 | نوشته ‌شده به دست مسافر ابراهیم مدیر وبلاگ | ( نظرات )



خیلی ها فکر میکنند بخشیدن لطف کردن است درصورتی که  بخشیدن یک وظیفه است.




با سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفا خودتان را معرفی کنید؟

مسافر حسین:



سلام دوستان حسین هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، مدت تخریب ۱۰ سال، ۱۲ ماه و ۲۴ روز سفر کردم به روش DST همراه با داروی OT به راهنمایی استاد عزیزم آقا محسن و رهایی ۶ ماه و چند روز و در ادامه وارد لژیون وایت شدم و ۱۲ ماه و ده روز سفر کردم به راهنمایی آقا مهدی، رهایی سه ماه و چند روز


مسافر مجید:


سلام دوستان مجید هستم یک مسافر، آنتی ایکس مصرفی شیره، تخریب بیش از ده سال ، روش درمان DST با داروی شفابخش OT، مدت ده ماه و بیست روز سفر کردم به راهنمایی آقا محسن  و در ادامه وارد لژیون وایت شدم به راهنمایی آقا مهدی، رهایی همزمان هفتاد روز


مسافر داوود:


سلام دوستان داوود هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی الکل،شیشه و تریاک، سفرم را شروع کردم به روش DST با داروی OT، مصرف اولیه روزانه ۶ سی سی و هم اکنون هر وعده ۸. سی سی به راهنمایی آقا سعید محسن و در ادامه وارد لژیون وایت شدم با بیش از ۳۰ سال تخریب دخانیات مصرف فعلی ۲۰ قطعه با راهنمایی آقا سعید محسن


بچه ها چگونه با کنگره آشنا شدید؟

مسافر حسین:
دیگر آخری ها از بس مصرف داشتم حوصله ام که سر می رفت درون یوتویوپ و اینترنت می رفتم و اتفاقی یک کلیپ از بچه های کنگره ۶۰ دیدم و حرف هایشان قشنگ بود و دو سه هفته ای طول کشید تا با سایت آشنا شدم و از طریق یکی از بچه ها جلسه اول کنگره آمدم.

مسافر مجید:
من تقریبا سه سال قبل از طرف یکی دوستان به شعبه سهرودی آمدم ولی بخاطر شرایط شغلی همان اول به راهنمای تازه واردین گفتم من کامل نمی توانم بیایم و گفتند نمی شود و در این سه سال همیشه به بقیه می گفتم که کنگره چیز خوبی است و همه می گفتند چرا خودت نمی روی و من می گفتم نمی توانم مغازه ام را ببندم تا اینکه پسر خاله ام گفت تو حالا ده بیست روز اول را بیا بعد اگر خواستی یک جلسه را نیا و در اصل آمدم که گاهی یک جلسه نیایم  و الآن یکسال و خرده ای است که نشده یک جلسه نیایم.

مسافر داوود:
من تخریبم خیلی زیاد شده بود و پیام را یک خانم که همکارم بودند به من دادند
 

بچه ها شما در ابتدا سبد را یاری می کردید؟

مسافر حسین:
اوایل خودم زورم می آمد.
من چون قبلا ترک کرده بودم و منیت ام بالا بود می گفتم اگر خودم نتوانم کسی دیگر هم نمی تواند چون برادرم را دیده بودم که کمپ و دکتر رفته بود و جواب نگرفته بود و به این نتیجه رسیده بودم: یا خودم یا هیچ کس و گفتم خودم می آیم، روش اش را یاد می گیرم و اجرا می کنم و یک ماه اول را همینجوری آمدم و نمی دانم یک جوری جذب آقا محسن شدم و هر چه دارم از ایشان دارم و کمک کردنم هم به آقا محسن برمی گردد.

 من اوایل جلسات را یکی در میان می آمدم و به آقا محسن می گفتم شیف هستم و آقا محسن گفت من قید کار را برای سفر اول زدم و اگر می خواهی درمان ات مهم تر است و وقتی ایمان آوردم شیفت ام را تغیر دادم و جلسات را می آمدم و یکم جلوتر که رفتم آقا محسن گفت من وقتی از سر کار می آیم یکی را جای خودم می گذارم و هفتاد هزارتومن هم از جیب ام می دهم و از شهرکرد می آیم و من باور نمی کردم.
در ادامه دیدم که هر برج هم دارد کمک می کند؛ در صورتیکه می دانم اوضاع مالی خوبی ندارد و زن هم ندارد و این انگیزه ای شد تا کمک کردم و لذتی هم درونش بود و الگوی خوبی داشتم.

مسافر مجید:
اول سبد را یاری نمی کردم و در اوایل سفر به گلریزان خوردم و آقا محسن کمک می کرد و پیش خودم می گفتم چرا راهنما هم وقت می گذارد و هم کمک می کند و دیدم در گلریزان آقا امیرحسین هم پول می دهد و حسین آقا عضو لژیون سردار شد و فکر
می کردم خیلی پولدار هستند و در ادامه فهمیدم که شاید یک مقدار کمتر از من هستند و همیشه آقا محسن می گفت شروع کنید و من هم شروع کردم و اوایل هزار و دو هزاری در سبد می انداختم و دیدم حال خوبی دارد و پنج تومنی و ده تومنی شد و حس و حال خوبی به آدم می دهد و یکی از بچه ها می گفت وقتی خمار می شوم یک ده تومنی که در سبد می اندازم دوباره نعشه می شوم و واقعا همینطور است و در سفر اول کمکم می کرد.


آقا مجید، چی شد تصمیم گرفتید عضو لژیون سردار شوید؟
 
من دوتا بچه دارم و متاهل هستم و تصمیم داشتم و تصمیمی که گرفتم دیدم نمی توانم یکدفعه ۶ میلیون  تومان را پرداخت کنم، شب به شب اگر چکی نداشتم ۵۰ یا ۶۰ تومن پول شیره یا سیگاری را که می کشیدم درون یک کیف که درست کرده بودم می گذاشتم بعضی شب ها همیشه می شد و بعضی وقت ها نمی شد و گذشت تا برای لژیون سردار کیف را باز کردم و دیدم ۴ میلیون جمع شده و به همین روش جمع شد و گفتم این پول همان مواد و سیگارم هست و شاید خیلی کم تر چون من ماهی یک میلیون و نیم پول مواد و سیگارم بود  و این روش واقعا راحت بود.


آقا داوود شما اولین سال است که عضو لژیون سردار می شوید ، شما از کجا شروع کردید و چگونه آموزش گرفتید؟

خب از سبد شروع کردم، من تا الآن خیلی در امور خیریه شرکت کرده ام ولی اون چیزی که باید را پیدا نکردم ، یادم هست من روز اول پذیرایی شدم با قند و چایی و همان موقع می گفتند سبد برای برق و کرایه است و بعدا سر لژیون آقا سعید محسن قضیه بخشش را که باید چیزی بدهی و عوض آن را نخواهی را گفتند، و ایشان گفتند شاید  پول هایی که قبلا میدادی میخواستی منیت خودت را نشان بدهی، اون حال خوبی که آقا سعید محسن به من یاد داد که باید خمس مال ات را بدهی اینجا حال خوبه را درک کردم.
در ماه رمضان من مبلغی را کمک کردم و حال ام فوق العاده خوب بود و این آموزش توسط آقا سعید محسن که خمس مال ات و خمس حال خوبی را که داری می گیری را باید پرداخت کنی. به من داده شد و می دانم باید قسمتی را بخشش کنم تا حالم ام بهتر شود مثله شارژ باطری که کم می شود و دوباره شارژ می شود.


آقا داوودآیا بخشیدن سخت است؟

به نوعی شاید اول اش سخت است چون نمی دانی چی را بدست می آوری، من در سفر اول هستم و حال ام خیلی خوبه و بخشش فوق العاده کمک ام می کند.

حسین آقا آیا بخشیدن سخت است؟
نه، قبلا هم نبود و خیلی ها می گویند سخت است ولی نیست و همان حس است.

آقا مجید بخشیدن سخت است؟
سخت نیست و عموما جاهایی که ما می بخشیم برای خود نشان دادن است، مثلا در محل کمک می کردم برای دیده شدن و برای همین هیچ موقع حال خوب نداشت، جاهایی کمک می کردیم در حد توان و هیچ وقت سخت نبود ولی حال خوبی هم نداشت و یک زمانی هم در مغازه چای می دادم و سه چهار میلیون هم می شد ولی حال خوب نداشتم، در کنگره خیلی حس و حال خوب است، مثلا برای ساخت بیمارستان یک مقدار کمک کردم و دیدم چه حالی دارد ولی در کنگره خیلی حس و حال اش بیشتر است چون برای دیده شدن کمک نمی کنی و برای حال خودت کمک می کنی و همه ما ممکن است سر چهار راه شیشه را پایین بکشیم و کمک کنیم و سخت نیست .

آقا داوود به دنور شدن فکر می کنی؟
بله من انشاالله هم خودم و هم همسفرم و هم راهنمایم را بتوانم دنور میکنم.

آقا داوود وضع مالی شما خوب است؟
نه اونطور که مثلا میلیارد به حسابم باشد و آنقدر خوب نیست، نیازمند نیستم و خدا کمک کند سال دیگر دنور بشوم.

حسین آقا شما به دنور شدن فکر می کنی؟
 خیلی وقت است ولی اینقدر سنگ جلو پایم می افتد و یکجورایی دارم زده می شوم، تو فکرش بودم امسال بتوانم ولی خیلی سنگ داره جلو ام می افتد و سهل انگاری خودم بود.

آقا حسین وضع مالی شما خوب است؟ بد نیست در حد خودم

آقا مجید شما چی؟بله، اوضاع مالی من آنچنان نیست و خانه ی من یک آپارتمان ۷۰ متری است و خدا را شکر


ایا چیزی بوده که دوست داشته باشید بگویید و من نپرسیده باشم؟


مسافر حسین:

خیلی ها فکر میکنند بخشیدن لطف کردن است درصورتی که در سی دی شرک جناب اقای امین می‌گویند بخشیدن یک وظیفه است وباید بدهی، ودر قرآن امده است ای کسانی که ایمان اورده اید منظور همه است که می‌گوید اگر داری یک پنجمو اگر هم نداری یک دهم باید بدهی واین امر بایدی است.

اقا مجید مطلبی هست دوست داشته باشید بگویید ولی من نپرسیده باشم؛

همیشه در ذهن خودم برای بخشش‌ که برای سبد و یا گلریزان انجام میدیم در مقابل زمانی که راهنماهای ما برا ما میگذران و بخششی که اونها دارند حتی اگر ما دنور بشیم حتی اندازه یک ماه انها نمیشود ،زمان برای من خیلی اهمیت داره و این زمانی که برای ما میگذارند خیلی اهمیت داره و این زمان را برای همه‌ ما میگذارند برای بهبود حال بد من و یکسری کمک های که انجام میدهند و پیش خودم میگوییم که  به چه جایگاه حال خوبی  دارند تجربه میکنند.

حسین اقا کمک راهنما شده اند آقا مجید شما به‌ این موضوع فکر نکرده ای و ایا تلاشی نمی کنید برای جایگاه کمک راهنمایی ؟

من فقط مشکل زمانی دارم خیلی دوست دارم ولی مشکل زمانی است .قرار نیست همه راهنما بشوند بعضی ها جوری دیگر میتوانند کمک کنند .




ایا شما آقا داوود به راهنما شدن فکر میکنید؟؟

چرا که نه چرا فوق‌العاده است. طرف میگفت ما همه چیز داشتیم و بلد نبودیم  ، و اقای مهندس امد به راحتی مسیر را به ما نشون داد حال خوش کدومه اداب معاشرت، و خیلی چیزهای که پدر مادر به ما نگفتن، من همیشه دعا گوی مهندس هستم که میتونست بعد اینکه حالش خوب شد برود ولی ماند تا ما به حال خوش برسیم .واینکه تو هفته یک جای باشی و بتونی خدمت کنی بی مزد و منت و چشم داشتی ایکه ما بشنیم و بگویم این پول کجا میره و چی میشه، مهندس تمام این را مشخص کرده ، و چرا من برای ایندگان نکنم ؟ بچه ، برادر و خواهر داریم و ممکن راهی بروند که حالشون بد بشه  و چرا نباشه جای که حالشون مثل ما خوب بشه و تذکیه و پالایش پیدا کنند .


حسین اقا سخن آخر :

 عضو لژیون سردار شدن مهم است دیدبان محترم اقای اشکذری که امده بودن فرمودن مهم این است که با حداکثر توان خودت بیای ، در لژیون بارها گفتند کسی که میتونه یه وزنه ۵۰ کیلوی بزنه اگر یه وزنه ۵ کیلوی بزنه چیزی به هیکل او اضافه نمیشه، عضو شدن مهمه خیلیها وضع مالی خوبی ندارند بعضی ها هم دارند باید در حد توان شرکت کنیم هرچی بزاریم وسط همونو برداشت میکنیم واین صحبت اخر من است.

اقا مجید صحبت اخر:
من همیشه به بچه ها میگم   هیچی توان نداشته باشی ، مصرف سیگار که داشتی حداقل اندازه مصرف سیگاری که داشتی و تو این مدت درمان شدی و نکشیدی کمک کن و یا من مجید اگر بخواهم هزینه یک سال مواد  دست کم باید ۱۵میلیون هزینه مواد میدادم و در سطح خیلی پایین حساب کردم سال قبل من در اوایل سفر بودم که حساب کردم من دو ماه امدم اینجا مواد مصرف نکردم ۲میلیون مواد نکشیده ام ۱ میلیون کمک کنم.
 ۲ میلیون موادنکشیده ام ۱ میلیون  خودم تلاش کردم ۱میلیون هم کمک کردم به گلریزان پارسال  و اگر با این دید کمک کنیم استارت این کارو زده ایم و این  موضوع به ۲ ماه نشد که به فکر عضو شدن در لژیون سردار  افتادم ولذت این کار را میبرم.

آقا داوود ، شما صحبتی که دوست دارید را بفرمایید :

ما به عنوان بچه مسلمان میرفتیم برا مکه ،میگفتن خوش به سعادت خدا  دعوتت کرده و چه لیاقتی نصبت شده‌ و...
ولی من بر عکس بچه ها میگم دنور شدن لیاقت میخواد کمک به سیستم کنگره لیاقت میخواد واین لیاقت به همه کس داده نمیشه واجازه به همه کس داده نمیشه که خیلی راحت  عضو لژیون سردار بشه یا دنور بشه و یا کمک کنه ، بعضی اوقات میبینیم که دارند ولی خیلی وقتا و کمک کردن دستش میلرزه  ولی به نظر من اون لیاقت که بعضی ها داشتن برا رفتن مکه کربلا و‌... پیشنهاد من به شخصه برا این عزیزان اینه که هرکاری من بکنم ی سرش تو کنگره است که این راه بهترین راه است کاری که هم حس خوبش را دریافت میکنی و هم میدونی کجا صرف میشه و کارها ی قبلی که انجام دادم نتیجه نداشته و این بهترین راهه وبهترین مسیر برای نذر و  نیاز است انجام بدیم و جواب بگیریم .


با تشکر از هر سه عزیز


نویسندگان : مسافر حمید و مسافر حسین لژیون نهم
عکس : مسافر نعیم
تهیه و ارسال : مسافر ابراهیم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ، گفتگو،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سه شنبه 26 آذر 1398 16:14
گزارش خوب و تاثیر گذار بود برای هر سه نفر آرزو دارم که عضو دنور شوند و جزو بهترین خدمتگزاران شعبه امین گلی
متشکرم از گزارشگران خوب آقایان حمید،حسین،نعیم،ابراهیم
احسان101 سه شنبه 26 آذر 1398 11:40
سلام وخداقوت خدمت هرسه عزیززیبا وآموزنده بودانشاالله موفق وپیروزباشید
یه خداقوتی ویژه میگم به گروه سایت
سعید محسن سه شنبه 26 آذر 1398 08:50
با سلام.خدا قوت به بچه های لژیون سردار موفق باشید. ساختن بهشت در زمین سخت است...تشکر از بچه های سایت گزارش زیبایی بود به راه خود ادامه دهید موفق باشید.
مهدی بناییان سه شنبه 26 آذر 1398 08:09
خداقوت به هرسه عزیز که از بچه های آموزش دیده ی نمایندگی هستن.
ممنون از اهالی وبلاگ
اصغرعظیمی دوشنبه 25 آذر 1398 23:46
باسلام وخداقوت به همه عزیزان تبریک وعرض تشکرازدوستان عزیزکه به تازگی عضولژیون سردار شده اند.این نشان عشق والا وهمت بلندشما عزیزان است.باشد که درتمام مراحل زندگی موفق باشد.خداوند درقلب پراز مهرشمااست .
مسافر عباس لژیون سوم دوشنبه 25 آذر 1398 23:06
عرض خدا قوت خدمت دوستان عزیزم
امیدوارم من هم بتوانم مثل شما عزیزان بخشش را یاد بگیرم .
حسن کدخدایی دوشنبه 25 آذر 1398 21:58
گذارش بسیار زیبا و تاثیر گذاری بود از آقا رضا و حسین آقا و آقا داود ممنونم
از سخنان خوبتان لذت بردم و امیدوارم سال دیگر من و شما دنور شویم
از گذارش تان آقا حمید ممنون هستم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic