مصاحبه مسافر احسان خدمت گذارOT و همسفر مریم
سه شنبه 15 بهمن 1398 ساعت 22:30 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا ن | ( نظرات )
فت

به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید...
مسافر احسان با تخریب 11 سال وارد کنگره شد . آخرین آنتی ایکس ایشان شیره و تریاک بود و به روش DST و شربت شفا بخش OT به مدت 12 ماه و 2 روز سفر کردند با راهنمایی آقا نادر و در ادامه با تخریب 17 سال وارد لژیون وایت شدند. با آدامس نیکوتین خوراکی به مدت 10 ماه و 2 روز سفر کردند با راهنمایی آقا نادر و در ورزش والیبال نیز فعالیت دارند.و رهایی ایشان 6 ماه و 15 روز می باشد.
ایشان در جایگاه های دبیری روزهای پنچ شنبه و همچنین دبیر سی دی ها در لژیون و در ادامه به مدت 6ماه و 15 روز است که در قسمت OT خدمت می کنند.
همسفر ایشان همسفر مریم نیز به مدت 2 ماه 12 روز است که با ارائه چهل سی دی  و با راهنمایی خانم بتول وارد سفر دوم شدند و مسئول مصاحبه شعبه امین گلی می باشند.




 
 چگونه با کنگره آشنا شدید؟

مسافر احسان:

آشنایی با کنگره را برای جشن یک سالگی ام گذاشته ام که بگویم و می خواهم حالت یک تشکر باشد، من از طریق یکی از اقوامم که در کلینیک مشغول به کار بودند باعث شدند تا من با کنگره آشنا بشوم.

 آیا همسفرتان از همان اول به کنگره می آمدند ‌؟

ما پنجاه روز منتظر بودیم تا لژیون باز بشود و من وارد لژیون بشوم از پانزده الی بیست روز بعد آمدند و همیشه استرس و ناراحتی داشتند که چرا من وارد لژیون نشده ام،و برای آمدن خودش بعد قبول کرد که به کنگره بیاید ولی برای آمدن من خیلی دوست داشت که من بیایم، بارها گفته ام که گاهی من انرژی آمدن به کنگره را ندارم و ایشان به من انرژی بسیار بالایی برا آمدن به کنگره  می دهد.

خانم مریم حس و حال شما از مصاحبه هایی که انجام می دهید و الآن ما از شما مصاحبه انجام می دهیم چه می باشد؟

وقتی که آقا ابراهیم با مسافر من تماس گرفتند و مسافرم به من گفتند من هم برای مصاحبه هستم، کمی شوکه شدم، چون از نظر خودم  زود بود که مصاحبه انجام بدهم، اما بعد مسافرم به من گفتند؛ همان طور که کنگره به ما کمک کرد تا ما درمان شدیم ما نیز باید به کنگره خدمت کنیم و حس  این است که از مصاحبه کمی استرس دارم . در کل خدمت کردن در کنگره را دوست دارم و با عشق و علاقه به کنگره می آیم .

شما چطور؟

 مسافر احسان ‌؛ من حسم خیلی خوبه و استرسی برای مصاحبه ندارم.من  دو تا استرس در کنگره داشتم که یکی از آن ها استادی بود و دیگری نگهبانی که توفیق اجباری شد و اگر آن روز راهنمای من استاد جلسه نبود معلوم نبود جلسه چگونه می شد و خدا رو شکر خیلی خوب بود و در حال حاضر هم خدا رو شکر هیچ استرسی دیگر ندارم.

 اقا احسان سفر  اولتان چگونه بود؟

من حدود بیست و هفت سی دی نوشته ام و گاهی همسفرم به من غر می زد که چرا اینقدر کلمه به کلمه می نویسم و می‌گفتند: نه به زمانی که نمی نوشتی نه به حالا که کلمه به کلمه می نویسی.


دید گاه شما به OT در طول سفر اول چه بود و چگونه به یک مصرف کننده نگاه می کردید؟

 دیدگاه من در آن زمان که مصرف می کردم با بعضی از کسانی که می آیند وقتی توجه میکنم میبینم خیلی فرق دارد، موقعی که من وارد کنگره شدم مقداری آشنایی با کنگره داشتم و در سه روز اول  سفر که تیپر شدم احساس کردم که دیگر از مواد راحت شده ام و حالت یک آدم بی هوش در رختخواب را داشتم و خیس عرق می شدم، بعد از آن نیز خدا رو شکر با صحبت هایی که راهنمای من می‌کردند من با OT رفاقت خاصی پیدا کرده بودم و بعضی مواقع می شد که ده الی پانزده دقیقه شیشه OT در دستم بود و من در دلم با شربت OT حرف می زدم و همیشه خدا رو شکر می کردم و در طول این ده الی دوازده ماه من بی نهایت برای آقا ی مهندس و راهنمایم دعا می کردم، در قبل هنگامی که موادی را مصرف می کردم بارها این اتفاق می افتاد که من به خودم نفرین می کردم و به آن کسی که میفروخت یا درست می‌کرد و یا می آورد و واقعا خسته شده بودم ولی برای شربت  OT نه، و از آن واقعا لذت می بردم.


 نظرتان را در مورد OT بفرمایید و بگویید اولین بار که متوجه شدید مسافرتان باید ‌OT مصرف کند نطرتان در مورد این شربت چه بود؟

در آن موقع که ایشان OT را به خانه آوردند از من خواستند که این دارو را از دسترس دخترمان آوا دور نگه بداریم تا شربت را نبیند، من با خودم میگفتم که این هم شربت تریاک است و این ها چه می گویند که درمان می شود ولی به مسافرم چیزی نمی گفتم و من فکر میکردم OT دارویی است مثل داروهای دیگر که شیمیایی هستند و یا فکر میکردم مانند متادون می باشد و در ذهن من این بود که متادون درمان می‌کند و آن هایی که به کلینیک می روند با متادون درمان می شدند و من قبل از ورود به کنگره به دلیل عدم آموزش به ایشان می گفتم بیا به کلینیک برویم و آنجا ترک کن و حس اولیه من به OT این بود که متادون است و یک مواد شیمیایی است ولی بعد از آن که سر لژیون رفتم و آموزش گرفتم نظرم عوض شد و دیدگاهم فرق کرد.
به دلیل این که من ناراحتی پوستی داشتم با  مشورت گرفتن از آقای حکیمی همین شربت ناراحتی پوستی من درمان کرد و ایشان به من گفتند تنها راه حل درمان من این است که OT بزنم چون دیگر کورتون نمی توانستم استفاده بکنم و دیگر شروع به استفاده کردم و مسافرم هم برایم OT تهیه می کند و من استفاده می کنم.

 «شایان  ذکر است که ایشان با مشورت آقای حکیمی این شربت را استفاده می نمایند و این خوب است که بدانیم که این شربت تا چه میزان می تواند شفا بخش و مؤثر باشد »


نظرت را راجب به کنگره بگو؟

همسفر کوچک آوا 
کنگره را دوست دارم و پدرم از وقتی به کنگره می آید اخلاقش بهتر از قبل شده است.


قبل از آمدن به کنگره از کدام کارهای خودتان که ضد ارزشی بود توانستید روی آن مسلط شوید و کم کم آن را رفع کنید و یا در فکر رفع کردن آن باشید؟
 همسفر مریم؛ 

یکی از ضد ارزش های من قضاوت کردن بود که بعد از مدتی که به کنگره آمدم و در لژیون بودم و با آموزش هایی که گرفتم قضاوت خود را کم کردم و دیگری این که من خیلی زود رنج بودم و از حرف های مسافر و یا اطرافیانم زود آزرده خاطر می شدم ولی در حال حاضر نقطه تحمل خود را بالا برده ام، خانواده خودم اطلاعی از آمدن من به کنگره ندارند ولی در خانواده مسافرم که می دانند ما به کنگره می آییم، مادر همسرم به من می گوید جایی که می روید جای بسیار خوبی است و از لحاظ روحی و معنوی بسیار هر دوی شما خوب شده اید.

چرا در کنگره مانده اید و خدمت می کنید؟

مسافر احسان؛ 
در ابتدا بگویم که من حدود یک الی چهل روز بود که وارد لژیون شدم و خدمت گرفتم و تا آخر سفر هم خدمت دبیری سی دی را داشتم و این بسیار در طول سفر به من کمک کرد و فهمیدم که خدمت را برای خود خدمت باید انجام بدهم و خدمت را نباید بخاطر پست و حاشیه و مقام انجام بدهد و باید خدمت برای خدمت به هم نوع باشد و این حس خوبی را که حالا دارم بتوانم به دیگران انتقال بدهم و دیگر این که ما در طول سفر یک جوری مصرف کننده بودیم  و حالا که مصرف کننده نیستیم تازه آمده ایم به اصل عشق برسیم و عشق را در گذشته جور دیگری می دیدیم و الان یک جور دیگر عشق را می بینیم که عشق کجا هست و عشقی که در کنگره می بینیم تا کنون تجربه نکرده بودیم و ندیده بودیم.


 از خدمت هایی که مسافرتان انجام می دهد چه احساسی دارید و آیا شده در منزل بگویید خدمت من از تو بهتر است و خدمت هایتان را به رخ یکدیگر بکشید؟

 خدا رو شکر این به رخ کشیدن تا کنون پیش نیامده است.
آقا احسان بسیار مشوق من می باشد مخصوصا زمانی که خدمت می گیرم و همیشه مرا تشویق می کند برای کمک راهنما شدن و به من توصیه می کند جایگاه ها را تجربه کنم و من برای استادی ایشان که یکشنبه بود حضور نداشتم ولی در دوران دبیری شان ردیف جلو می نشستم و ایشان را تشویق می نمودم.

آیا  در منزل بحث و مشاجره هم دارید و آیا مشاجره هایتان فرق کرده است ؟
 مسافر احسان؛
 در همه زندگی ها بحث و  دعوا وجود دارد و هم عشق و خوبی ولی در حال حاضر دعوا و بحث های قبل ما با حالا خیلی فرق می کند

 

 وقتی با کسی مصاحبه ای انجام می دهید آیا او را قضاوت هم می کنید؟

 همسفر مریم؛ 
 تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده است و تازه به فکرم آمد و وقتی جوابی به من می دهند در این شوک می روم که چقدر آن ها سختی هایی بیش تر از من کشیده اند و من موقعی که وارد کنگره شدم فکر می کردم من در بین همسفران سختی بسیاری کشیده ام چون من روی اخلاق ایشان حساس بودم.


 سوالاتی که می گویند این ها روی سایت نرود و یا اینکه نخواهند سوالی را پاسخ بدهند شما  چه عکس العملی دارید؟
 همسفر مریم؛ 
با خودم می گویم بهتر است نرود روی سایت و خودم و مدیر سایت دچار حاشیه نشویم و اسیسنت و یا ایجتت بگویند به سمت حاشیه رفته ام.

آیا برای از دست دادن خدمتتان (مصاحبه) می ترسید که به حاشیه نروید؟
 همسفر مریم؛ 
نه نمی ترسم ولی دوست دارم زمانی که این خدمت را تحویل می دهم اصلا دچار حاشیه و یا درد سری نشده باشم که بخواهم بخاطر آن جایگاه را تحویل بدهم.

مصاحبه در سایت برای شما  چگونه بود؟
 همسفر مریم؛ 
من در لژیون مقاله نویسی انجام می دادم و نزدیک به یک الی دو ماه  برایم سخت بود و کمی ترس داشتم و با خودم می گفتم سایت شعبه است و همگانی می شود و از خودم سوال می کردم آیا من می توانم از عهده ی مصاحبه بر بیایم که خانم لیلا ن به بنده گفتند بله میتوانی و اوایل برایم سخت بود ولی حالا شیرین است.


 آیا انجام مصاحبه و نگارش آن وقت زیادی از شما می گیرد؟
خیر وقت زیادی نمی گیرد چون من زمان زیادی برای نوشتن مصاحبه دارم و از این بابت وقت مرا نمی گیرد.

چه چیزی در سایت به شما انرژی زیادی می دهد؟

 این یک چیز مسلم و واضحی می باشد که وقتی کامنت ها و بازدید را می بینم انرژی  زیادی می گیرم و اگر کسی به من بگوید که با خواندن مصاحبه  تاثیری روی او گذاشته است  برای من کافی می باشد ولی در کل کسی از کامنت بدش نمی آید.

 چه برنامه ای در ذهنتان دارید که کنگره هم برای شما و هم  برای همسفرتان تکراری نشود و آیا اصلا به این موضوع فکر کرده اید و نمی ترسید که برای شما تکراری و روزمره بشود ؟

برداشتی که من از کنگره داشته ام این است که دقیقه با دقیقه اش را نمی شود با هم مقایسه کنیم و در کنگره چیز تکراری وجود ندارد و هر لحظه کنگره ما را خواه ناخواه به چالش می کشاند و من خدمت را برای خود خدمت کردن می آیم و خیلی از عیب و نقص هایم را در طول خدمت به کنگره توانستم متوجه بشوم در صورتی که قبلا به چنین چیزی شاید فکر هم نمی کردم که من دچار این مشکل باشم و خیلی از مشکلات من با همین خدمت به کنگره و خدمت در قسمت OT می کردم برطرف گردید.

آرزوی خاصی برای شعبه امین گلی دارید؟
مسافر احسان؛ 
امین گلی یک اسم است و خود آقای مهندس هم می گویند که کنگره هدف نیست و کنگره راه می باشد، و ما به کنگره می آییم که راه زندگی مان را پیدا کنیم و دوست دارم که بچه های خمینی شهر شعبه را بیشتر حمایت کنند.

 حس خود را نسبت به کلمه راهنما بفرمایید؟
مسافر احسان:
راهنما در کنگره اولین کسی بود که من در طول عمرم از صمیم قلبم به او احترام خاصی گذاشته ام و وقتی راهنمایم را می بینم یا با ایشان صحبت می کنم حس عجیبی دارم و تا کنون تجربه این حس را نداشته ام. من بارها به راهنمایم آقا نادر گفته ام در گذشته چیزی به عنوان چشم گفتن را در زندگی ام بلد نبودم و غرور و منیت خیلی بالایی داشتم و هیچ موقعی هم در طول عمرم برای کسی شاگردی نکرده بودم و شاگردی استادی همچون آقا نادر برای من لذت زیادی داشت. من روز اولی که وارد کنگره شدم آقا نادر استاد جلسه بودند و به ایشان یک مرتبه حس خیلی عجیبی گرفتم.


  حس شما نسبت به راهنمایتان چگونه است؟

همسفر مریم؛ 
در ابتدا از بنیان کنگره 60 تشکر می کنم که این بستر را برای ما فراهم کرد چون اگر کنگره 60 نبود ما همچنان در گیر اعتیاد بودیم و چون اطلاعی از مصرف مسافرم نداشتم همیشه به دنبال این جواب می گشتم که چه مشکلی در زندگی ما وجود دارد که بین ما فاصله افتاده است و من از ایشان تشکر می کنم و من هم امیدوارم آرزوی آقای مهندس برای جهانی شدن کنگره برآورده گردد، همین طور که ایشان آرزوی ما را برآورده کردند و از کمک راهنمای عزیزم خانم بتول بسیار تشکر می کنم که همیشه با عشق و علاقه و با انرژی من را به آغوش می گیرند و خیلی به من محبت دارند و اوایل که وارد لژیون ایشان شدم با آغوشی گرم مرا پذیرفتند.

 آیا همسفر شما نمی دانست شما مصرف مواد دارید؟

خیر و هفت الی هشت ماه آخر متوجه شدند و تصمیم گرفتم با مشورت یکی از دوستان به همسفرم بگویم که دارای اعتیاد هستم، از لحاظ مکان و جور کردن مواد هیچ مشکلی نداشتم ولی واقعا خسته شده بودم و هر کاری می کردم نمی شد آن را کنار بگذارم و کم کم داشت قرص B2  نیز به مصرف من اضافه می شد و من پنهان کاری که برای مصرف مواد داشتم را کنار گذاشتم و خدا روشکر هم نجات پیدا کردم، ما مشکلات زیادی داشتیم ولی همیشه حس مان نسبت به یکدیگر خوب و هماهنگ بود.

 پیام آخرتان را بفرمایید؟

 تشکر می کنم از جناب آقای مهندس و این کم ترین و کوچکترین کاری است که انجام می دهیم و از راهنما یان تشکر می کنم چه راهنمای خودم و چه راهنمای دیگران که به کنگره خدمت می کنند و هر رهجویی کوچکترین کارش این است که از راهنمایش تشکر می کند و با هیچ زبانی نمی شود خدمتی که به ما نمودند را پاسخ بدهیم، نمی شود به قول آقای مهندس  گفت مصرف کننده و مواد نباشد ولی آرزو دارم که افراد بیشتر با تخریب مواد آشنا بشوند و خیلی ها مواد را می شناسند ولی متاسفانه آشنایی با تخریب مواد را ندارند، و ما مصرف کننده گان واقعا در خانه خودمان کارتون خواب بودیم.
و سخن آخر این که OT مسئله ساده و پیش افتاده ای نبوده که به سادگی در اختیار ما قرار گرفته باشد و باید لحظه به لحظه از وجود OT و آقای مهندس که باعث شدند OTوارد کنگره بشود باید تشکر بکنیم.

مسئول مصاحبه:
مسافر حمید
همسفر لیلا ن

نویسنده: همسفر زهرا از لژیون یکم
عکاس:مسافر عباس

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ، گفتگو،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
احسان101 جمعه 18 بهمن 1398 13:29
سلام وخداقوت خدمت تمامی خدمتگذاران سایت وتشکرمیکنم ازتمامی شمادوستان که باکامنتهای زیباتون به ماانرژی دادین مرسی مرسی مرسی
همسفرمرضیه کمک راهنمای لژیون پنجم جمعه 18 بهمن 1398 12:24
خدمت آقا احسان که در قسمت OTخدمت میکنند این هفته را تبریک عرض میکنم وخدمت
هر دو عزیز خدا قوت
از خانم مریم عزیز تشکر میکنم برای مصاحبه های خوبشون و برای این دو زوج خدمتگزار خواستار موفقیت و بهترینها در زندگیشون و کنگره هستم
تشکر از آقا حمید و خانم لیلا عزیز برای مصاحبه خوبشون
همسفرمرضیه کمک راهنمای لژیون پنجم جمعه 18 بهمن 1398 12:24
خدمت آقا احسان که در قسمت OTخدمت میکنند این هفته را تبریک عرض میکنم وخدمت
هر دو عزیز خدا قوت
از خانم مریم عزیز تشکر میکنم برای مصاحبه های خوبشون و برای این دو زوج خدمتگزار خواستار موفقیت و بهترینها در زندگیشون و کنگره هستم
تشکر از آقا حمید و خانم لیلا عزیز برای مصاحبه خوبشون
همسفرسیما لژیون چهارم جمعه 18 بهمن 1398 10:34
با عرض خسته نباشید خدمت اقا احسان و خانم مریم از مصاحبه زیباتون لذت بردم امیدوارم درهمه مراحل زندگیتون موفق باشید
همسفرمریم گ لژیون ۴ پنجشنبه 17 بهمن 1398 22:29
سلام خداقوت به مدیران سایت خانم لیلاعزیزوآقاابراهیم گرامی,تشکربابت اجرااین مصاحبه.
تشکرازآقاحمیدگلی وخانم زهرا.
مسافر ابراهیم L7 پنجشنبه 17 بهمن 1398 07:16
سلام و خداقوت
تبریک و تشکر از اقا احسان و خانواده محترم.مرسی بابت مصاحبه
تشکر از بچه های خوب سایت. مرسی که هستید.
مسافر مصطفی لژیون نهم چهارشنبه 16 بهمن 1398 23:13
سلام وخداقوت خدمت آقا احسان وهمسفرانش،انشاله همیشه موفق باشید،
همسفر سمیه از لژیون سوم چهارشنبه 16 بهمن 1398 21:43
خداقوت خدمت آقا احسان وهمسفرشان خانم مریم وآوا خانم خوشگل ودوست داشتنی ممنون بابت مصاحبه ی زیبا وآموزنده
همسفر زهره چهارشنبه 16 بهمن 1398 21:32
خداقوت خدمت خانم مریم عزیزم ومسافر گرامیشان .
مصاحبه ی خیلی زیبایی بود .
تشکر می کنم از این زوج زحمتکش که صادقانه وخالصانه خدمت می کنند.
امیدوارم این دو عزیز را در جایگاه کمک راهنمایی ببینیم .
خداقوت به عکاس و نویسنده محترم
مجید شیروی چهارشنبه 16 بهمن 1398 20:04
خدا قوت به خدمت گزار بخش اوتی آقا احسان عزیز و همسفر محترم شان و همسفر کوچولوی زیبا و دوست داشتنی شان آوا خانم گل . مصاحبه ی خوبی بود . امیدوارم که این زوج خدمت گزار در آینده ای نه چندان دور مفتخر به جایگاه کمک راهنمایی شوند . سپاس از مدیر وب مسافران آقا ابراهیم عزیز و آقای گلی و سر کار خانم زهرا نویسنده ی محترم ، عباس آقا و سر کار خانم نصر مدیر وب قسمت همسفران شعبه . در ضمن این هفته را به تمام خدمت گزاران بخش اوتی تبریک می گویم .
مرتضی جلالی چهارشنبه 16 بهمن 1398 18:27
خداقوت به اقااحسان وهمسفرمحترمش، تشکر از بچه های زحمت کش وبلاگ خصوصا مدیروبلاگ
همسفر لیلا ن چهارشنبه 16 بهمن 1398 17:23
از مصاحبه خوب و عالی خانم مریم و آقا احسان استفاده کردم.
ممنون بابت صحبتهای خوبتون
از خانم زهرا عزیز بابت نوشتن این مصاحبه هم ممنونم
از عکاس و آقا حمید هم سپاسگزارم
زهرا خ لژیون یکم چهارشنبه 16 بهمن 1398 16:12
با سلام و خداقوت . ممنون از این مصاحبه زیبا. انشاله این دو عزیز در جایگاههای بالاتر بدرخشند.
هم سفر فریبا چهارشنبه 16 بهمن 1398 13:47
خدا قوت خدمت خانم مریم عزیز و مسافر شان و همسفر کوچک شان آوا خانم از مساحبه شما لذت بردم موفق باشید
حسن کدخدایی چهارشنبه 16 بهمن 1398 13:28
ماشاالله به آقا احسان پر تلاش و خدا قوت همسفر تان

هفته ot را بهت تبریک عرض میکنم
همسفرزهرالژیون هفتم چهارشنبه 16 بهمن 1398 07:50
عرض سلام وخداقوت خدمت آقااحسان که درقسمتoTخدمت میکنندوخدمت خانم مریم عزیزکه درقسمت مصاحبه شعبه فعال هستندازصحبتهای آموزنده ی شمااستفاده کردم.بهترینهارابرایتان آرزومندم
وتشکرویژه ازآقای حمیدگلی وخانم لیلای عزیزبابت مصاحبه ی زیبایشان
شقایق لژیون ششم چهارشنبه 16 بهمن 1398 00:47
سلام خدا قوت ممنون ازمصاحبه زیباتون
خداقوت عکاس ونویسنده.
احسان101 چهارشنبه 16 بهمن 1398 00:40
سلام وخداقوت خدمت تمامی خدمت گذاران اوتی
مرسی از خدمت گذاران سایت امین گلی
شکربخاطر بودن استادی همچون آقای مهندس دژاکام همیشه بهترینها رابرای ایشان آرزومندهستم
مهدی خانی لژیون دهم چهارشنبه 16 بهمن 1398 00:34
سلام وخدا قوت به تمامی خدمتگزاران سایت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو