ما یاد گرفتیم همه چیز دی اس تی است
دوشنبه 2 دی 1398 ساعت 19:31 | نوشته ‌شده به دست مسافر حمید گلی | ( نظرات )



یکسری باور غلط جا افتاده که برای ازدواج حتما باید وضع مالی ات خوب باشد.من روزی که خاستگاری رفتم یک تومن پول نداشتم اما ازدواج پول نمی خواهد و تفکر و دانایی می خواهد.



1.سلام و خداقوت خدمت کمک راهنمای عزیز آقا سعید، ممنون از تایمی که در اختیار ما قرار دادید،لطفا خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان سعید هستم مسافر،آخرین آنتی ایکس شیره و تریاک، ۱۴ ماه و ۹ روز سفر کردم به روش DST همراه با دارویOT زیر نظر راهنمای عزیز حسین آقا باقریان،رهایی سه سال و نه ماه و با آنتی ایکس روزانه یک پاکت سیگار وارد لژیون وایت شدم و ده ماه و هفده روز سفر کردم به راهنمایی آقا محسن نجفی و رهایی سه سال و دوماه


۲. چگونه با کنگره آشنا شدید؟
یکی از روزهایی که درگیر مصرف بودم یک بنده خدایی گفت یکسری کلاس در مورد اعتیاد است که در مورد مواد صحبت می کنند و جوری می شود که حالت از مواد بهم می خورد و من در دلم به او خندیدم و مسخره اش کردم و روزی حدود پنج سال بعد از این قضیه یکروز که مشغول مصرف بودم یک لحظه نام کنگره۶۰ یادم آمد  و چهار پنج سال اصلا چیزی از کنگره یادم نبود و جرقه اش زده شد و درون اینترنت سرچ کردم و به سایت اصلی رفتم  تا الآن که در خدمت شما هستم.


۳.شما با چه حال و اوضاعی وارد کنگره شدید؟
ما همه می دانیم آخر خط برای هر کسی یکجایی هست و من هم برایم آخر خط جایی بود که وارد کنگره شدم و تاریکی را به حد لازم دیده بودم و مرگ را واقعا جلو چشمانم می دیدم و می گفتم می کشم تا بمیرم چون هر چه ترک می کردم فایده نداشت،مدل مواد عوض می کردم،خودم متادون می خوردم، و عاشق مسافرت درمانی بودم و مسافرت را برای همه و خودم زهر می کردم و آخر سر نرسیده به میمه و شاهین شهر به یکی از دوستان زنگ می زدم و دوباره مصرف می کردم.
من طوری تخریب داشتم که یادم نمی رود پنج بار تقاطع شعبه سلمان که اونموقع در کوچه اسلامی بود دور زدم تا پیدا کردم و وارد شعبه شدم و وقتی برای کپی من را فرستادند دل توی دلم نبود چوم مطمئن شدم اینجا خوب می شوم و قبل از ورد از سایت نوشتار ها و قوانین را خوانده بودم و به گوشم آشنا بود و برای یک مصرف کننده که خواستار رهایی است شنیدن همین پیام ها امیدش را به درمان چند برابر می کند و فقط کافی است گوش دل باز کند.


۴.در مورد سفر اولتان برای ما صحبت کنید؟
من خوب سفر کردم و تایم سفرم بخاطر این طولانی شد که دست راهنماها اونموقع بازتر بود و تا سقف ۱۶.۵ سی سی می بردند و اما واقعا بدترین حالت های سردرد را من در این پله داشتم و اونموقع کنگره این شرایط را می طلبید و می گفتند رهجور پر شود ولی الآن فکر می کنم نیاز نباشد ولی به هر حال خوب بود.

۵.در مورد خدمت عکاسی و نشریات خود و اینکه چگونه به این خدمت ها رسیدید برای ما صحبت کنید؟
عکاسی را حدود سه چهار ماه سفر بودم که تولد پنج سال رهایی آقا حسین راهنمای عزیزم بود که یکی بچه ها به من گفت دوربین ام را بیاورم و تازه معلوم شد من عکاس هستم و از آن موقع من در مراسم در خدمت بودم و لذت می بردم جایی در کنگره عکاسی کنم .
دقیقا وقتی از تهران برگشتم روز پنج شنبه به من گفتتد از شنبه باید بروی نشریات و خداییش من خیلی سی دی گوش می کردم و آخر سفر شاید روزی سه تا سی دی گوش می کردم و عاشق صدای مهندس شده بودم  و ساعت شیش صبح بلند می شدم و سی دی گوش می کردم و به همین علت نشریات را آن روز از آقا مهدی بنائیان  و علی اقا بلوچی تحویل گرفتم و ۸ ماه مسئول نشریات بودم و خیلی هم تهران می رفتم و خیلی در آن زمان آموزش گرفتم و آن موقع هر هفته پیش آقای مهندس می رفتیم برای حسابرسی سی دی ها و سعادتی بود دو سه دقیقه ملاقاتشان می کردم.



۶‌ شما از چه موقع به کسب در آمد فکر می کردید؟
من حدود سه الی چهار سال بیکار شدم و  کنگره نمی گوید خودت را بیکار کن اما نمیدونم چجوری شد ولی ارتباطم با کنگره زیاد شد و البته تفریط خوب نیست ولی در ادامه برایم خوب شد و آن تایم بیشتر وقتم در کنگره بودم هشت ماهی نشریات بعد هم دوسال OT بودم و زیر نظر اقا جلال هماهنگ کننده چند کلینیک بودم و چار ماهی هم مپسر کلینیک بودم و در این مدت صور پنهانم قوی شد و کم پول در می آوردم ولی هیچ موقع لنگ نمی شدم، من زمان سوء مصرف خوب کار می کردم و پول در می آوردم ولی همیشه لنگ پول مواد بودم  واین تایم واقعا نمی دونم از کجا و چجوری می گذشت و با اینکه در سال دو سه تا کار عکاسی می کردم ولی خیلی بهتر از زمان سوء مصرفم بود.


۷.شما در سال اول که امتحان دادید قبول شدید، آیا برنامه ریزی خاصی داشتید؟
بله سال اول بود، من فکر نمی کردم قبول شوم و امتحانم جوری شد گفتم قبول نمی شوم، من برای امتحان کمک راهنمایی نخوندم و به عنوان یک هدف نگاه نمی کروم و دقیقا مثله وسیله نگاه می کردم و تمام این مسائل را در طول سفر خوانده بودم و اینقدر سی دی گوش کرده بودم و یجوری فکرم کنگره ای بود و قبول شدم.

۸.چرا سفر دومی ها از ازدواج ترس دارند و چه باید بکنند؟.
این عادی است و آقای مهندس فرمودند سن ازدواج بالا رفته و بخاطر عوض شدن زمانه است و من هم ترس داشتم ولی راه کارش دانایی کنگره است و این دانایی را هر کسی بدست آورد کارش راحت می شود و اینقدر روی من تاثیر گذاشت که اگر این آموزش ها را ندیده بودن و در زمان مصرف ازدواج می کردم حتما متارکه می کردم چون چیزی نمی دانستم،اصلا نمی دانستم هدف از خلقت من چه بوده و چرا باید ازدواج کنم و روزی که متوجه شدم چرا باید ازدواج کنیم این کار را انجام دادم و کسب دانایی کنگره با کلمات نمی شود و جایی که من بهش رسیدم حدود چهار سال آموزش پشت اش بود.مثلا آقای مهندس گفتند راحت بگیرید و من ۱۴ تا سکه مهریه همسرم شد که آن هم تقصیر پدرم بود و حرف بین من و همسرم دو سکه بود.


۹.دل کندن از شعبه سلمان سخت نبود؟
از سلمان راحت آمدم و به نظر خودم آن چیزهایی که باید آموزش می گرفتم در سلمان گرفتم و کنگره مکان و زمان مشخصی ندارد و خیلی این جابجایی را دوست داشتم و آن موقع که آقا امیر حسین گفتم و موافقت کردند خیلی خوشحال شدم و جزئی از بزرگترین جهش ها برای من همین تعویض شعبه بود و اینجا حس عجیبی داشتم و یکی از دلایل آقا امیرحسین بود که همیشه برای من الگو بودند و انگار خیلی به فرمان عقل نزدیک شده اند و انتخابهایشان دقیق است.
همه چیز از زمانی که راهنما شدم شروع شد و یکمرتبه آموزش هایم فوق العاده تصاعدی بالا رفت و برای من هر سال راهنمایی معادل صد دوره حیات ام است.

۱۰.دیدگاهتان چگونه برای ازدواج تغییر نمود؟
من قبل از کنگره ازدواج را یکی از بیهوده و عبس ترین کارهای انسان می دانستم و می گفتم غیر ممکن است ازدواج کنم و کنگره به من آموزش داد پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است و انسان مرگی ندارد و هر کس این جمله را باور کند حال و اوضاع اش عوض می شود و علت ناامیدی یک مصرف کننده همین است که فکر می کند با مرگ همه چیز نابود می شود
من یاد گرفتم زندگی ادامه  داردو همیشه شرایط سخت تر می شود.
ازدواج من یهویی شد و به این نتیجه رسیدم که این اتفاق بیافتد و در بچگی مادرم می گفت وای به حال اون موقعی که سعید زن بخواهد باید همان لحظه برایش جور کنیم. من قبلا خیلی مشکلات در خانواده داشتم که به واسطه آموزش هایی که گرفتم آرامش شدید حکمفرما شد و من حدود ۵ سال با پدرم حرف نمی زدم و حل شد  و مادرم حال خرابی من را دیده بود و وقتی می دید که عاقل تر شده ام پیگیر شد و چشم به هم زدم و حدود یکسال است ازدواج کرده ام و کاملا اتفاقی پارسال در همین دستور جلسه ازدواج عقد کردم.


۱۱. آیا شما ترس از خاستگاری رفتن داشتید با توجه به این که قبلا اعتیاد داشتید؟
کنگره من را پررو کرد، قبلا ما مصرف کنندگان جرات نداشتیم یک جا نظری دهیم و همیشه سرخورده و منزوی بودیم و حقمان را می خوردند و ترس از خانواده و آبرو و مامور داشتیم و کنگره اعتماد به نفس را به ما برگرداند ایقد اعتماد به نفس داشتم که در جلسه اول به پدر خانمم گفتم سلام من سعیدم.
یکسری باور غلط جا افتاده که برای ازدواج حتما باید وضع مالی ات خوب باشد.من روزی که خاستگاری رفتم یک تومن پول نداشتم اما ازدواج پول نمی خواهد و تفکر و دانایی می خواهد.
از اعتیاد گذشته خودمان نمی شود یک مرتبه حرف زد و ما یاد گرفتیم همه چیز دی اس تی است .
من اینقدر پر رو شده بودم که مادر خانمم گفت بفرمایید میوه و من گفتم می بریم.
من یاد گرفته ام در زندگی زور نزنم و هیج چیزی به زور اتفاق نمی افتد.من قبل از ازدواج فوق العاده عشقی کار می کردم و ازدواج انگیزه ای شد برای کسب درآمد.من مطمئنم با حرکت راه نمایان می شود و همه چیز با تلاش خودم چون در صراط مستقیم هستم حل می شود.

۱۲.در مورد اینکه برخی بزرگان کنگره مجرد هستند صحبتی دارید؟
اردوی پارسال بود که این بحث را با اقا کامران مطرح کردیم و یکجوری گفتند توهم زده اید و گفتند مطمئنید این ظرفیت را دارید تا آخر عمر مجرد بمانید و پشیمان نشوید و با خودت بگویی کار درست را کرده ای.؟



پیام آخر:
کنگره یادمان داد که جهان برای تمام شدن نیست و برای کامل شدن است و ما زندگی نمی کنیم یکروزی تمام شود و این ساختار را ادامه می دهیم تا تمام شود و ازدواج جزء تکامل است و هدف نیست بلکه وسیله ای است برای رسیدن به هدف و تکامل و رسیدن به فرمان عقل.
ازدواج همان شری است که خیر شما درون آن است.


نویسنده : مسافر حمید
تهیه کنندگان : مسافر حمید  ، مسافر مجید ، مسافر ابراهیم

با تشکر




Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ، گفتگو،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمد لژیون ۵ دوشنبه 9 دی 1398 17:17
با سلام خدمت تمامی خدمتگزاران کنگره الاخصوص شعبه امین گلی.واقعا مصاحبه خیلی خوبی بود و لذتبخش
ایشالا جرقه ایی باشه درزندگیم و بتوانم به دانایی ازدواج برسم
پنجشنبه 5 دی 1398 12:18
با سلام وخدا قوت خدمت آقا سعید معلم ،راهنمای عزیز ونمونه یک رها شده از بندهای شیطان وعاشق خدمت به مخلوق.من همیشه آرزومند سعادت وپیروزی شما هستم.
به آقا حمید و عوامل زحمتکش شعبه خدا قوت عرض مکنم
سعید محسن چهارشنبه 4 دی 1398 22:35
با سلام.مصاحبه زیبای بود طرح سوال خوب بود حمید عزیز.استفاده کردم. خدا قوت به آقا سعید راهنمای محترم در پرتو ازدواج راجع به خیلی مسائلی صحبت کردید که نیاز سفر اولی هاست خیلی لذت بردم.شما عقاب درون خود را پیدا کردید و به پرواز درآمدید.
رحیم جدیدی چهارشنبه 4 دی 1398 13:58
آقا سعید بسیار عالی خداقوت
تشکر از آقا حمید و عزیزان وبلاگ نویس
چهارشنبه 4 دی 1398 01:32
باسلام وخداقوت خدمت راهنمای بزرگوارم آقاسعیدوآقاحمیدگل بابت این مصاحبه زیبامثل همیشه ازبیاناتتان استفاده کردم مؤفقیتهای روزافزون شمارا ازخداوندخواهانم.....
احسان101 چهارشنبه 4 دی 1398 00:41
خداقوت خدمت آقاسعید
خداقوت خدمت تمامی خدمت گذاران سایت
همسفر مریم لژیون اول سهروردی سه شنبه 3 دی 1398 21:25
تبریک به آقا سعید
انشاالاه باعاقبت به خیری زندگی کنید
سه شنبه 3 دی 1398 21:21
تبریک به آقا سعید
انشاالاه باعاقبت به خیری زندگی کنید
مصطفی لژیون نهم سه شنبه 3 دی 1398 13:56
با سلام خدمت کمک راهنمای محترم آقا سعید عزیز،
اصعرعظیمی سه شنبه 3 دی 1398 01:32
باسلام خدمت آقاسعیدعزیز ودوست داشتنی انشاالله درتمام مراحل زندگی موفق باشید.برایتان آرزوی بهترینها رادارم.خداقوت به دوستان وبلاگ نویس مصاحبه زیبا وشیرینی بود.
مهدی بناییان دوشنبه 2 دی 1398 22:36
عالی بود آقا سعید
خداقوت به بچه های باذوق وبلاگ
مجتبی لژیون ۵ دوشنبه 2 دی 1398 21:18
سلام و خداقوت
تشکر از زحمات اقایون زحمتکش در سایت
حسن کدخدایی دوشنبه 2 دی 1398 19:17
خدا قوت به آقا سعید راهنمای گرامی از سخنان خوبتان لذت بردم
از گذارش خوبتان آقا حمید تشکر

تشکر از تهیه کنندگان گزارش
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات