از اینکه همسفرم حس فوق العاده ای دارم.
یکشنبه 22 دی 1398 ساعت 08:03 | نوشته ‌شده به دست مسافر حمید گلی | ( نظرات )

به مناسبت  هفته همسفر در خدمت یک  خانواده  گرم و صمیمی بودیم و شما را  به خواندن این مصاحبه زیبا دعوت می کنیم.
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید..


 مسافر مجید،با آخرین آنتی ایکس تریاک، و تخریب ۶ سال، روش درمان DSTهمراه با داروی OT،ده ماه و بیست روز سفر کردند زیر نظر کمک راهنمایشان آقا مهدی ع و هم اکنون یکسال و دوماه است آزد و رها هستند و  از سیگار به راهنمایی آقا نادر یکسال است که رها هستند آقا مجید همراه همسفرشان در قسمت نشریات شعبه امین گلی در حال خدمت هستند.همسفر ایشان در جایگهای استادی و دبیری جلسات و همچنین رابط لژیون سایت  خدمت کرده اند.

با سلام و خداقوت خدمت مسئول نشریات مسافران آقا مجید و مسئول نشریات همسفران خانم رویا

آقا مجید شما از اینکه همسفرتان را با کنگره آشنا کنید ترس داشتید؟

بله چون می ترسیدم زندگی ام از هم بپاشد، هر روز می خواستم به طریقی ترک کنم و همسفرم متوجه نشود،یکروز در حال مصرف یک نفر که معلم زبان هستند کنگره را به من معرفی کرد و سه نفر بودیم آمدیم و البته من دو ماه بعد آمدم، در همان روز ها بود که صبح خواب بودم وقتی بیدار شدم دیدم همسفرم بالای سرم نشسته و گریه می کند و می گوید باید برویم آزمایشگاه و من فهمیدم مواد را در جیب من پیدا کرده و همان وقت گفتم که من به مکانی به نام کنگره ۶۰ برای درمان می روم و ایشان در اینترنت سرچ کرد و خوشحال شدند.

من دو سه سالی دنبال نکشیدن بودم و حتی ۶ ماه هم ترک کردم ولی برگشت خوردم .هنگامی که خانواده می خوابیدند من تازه شروع به مصرف می کردم  و بعد از مصرف می آمدم بالای سر بچه هایم و گریه می کردم و واقعا از کارم پشیمان میشدم.

 چی شد با شعبه امین گلی آشنا شدید؟ 

من وقتی آمدم فقط آقا مجید میرلوحی را می شناختم و گفتند اینجا بهترین مکان برای درمان است و اینجا نزدیک ترین شعبه به منزل من بود .

 خانم رویا شما همان ابتدای ورود هدف کنگره را فهمیدید؟

اول کار به مجید می گفتم تو مصرف کننده ای من برای چی بیایم ، ولی وقتی آمدم و همسفران را دیدم حس خوبی داشتم و روز اول خانم لیلی استاد بودند و همان روز سر لژیون خانم لیلی رفتم و پیگر شدم تا جایی که جلسه بعد سی دی نوشتم و به کنگره آمدم وتا الان هم سی دیدی ها را کامل می نویسم.

 خانم رویا شما به دلیل حضورتان در نشریات سی دی زیاد می نویسید؟

بله خانم لیلی اینقدر سی دی معرفی می کنند و من خودم سی دی های دوشنبه را می نویسم و کتاب ها را می خوانم و حتی مسافرم به من سی دی معرفی می کند مثل سی دی اشعث که روی مسافرم خیلی تاثیر گذاشت.

 

آقا مجید از سفر اولتان بگویید؟

همان اول کار سه لژیون بود و من سه ماه پشت لژیون بودم و می گفتند دو راهنما قبول شده اند و باید منتظر باشید تا لژیون تشکیل شود و من اولین رهجوی آقا مهدی عینی بودم و این سه ماه من تمام جلسات را می آمدم و مصرف ام را داشتم و همسفرم هم در جریان بود و کلا در سفر اول من یک غیبت داشتم.

 

آقا مجید شما مدتی از کنگره دور شدید،چه شد برگشتید؟

من رفتم سر کار و یک روز با راهنمایم تماس گرفتم  و گفتم حالم زیاد خوب نیست و ایشان گفتند بیا و خدمت کن گفتم چشم و آمدم به من گفتند: برو نشریات و الآن هم در حال خدمت در نشریات هستم. و در ادامه سه ماه سفر بودم که دیدم در ماه رمضان آقا نادر که راهنمای وایتم هستند دستشان تاول زده و همان روز هم در آشپزی ماه رمضان شروع به خدمت کردم.

 

خانم رویا،اختلافات و بحث های شما بعد از ورود به کنگره فرقی کرده است؟

قبل از کنگره همیشه مجید عجله داشت برای رفتن و مطمئنا برای مصرفش بود و همیشه به او گیر می دادم در حالی که الآن کاملا آرام است و الآن اگر موضوعی هم پیش بیاید سریع پشیمان می شود در حالی که قبلا منیت زیادی داشت.

 مجید: قبلا حالم خوب نبود و در روز سه دفعه مصرف می کردم و هنگامی که به من گیر می داد عصبانی می شدم و همیشه دنبال نقشه کشیدن بودم برای رفتن.و البته حالم به خاطر مصرف مواد خوب نبود من انقدر در مواد غرق شده بودم که حتی

یکروز که برای کاری به مدرسه دخترم نگار رفتم مدیر به من گفتند بچه شما کلاس چندم است و من نمی دانستم!!!!!


 همسفر علی رضا:

یک روز من در رستوران دیدم که پدرم سیگار می کشند و به بابام گفتم راحت باش ، ولی ناراحت شدم که پدرم سیکار مصرف می کرد

پدرم قبلا بیشتر عصبانی می شد ولی الان نه من پدرم را الان بیشتر دوست دارم.

 

همسفر نگار:

قبلا که دعوا می شد بابام گل می گرفت ولی الآن دیگر دعوا نمی شه که پدرم بخواهد گل بگیرد و جر و بحث  معمولیه.پدرم قبلا که قهر می کرد  می رفت خونه مامان جونم و من گریه می کردم ولی الان خیلی بابام خوب شده

 

مجید الآن همه می دانند که کنگره می آیی و در اینستا فعالید؟ترس از عکس العمل دیگران که بفهمند ندارید؟

بله  در اینستا فعال هستم و افتخار می کنم و با اینکه فکر می کردم کسی از خانواده نمی داند که من مصرف می کنم ولی الان همه می دانند که من کنگره می آیم

 

خانم رویا، شما حساس نیستید که بقیه بفهمند همسرتان مصرف می کردند؟

مجید فکر می کرد من نمی دانم  و من هم فکر می کردم فامیل نمی دانند ولی من همیشه شک داشتم و نگران اینکه بقیه بفهمند و آبرویم برود ولی بعدا که مجید درمان شدم متوجه شدم که همه می دانستند.

 

 خانم  رویا چه حسی دارید که همسفر آقا مجید هستید؟

اول که به مسافرم افتخار می کنم و حس فوق العاده خوبی دارم و خود مجید هم دوست داره که من در کنگره فعال باشم و موفق باشم و ذوق می کند.

برای من آموزش ها جوری هست که خیلی موضوعات که مبهم بود و سوالاتی داشتم الان حل شده و جوابشان را گرفته ام.

 نگار خانم:

کنگره خیلی خوبه و من حتی یک پنج شنبه کلاس زبانم را نرفتم تا کنگره بیام،قبلا با دوستام خیلی بحث می کردم ولی الان نه،البته خیلی مظلوم هم نیستم. ولی الان بهتر می توانم از حقم دفاع کنم.

 هسمفر علی رضا:

من اول کنگره را دوست نداشتم ولی یک روز پسری به نام مهدی  به من گفت میکروفن گردان بشوم  و از همان روز همه پنج شنبه ها را امدم.

 آقا مجید با اینکه درمان شدید و حتما تا آخر حیات برگشت نمی خورید چرا به کنگره می آیید؟

وقتی کنگره می آیم آن روز اول خودم را می بینم و دلم می خواهد همنوع خودم از اعتیاد رها شود و زندگی خوبی با همسفرش داشته باشد،هنگامی که یک تازه وارد دم نشریات می آید یاده خودم می افتم

 

 خانم رویا شما چرا به کنگره می آیید؟

من خودم مغازه ام را می بندم و قید پول را می زنم. چون آموزش های کنگره برایم مهم است و آقای مهندس را خیلی دوست دارم و می خواهم برای خواسته آقا مهندس که رهایی افراد هست کمک کنم حتی به اندازه ی یک قطره در این دریا

من در مغازه وقتی با مشتری هایم که حالشان خوب نیست صحبت می کنم بهتر می شوند و می گویند تو آرامش خاصی داری و این ناشی از آموزش های کنگره است.

 

آقا مجید با توجه به اینکه آشپزی بلدید شما دستپخت خودتان را می خورید یا همسفرتان را؟

البته که دستپخت همسفرم را بیشتر دوست دارم

 نگار خانم:قبلا بابام درخانه غذا می پخت ولی الان نه

 از خدمت آشپزی در اردو بگویید؟

ما ۱۵ نفری از شعبه امین گلی بودیم و من با آقا نادر در قسمت ناهار خدمت میکردیم و خیلی خوش گذشت به غیر از آن آخر که ظهر فسنجون خوردیم و شب تخم مرغ و حال ام بد شد.

اونجا ۵۴۰ نفر بودیم و یک ته سیگار هم پیدا نمی شد.


 شما به کمک راهنمایی فکر می کنید؟بله و همسفرم بیشتر

 

سی دی های پیشنهادی شما برای مسافران چیست؟ 

همسفر رویا:نیروی دوباره

مسافر مجید: فرق نگاه مسافر و معتاد برای سفر اولی ها و نور شمع و گل های وحشی برای سفر دومی ها

 صحبت آخر:

همسفر رویا:

مسافری که می آید حتما همسفرش همراهش باشد و همسفر ترکش های زیادی در دوران تخریب خورده است و هنگامی که کنگره می آید زخم هایش التیام پیدا می کند و روان اش آرام می‌گیرد و با مسافرش هم حس می شود و مثلا اگر من نمیامدم و مجید می گفت غیبت نکن من می گفتم حاجی رفت منبر ولی الان هم را می فهمیم. در ادامه از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می کنم و همچنین از راهنمای عزیزم خانم لیلی که برای من زحمت بسیاری کشیدند.

 مسافر مجید:

 از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم در پایان از راهنمای عزیزم آقا مهدی تشکر می کنم و از راهنمای سیگارم آقا نادر.و همچنین هفته همسفر را به تمام همسفران و همچنین همسفر عزیزم تبریک می گویم و همچنین به دوتا همسفر کوچیکم تبریک می گویم.

ازشما خانواده گرامی که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید بسیار سپاسگزاریم.

نویسنده و تهیه مصاحبه

مسافر حمید 

تنظیم و ارسال:

همسفر لیلا ن

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ، گفتگو،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیه از لژیون سوم دوشنبه 30 دی 1398 22:11
خداقوت به این خانواده ی عزیز ودوست داشتنی
هفته ی همسفر را تبریک میگم به خانم رویا دوست عزیزم ودو همسفردیگر نگار جان وآقا علیرضا
انشالاه که شما دو عزیز را در جایگاه کمک راهنمایی ببینیم
وهمیشه در کنار هم خوش وخرم وشاد باشید
حمید رضا لژیون4 دوشنبه 30 دی 1398 08:13
آقا مجید عزیز و همسفران گرامیتان،نهایت تقدیر و تشکر را دارم و برایتان بهترینها را آرزومندم
همسفر رویا ل سوم جمعه 27 دی 1398 14:35
خیلی ممنونم از همه ی عزیزانی که با کامنت های زیبایشان به ما لطف دارند.برای تک تک شما آرزوی موفقیت دارم.انشااله که همیشه بهترین لحظات زندگی تان را تجربه کنید.
همسفر رویا ل سوم جمعه 27 دی 1398 14:35
خیلی ممنونم از همه ی عزیزانی که با کامنت های زیبایشان به ما لطف دارند.برای تک تک شما آرزوی موفقیت دارم.انشااله که همیشه بهترین لحظات زندگی تان را تجربه کنید.
همسفر شهربانو لژیون سوم جمعه 27 دی 1398 13:11
با عرض سلام من هم خدمت خانم رویا وخانواده گرامیشان تبریک عرض میکنم وخداقوت میگم امیدوارم که همیشه موفق باشید
حسین لژیون5 چهارشنبه 25 دی 1398 14:09
سلام وخدا قوت به این خانواده فعال و خدمتگزار
زهره L6 چهارشنبه 25 دی 1398 09:56
سلام خانم رویای عزیز مصاحبه فوق‌العاده ای داشتید شادی همیشگی را برا یتان ارزومندم.
هسفر اکرم لژیون هفتم سه شنبه 24 دی 1398 18:56
هفته همسفر رابه خانم رویا وهمه خانواده گرامیتان تبریک می گویم
هم سفر فریبا سه شنبه 24 دی 1398 05:28
خدا قوت خدمت خانم رویا وخانواده محترمشان
مساحبه زیبایی بود شاد باشید و موفق
مسافرمحسن رهجوی آقاسعیدطائبی سه شنبه 24 دی 1398 01:07
خداقوت خدمت حمیددوستداشنی وخانواده پرشورعباسی به امیدمؤفقیتهای شما درهمه عرصه ها
شقایق لژیون ششم سه شنبه 24 دی 1398 00:10
سلام خدا قوت مصاحبه زیبایی بود
جشن همسفر به خانم رویای عزیزم دوهمسفرگل تبریک میـــگم موفق باشید
همسفر لیلا ن دوشنبه 23 دی 1398 22:53
به این خانواده دوست داشتنی تبریک میگم انشالله موفق و سربلند باشند
و انشالله هر دو این بزرگواران در جایگاه کمک راهنمایی خدمت کنند که سزاوارش هستند
زهرا خ لژیون یکم دوشنبه 23 دی 1398 12:26
با سلام و خداقوت ممنون از این مصاحبه زیبا و دلنشین . انشاله این خانواده در سایه آموزشهای کنگره هر روز شادتر و موفق تر از قبل باشند.
همسفرزهره دوشنبه 23 دی 1398 08:49
هفته ی همسفر را خدمت خانم رویای عزیزم و خانواده گرامیشان تبریک عرض میکنم .
بهترین ها را برای شما خواستارم .
همیشه پر انرژی و شاد هستید .
ممنونم از مصاحبه ی خیلی عالیتون.
تشکر از نویسنده ومصاحبه گر.
احسان101 دوشنبه 23 دی 1398 04:02
سلام وخداقوت خدمت آقامجیدوهمسفرانشان
مسافر غلامرضا شعبه سهروردی یکشنبه 22 دی 1398 22:02
خدا قوت به آقا مجید عزیز هفته همسفر بهشون تبریک میگم انشاالله جایگاه کمک راهنمای
یکشنبه 22 دی 1398 21:03
خداقوت میگم خدمت خانم رویا و اقامجید و همچنین خدمت خانم رویادرجایگاه دبیری راتبریک میگم انشالله که درادامه مسیربهترین ها برای این خانواده رقم بخوره و ممنون بابت مصاحبه خوب شما دوبزرگوار خانم لیلاو اقاحمید
مجید لژیون۵ یکشنبه 22 دی 1398 17:17
سلام و خدا قوت به آقا مجید و همسفران ایشان بسیار زیبا و تشکر از مصاحبه کننده و نویسنده
همسفراکرم لژیون سوم یکشنبه 22 دی 1398 16:08
خداقوت به این خانواده پرانرژی وهفته همسفررابه شماخانم نگاررورویاتبریک می گویم انشااله موفقیت های زیادی درزندگی کسب کنید.
همسفرمرضیه کمک راهنمای لژیون پنجم یکشنبه 22 دی 1398 12:17
انشالله که قطار زندگیتون همیشه روی ریل های خوشبختی در حرکت باشه
تبریک عرض میکنم هفته همسفر را به این خانواده گرامی
حسن کدخدایی یکشنبه 22 دی 1398 11:36
خدا قوت به اقا مجید عزیز هفته همسفر را به شما و همسفران محترم تان تبریک عرض می کنم
از مشارکت های خوب تان لذت بردم تشکر
خدا قوت به اقا حمید گلی بابت گذارش خوبشان
همسفر پروین لژیون سوم یکشنبه 22 دی 1398 09:45
روز همسفر را به رویای عزیزم و همسفرها نگار و علی رضا تبریک میگم .
از صحبتهای خانواده ی محترم استفاده کردم .
ان شاله که همیشه سرشار از شوراشتیاق در راه خدمت به کنگره باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic