کنگره، پیله مسافرم را شکافت.
جمعه 16 اسفند 1398 ساعت 16:02 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهرا ع L2 | ( نظرات )

مردی که با انوار وجودیش روشنایی بخش خانه ام شد.

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.....

یک روز همسرم وقتی از سر کار به خانه برگشت با یک شادی خاصی گفت که یک مرکز درمانی به او معرفی شده به نام کنگره 60. من طبق معمول با لبخند جواب او را دادم و در فکر خودم گفتم NA با  نام جدیدی به عرصه آمده است. همسرم به کنگره رفت. مدتی گذشت. او که چند سال بود خود را در یک اتاق حبس کرده بود و جدا از ما زندگی می کرد پیله خود را شکست و به جمع ما پیوست. از هرجهت تغییر کرده بود، ظاهرش مرتب بود  و اخلاق و رفتارش با بچه ها خیلی بهتر شده بود.
از من خواست او را همراهی کنم ولی من نپذیرفتم. چون باور نداشتم می گفتم این هم چند ماه!!! منتظر بودم ببینم ترک او کی به پایان می رسد.ولی او دارو مصرف می کرد ، سی دی هایش را با صدای بلند گوش می داد تا من بشنوم وعلاقه مند شوم ولی موثر نبود. یازده ماه گذشت و سفر اولش به پایان رسید. به دیدار آقای مهندس رفت و وقتی برگشت گفت: علی رقم توضیحاتی که به آقای مهندس راجع به شما دادم به من گفت: خودش نخواست یا تو؟ این سخن آقای مهندس مرا در فکر فرو برد. یعنی قضیه جدی است؟ یعنی این افراد به درمان می رسند؟ تصمیم گرفتم به کنگره بیایم. آمدم، ماندم، و خواهم ماند.

ابتدا از خداوند متشکرم که این راه را برای من نمایان کرد، سپس از آقای مهندس دژاکام پدر کنگره، با تمام وجود تشکر وقدر دانی می کنم که خدمت بزرگی به جامعه بشریت نمودند و از تمام دست اندر کاران که در شعب مختلف کنگره مشغول خدمت هستند. از راهنمای خوبم، خانم لیلا که اگر آموزش های موثر ایشان نبود من الان این جا نبودم. 
جناب آقای مهندس، پدر عزیزم، من این جملات را با تمام قدرت می گویم و می نویسم و به شما تقدیم می کنم. به شما که از دیدگاه من یک نوری از انوار الهی هستید. آری شما یک فرشته نجات در زندگی تمام خانواده های کنگره هستید.
انسان های پوسیده را احیا کردن، افکار منفی را مثبت کردن، این همه خانواده را به سوی آسمان سوق دادن کار زمینی نیست. نور الهی می طلبد. در پایان از شما می خواهم که برای فرزندانت که روزی حال یتیمان خیابانی را داشتند و امروز دست پر مهر و محبت شما به یاری آنها شتافت، دعا کنید تا در ادامه بتوانند به حال خوش برسند و آن حال خوش را حفظ نمایند.

دژاکام ما، از جنس نور است
          او عشق ما، از جنس کوه است
        مغرور نیست، عین غرور است
                                قلبی از جنس سرور است
        صدایش مرهمی بر زخم دل هاست
                                                        دژاکام شعر نیست، عین شعور است
                   دژاکام،نام آن حال خوش ماست
                                                     خداوندا تو یارو یاورش باش

به هر سو می رود، تو یاورش باش.

همسفر زهره، لژیون ششم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرصفورا (لژیون ۶) جمعه 23 اسفند 1398 22:37
خداقوت خانم زهره عزیز. عالی بود.
شقایق لژیون ششم جمعه 16 اسفند 1398 22:56
سلام خداقوت خانم زهره عزیزم دلنوشته زیبایی بودموفق باشید با ارزوی بهترین ها
شقایق لژیون ششم جمعه 16 اسفند 1398 22:56
سلام خداقوت خانم زهره عزیزم دلنوشته زیبایی بودموفق باشید با ارزوی بهترین ها
حمید رضا م لژیون ۴ جمعه 16 اسفند 1398 21:48
ممنون از دل نوشته زیبایتان،خدا قوت به همه عزیزان
بهمن لژیون 7 جمعه 16 اسفند 1398 21:37
خدا قوت میگم به خانم زهره عالی بود استفاده کردیم امیدوارم همراه مسافرتان در کنگره موفق وپایدار باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic