ستاره ای که درخشید
جمعه 12 اردیبهشت 1399 ساعت 13:36 | نوشته ‌شده به دست همسفر زیبا | ( نظرات )
دلنوشته همسفران 
به قلم همسفر مژگان از لژیون چهارم


به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....
می دونید کجا م؟ می خواید بدونید ؟  دارم می دوم .نفس ،نفس صدای نفسم همه جا را پرکرده است.صدایی شنیدم صبر کن ،صدا آشنا بود،وقتی ایستادم نگاهی به پشت سرم انداختم .
چقدرآشنا بود!
تو کیستی؟!
  منم  فراموش کردی مسافرت!
موهایش به رنگ خاکستری،دست هایش به رنگ کف دریا،پاهای او به رنگ 
بنفش، جانی در رمغ نداشت.
گفتم چه اتفاقی افتاده !؟
گفت: در سیاهی بودم.تاریک،تاریک،تاریک
احساس می کردم چشم هایم را از دست داده ام. ناامید،خسته،برگوشه ای نشسته بودم وزانوهایم خم در شکم،سری که از خجالت به پایین آورده بودم،دست هایم را در هم قفل کرده بود م ودر دل باتمام جانم از خدا کمک می خواستم.ناگهان... ناگهان
برخیز،برخیز ،حرکت کن ! فرمانی برتو صادر شده است.
راه ومسیری طولانی داری ،الان برای خسته شدن زود است. 
قدرت و نوری از خدا وند انگار در من دمیده شد.
دستهایم را از قفل بودنش باز کردم.
دستم را به روی چشم فشار دادم،سرم را بالا کردم،پشت دستم را جلوی چشمم گشودم  نوری دیدم به شدت زیاد ، دست بر زانو گذاشتم به سختی از زمین برخواستم شروع به حرکت کردم در مسیر صدای نفس نفس، شنیدم سعی کردم خود را به صدای نفسها نزدیک کنم.
از تاریکی ، تنهایی پریشان بود.
وقتی سخنانش تمام شد.
صدایی برخود شنیدم؛ عجله کن نور،راحتی، آرامش دارد دور می شود. هوا غار سردتر می شود.

شخص دیگری باصدای  آرامش بخش؛ آه آن لحظه فراموشم نخواهدشد.
چه آرامش عجیبی،قلبم انگار چندسالی بود که به این زیبایی به تپش نیفتاده بود.حین ضربان قلبم آرامشی در وجودم برانگیخته می شد.
عجله برای چه ؟! صبرکن ،آرام حرکت کن،نگارشت را خوب به قلم بیاور.سفر تو،سفر یک روز ،دو روز نیست.
 مسیر ی در راه است. که باید بدون نقص باشد.چون نگارشت برای آیندگان وحیات خویش می باشد.در همین آرامش بودم که صدای دیگری گفت : آه دوباره دلم به آشوب افتاد ،آه دوباره دست هایم یخ کرد،سرم از شدت فشارمتلاشی شده....

زود باش،کسی که در کنار تو ایستاده توان راه آمدن ندارد.توباید او را بکشانی.اوقادر به حرکت نیست
آهسته،آهسته حرکت می کند.
 صدای دیگری که به من آرامش می داد گفت: تا این زمان چقدر عجله کردی؟
نگاهی به صورت بی گناهش بینداز ،صورتی که از سختی ، رنج در خود اشک می ریزد.نه اینبار جایی برای عجله نیست. 
گویم،سفرتو طولانی است .آرام باش وآرام حرکت کن وادی ها را مرحله به مرحله بگذران .نگاهی به دور بینداز ونگاهی انداختم.
نقطه ی نوری دیدم .چه زیبا بود ،مثل یک ستاره می درخشید وخواهد درخشید.گفت برخود بنگر؟ چقدر حسد! چقدر منیت ! آه خدای من چه کردم! ......
باز داشتم عجله می کردم.از چشم هایم مروارید شروع به باریدن کرد.  زانو زدمسمت پروردگار دست هایم را به بالا وسرم را از شرمندگی به پایین وخودرا روی خاک سرد نگاشتم.......
شروع به سپاس کردم .چشم هایم فرصت بندآمدن اشک را نمی داد .
آن قدر که خاک به گِلتبدیل شدوشکر سپاس گفتم.
برای آن لحظه که مرا از ظلمت فرا خواند.بر خواستم دست مسافر خود را گرفتم در کنارش نه در مقابلش ........
کیسه ی کوچک که یک قلم ودفتربود بر شانه گذاشتم.
آرام آرام آرام شروع به حرکت کردیم.مقصد مشخص بود.دست در دست مسافرم حرکت کردم .هردو در در مسیر خودوبرای رسیدن به نقطه ی نور...

سفرهمچنان ادامه دارد........


تنظیم و ارسال: همسفر زیبا از لژیون دوم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن کدخدایی یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 12:54
خدا قوت
مریم ب لژیون 5 یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 10:21
بسیار زیبا بود توصیفتان از اغاز تا بی نهایت و اینکه دست در دست هم نهادن و مشکلات را با هم حل کردن لذتی مضاعف دارد برای زندگی که در کنار هم و زیر این سقف مشترک بنا نهادن ،باشد ثمرهاش شیرینی رهایی را چشیدن که چه گوارا انگبینی ست ،گوارای وجودتان ،
همسفر لیلا لژیون دوم شنبه 13 اردیبهشت 1399 23:13
عرض سلام وخداقوت خدمت خانم مژ گان.دلنوشته ی بسیار زیبایی بود ،خداقوت خدمت خانم زیبا وخانم لیلاوهمه ی خدمتگزاران سایت.
همسفر لیلا لژیون دوم شنبه 13 اردیبهشت 1399 23:11
عرض سلام وخداقوت خدمت خانم مژ گان.دلنوشته ی بسیار زیبایی بود ،خداقوت خدمت خانم زیبا وخانم لیلاوهمهدخدمتگزاران سایت.
مسافر مصطفی لژیون نهم شنبه 13 اردیبهشت 1399 13:47
سلام وخداقوت عالی بود
زهره L6 شنبه 13 اردیبهشت 1399 12:34
با سلام واحترام خدمت خانم زیبا و خانم مژگان . زیبا بود لذت بردم موفق باشید .
حمید لژیون ۶ شنبه 13 اردیبهشت 1399 08:04
عالی و دلنشین .خداقوت ‌
حمید رضا م لژیون ۴ شنبه 13 اردیبهشت 1399 06:58
خدا قوت به همسفران عزیز ،خانم مژگان و خانم زیبا.
همسفرزهره لژیون۶سلمان جمعه 12 اردیبهشت 1399 23:29
خانم مژگان بسیار عالی بود ، توصیف زیبای سفرعالی بود ، انشاءلله به زودی گل رهای را دریافت کنید موفق باشید به خانم زیبا خداقوت میگم .
همسفر ریحانهL7 جمعه 12 اردیبهشت 1399 15:21
سلام و خداقوت خدمت خانم مژگان بابت دلنوشته ی زیباشون و همین طور خدمت خانم زیبا بابت زحمتی که میکشند.
مرضیه جمعه 12 اردیبهشت 1399 15:08
خیلی عالی بود موفق باشی
جمعه 12 اردیبهشت 1399 15:02
با سلام و خدا قوت تشکر میکنم از خانم مژگان عزیزم بابت دلنوشته ی بسیار زیباشون.ان شاءالله برکتش را در زندگیشون نظاره گر باشن و تشکر ویژه از راهنمای عزیزم خانم بتول
همسفر مهتاب لژیون چهارم جمعه 12 اردیبهشت 1399 13:48
با عرض سلام و خدا قوت خدمت خانم مژگان عزیز و خانم زیبای عزیز خیلی لذت بردم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات