جنگ اول به از صلح آخر است
شنبه 30 آذر 1398 ساعت 20:06 | نوشته ‌شده به دست مسافر حمید گلی | ( نظرات )


اگر ازدواج کنی و خدمت هم کنی هنر است و لذت اش هم بیشتر است.


1. با سلام و تشکر از بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادید، لطفا خودتان را معرفی کنید؟

سلام دوستان علی هستم مسافر،با ۹ سال تخریب وارد کنگره شدم، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک شیره، ۱۱ ماه و ۲۵ روز سفر کردم به راهنمایی آقا امیرحسین به روش دی اس تی همراه با داروی OT و در حال حاضر سه سال و هفت ماه و شیش روزه آزاد و رها هستم و در ادامه  وارد لژیون وایت شدم به راهنمایی آقا امیر حسین و رهایی سه سال و چهار ماه و چند روز

۲. شما چگونه به کنگره آمدید و پیام را چگونه دریافت کردید؟

من درب مغازه دایی محسن شادکام مسئول OT رفتم و ایشون در گروهی سه سال ترک مواد کرده بود و به ایشان گفتم من را هم آنجا ببر چون واقعا خسته و داغون بودم و محسن گفتم من زده ام، من اشک در چشمام جمع شد و او گفت من فردا جایی میروم اگه میخواهی بیا و خدا خیرش بدهد و ممنون از ایشان که ما را آورد.

۳.آیا سفر اول شما سخت بود؟

در سفر اول من نگاه می کردم و می دیدم که بچه ها می گفتند نعشه ام و من فکرم دنبال نعشگی قبل بود و چون مصرف ام شیره بود ۱۶.۵ سی سی هم من را نعشه نمی کرد و این واژه ی نعشه اشتباه است و حال خوب است و این باعث می شد یکم به من سخت بگذرد.
مجردها بد زیر بار کنگره می روند و کنگره بیشتر متاهل ها را جذب می کند و این تجربه ی من است و در کل سخت می گرفتم ولی حالا که نگاه می کنم می بینم حالم خوب بود ولی حالیم نبود.

۴.از پیشرفت شعبه امین گلی از محله قدیمی تا الآن برای ما بگویید؟

یک پیرمرد روبرو شعبه بود و باید اول عرض ادب می کردیم بعد وارد شعبه می شدیم البته همسایه ها حق داشتند و ما هم ملاحظه می کردیم ولی اخر بار یکم بچه و لات باعث رفتن شدند و آمدیم اینجا و آنروز مجرد بودم و می آمدم و شب ها هم می ماندم ولی من خدمت های مجردی خودم را جزء خدمت نمی دانم.یعنی یک دبیری یا یک نگهبانی الآن معادل خدمت های مجردی هست.این سالن درب و داغون بود و با بچه ها ساختیم و البته خدمت زیادی هم خوب نیست  و افراط بد است‌.
من همیشه با موتور می آمدم .


۵. از چه موقع به فکر استحکام پایه های مالی افتادید؟

 کلا مجبور شدم، کلا زندگی اجبار می کند تو بخواهی یا نخواهی، اگر خودت به آن درک رسیدی که انتخاب می کنی والا مجبور می شوی .
ازدواج هم خودم درون خودم مجبور شدم و در سفر دوم تصمیم گرفتم و دوسال رهایی بودم که ازدواج کردم و قشنگ به فکر کنگره بودم و هر جا خاستگاری می رفتم می گفتم اولویت اول من کنگره است، و شد و خدا را شکر راضی هستم،ضمنا آقا امیرحسین خیلی گیر می داد ازدواج کنم و از ایشان متشکرم.

۶.پیامی برای سفر دومی ها که ترس از ازدواج دارند دارید؟

من خودم از گذشته ام گفتم و ترس نداشتم، می گفتم اگه بعدا خودشان بفهمند بدتر است و مشکلات دو سه برابر می شود و علت آن پنهان کاری است و جنگ اول به از صلح آخر است و اگر نشد به نفع آدم است ولی مادرم می گفت جلسه اول نگو و درست می گفت ولی من گوش نمی کردم.
مرد نباید با یک نه گفتن بهم بریزد و جایی خبری نیست و اگر بخواهی با یک نه سرت را پایین بندازی و بری خوب نیست.
آدم ها ما را نمی شناسند و با زدن یک حرف یهویی جا میخورند و دیدگاه آنان نسبت به اعتیاد فرق دارد مثل خانواده ی خانم من که یک سیگاری هم ندارند.

۷.چه شد تصمیم به ازدواج گرفتی؟
کنگره یادم داد خیلی چیزها را سخت نگیرم از جمله ازدواج و من در دلش رفتم و خوب شد و باید توقعات هر دو طرف کم شود و برای من خوب شد از لحاظ مالی

۸.خدمت باعث می شود به ازدواج فکر نکنی؟

نه اصلا،بعضی ها واقعا شرایط اش را ندارند و نمی شود قضاوت کرد و همه در ذهن خودشان به بعضی بزرگان فکر می کنند در حالی که اینطور نیست و شاید یکی از دلایلی که به نظر من آقای سلامی جانشین نگهبان شده اند متاهل بودنشان است.اگر ازدواج کنی و خدمت هم کنی هنر است و لذت اش هم بیشتر است.

۹.علت اینکه کمتر کنگره می آیید چیست؟

شرایط مالی و یکم هم تنبلی،من حالا فهمیده ام مجردی حالم خوب نبود و زوری حالمو خوب می کردم و تا ازدواج کردم دیگر زور نزدم و حال ام همینطوری خوب است و بچه های کنگره مطمئن باشید چون خوبید مطمئنا خوب هم گیرتان می آید چون هم حس ها همدیگر را جذب می کنند.من حالم خوب است و الآن هم تا بتوانم کنگره می آیم و در حد توانم کمک می کنم و سی دی ها را گوش می کنم .

۱۰.حرف آخر

همین که کنگره راه و رسم زندگی را به من یاد داد و الحمدالله از زندگی راضی هستم و خدا کند بتوانم جبران کنم و من می ترسم سرم را پایین بیندازم و برم .



تهیه کننده و نویسنده گفت گو : مسافر حمید
عکس : مسافر مجید


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ، گفتگو،

برچسب‌ها: کنگره 60، ازدواج،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محسن شادکام دوشنبه 2 دی 1398 22:52
خدا قوت خدمت بچه های سایت انشالا موفق باشیدوتشکر از علی اقا
حسن کدخدایی دوشنبه 2 دی 1398 17:47
سلام و خدا قوت به اقا علی عزیز زحمت کش و دوست داشتنی
تشکر از اقا حمید گلی بابت گذارش خوبشان
حسین لژیون5 دوشنبه 2 دی 1398 06:54
سلام وخدا قوت به خدمتگزاران سایت ویک خداقوت ویژه به علی آقا
علی آقا چون صاف وبی ریا هستندهمیشه صحبتاشون به دل میشینه البته داییشونم همین جورند
خیلی زیبا بود لذت بردم
مصطفی لژیون نهم یکشنبه 1 دی 1398 18:33
خداقوت به علی آقا،وبچه های سایت،
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic