بخشیدن از صفات خداوند است
چهارشنبه 27 آذر 1398 ساعت 10:15 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهرا | ( نظرات )
دوشنبه 25 آذر ماه  98جلسه نهم از دور پانزدهم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران شعبه ی امین گلی، با استادی کمک راهنماهمسفر لیلا، ونگهبانی کمک راهنما همسفر آمنه، و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه ی « جشن گلریزان»  ساعت 15 آغاز به کار نمود.



اجازه بخشیدن مال را خداوند به هر شخصی نمی دهد بعضی ثروتمندزندگی می کنند و بعضی ثروتمند میمیرند .

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم    فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

خداوند را سپاسگزارم که توفیق پیدا کردم که امروز در این جشن زیبا و بزرگ در این جایگاه حضور پیدا کنم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. از ، نگهبان و مرزبانان و اسیستانت محترم هم تشکر می‌کنم.

ما در کنگره یاد می‌گیریم قبل از اینکه، سراغ هر مسئله‌ای برویم و یا هر موضوعی را حل کنیم باید صورت‌مسئله آن موضوع برای ما باز شود. همان‌طور که صورت‌مسئله اعتیاد برای ما باز شد.

در مرحله اول موضوع تمکن مالی هست. اگر من تمکن مالی داشته باشم و بخواهم کمک کنم و اجازه برداشت از طرف خداوند به من داده نشود نمی‌توانم این کار را انجام دهم. 

مسئله بعد خواسته من است. اینکه من به خواسته خودم در این مسیر گام بردارم نه به‌اجبار هم لژیونی و یا از روی چشم و هم‌چشمی. یا راهنما و یا مرزبانان به من گفتند یا از روی خجالت و یا هر چیز دیگری. و بعد مفهوم بخشش را که جزء اصلی این دستور جلسه است را برای خودم بازکنم.

هرکدام از ما وقتی وارد کنگره شدیم حتی خودمان را هم نمی‌توانستیم ببخشیم؛ اما زمانی که در کلام‌الله داریم به نام خداوند بخشنده مهربان. یعنی بخشندگی جزئی از صفات خداوند است؛ و من هم که اشرف مخلوقات هستم هر صفتی که درون خداوند هست در من هم نهادینه‌شده و تنها جایی که خداوند به من اختیار داد و کمک کرد این بذرها را درون خودم رشد بدهم و استفاده کنم فقط کنگره بود. 

تا قبل از این،‌همه ما می‌بخشیدیم ولی در حد توان خودمان. خیلی وقت‌ها به خاطر زخم‌هایی که می‌خوردیم به‌جای عشق و محبت و مهربانی و بخشیدن، قهر و کینه و حسادت می‌بخشیدیم؛ اما اینجا نوع بخشش برای ما مشخص شد. یاد گرفتیم اگر قرار هست ببخشیم از محبت خود ببخشیم. از عشق و از وقتمان ببخشیم و همه این بخشیدن‌ها در کنگره اتفاق افتاد با بخشیدن اول خودم و بعد مسافرم.بعد، از عشق و محبت درونم به افرادی که وارد کنگره و لژیون می‌شوند می‌بخشم. 

بخشش یک مسئله طیفی است؛ یعنی ممکن است من در یک مرحله‌ای ببخشم و در مرحله دیگر توان بخشش را نداشته باشم و این برمی‌گردد به مادیاتی که امروز مدنظر کنگره است.

 وقتی وارد مقوله مادیات می‌شویم، قسمتی را می‌توانیم ببخشیم که واقعاً در توان ما است. ممکن است توان من امروز مبلغ خیلی ناچیزی باشد اما ازنظر کنگره خیلی ارزشمند است.

هرکدام از ما، اگر یک‌لحظه برگردیم به گذشته و ببینیم کجا بودیم و الآن کجا هستیم. چه داشتیم و الآن چه داریم با چه حالی آمدیم و الآن چه حالی داریم. قطعاً معنی بخشش را بهتر می‌فهمیم. می‌دانیم اگر قدمی برمی‌داریم کجا برمی‌داریم.

کنگره به من و شما پول نداده و پول هم نخواسته ولی چیزی که اینجا اتفاق افتاده این است که به من دانایی داد، علم داد که بفهمم پولی که دارم را چطور خرج کنم. پس‌انداز را یاد بگیرم و بخشش را یاد بگیرم. زمانی که این‌ها را یاد گرفتم زندگی من شروع به تغییر کرد. 

هرچقدر برگردیم و این‌ها را رصد کنیم بهتر می‌توانیم به کارهایی که کنگره برای من انجام داده فکر کنیم و به آن‌ها پی ببریم.

روزی که من باحال خراب روی این صندلی‌ها نشستم چه کسی برای ما خرج کرد؟ چه کسی سرمایه برای ما گذاشته بود. من حالم خراب بود و بی‌پول و بعد با، حال خوب و کلی انرژی به خانه، برمی‌گشتم. این از کجا می‌آمد؟ از کنگره، راهنما، مرزبانان و تمام این‌ها بنیانش آقای مهندس بود.

اگر زمانی که ایشان به درمان رسیدند، حسابگرانه روی وقت و انرژی‌شان عمل می‌کردند و می‌رفتند قطعاً چنین مکان‌هایی در اختیار ما و امثال ما نبود. اگر هرکسی می‌خواست برای خود حسابگرانه عمل کند، دیگر کنگره‌ای نبود. من به کنگره آمدم و به رهایی رسیدم تمام. ازنظر خیلی‌ها. این البته افکار نفس من است. ولی از کجا می‌دانم که آیندگانم، خواهرم، برادرم، پسرم درگیر اعتیاد نشوند؟ چقدر در کوچه و خیابان مصرف‌کننده می‌بینیم و برایشان دعا می‌کنیم راه کنگره برایشان باز شود. چطور باز می‌شود؟ با برپا ماندن کنگره، با نیرو داشتنش، و این نیرو فقط انسانی نیست بلکه نیروی مالی هم هست. تا کنگره ادامه‌دار باشد. تا کمک کنیم خواسته آقای مهندس به حقیقت بپیوندد. و آرزوی تک‌تک ماست که روزی برسد که هیچ مصرف‌کننده‌ای روی زمین یا حداقل کشور خودم نباشد.

اول سخنم گفتم بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.

هرکدام برای خود سقفی داریم سقف ازنظر ظرفیتی، تحمل، و ازنظر مادیات. اگر همچنان بخواهم این سقف را برای خود نگه‌دارم رشد و ترقی در آن نیست. می‌گویم سقف من این‌قدر است و توان بیشتری ندارم. نه برکتی می‌آید نه می‌رود و پول من ساکن می‌ماند. باید به یکجایی که می‌رسیم سقف را بشکافیم، بالاتر برویم. و زمانی این اتفاق می‌افتد که دانایی من بالاتر برود. زمانی که دانایی من بالاتر رود، می‌فهمم کجا آمدم و کجا دارم خرج می‌کنم. بخشیدن را بهتر یاد می‌گیرم و صد درصد سقفی که دارم بالاتر می‌رود.

می که در کنگره مثال می‌زنند آن می، است که حال من را خوش کند. من این را در کنگره یاد گرفتم ببخشم. تا حالم خوب شود.

روز اول چه بخشیدم؟ خودم را بخشیدم. و با این کار باری از روی دوشم برداشته شد.

بعد مسافرم را بخشیدم و بار من، ، سبک‌تر شد. و بعد با عشق و محبت اعضای کنگره را در آغوش گرفتم و هرچقدر بخشش بیشتری کردم حالم بهتر شد. بعد یاد گرفتم کنگره جایی است که حال من را خوب می‌کند؟ چرا؟ چون می‌بخشم از توانم، عشقم و محبتم. رسم عاشقی را در کنگره یاد گرفتم. می‌بخشم و حالم خوب می‌شود. 

وقتی بنایی ساخته‌شده باشد تا زمانی که آن بنا هست می‌توانم به خود بگویم در ساخت این مکان من این هزینه را دادم یا به‌اندازه پول یک آجر من توانستم کمک کنم. گاهی می‌خواهم ببخشم اما واقعاً در توانم نیست. هم ازنظر معنوی و هم مالی.

اگر من می‌خواهم ده هزار تومان پرداخت کنم جلو بقیه خجالت می‌کشم. وقتی وارد کنگره شدیم به ما گفتند هر سمتی و هر شغلی داری هر درآمدی داری پشت در بگذار و وارد شو. پس همه باهم برابریم. همه قابل ادب و احترام هستیم. هیچ‌کس نمی‌گوید چرا کم دادی یا زیاد دادی هر کس در توان خود، پرداخت می‌کند.

وجدان خود را در نظر می‌گیرم، چون ما همه این کارها را می‌کنیم که به حال خوش برسیم، اما اگر قرار باشد ده هزار یا صد هزار تومان کمک کنم و با، حال بد ازاینجا بروم، این ارزشی ندارد.

گاهی اوقات ما معامله می‌کنیم با کنگره. مثلاً قانون یازدهم را اجرا می‌کنیم و به ما بازگشت نمی‌کند. یا به‌نوعی برکتش به ما برنمی‌گردد. و دنبال این برکت هستیم. اگر من با خواسته و تمنای دلم پول ندهم و یا قدم برندارم هیچ‌گاه این حال خوش را تجربه نمی‌کنم. و آن برکتی که بقیه از آن حرف می‌زنند را سهیم نیستم. امیدوارم امروز با در نظر گرفتن بخششی که در کنگره یاد گرفتیم، ببخشیم.

 امیدوارم همه ما بتوانیم دست در دست همدیگر با آگاهی، در این جشن شرکت کنیم آن‌طور که شایسته کنگره و با در نظر گرفتن آنچه کنگره به من داده یک جشن گل‌ریزان خاطره‌انگیز و پربرکتی را برای خودمان رقم بزنیم.

اعضاء لژیون مالی شعبه امین گلی 


نویسنده : همسفر زهرا خ لژیون یکم

تنظیم: همسفر لیلا ن
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات خصوصی همسفران، روزهای دوشنبه،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هم سفر فریبا شنبه 30 آذر 1398 04:50
خدا قوت خدمت خانم لیلا عزیز ممنون استادی خوب شما
خداقوت خدمت خانم زهرای عزیز
خداقوت خدمت خانم لیلا عزیز بابت عکس های زیبایتان
خدا قوت خدمت خانم لیلا عزیز
همسفر سمیه از لژیون سوم جمعه 29 آذر 1398 09:43
زندگی هاتون همیشه به قشنگی این روزها .خداقوت به همگی
مجتبی حسینی جمعه 29 آذر 1398 09:37
خداقوت
مهدی بناییان جمعه 29 آذر 1398 00:13
سخنان استاد عالی بود
ممنون از تصویرگران که حس جلسه را انتقال میدن
خداقوت به وبلاگ همسفران
همسفر نسرین لژیون یکم چهارشنبه 27 آذر 1398 19:18
خداقوت خدمت هر سه جایگاه،ازاستادی خیلی خوب خانم لیلا لذت بردم.
پیروز وپایدارباشید
شقایق لژیون ششم چهارشنبه 27 آذر 1398 18:27
خداقوت خدمت سه جایگاه از سخنان‌ شما لذت بردم بسیار عالی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic