اتفاقات خوب در کنگره به دلیل نظم و انضباط و احترام است.
جمعه 11 بهمن 1398 ساعت 23:21 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهرا | ( نظرات )
جلسه پنجم از دور هفدهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه امین گلی ویژه مسافران و همسفران، در روز پنجشنبه 10 بهمن ماه سال 98 با استادی کمک راهنمای محترم مسافر امیر حسین ، نگهبانی مسافر حکمت الله و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه اول «نظم،انضباط و احترام»  و دستور جلسه  دوم  «جشن تولد سه سال رهایی مسافر حسن » ساعت 17 آغاز به کار نمود.


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

سخنان استاد محترم:

از خداوند عزیز و سپاسگزارم که همیشه من را مورد رحمت خود قرار داده، از آقای مهندس و خانواده محترم و اساتید قدرتمندشان سپاسگزارم که روش درست زندگی کردن را به ما می‌آموزند.

دستور جلسه نظم و انضباط و احترام است. در رابطه بانظم، معنی لغوی آن یعنی آراسته بودن، مرتب بودن، قاعده و قانون است؛ و تمام جهان هستی با این قانون نظم زیبا می‌شود. مثلث نور و صوت و حس که ارکان تشکیل‌دهنده جهان هستی است، اگر این سه را در نظر بگیریم اصوات موسیقی وقتی به ترتیب و منظم پشت سر هم قرار می‌گیرند زیبا می‌شوند.

نظم باعث می‌شود که ما از دوباره‌ کاری و فراموش‌کاری دور بشویم؛ یعنی به ما کمک می‌کند در وقت و انرژی‌مان صرفه‌جویی کنیم؛ و بهترین راندمان را داشته باشیم کارها را فراموش نکنیم یا دومرتبه انجام ندهیم؛ و اگر بخواهیم آن را ارتباط بدهیم در تغییر صفات در انسان، این بانظم اتفاق می‌افتد.

در وادی نهم می‌گوید: برای اینکه ما نقطه تحمل بالایی پیدا کنیم باید تکرار منظم با در نظر گرفتن زمان داشته باشیم. ما هر کاری بخواهیم انجام ‌بدهیم و هر سازمانی را به وجود بیاوریم. حتی یک خانواده سه‌نفری را بخواهیم اداره کنیم احتیاج به نظم داریم در غیر این صورت موفق نمی‌شویم.

انضباط، تقریباً ازنظر ریشه‌ای بانظم یکی هستند و وقتی ما برای انجام دادن کوچک‌ترین کارمان احتیاج به نظم داریم یک مؤسسه‌ای مانند کنگره 60 که کار عظیمی انجام می‌دهد آیا می‌تواند بدون نظم کاری انجام دهد؟ قطعاً نمی‌تواند. این دستور جلسه می‌خواهد به ما تأکید کند که در قالب دو چیز هست که این اتفاقات خوب و این رهایی‌ها در اینجا می‌افتد، از ضد ارزش‌ها می‌توانیم دور شویم و به ارزش‌ها بپردازیم، نظم و انضباط و احترام.

نظم یعنی وقتی می‌گویند جلسه رأس ساعت 5 باید شروع شود. هرروز همین ساعت باشد و هرروز ننشینیم در موردش فکر کنیم که جلسه را چه ساعتی شروع کنیم.

نظم یعنی وقتی مرزبان می‌گویند، عزیزان زمان جلسه بیرون نروند و هر کاری را به‌نوعی باید در زمان مشخصی انجام دهند، این یعنی نظم؛ یعنی یک جلسه پرانرژی و با آرامش. وقتی می‌گویند زمان اجرای قانون یازده اگر پول همراهت نداری سر جای خود بنشین و از سالن خارج نشو. این یعنی نظم.

نظم یعنی وقتی یک نفر صحبت می‌کند بقیه گوش می‌دهند؛ و ازهرجهت نقش مهمی دارد.

در بحث احترام، ارزش دادن، اعتبار و عزت دادن. وقت این احترام و عزت را رعایت کنیم تأثیر متقابل دارد یعنی به ما هم احترام گذاشته می‌شود؛ یعنی ما به هرکسی احترام می‌گذاریم در اصل به خودمان احترام می‌گذاریم. یکی از ریشه‌های کلمه احترام، حرمت است؛ که باید به قوانین عمل کنیم و نظم هم خودش یک قانون است.

 به‌صورت خاص، این دستور جلسه در ارتباط با جایگاه‌هاست. این یعنی وقتی نگهبان نظم حتی به دیده بان گفت به‌عنوان‌مثال ماشینت را اینجا پارک نکن، بگوید چشم و من این را دیده‌ام. چون نگهبان نظم حرفش با آقای مهندس یکی هست و برای همین دیده بان به او می‌گوید چشم. مهماندار همین‌طور. مرزبان که جایگاه خاص خودش را دارد. راهنما، ایجنت و هرکدام از جایگاه‌ها و به‌اصطلاح، سایه این احترام‌هاست که این اتفاقات خوب اینجا می‌افتد.

و حتماً هر چیزی که مرزبانان و راهنمایان می‌گویند چشم بگوییم. صحبت آخر این‌که ما یک مکانی را به اختیار خودمان می‌توانیم برویم و یا نرویم. ولی وقتی رفتیم مجبوریم به قوانین آنجا احترام بگذاریم. باید به قوانین احترام بگذاریم و بازخوردش به خودمان برمی‌گردد.

در رابطه با دستور جلسه دوم تولد سومین سال رهایی حسن آقاست

حسن آقا ازنظر نظم و انضباط و احترام بی‌نظیر است هم به خودش و هم به دیگران و خانواده‌اش؛ و این یعنی به خودش احترام می‌گذارد. جزء خدمتگزاران صدیق است. موقع که در نشریات خدمت می‌کرد خیلی کوشا و فعال بود؛ و بی‌وقفه به تهران در رفت‌وآمد بود. در مرزبانی فعالیت می‌کرد. ازنظر مالی آن چیزی که در توانش بود انجام داد. گاهی سختش بود ولی انجام می‌داد و این باعث شد حالش خوب شود. وقتی حسن آقا برای درمان سیگار اقدام کرد بیشتر حال خوبی داشت و بیشتر ناراحت بود که من چرا با سیگار کشیدنم دیگران را اذیت کردم و وقتی سیگارش را درمان کرد اتفاقات خوب بیشتری برایش افتاد.

خیلی مرتب و منظم است و یکی از بهترین ویژگی‌هایش این است که از خوشبخت‌ترین افراد روی کره زمین است چون ه‌سفری دارد که خیلی دوستش دارد. در کنار حس زنانگی و عشق و محبتی که دارد، دانایی و فهمیدگی هم چاشنی‌اش بوده یعنی در کنار دوست داشتن، در انجام کارها دچار اشتباه نشده است. 

من سومین سال رهایی را به حسن آقا، پسرانشان و خانم زهره و راهنمای بزرگوارشان خانم آمنه و همه عزیزان و آقای مهندس و هم لژیون‌هایشان تبریک می‌گویم.

مشارکت مسافران و همسفران

قانون 11

پیام مرزبانی

اهدای تقدیر نامه توسط نگهبان لژیون سردار به اولین دنور شعبه امین گلی مسافر حسین

رهایی  روز چهارشنبه 98/11/9

پس از مشارکت مسافران و همسفران ،سومین سال رهایی مسافر حسن را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم.

اعلام سفر مسافر حسن: با 25  سال تخریب وارد کنگره شدم.آخرین آنتی ایکس مصرفی متادون. روش درمان دی اس تی .داروی شفابخش اتی .۱۲ماه و ۸ روز با راهنمایی آقای امیرحسین سفرکردم. هم اکنون  ۳ساله و 25 روز است که آزاد رها   هستم.

آرزوی مسافر حسن: آرزو می کنم از آموزش و خدمت  کنگره دور نشوم. 

آرزوی همسفر سهیل:آرزو می کنم همیشه خانواده ام در سلامت باشند .

آرزوی همسفر علی:آرزو می کنم همه به آرزوهایشان برسند .

آرزوی همسفر زهره:آرزو می کنم پیوند محبت که بین مسافران و همسفران است، روز به روز محکمتر شود و همگی بتوانیم به عشق واقعی برسیم .

سخنان مسافر حسن:

در ابتدا خدارا شکر می کنم که اجازه داد در کنگره بیام ودر ادامه از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزاری می کنم که راه ورسم زندگی را به آموختند و ا  راهنمای خوبم آقا امیر حسین تشکر می کنم که هر چیزی که دارم از ایشان است و دوست دارم با اعمال و رفتار  خوبم بتوانم یک رهجوی خوبی باشم و سرافرازی بوجود بیاورم

 از راهنمای بسیار خوب همسفرم تشکر می کنم که بسیار زحمت کشیدند و همسفرم سپاسگزارم که اگر ایشان نبودند شاید من یک بچه کنگره ای نبودم پس همسفر بسیار تاثیر گزار است در سفر مسافر و هر چه این بند عشق محکمتر باشد زندگی بهتری داری و نیز از دو همسفر هایم علی آقا و اقا سهیل تشکر می کنم.

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است و تنها چیزی که اینجا ما را بهم متصل کرده پیوند محبت است و هیچ تهدیدی نبوده و روز اولی که من به کنگره آمدم فقط شیفته یک چیز شدم آن هم راهنمایان عزیز بود که با عشق و محبت با رهجویانشان برخورد می کردند.

 موضوع مهم دیگر آن است که شخصی که خانه اش به آتش کشیده می شود خیلی ها این وسط سوء استفاده می کنند. ازجمله دکتر ها روانشناسان و مشاورین و آن کسی که فیلم برداری می کند از یک مصرف کننده ودر مسابقات نشان می دهد و جایزه هم دریافت می کند و اینها سوء استفاده از اعتیاد در این جامعه است و تنها جایی که از اعتیاد در این جامعه سوء استفاده نمی کنند و در پی درمان آن هستند فقط کنگره 60 است.

ما وقتی یک مسئله ای برایمان پیش می آید مخصوصا همسفران می روند سراغ مشاور و مشاور طبق صحبت های آنها برداشت می کند و جواب می دهد. در حالی که کنگره خودش یک منبع آموزشی است و مادرکنگره آموزشها و سی دی هایی که در اختیار ما قرار داده شده خودمان برای خانواده مشاور هستیم؛ و اگر کسی می خواهد زندگی خودش را حفظ کند باید پای آن بایستد.

 شاید یک همسفری مسافرش به کنگره نمی آید سخت است اما باید صبر کنید و آقای مهندس فرمودند: کسانی که می خواهند درمان اعتیاد انجام بدهند چهار دسته هستند یا باید صبر ایوب داشته باشند دوم مهر و عطوفت و تفکر پیامبر اکرم را داشته باشند و سوم عدالت حضرت علی و چهارم شهامت حسین و اگر کسی می خواهیم ودرمان شویم اینها را داشته باشیم. پس چه مسافر و چه همسفر اگر اینها را مد نظر داشته باشیم مطمئن باشیم که پیروز می شویم و اولین گزینه جدایی نیست و آخرین گزینه هم جدایی نیست

 اگر بخواهیم زندگی خودمان را حفظ کنیم، این لذت و این هنر را دارد. مسافر خودش رها می شود در صورتی که او را رها کنیم  و درمان به راحتی انجام می شود وقتی که همسفر در کنار مسافر باشد و این را نیز بدانیم که هیچ مسافری دشمن خانواده اش نیست و آن کسی هم که گرفتار اعتیاد است باز هم ز ندگی اش را دوست دارد و باید بیاد و درمان شود.  نکته آخر اینکه از اولین مشاور خودم مسافر آقای محسن مظاهری تشکر می کنم و این را بدانیم ما همین الان در کنگره خوشبخت هستیم مهم این است که بتوانیم درست زندگی کنیم و از زندگی درست استفاده کنیم. در آخر از همه عزیزانی که در امروز برای جشن تولد من به اینجا آمدند کمال تشکر سپاسگزاری را دارم 

 

سخنان همسفر سهیل: من هم این تولد را خدمت پدر و مادر عزیزم تبریک عرض می کنم و از زحمتهایی که برای من کشیدند متشکرم و امیدوارم که این زحماتشان را جبران کنم.و از راهنمای خوب پدر و مادرم هم سپاسگزارم.

سخنان همسفر علی: من هم این سه سال رهایی را به پدر و مادرم تبریک می گویم و یک تشکر ویژه از آقای امیر حسین و خانم آمنه 

 

سخنان کمک راهنما همسفر آمنه:

. خوشحالم که یک‌بار دیگر این جایگاه نصیبم شد. تولد سه سال رهایی را به حسن آقا و به دو پسر گلشان، به خانم زهره عزیز به آقا امیرحسین تبریک عرض می‌کنم.

در مورد خانم زهره این‌قدر خوبی دارند که نمی‌دانم کدام را بگویم. حضور مرتب و منظمشان، جلسه‌ای یادم نمی‌آید که حضور نداشته باشند. راهنمای لژیون نوجوانان که اولین بار در شعبه امین گلی راه افتاد و در قسمت مرزبانی خدمت کردند؛ و همه از ایشان راضی بودند و به‌زودی در این هفته شال کمک راهنمایی را دریافت می‌کنند. خیلی از ایشان راضی هستم و به خاطر چنین ره‌جویان نمونه‌ای بسیار شاکرم.

راز موفقیت حسن آقا، داشتن هم‌سفر بسیار خوب و دانا هست؛ و به مسافران تأکیددارم که هم‌سفرانشان را به کنگره بیاورند. آقای امین می فرمایندکسی که همسفرش را به کنگره نیاورد مانند کسی است که فرزندش را به مدرسه نفرستد؛ و چنین کسی مسلماً بی‌سواد می‌ماند و در آینده دچار مشکلات فراوانی می‌شود.

و مسافر هم با بالا رفتن آموزش‌هایش با هم‌سفر اختلاف‌فاز پیدا می‌کند و بین اعضای خانواده مشکل دیگری به وجود می‌آید.

بنیان خانواده‌ها بازهم متزلزل هست. ما آموزش می‌گیریم تا بنیان خانواده‌ها را محکم کنیم. هم‌سفران و مسافران را آشتی دهیم و پیوند محبت را بینشان بیشتر کنیم؛ و مسافری که همسفرش را به کنگره می‌آورد بسیار داناست. انشاله روزی برسد که بخش هم‌سفران و مسافران تعداد یکسانی باشند.

این دستورجلسه بسیار تطابق دارد با حسن آقا و خانم زهره. نظم، انضباط و احترام شدیدی در خانواده و کنگره انجام می دهند؛ و همین باعث شده در کنگره موفق باشند همه دوستشان دارند؛ و بند محکمی بین اعضای خانواده برقرار است. وقتی محبت بین زن و شوهر برقرار باشد راحت تر می‌شود مشکلات را حل کرد. وقتی محبت به دلیل اعتیاد آرام آرام از بین برود و از محبت اولیه مراقبت نکنیم، یک مشکل کوچک می تواند بحران بزرگی در خانواده باشد. به امید روزی که خانواده‌ها مستحکم باشند و محبت ها روز به روز بیشتر شود.

بازهم تبریک می گویم و انشااله در جایگاههای بالاتر ببینمشان.

 

همسفر زهره:

خداوند را شاکر هستم که برای بار دوم در این جایگاه قرار گرفتم. دریافت نشان برنز را به مسافرم تبریک عرض می کنم.

تشکر می کنم از همه شما عزیزان بخاطر مشارکت های زیبایی که انجام دادید و به ما لطف داشتید.

از آقای مهندس و خانواده گرامیشان تشکر می کنم و از راهنمای مسافرم آقا امیر حسین تشکر می کنمو بسیاراز ایشان به خاطر زحمتهایشان سپاسگزارم.

واز راهنمای عزیزم خانم آمنه بسیار سپاسگزارم که برای من بسیار زحمت کشیدند و همیشه از ایشان آموختم؛ و بهترینها را برایشان آرزومندم.

از اسیسنت محترم، ایجنت و مرزبانان محترم که برای ما زحمت می کشند؛ بسیار سپاسگزارم.

از پسرای عزیزم تشکر میکنم که افتخار دادند و در جشن ما شرکت کردند تشکر می کنم وهمیشه به وجود شان افتخار می کنم.

روز اولی که حسن آقا به خواستگاری من آمدند. مورد مهمی که به من گفتند: این بود که احترام برایم بسیار مهم است. باهم پیمان بستیم که هیچ وقت به همدیگر بی حرمتی نکنیم و حتی اگر خانواده هایمان اشتباه  کردنند هیچ  موقع به همدیگر بی احترامی و بی حرمتی  نکنیم؛ و خدارا شکر تا الان هیچ موقع بی حرمتی از ایشان ندیدم و همچنان این احترام حفظ شده است.

و اگر بخواهم هزار بار دیگر انتخاب کنم باز انتخابم حسن آقا هستند و خداوند بهترین همسر را نسیب من کردند و من همیشه قدر لحظاتی که با ایشان هستم را می دانم. امیدوارم که همیشه سایشان بالای سر من و خانواده اش باشد.

حرف بعدی حسن آقا این بود که گفتند من سیگار مصرف می کنم و حالا حالا قصد ترک سیگار را ندارم. ولی این قول را دادند که بلاخره روزی آن را کنار خواهم گذاشت.

در این سالها همیشه منتظر این بودم که بلاخره به قولشان عمل کنند. هیچ وقت به خاطر سیگار من و بچه ها را اذیت نکرد و با اینکه 4 عدد پاکت سیگار می کشید. حتی از شب تا صبح پشت سر هم سیگار و چایی مصرف می کرد؛ و خواب راحت نداشتند و همیشه آرزوی رهایی مسافرم از دام سیگار را می کردم.

هیچ موقع بحثی در مورد سیگارشان نداشتیم و آنقدر رابطه ما قوی بود که هیچ موقع بخاطر سیگار بی ارزش نمی خواستم ایشان را ناراحت کنم.

یک بار به یک سوپر مارکتی  برای خرید رفتیم وآقایی در انجا سیگار می کشید و من خیلی اذیت شدم و گفتم چرا انقدر سیگار آقان بوی بدی می دهد.

حسن آقا گفتند: آیا ناراحت شدی؟ گفتم: بله بسیار اذیت شدم و ایشان گفتند: من همیشه از این سیگارها استفاده می کنم و من در جواب ایشان گفتم سیگار ایشان با شما فرق دارد.

تنها دلیل من در اواخر این بود که بخاطر سرفه هایشان نگران قلب و ریه ایشان بودم و نگران سلامتیشان بودم. روزی به مسافرت رفته بودیم وهمیشه چند بوکس سیگار باخود می آوردند روزی ایشان سیگارشان تمام شده بود و هرچه قدر جستجو می کردیم مارک سیگارشان پیدا نمی شد و آن روزهمه دعایم پیدا کردن سیگارش بود. چون ایشان را درکشان می کردم و دلم می خواهد همه همسفران مسافرانشان را درک کنند و پشتیبان مسافرانشان باشند تا سفرشان  به خوبی طی شود.

و بحث و جدلی نباشد ما سفر اولمان بسیار خوب بود و ساعت های مصرفشان لحظه شماری می کردیم که دارویشان را مصرف کنند تا رها بشویم. دلم می خواهد که همگی سفر خوبی داشته باشید و شاهد رهایی شما عزیزان باشم. باز هم از حضور همه شما سپاسگزارم و ممنونم که در جشن ما شرکت کردید.

 

دریافت نشان برنز سه سال رهایی مسافر حسن 

 اهدای هدایای از طرف آقای مهندس و خانم آنی به مسافر حسن و همسفرشان

در ادامه مسافر حسن به خانواده آقای مهندس هدایایی اهدا نمودنند.


لژیون خدمتگزار


دعای همسفران و مسافران در پایان جلسه

نویسندگان: 
کمک راهنما همسفر بتول
همسفر زهرا خ
همسفر لیلان

عکاس:
مسافر عباس
آپلود تصاویر وارسال:
مسافر مجید
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات خصوصی همسفران، روزهای دوشنبه، جشن تولد،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجید سعیدى-لژیون٣ دوشنبه 14 بهمن 1398 15:12
درود به همه عزیزان
تلاش كنیم و از خدا طلب نمایان شدن هرچه بیشتر مسیر به جهت شناخت جسم و جان خودمان كنیم
همسفر ندا یکشنبه 13 بهمن 1398 21:50
خداقوت، این تولد زیبا گوارای وجود، تبریک میگم به آقا حسن و خانم زهره عزیزم و فرزندان گلشون، کم سعادتی بنده را ببخشید، انشاءالله این ذوج خدمتگزار همیشه موفق و سربلند باشند
مسافر نعیم لژیون سوم یکشنبه 13 بهمن 1398 10:58
با عرض تبریک فراوان خدمت حسن آقا و همسفر محترمشان و همچنین راهنمای عزیز و بزرگوارم آقای ساسانی
همسفر سمیه از لژیون سوم یکشنبه 13 بهمن 1398 00:08
دوست عزیزم حتی در دورترین لحظاتی که از تو دورم
وقتی حتی در دورترین خاطراتم نزدیکیت را احساس می کنم
شک نکن که همیشه بهترینی وبهترین دوستم خواهی ماند
میخواستم زیباترین کلام ها را برایت بنویسم
اما پنداشتم که ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست
تولدت مبارک بهترین دوستم خانم زهره جان
انشاالاه که بقا عمرت با عزت وسربلندی وتوام با خدمت در مسیر کنگره باشد
برایتان سال های سال عمر با عزت وبابرکت از خداوند خواستارم
این تولد زیبا را به دو تا گل پسراو حسن آقا نیز تبریک میگم ❤❤❤❤
شنبه 12 بهمن 1398 22:58
باتشکر فراوان خدمت آقا امیرحسین گرامی وخانم آمنه عزیزم .
تشکر فراوان از همه ی عزیزانی که در جشن ما شرکت کردند.
تشکر فراوان خدمت خانم بتول عزیز و خانم زهرا ی عزیز وخانم لیلای عزیز.
تشکر از عکاس محترم
مسافر ابراهیم L7 شنبه 12 بهمن 1398 22:04
سلام و خدا قوت به کلیه خدمت گزاران
تبریک به حسن اقا دوست عزیز و همسفرانشون
تبریک و خداقوت ویژه به راهنمای عزیزم اقا امیر حسین
مجید شیروی شنبه 12 بهمن 1398 21:14
پرواز کردن کار هر کسی نیست . بیشتر افراد پرتاب می شوند تا پرواز . پرواز را خودت انتخاب می کنی تا به کجا و به کجا رسیدن اش هم با توست ولی پرتاب را دیگران به جایی که خود می خواهند . رهایی و تولد های ما خود یک پرواز است . از پرتاب ها دوری کنید تا پرواز را بیاموزید . تبریک مجدد به جناب کدخدایی عزیز و خانواده ی محترم شان.
حسن کدخدایی شنبه 12 بهمن 1398 18:37
خدا قوت به آقای امیر حسین راهنمای عزیزم
از سخنان خوب شما لذت بردم.

تشکر از نویسندگان محترم همسفر بتول ،زهرا و لیلا نصر
ممنون از عباس اقا بابت عکس های زیبایش
تشکر از هر دو مدیر وبلاگ امین گلی همسفر لیلا و مسافر ابراهیم
خدا قوت به نگهبان آقای حکمت لله و اقا مصطفی
در ضمن از همه عزیزانی که در جشن ما شرکت کردند سپاس گذاری می کنم
همچنین از کا منت های زیبای شما انرژی بردم
مسافر کوروش شنبه 12 بهمن 1398 13:24
تبریک به حسن اقا مرد خدمت وبی ادعا حسن اقا سومن سال رهاییتان را در راس به اقای مهندس وبه راهنمای گل اقا امیر حسین وخانواده محترمتان تبریک عرض مگویم وارزوی بهترین هارا برای شما ارزو مکنم
مسافر عباس لژیون سوم شنبه 12 بهمن 1398 09:58
عرض خدا قوت و تبریک خدمت راهنمای بزرگوارم آقا امیرحسین و تبریک خدمت حسن آقا و همسفران محترمشان
خدا قوت و تشکر خدمت خدمتگزاران وبلاگ
مجید خالویی ۵ شنبه 12 بهمن 1398 09:05
سلام و خدا قوت به سه عزیز جایگاه و تبریک به آقا سیف ا... و راهنمای خوبم آقا محسن و تبریک تبریک تبریک به حسن آقا که همیشه پر انرژی و من از ایشان انرژی میگیرم انشاالله در جشن آزاد مردی شما شرکت کنم
حمید لژیون۶ شنبه 12 بهمن 1398 08:54
تبریک فراوان خدمت حسن آقای گل و دوست داشتنی و تبریک خدمت راهنمای عزیز آقا امیرحسین
شنبه 12 بهمن 1398 08:51
خداقوت خدمت سه جایگاه اقاامیرحسین خیلی از سخنانتون لذت بردم عالی بیان کردید و درادامه سومین سال رهایی حسن اقا و خانم زهره عزیزم را ب جناب اقای مهندس و خانم آنی و تمامی اعضای کنگره 60 تبریک میگم وانشاالله همیشه شاهد چنین جشن های باشیم.ممنون ازخدمتگزاران و اعضای سایت خداقوت
مسافر عباس فاتح پور لژیون آقانادر شنبه 12 بهمن 1398 01:38
سلام وخداقوت خدمت همه عزیزان وتبریک به حسن آقاوراهنمای گرامی اقاامیرحسین
احسان101 شنبه 12 بهمن 1398 01:13
سلام وخداقوت خدمت سه عزیزدرجایگاه تبریک میگم سه سال رهایی حسن آقارابه خودشون همسفرانشون وراهنماهای عزیزشون
یه خداقوتی هم به تمامی خدمت گذاران شعبه
حمید رضا م لژیون 4 شنبه 12 بهمن 1398 00:34
ممنون از زحمات بی دریغتان از به تصویر کشیدن این همه زیبایی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو