از فرمان عقل تا مرحله شو شود
شنبه 5 بهمن 1398 ساعت 01:59 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا ن | ( نظرات )
جلسه چهارم از دور هفدهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه امین گلی ویژه مسافران و همسفران، در روز پنجشنبه 3 بهمن ماه سال 98 با استادی ایجنت محترم مسافر مهدی ، نگهبانی مسافر حکمت الله و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه اول «وادی پنجم و تأثیر آن روی من »  و دستور جلسه  دوم  «جشن تولد سه سال رهایی مسافر حجت » ساعت 17 آغاز به کار نمود.


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

دستور جلسه امروز وادی پنجم و همچنین جشن تولد سه سال رهایی مسافرحجت مرزبان محترم است.
وقتی بخواهیم از وادی ها که مسیر تاریکیها به طرف روشنی ها هستند سخن بگوییم؛ وادی ها مثل پل های خیلی نیرومندی هسنتد که این پل ها از تاریکی ها بطرف روشنی هاست.
خاصیت یک پل این است که آن پستی ها وبلندی ها و دره ها و رودخانه ها و باتلاق ها و آن چیزهایی که در مسیر است و می تواند حرکت ما را کندتر کند،راحتر می کند تا به خواسته هایمان برسیم. در این چهارده وادی مواردی است که مثل قانون است و  سفر را برای مسافر راحت می کند.
  وقتی ما در سیستم وادی ها قرار می گیریم تا وادی چهارم که وادی تفکر است می خواهد گام های من را  بسیار محکم کند.
 ما فرض می کنیم برای درمان اعتیاد یا هر مشگل دیگری که داریم ما یک ساختمان معیوبی داریم که وقتی می خواهیم آن را تعمیر کنیم. باید آن ساختمان بطور کامل ویران بشود و یک ساختمان جدید ساخته بشود.
 برای انجام این کار اول آن پایه و اساس ساختمان مهم است و مهم آن ستون ها و آن بتونی است که می ریزند. و آن چهار وادی حکم همان پایه و اساس را دارد که هر چه قدر  این چهار وادی محکم تر باشد ما می توانیم در ادامه یک ساختمان چند طبقه بسازیم .
 هر کسی ساختمانش را بفکر و علاقه خودش می سازد. شاید کسی بگوید من در کنگره به همان چادر راضی هستم و شاید کسی به قطع مصرف راضی باشد و یا اینکه فقط رابطش با خانواده بهتر بشود راضی باشد اما شاید کسی هم باشد که علاوه بر اینکه ساختمانش را می سازد  می خواهد یک ساختمان چند طبقه هم بسازد و دیگر ساکنین هم بتوانند استفاده کنند. این ها خیلی متفاوت است اما وقتی وارد کنگره می شویم. و به وادی پنجم می رسیم می خواهیم آنچه که در تفکرات ما است وارد عمل کنیم . مثل شو شود. این شو شود را ما در جهان ذهن خود داریم و انچه که تصور داریم  و یا همان کنفیکون خداوند بصورت درونی در انسان وجود دارد.
و جالب این است که تا چیزی از درون حل نشود از بیرون امکان حل شدنش نیست.


من اعتیاد را باید اول در درون خودم حل کنم و باید آن نه را اول به خودم بگویم. و نه به سیگار را اول از درون خودم شروع کنم. من می خواهم مسائل خانواده و یا کارم و یا هر مسئله دیگری که دارم را در درون خودم واز تفکر انسان می تواند شکل بگیرد.
و اول تصاویر باید در ذهن انسان نقش ببندد و تا بعد  انسان بتواند در بیرون عملیاتی کند. وقتی انسان تفکراتی که دارد نتواند عملیاتیش کند یک‌رنجی برای انسان بوجود می آورد .
ما در قرآن داریم که بسیاری از درد و رنجی که به انسان می رسد بخاطر اعمال خودشان است که انجام می دهند. اما از طرف دیگر هم می توانیم برداشت کنیم که بسیاری از درد و رنج ها که به ما می رسد به خاطر اعمالی است که می توانیم انجام دهیم و انجام نمی دهیم. من می توانم درمان شوم در کنگره ۶۰ اما به دستورات گوش نمی دهم تسلیم نیستم و پله ها را رعایت نمی کنم و به درمان نمیرسم.
و این  در ادامه برای ما حسرت و درد و رنج  را خواهد داشت.
و اگر انسان توان انجام کاری را داشته باشد اما انجام ندهد قطعا درد و رنج به همراه خواهد داشت.
پس عملکرد ما خیلی مهم است حالا در این وادی می گوید
چه چیزهایی مانع عملکرد ما می شود.
ما  مواردی که داریم را اگر بخواهیم پیاده کنیم نیاز به جهان ذهنی داریم که آرام باشد و آرامش نسبی داشته باشد.
اینجا عقل دستور خود را صادر می کند اما چه کسی باید این تصاویر را عملی کند؟
وقتی که در ذهن ما درگیری و دغدغه باشد نمی توانیم به مقصد برسیم و برای خروج از استرس و اضطراب، باید به پندار سالم و گفتار سالم و کردار سالم برسیم.
پندار سالم در مورد همین وادی ها و گفتار سالم و کردار سالم است.
وقتی ما بخواهیم از چیزی تغییر کنیم و از جنسی به جنس دیگر تبدیل شویم باید در کل سطوح افکار فیزیلوژی و حتی ظاهر خودمان تغییر کنیم.
 یعنی وقتی انسان وارد کنگره می شود باید ظاهرش را تغییر بدهد این کوچکترین چیزهایی است که در پی خودش دارد‌. بقول آقای مهندس وقتی نتوانیم یک پاشنه کفش خودمان را بالا بکشم و یا یقه خودمان را ببندیم و نتوانم ادب و احترام را با مرزبان و ایجنت و مقامات که در کنگره هسنتد درست رفتار کنیم چطور می توانیم مواد خود را کنار بگذاریم .
پس ابتدا از گفتار و کردار و پندار نیک است.
و اولین پله، دوری از ضد ارزشها و یا همان گناه است . گناه یعنی هر رفتاری که در مسیر تکامل ما وقفه ایجاد کند و یا مسیر ما را کچ کند گناه است.این مسیری که ما در سفرمان می رویم شاید گناه و ضد ارزش حساب بشود و یا مثلا مسافر سفر اول نباید کارهای سنگین انجام بدهد و نباید مسافرت برود.
حالا مسافرت چیز بدی نیست اما چون در مسیر وقفه ایجاد می کند. این برای سفر اولی ضد ارزش محسوب می شود.

و اما دستور جلسه دوم 
تولد سومین سال مرزبان محترم آقا حجت است 
آقا حجت سفرشان را در لژیون آقا امیر حسین شروع کردند و طبق قانونی که در کنگره ۶۰ است.مرزبان اگر بخواهد تولد بگیرد ایجنت راهنمای مسافر محسوب می شود.و ایجنت استادی جلسه را به عهده می گیرد.
در حقیقت زحمتهایشان بر دوش آقا امیر حسین بوده و همین جا ازایشان تشکر میکنم.
من شناختی از آقا حجت نداشتم و من با توجه به ظاهرش فکر می کردم که مصرف کمی داشته است اما امروز متوجه شدم یک مصرف کننده تمام عیار بوده است.
واقعا در کنگره ۶۰ این تبدیلات و این تغییرات در انسان انجام می شود.
و باور کردنی نیست که یک انسان انقدر تغییر کند و چنین شخصی انقدر تغییر کند و ما در انجیو های دیگرچنین چیزی نمی بینیم. شخصی که از مواد رها می شود و یا به اصطلاح خودشان پاک می شوند.
دیده می شود که شخص  اعتیاد در صورتش خشکیده شده و هنوز تغییری در رفتار و گفتار صورت نمی گیرد.
اما در کنگره همه  از نقطه سیاه به رنگین کمان رسیدن است و اینها  را آقا حجت انجام داده اند.
و همسفرشان که هر دو از خدمت گزارن فعال شعبه هستند.
و چیزی که در آقا حجت وجود دارد این است که به مرحله رضا رسیده اند یعنی به آنچه که خداوند در زندگی به ایشان داده راضی هستند و تلاش خودشان را انجام می دهند و به آنچه که پیش می آید راضی هستند.
و یک روایتی داریم که خیر در جیزی که اتفاق می افتد است یعنی انسان در جایی قرار می‌گیرد که بهترین جا است برای رشد خودش و هرچند که آنجا برای ما بنظر بد باشد.
دوتا جشن بزرگ که در اول مرزبانی داشتند یکی جشن گل ریزان و جشن همسفران بود که بر دوش مرزبانان بود و من تشکر می کنم از ایشان و تبریک میگم به آقای مهندس و خانم آنی و راهنمای بزرگوارشان آقای امیر حسین و همه شما عزیزان و همچنین به خودم هم تبریک می گویم.
مشارکت اعضاء کنگره






قانون 11



پیام مرزبانی و اعلام کمک راهنمایانی که ظرفیت پذیرش رهجو دارند



رهایی های روز چهارشنبه 98/11/2





پس از دریافت گل رهایی
سومین سال رهایی مسافرحجت را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم.

اعلام سفر مسافر حجت:
با تخریب 11 سال وارد کنگره شدم آخرین آنتی ایکس مصرفی هروئین، متادون .25 ماه سفر کردم به روش DST وداروی شفا بخش OT با راهنمایی آقا امیر حسین و راهنمای فعلیم آقا مهدی رهایی 3 سال و 18 روز و در ادامه وارد لژیون وایت شدم با تخریب 20 سال و روزانه 2 پاکت سیگار، 14 ماه سفر کردم با آدامس خوراکی نیکولایف و راهنما ی آقا مهدی و رهایی 1 سال و 23 روز ورزشم  والیبال





مسافر حجت :هیچ مصرف کنندهای شرمنده خانواده اش نشود و سفر اولی ها به رهای برسند .

و درآرزوی دومم ازخداوند می‌خواهم که طول عمر مضاعف به آقای مهندس و خانواده‌اش بدهد.



همسفر لیلا: آرزو می‌کنم که همسفران سفر اولی که مسافرشان نمی‌آیند راه برایشان هموار بشود که همسفران همراه با مسافرانشان بیایند و رها بشوند.


حدیث: امیدوارم همه انسان‌های که تلاش و کوشش می‌کنند که به جایگاه‌های بالا برسند به آرزویشان دست پیدا کنند.



خدا را شکر می کنم بابت امروز، وقتی که فکر می کنم می بینیم اوایل که آمدم به کنگره ۶۰ به خودم می گفتم آیا می شود من یک روزی استاد و دبیر و نگهبان بشوم. واقعاً کنگره بسیار  به من کمک کرده است. من یک انسانی بودم که اصلا آرامش نداشتم نه خودم و نه همسفرم و نه درمحل کارم و نه در خانه ام . ولی  کنگره آنقدر کارش درست است که فردی که با دنیایی از ضد ارزشها و تخریب وارد کنگره می شود، واقعا به او کمک می کند و فرد کاملاً تغییر می کند .
من خودم می بینم افرادی که با یک حال نا خوش می آیند به کنگره چه همسفر و چه مسافر و  بعد از دوتا سه ماه می بینی  که چه تاثیری روی فرد گذاشته و چهره اش  باز شده و چقدر خوشحال است.  باید قدر کنگره ۶۰ را دانست.
  من خودم کنگره را قطعه ای از بهشت می دانم بهشتی می دانم که روی زمین است.  من کنگره را دیر متوجه شدم اماخدا را شکر می کنم که بلاخره متوجه شدم .
من کنگره را بسیار دوست دارم و این مکان را می پرستم .هر چه امروز دارم فقط مدیون اول آقای مهندس و بعد راهنمای خوبم آقا امیر حسین و همسفرم که واقعاً در این راه کمکم کردند .من هفده ماه می آمدم کنگره ولی همسفرم نمی آمد به خاطر همین سفر اولم طول کشید و زمانی که آمد خدا رو شکر کم کم راهم را پیدا کردم و توانستم تغییر کنم و خدارا شکر که همسفرم در کنارم است. اگر بخواهم چیزی از  گذشته بگویم خیلی سختی های مواد را کشیدم  وقتی مواد را می خریدم موقع مصرف حس فندک زدن را نداشتم و همیشه گریه می کردم و مصرف می کردم می گفتم خدایا دیگر کافیست خسته شدم .
اما از امروزم و حضورم در کنگره خوشحالم و لذت میبرم  من روزهای که به کنگره می آیم از انرژی زیاد خواب ندارم و باهمه این موارد خوشحالم .
از اینکه می بینم در جشن من حضور پیدا کرد ه آید از همه شما سپاسگزارم امیدوارم همه سفر اولی ها به حال خوش برسند  اگر راه را درست بیاید و روزانه یک کیلو هروئین  و شبشه مصرف داشته باشید به مقصد می رسید. اگر صحبتهای راهنمایتان را گوش کنید می توانید به حال خوش برسید من انقدر مصرفم بالا بود که ۲۳۰ سی سی متادون رایک مرتبه نصفش را می خوردم و پشت سر آن هروئین مصرف می کردم و امید نداشتم که خوب شوم و اینجا به من را به درمان ورهایی رسانید.  انشالله که همه شما به در مان برسید برای همه شما آرزوی خوشبختی دارم .


کمک راهنما همسفر آمنه:

من هم این تولد را تبریک می‌گویم به آقا حجت و به هم‌سفرشان خانم لیلا و دختران گلشان  خانم ریحانه و حدیث و همچنین به راهنمای گرامی‌شان آقا امیر حسین و آقا مهدی . آقا حجت خیلی حرکت زیبای داشتند در آخر سفرشان چون همسفرشان آمد در کنگره و آموزش دید که مسافرش را رها کنند و همین باعث شد مسافرش به رهایی برسد.

واقعاً  این تولدها را نباید دست‌کم گرفت زمانی که ما یک‌دانه را می‌کاریم و تبدیل می‌شود به یک درخت عظیمی و پر از میوه ولی چون این اتفاق به‌صورت روزمره تکرارمی شود به چشم ما نمی‌آید ولی این تولدها هم مثل همان درخت گردو است با آن عظمتش برای ما عادت شده است و ما نمی‌توانیم ببینیم که چه معجزه‌ای در کنگره اتفاق می افتد انشالله بتوانیم قدردان این تولدها و رهای ها باشیم

خانم لیلا را همه بچه‌ها می‌شناسند بعد از یکی دو ماه آمدن به کنگره؛ زمانی که کنگره را درک کرد عشق به خدمت پیدا کرد حرکتش با خدمت‌ها زیبا شد زمانی که مرزبان شد خالصانه خدمت کرد و باخانم زهره و خانم ندا برای قسمت شنا خیلی تلاش کرد تا استخر هم‌سفران امین گلی راه‌اندازی شد تشکر می‌کنم از این عزیزان

خدمت سایت رادارند و همچنین کمک راهنمایی قبول شدند و تمام خدمت‌هایش خالصانه است. یک‌بار از او پرسیدم

 که چرا این‌قدر خدمت می‌ کنی؟ گفتند خانم آمنه این‌قدر من از این خدمت‌ها انرژی و آموزش می‌گیرم و باعث، باز شدن گره‌های زندگی من شده که من محال است کنگره را رها کنم خیلی خوشحال شدم از پاسخشان این بود و اینکهکه چنین رهجوی دارم.

به نظر من خدمت باعث می‌شود که مثلث شخصیت ما را بازسازی کند.

چون هم احساس امنیت دارد هم احساس لیاقت و معصومیت دارد وقتی این سه حس به انسان دست بدهد مثلث شخصیت بازسازی می‌شود و نفس انسان در یک آرامش قرار می‌دهد و این آرامش باعث ماندگاری در کنگره می‌شود دقیقه مانند کشوری که دارای تجهیزات نظامی بالای است و خیالش راحت است اگر حمله‌ای صورت بگیرد آماده است که در مقابل ایستادگی کند تبریک می‌گویم به‌تمامی اعضای کنگره 60 و تشکر می‌کنم که صحبت‌های من را گوش دادید.

همسفر لیلا:

قبل از هر چیزی از خداوند شاکر هستم و سپاسگزارم که اجازه داد در این جایگاه قرار بگیرم از ایجنت واسیسانت شعبه و مرزبانان محترم و تشکر میکنم که برای شعبه ما بسیار زحمت می کشند و همچنین از تمام عزیزانی که در این جشن شرکت دارند.

 و از راهنمای گرامی مسافرم آقا امیرحسین تشکر می‌کنم که در ظاهر یک خانواده چهار نفره را از دام اعتیاد نجات دادند ولی درواقع 15  خانواده  را که در گیر خانواده ما بودنند نجات دادند.

 از خانم آمنه سپاس‌گزارم بابت تمام خدمت‌های که برایم انجام داده است و از دختران گلم ریحانه و حدیث ممنون هستم که به من کمک می‌کنند در خانه تا بتوانم به شعبه بیایم و خدمت کنم و تشکر ویژه از مسافرم دارم که با وردش به  تاریکی‌ها و اعتیاد من را با بهشتی به نام کنگره آشنا کرد.

واقعاً  از ایشان ممنون هستم که با هر سختی که بود من را با کنگره آشنا کرد. مسافر من 17 ماه به کنگره می‌آمد ولی من چون اعتقاد و ایمانی به  درمان نداشتم نمی‌آمدم. حتی زمانی که سی‌دی‌ها را گوش می‌داد از سی دی 50 دقیقه‌ای شاید سه تا پنج دقیقه‌اش را گوش می‌داد هر قسمتی که دوست داشتم می‌گفتم خوب است این‌ها را آموزش می‌بینی و این رفتارت است و آن قسمت که دوست نداشتم می‌گفتم این را خاموش‌کن می‌روی و این آموزش‌ها را می‌بینی که این رفتارت است در هر دو حالت مخالف بودم که سی‌دی‌ها را گوش می‌داد و این‌ها همه به خاطر جهل و ناآگاهی همسفر است.

روزهای پنج‌شنبه با اصرار خودشان شروع کردم  به کنگره بیایم ،با حس خیلی بدی می‌آمدم و همیشه با هم مشاجره داشتیم که چرا مواد مصرف می‌کنی اگر تو مواد مصرف نمی کردی من اینجا نبودم و هیچ مشکلی نداشتیم همه‌چیزهای کنگره برایم مسخره به نظر می‌آمد

حتی اعلام سفر مسافرها و تشویق‌های که انجام می‌دادند. و مسافرم را برای اعلام سفر مسخره می کردم.

 وقتی خانم آمنه صحبت می‌کرد و می‌گفت مسافرت را رها کن نمی‌توانستم بپذیرم و می‌گفتم چون خودشان رهاشده‌اند من را درک نمی‌کند رهایش نکرده‌ام و این زندگی یم است تازه بیایم و رهایش هم کنم بعد از دو سه ماه از جای که خودم تغییر کردم مسافرم هم‌تغییر کرد.

در شعبه می‌بینم که قسمت همسفرها خیلی کمتر از مسافرها است .شاید مسافرانی هستند که فکر می‌کنند که لازم نیست همسفر بیاید. یک مسافر وقتی به کنگره بیاید و حرف راهنمایش را گوش بدهد حتماً به رهای می‌رسد ولی از طرفی آقای مهندس می‌فرماید: یک مصرف‌کننده خوش‌اخلاق بهتر است تا یک فرد بداخلاقی که مصرف نمی کند این جای فکر کردن دارد که اگر مسافر بیاید و رها بشود ولی اخلاق خوبی نداشته باشد فایده ندارد و این درست نمی‌شود تا زمانی که همسفر در کنار مسافر باشد زمانی که مسافرم می‌آمد کنگره اگر می‌گفت عیبت نکن فوری جبهه می‌گرفتم و کار خودم را می‌کردم.

حالا تشکر می‌کنم از مسافرم که باعث شده بیایم کنگره و متوجه بشوم که ضد ارزشها چه عوارضی برای من دارد.نمی‌خواهم بگوییم ما لیلی و مجنون شده‌ایم؛ مشکلات است ولی می‌توانیم باهم مشکلاتمان را حل کنیم و این‌بسیار با ارزش است.بنظر من یک نوع بی‌انصافی است که مسافر در زمان مصرف همسفر را اذیت کند و در موقع درمان هم از کنگره محرومش کند.

به همسفرهای عزیز می‌گویم هیچ موقع ناامید نشوید هیچ جا بهتر ازاینجا نیست ما همه راه های درمان را رفتیم و بهتر از اینجا ندیدم و بیرون از این مکان هم دنبال نتیجه نباشید و  زمانی که من پذیرفتم کجای کارم اشتباه است سفر مسافرم شروع شد و هر دو به رهایی رسیذیم و در حال حاضر هم در خدمت شما عزیزان هستم.

همسفر حدیث:
من قبلا فکر می کردم که بچها نمی توانند به پدر و مادرشان کمک کنند اما اینجا متوجه شدم که من هم میتوانم پدرم را راهنمایی کنم و همسفرش باشم.

در ادامه هدیه ای ارزشمند از طرف آقای مهندس و خانم آنی به ایشان اهدا گردید.




وهمچنین هدایایی از طرف مسافر حجت به آقای مهندس و خانم آنی اهدا گردیید.





در ادامه همسفران و مسافران به این خانواده هدایایی اهدا کردنند.






















دعای همسفران و مسافران در آخر جلسه






نویسندگان: 
کمک راهنما همسفربتول
کمک راهنما همسفر اشرف
عکاس و آپلود تصاویر :
مسافر مجید
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: جلسات عمومی(مسافران و همسفران)، پنج شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سه شنبه 8 بهمن 1398 12:17
باسلام خدمت تمام عزیزان خدمتگذارکنگره
اول ازهرچی جهت شادی پدرومادر بنانگذارکنگره اقای مهندس صلوات
این جشن بزرگ راخدمت عزیزانم حجت الله وعروس نازنینم ونوه های گلم تبریک وشادباش میگویم.این جشن شایدبرای خیلی هابزرگ نباشدامابرای یک پدر ومادرکه باجان ودل فرزندی بزرگ کردن ..درطول عمر این بزرگترین جشن میباشد.همیشه خاسته ام ازخدااین بودکه شادی عزیزازنم راببیننم وحال به یاری خداودوستان کنگره به ارزویم رسیدم.جاداردهمینجااز پسرعزیزم بابت رفتارها وسختگیریهای که باهاش داشتم حلالیت بطلبم.وهمینطورازعروس گلم بابت سختیهای زندگی تاحال که همسفرخوبی برای فرزندم بودی تقدیر وتشکرکنم
باکمال تشکرازهمه دوستان
مسافر علی ‌‌‌‌.سهروردی. یکشنبه 6 بهمن 1398 18:01
تبریک خدمت اقا مهدی اقا حکمت الله و اقا حجت و خدا قوت خدمت تمامی خدمتگزاران شعبه امین گلی و همچنین کنگره ۶۰
تا باد چنین بادا
مسافر عباس لژیون سوم یکشنبه 6 بهمن 1398 11:00
عرض خدا قوت خدمت ایجنت محترم آقا مهدی و نگهبان و دبیر جلسه
سومین سال رهایی مرزبان گرامی آقا حجت عزیز را به خودشون و همسفرشان و راهنمای بزرگوارم آقا امیرحسین تبریک میگم .
و خدا قوت خدمت خدمتگزاران وبلاگ
مسافرمحمدجوادازشهرکرد یکشنبه 6 بهمن 1398 10:43
آنانی که مجذوب رحمت مطلق میشوند به ارتقا می‌رسند سومین سال رهایی آقای حجت وهمسفران محترمشون رابه ایشان وراهنماهای بزرگوارشون وتمامی اعضای نمایندگی امین گلی صمیمانه تبریک وشادباش عرض میکنم وبراشون بهترینها راارزومندم
مسافرمحمدجوادازشهرکرد یکشنبه 6 بهمن 1398 10:43
آنانی که مجذوب رحمت مطلق میشوند به ارتقا می‌رسند سومین سال رهایی آقای حجت وهمسفران محترمشون رابه ایشان وراهنماهای بزرگوارشون وتمامی اعضای نمایندگی امین گلی صمیمانه تبریک وشادباش عرض میکنم وبراشون بهترینها راارزومندم
مجید لژیون۵ یکشنبه 6 بهمن 1398 07:18
سلام و خدا قوت به سه عزیز جایگاه و تبریک به آقا حجت و خانم لیلا و دو همسر کوچکشان انشاالله در جشن آزاد مردی با شال کمک راهنمای
حسن کدخدایی شنبه 5 بهمن 1398 21:46
خدمت اقا حجت تبریک عرض می کنم واقعا خوشحال شدم در این جایگاه قرار دارید
خدا قوت به اقا مهدی ایجنت محترم از سخنان خوب شما لذت بردم
حمید لژیون۶ شنبه 5 بهمن 1398 21:10
خداقوت اول خدمت نگهبان عزیز اقا حکمت الله بخاطر نگهبانی عالی و تبریک فراوان خدمت آقا حجت گل و دوست داشتنی و تبریک خدمت خانم لیلا و خداقوت خدمت این زوج خدمتگزار و عزیز.تبریک خدمت آقا امیرحسین و ای جنت گرامی آقا مهدی
مجید شیروی شنبه 5 بهمن 1398 19:30
سه سال رهایی آقا حجت و همسفر محترم شان مبارک باشه . و اقا تا روز رهایی مشخص نیست که چه کسی رها میشه و چه کسی برگشت می کنه . نشد روز پنج شنبه مشارکت کنم که خاطره ای از دوران سفر ایشان بگم . یک روز سه شنبه که در کلینیک دکتر ناهید اوتی می دادم با این که آقا حجت داروی اوتی اش را از کلینیک دکتر بدیعی می گرفت ولی به همراه یکی از فامیل هاشون که تو کلینیک ناهید اوتی می گرفت اومده بودند . از بس آقا امیر حسین واسش نامه بالا پایین کرده بود و منم تو اوتی شعبه وارد می کردم واقعا امیدی به ایشون نبود و از طرف دیگه دکتر ناهید چند تا شکلات جلوی میز می گذاشت و متاسفانه هر رهجویی که بد سفر می کرد و بدون اجازه یکی از شکلات ها را بر می داشت و می خورد فاتحه اش خوانده می شد و از هفته ی بعد دیگه کنگره نمی اومد . وقتی دیدم آقا حجت دم در ایستاده ؛ با بد خلقی بهشون گفتم این جا اومدی واسه چی ؟ و ایشون گفت همراه فامیلش اومده . گفتم که برو بیرون و دیگه هم اینجا نیا . چند ثانیه بعد به فکرم رسید که یکی از شکلات ها را بهشون بدم تا قال قضیه کنده بشه ؛ که خوشبختانه شانس شون گفت و رفته بود و شکلات خروج از کنگره بهشون نرسید . خارج از این خاطره و شوخی ؛ خوشحالم که الان هر دوی این زوج خدمت گدار حصور مثمر ثمری دارند و به زندگی لبخندی دوباره همراه با خوشی را می زنند . مهم نیست بدانیم زیر باران رفتن خیس شدن است و یا خورشید گرما بخش است . مهم این است که ؛ حس زیر باران بودن و گرما بخشی را بفهمیم .
همسفرمرضیه کمک راهنمای لژیون پنجم شنبه 5 بهمن 1398 14:14
سومین سال رهایی را خدمت آقا حجت و خانم لیلا عزیز تبریک وشاد باش عرض میکنم و خدمت راهنمای گرامی آقا مهدی و خانم آمنه عزیز خدا قوت عرض میکنم از صحبتهای همگی لذت بردم
همسفرفتانه شنبه 5 بهمن 1398 09:52
سلام وخداقوت میگم خدمت هرسه بزرگواردرجایگاه استاد گرامی ازسخنان زیباتون لذت بردم استفاده کردم و سومین سال رهایی اقا حجت راخدمت اقای مهندس, خودشون و خانم لیلا عزیزم و دختران گلشون تبریک میگم ب امید جشن ازاد مردیشون وخداقوت خدمت اعضای سایت
مسافر عباس فاتح پور لژیون آقانادر شنبه 5 بهمن 1398 08:37
سلام وخداقوت خدمت همه عزیزان و تبریک به اقاحجت وهمسفرش وراهنمای گرامی اقاامیرحسین
زهرا ف لژیون یکم شنبه 5 بهمن 1398 07:10
با سلام و عرض ادب
خدا قوت به استاد جلسه که بسیار وادی پنجم را بیان نمودند.
خدا قوت به نگهبان و دبیر ارجمند.
خدا قوت به خدمتگزاران کنگره.
تبریک فراوان خدمت خانم آمنه عزیزم بابت پرورش شاگردان خوب و فعال همانند خانم لیلا عزیز، امیدوارم شما دوست عزیز را در بهترین و بالاترین جایگاه ها ببینم.
احسان101 شنبه 5 بهمن 1398 02:06
سلام وخداقوت خدمت هرسه عزیزدرجایگاه جشن سه سال رهایی راخدمت آقاحجت وهمسفرانش تبریک میگم وهمچنین به راهنماهای گرامیشان انشاالله موفق وپیروز باشین
یه خداقوتی ویژه خدمت تمامی خدمت گذاران شعبه دارم وهمیشه بهترینها رابرایتان آرزومیکنم آمین
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic