در دستان خداوند قرار گرفتیم
یکشنبه 6 بهمن 1398 ساعت 23:14 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا ن | ( نظرات )

همسفر کافیست اراده کند که بخواهد ،که تلاش کند ،که بسازد، زندگی بر باد رفته اش را آنگاه خواهد دید که دستان الهی به 
کمک او خواهند شتافت...

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
به نام خالق عشق 
یک زن وقتی در کنگره به عنوان همسفر معرفی می شود خیلی چیزها به او  داده می شود اول اینکه وقتی اعضای کنگره مثل مرزبان و مهماندار و... جلوی او می ایستند و او را با روی خوش و آغوشی باز پذیرا می شوند. اصلا وقتی واژه ی همسفر را به او می دهند و به او اجازه صحبت کردن می دهند و هم دردهای خودش را می بیند باعث می شود کم کم جایگاه و شخصیت خود را که سال ها گم کرده بود  را به دست بیاورد. 
ما خانواده های افراد مصرف کننده تا قبل از کنگره در تاریکی بودیم  شاید خیلی از ما امیدی برای ادامه دادن نداشتیم. قبل از کنگره همین دو نفری که الان مسافر و همسفر خطاب می شوند. شاید رنج ها و سختی های زیادی کشیدند به خصوص همسفر که شاید پر بود از کینه و نفرت. 
 آن هم به خاطر غروری که داشت و از بین رفت، به خاطر اعتمادی که کرد و به جز بی اعتمادی و سوء استفاده چیزی نصیبش نشد به خاطر عشق و محبتی که در این زندگی خرج کرده بود و به جز بی مهری چیز دیگری ندید. همسفری که دلش شکست، اشک از چشمانش سرازیر شد، بغض ها گلویش را فشار داد و شاید حتی نمی توانست با هیچ کس  درد و دل کند. فقط با کوله باری از غم و غصه و ناامیدی و تنهایی از خدا با تمام وجودش خواست، خواست تا کمکش کند و دستش را بگیرد. 
خدای بزرگ نگاهی به او کرد از سر مهر  و دستش را گرفت و او را با مکان مقدس، با این قطعه از بهشت خودش در زمین خاکی آشنا کرد و یاری اش کرد. 
به او فرصتی داد که شاید به هر کسی ندهند. این جا او خودش را پیدا کرد و کسانی را یافت که با او همدرد بودند، همگی با او کمک می کردند آن هم چه کمکی، کمکی از جنس خود خدا، عشق و محبت بلا عوضی که هیچ جا یافت نمی شود. 
او توانست با کمک شخصی که خود همسفر بوده و اکنون شالی خوش رنگ به دوش انداخته و آماده ی کمک است به تعادل برسد. بتواند خودش را ذره ذره با علم ناب کنگره تزکیه کند. او یاد گرفت مسافرش بیمار است نه بی اراده، او یاد گرفت مرحمی باشد بر زخم های مسافرش نه نمک روی زخم های مسافرش باشد. 
شروع به عشق ورزیدن و محبت کردن به مسافر شد، اکنون فداکاری می کند، گذشت و ایثار می کند، استقامت و بردباری و صبر را پیشه ی راه خود می کند.  این دو شخص که تا چندی پیش مقابل هم ایستاده بودند الان هم مسیر شده اند آن هم صراط مستقیم، دست در دست هم و دست دیگر هر کدام در این مکان مقدس که گویی دستان خود خداوند است قرار گرفته است چه زیبا و با شکوه است. 
زیباست زمانی که همسفر بال پرواز مسافر می شود و مسافر با خیالی آسوده به راه خود ادامه می دهد. آن در در کنار هم به خوبی سفر می کنند سفری به این زیبایی و قشنگی که سوغات آن مهربانی و صفا، روشنایی و رسیدن به نور، رسیدن به مهر، رسیدن به صلح و آرامش است با بودن این دو در کنار هم کامل می شود و می توانند سلامت به مقصد امن برسند و این چه زیباست!!! 
اکنون دیگر آن همسفر نا امید و تنها، تنها نیست اطرافش پر از آدم هایی است که قبلا حسرت داشتن یکی از آن ها را داشته.  از مسافرش دیگر ناراحت و دلگیر نیست بلکه عاشق اوست و عاشقانه او را دوست می دارد و از او ممنون و سپاسگزار است که باعث شد با این مسیر و مکان آشنا شود. همسفر هر چه چشم هایش را می بندد چشم دلش بینا تر می شود و عاشق تر  هنر همسفر عشق ورزیدن است.  
من این هفته را به تمامی همسفران وادی عشق که با جان و دل عشق می ورزند را تبریک می گویم. 
 
همسفر صدیقه لژیون ششم
تنظیم و ارسال:همسفر لیلا ن
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
جمعه 18 بهمن 1398 00:19
خانم صدیقه دلنوشته زیبایی بود لذت بردین خداقوت
زهره L6 شنبه 12 بهمن 1398 09:50
سلام خانم صدیقه عزیز. خیلی لذت بردم جالب بود. خدا قوت میگم خدمتتون.
همسفر پروین لژیون ششم پنجشنبه 10 بهمن 1398 15:39
سلام خدا قوت
زهره لژیون پنجم سه شنبه 8 بهمن 1398 22:56
خانم صدیقه عزیز دلنوشته زیبایی بود خدا قوت وخسته نباشید
همسفر فرزانه لژیون یکم سه شنبه 8 بهمن 1398 07:35
سلام وخداقوت خدمت خانم صدیقه عالی ودل نشین بود.ان شاءالله درجایگاه بالاتری بینمتون.
سه شنبه 8 بهمن 1398 04:50
خانم صدیقه عزیز ممنون بابت مقاله زیبا تون خیلی لذت بردم
سه شنبه 8 بهمن 1398 00:27
با عرض سلام و خدا قوت به شما خیلی عالی بود ولذت بردم. متشکرم
زهراح دوشنبه 7 بهمن 1398 21:51
خداقوت خانم صدیقه عزیز دلنوشته دلنشین و تآثیر گزاری بود ممنون
احسان101 دوشنبه 7 بهمن 1398 20:22
سلام وخداقوت زیبا بود چون سخنی که ازدل برآید بردل مینشیند
واین همان امیدی در ناامیدی هست که مهندس بارها گفته است ویا همان نوردرته تاریکیهاست که وعده خداوند است
مسافر م دوشنبه 7 بهمن 1398 20:17
سلام خیلی زیبا بود ممنون
مسافر مجتبی لژیون چهارم دوشنبه 7 بهمن 1398 20:14
سلام خدا قوت خدمت نویسنده بابت نوشتن این دل نوشته بسیار زیبا لذت بردم .موفق باشید
مجید سعیدى-لژیون٣ دوشنبه 7 بهمن 1398 13:09
سلام
خیلی ممنونم كه با حركتهای بیرونی كمك میكنید ، همسفرایی كه هنوز اعتقاد ندارند به كنگره، بیشتر ترقیب بشن به اومدن همراه مسافر و به بهانه مسافر، اما برای خودشون و خانواده ای باتعادلتر
تشكر
حسن کدخدایی دوشنبه 7 بهمن 1398 12:36
ممنون از دل نوشته خوبتان لذت بردم
مهدی بناییان دوشنبه 7 بهمن 1398 08:11
بسیار عالی
خداقوت
زهرا ف لژیون یکم دوشنبه 7 بهمن 1398 07:08
با سلام و ادب
دلنوشته ی بسیلر زیبایی بود، ممنون از شما.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات