دلنوشته همسفر ان لژیون پنجم و هفتم
دوشنبه 22 اردیبهشت 1399 ساعت 21:52 | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا ن | ( نظرات )

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
دلنوشته همسفران لژیون پنجم
سلام دوستان زهره هستم همسفر:
راهنمای عزیزم، به راستی آیا کلامی هست، که تاب ثنای ایثار شما آسمانیان را بیاورد؟
به راستی آیا قلمی را می شناسید که شکوه ایثار خاموش راهنما را که در بستر رویش های مکرر آدمی و در گستره ی تاریخ مکتوب بشریت، چون نگینی زرین، درخشنده است، به تصویر در آورد؟ ای راهنما تو را سپاس، ای آغاز بی پایان، ای وجود بی کران تو را سپاس، ای والا مقام، ای فراتر از کلام تو را سپاس، ای همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریده سپاست می گویم. تو را به اندازه تمام مهربانی هایت سپاس می گویم ای نجات بخش آدمیان از ظلمت جهل و نادانی. راهنمای عزیزم، تو بهار مکرری که با حضور حیات بخش خویش، زمستان نادانی را پایان می دهی، به سخن که می ایستی، پنجره ای از امید می گشایی و دغدغه ات همیشه این است که آرامش را برای رهجویانت فراهم نمایی. زمانی که کشتی عمر انسان از مسیر کنگره عبور می کند دستان تو لبریز از فانوس می شود و از امواج سهمگین، عبورش می دهی، چون نسیمی که کشتی را به سمت ساحل سعادت و خجستگی هدایت می کند. و در نهایت باز همان، مثلث عشق، عقل و ایمان را که اساس کنگره بر آن بنا شده ترسیم می کنی. در پایان این هفته را به تمام راهنمایان و کمک راهنمایان کنگره 60 که با تمام وجود سعی در کمک به همنوع خود را دارند تبریک عرض می کنم.
سلام دوستان  فاطمه (ک) هستم همسفر:
راهنمای عزیز، روشنایی بخش تاریکی هایم تو عاشقترین موجود خداوند هستی. مثل آموزگاری مهربان، الفبای زندگی را به من آموختی و با مهربانی در گوش من زمزمه ی عشق، محبت، گذشت، بخشش و سپاس گزاری را نمودی. هر بار من را به درون خود می کشانی و یادآور تمامی گمگشته هایم هستی. همیشه مرا دلگرم کردی، از امید گفتی و راه زندگی کردن را به من آموختی که چگونه می توانم مادر و یا همسر خوبی باشم، با مهربانی اشتباهاتم را تذکر دادی و این چنین زیر سایه ی درخت دانایی به من آموختی. خورشید نگاهت گرما بخش وجود من است، نگاهم که می کنی جانی تازه به من می بخشی. وقتی آمدی نور در دست گرفتی و مرا به سرزمین انوار هدایت کردی. ایستادی تا ایستادگی، اندیشیدن را بیاموزم، چیزهایی به من آموختی که در هیچ کجای زندگیم نیاموخته بودم. بهترین، هستی و همیشه مهربانیت در قلب من جای دارد. ای مهربان راهنمایم، تنها دعای خیر من این است، همه ی مهربانیت را بدرقه ی راهت می کنم. پایدار و موفق باشی و زندگیت پر از خیر و برکت باشد. تقدیر و سپاس از بزرگواریت و وجود مهربانت

دلنوشته همسفران لژیون هفتم

سلام دوستان عزت هستم همسفر:
 چه زیبا ودلنشین در گوشه ی قلبم نشستی .چه زیبا حرفهایت بردلم نشست ،تمام وجودم سرشار از مهربانیت شده وصدای باران محبتت را می شنوم که بر کویردلم می بارد. دیگر بردلم سرابی وجود نداردکه مدام برای یافتن آب به این سو وآن سوبروم . راهنمای بزرگوارم ، من زخمی ،ناامید،افسرده ،جسمی از من باقی نمانده بود ،من مرده بودم ،تومرا زنده کردی،به من امید دادی ،راه زندگی کردن را به من آموختی ،عشق ،محبت کردن ،بخشش،آرامش و.......آموختی. خدا وند را شکر شکر شکر بابت چنین فرشته های زمینی که سر راه من ومسافرم قرارداد. نمی دانم که اگر چنین افرادی سر راهمان قرار نمی گرفت ،الان چه بلاهایی سرمن آمده بود. سر از کجا در آورده بودم، زندگیم چه شده بود. قلمم قادر به نوشتن نیست نمی دانم چه بنویسم ،از خوبیهایت ،از مهربانی هایت ،از عشق ومحبت هایت ،از خود گذشتگی هایت و....... جادارد از راهنماهای بزرگوارم خانم آمنه عزیز تشکر کنم واز خانم لیلا خدا بخشی ،که انشاالله در هرمسیری که قدم گذاشته اند سلامت وموفق باشند. از راهنمای بزرگوار ، مهربان ،دلسوز وفداکارم خانم اشرف عزیزم تشکر کنم که باعشق به ما درس زندگی کردن را می آموزد. امیدوارم بهترین ها درزندگی نصیب تان شود.

سلام دوستان اکرم هستم همسفر: از جانب خداوند متعال راهنمایانی فرستاده شده که انسانها را در تمام مراحل زندگی هدایت وراهنمایی کنند وآنها را از گمراهی جهل ونادانی برهانند وراه درست زندگی کردن را به آنها بیاموزند وآنها پیامبران ما هستند. راهنمای عزیزم چه راهی را خداوند جلوی پاهایت قرار داده وتو هم محکم واستوار دراین راه قدم برداشته ای وچه مقام والایی را خداوند نصیبت کرده با اینکه دراین راه سختیهای بسیاری را پشت سر گذاشته ای وبا تلاش وکوشش وزحمتهای شبانه روزی توانسته ای در این راه موفق شوی واکنون بتوانی برای انسانهای خسته ونا امید که بادلی شکسته به کنگره وارد می شوند وبا کوچکترین سخنی اشکشان جاری می شود چراغ راهی باشی وبا سخنان زیبایت به آنها امید ببخشی وآنها را از آن تاریکیها نجات نجات دهی وحال من فقط می توانم به پاس این همه تلاش وکوشش مقام والایت را بستایم وهفته راهنما را به شما تبریک بگویم.

سلام دوستان زهراهستم همسفر: ای راهنمای عزیزم، تو را سپاس می گویم که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی. ای راهنمای عزیزم که نجات بخش من، ازظلمت وجهل و ناآگاهی بودی، و روشنی بخش تاریکی جان هستی شدی وظلمت اندیشه ی مرا نور بخشیدی. چگونه تورا سپاس گویم با آن همه مهربانی ولطف تو که سرشار ازعشق وایثار است. آری درمقابل این همه عظمت وشکوه تو مرا نه توان سپاس است ونه کلام وصف تو، آموزه هایت چراغ راه زندگیم شد ومرا به سرزمین نوروآگاهی هدایت کرد. من چگونه زیستن راازتوآموختم. دستانم راگرفتی تابتوانم به توتکیه کنم ودراین سفر سربلند به مقصد برسم. همیشه دلگرمم کردی تا جاده های پرپیچ وخم زندگی رادر طول سفر با امیدواری طی کنم. ای راهنمای عزیزم تورا سپاس می گویم ومقام والایت را می ستایم ودرآخر برایت بهترینها را از قادر متعال خواستارم. این هفته ی مقدس ومبارک راخدمت شما راهنمای عزیزم تبریک وشادباش عرض می کنم.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر هفته راهنمارابه راهنمای بزرگ کنگره شصت "آقای مهندس" وراهنمایان عزیزتبریک عرض می کنم. اولین واژه هایی که باورودبه کنگره باآنهاآشناشدم،آقای مهندس ،مسافر،همسفروراهنمابود. همه این کلمات پرمعناوزیبابودند.وقتی فهمیدم بایدازروی حس، راهنمای خودراانتخاب کنم،این مسئله برایم نامفهوم بود؛ ولی حالامی فهمم که حسم چه قدربه من کمک کردتابتوانم خانم اشرف عزیزرابه عنوان راهنمای راهم انتخاب کنم.وقتی اورامی بینم ویاصدایش رامی شنوم،ازصمیم قلب خوشحال می شوم وآرامش خاصی پیدامی کنم.دراین راه پرفرازونشیب وجودراهنمای دلسوزومهربان خیلی ضروری است.تمامی راهنماهاباعشق وعلاقه وباتمام وجود،به رهجویان آموزش می دهندواندوخته های خودرادراختیارآنهاقرارمی دهند.من به عنوان یک رهجو،وظیفه خودمی دانم که همیشه فرمانبردارومطیع راهنمای خودباشم وبه ایشان احترام بگذارم؛ چراکه جایگاه راهنما،جایگاه رب ومربی است.ماهمسفران در هفته راهنمابایدازاین بزرگواران تقدیروتشکرکنیم وخدارابه خاطروجوداین عزیزان شاکرباشیم.درپایان این روزرابه راهنمای عزیزوفداکارم،خانم اشرف گرامی تبریک می گویم وازخدابهترین هارابرایشان خواستارم.

سلام دوستان سمیه هستم همسفر: ازیک راهنما گفتن یعنی سخن گفتن از یک فرشته.راهنمای خوبم شماروشنایی بخش تاریکی جان هستید وظلمت اندیشه رانور می بخشید. چگونه سپاس گویم مهربانی ولطف شماراکه سرشار ازعشق ویقین است. چگونه سپاس گویم تاثیر علم آموزی شماراکه چراغروشن هدایت رابه کلبه محقر وجودم فروزان ساخته است. آری درمقابل این همه عظمت وشکوه ،نه توان سپاس است ونه کلام وصف. سخن بگوییدتاچشم ها،ازخواب ندانستن برخیزد ،تاقدم های خشکیده توانی تازه بگیرند،تابرای لحظاتی مهمان حرف هاوگفته های شما باشیم. سخن بگویید تاحروف الفبا دانه دانه بر زمین باران ندیده جانمان ببارند وخوشه خوشه حدیث زندگی ازوجودمان بروید. دلسوزی، تلاش وکوشش شماراهنمای عزیزم درتعلیم وتربیت وانتقال معلومات وتجربیات ارزشمند درکناربرقراری رابطه صمیمی ودوستانه باهمسفران وایجادفضایی دلنشین برای کسب دانایی ودرک شرایط همسفران حقیقتا قابل ستایش است. من برخودم وظیفه می دانم که درمقام شاگردی از زحمات وخدمات شما استاد گرامی تقدیر و تشکر کنم.پس به پاس اینکه عاشقانه به رویشمان کمر بسته اید مقامتان راارج مینهیم وسلامتی ،طول عمروهمواره استاد بودن راازخداوند متعال برایتان آرزو مندم. امیدوارم روزی بتوانم تمام زحمات شما راجبران کنم وبه مقامی برسم که به من افتخار کنید،وبه انسان هایی خدمت کنم که خداوند به انها اذن واجازه داده باشد که در کنگره حضور داشته باشند. امیدوارم همیشه موفق و موید باشید.

سلام دوستان فرشته هستم همسفر: موقعی که وارد کنگره شدم با کوله باری پر از اندوه و غم و ناامیدی پس از گذشت سه جلسه مشاوره باید استاد و راهنمایی برای زندگی انتخاب میکردم ولی صدای ترس و اضطراب را از قفسه ی سینه می شنیدم که آیا جای درستی آمده ام یا نه؟ آیا به زندگی من کمک می شود؟ آیا می تواند شیرینی زندگی را به من برگرداند؟ و همینجور که با خودم این حرف‌ها را می‌زدم ناگهان چشمم در چشمانش افتاد و جلوی من بلند شد و به من خوش آمد گفت و مرا در آغوش خود گرفت در آن هنگام ترس من بر زمین ریخت آرامش خاصی در وجودم آمد و من در لژیون نشستم و با صحبت کردن من استاد با جان و دل به حرف من گوش داد و مرا پذیرفت تا راه درست زیستن و دوری از غم و اندوه و ناامیدی را به من بیاموزد. راهنمای بزرگوارم که همچون کوهی و در برابر حوادث تلخ روزگار ایستاده بود تا از تاریکی و ظلمت خارج شوم برای تو مینویسم ، برای سپاس و تقدیر از خانمی ایشان، از محبت های بیکران و عشقش، عشق به خودم و دیگر عزیزان که همچو من به این مکان مقدس قدم نهادند. راهنمای عزیزم وقتی آمده ام نور در دست گرفتی و مرا به سرزمین نور هدایت کردی گرمای دستت دلم را به تپیدن واداشت و نگاه عمیق تر افق نگاهم را تغییر داد. تمام لحظه ها چون کوه در کنارم ایستادی تا بیاموزم اندیشیدن را نه اندیشه را وهم ایستادی تا ایستادگی را. همچون چشمهای هستی زلال بودن را زیر سایه درخت دانایی به من آموختی مانند آموزگاری مهربان به من یاد دادی که چگونه پرواز کنم و اوج بگیرم و با گذشتن از وادی محبت خود را به معبود خویش برسانم. خورشید نگاهت گرمابخش وجود من و کلبه سرد یاس ناامیدی ارمغان شادی و شور و عشق و محبت است. نگاهم که می کنی جانی تازه به من می بخشی و تار و پود جانم لبخند میزند. کلام روح بخش و دلنشین تو همچون موسیقی دلنوازی است که بر جان من می نشیند و آهنگ زندگی را به شور در می آورد وقتی که شروع می‌کنی به صحبت کردن قناریهای مست، آواز بهار می خواند عشق محبت، صداقت، عشق به خالق و ...... این ها کلماتی هستند که به من می آموزی بی آنکه چشم داشتی داشته باشی تنها لبخند من برایت کافیست. استادم کلماتی که تو می آموزی هیچگاه فراموش نخواهم کرد. چگونه زندگی کردن را از تو آموختم و تمام دار و ندارم کوله باری است از آموخته هایت که در اختیار من قرار دادی تا سربلند به مقصد برسم، همیشه دلگرمم کردی تا جاده های پر پیچ و خم زندگی را با امیدواری طی کنم و دستم را گرفتی تا از پرتگاه جاده زندگی سقوط نکنم به من آموختی که چگونه از جهل و نادانی به سمت دانایی و آگاهی قدم بردارم. راز دل های غمگین با سردی سنگ صبور غم های وجودم و حقیقت را در من باور ساختی و گرد و غبار ندانستن نادانی را از من ربودی. استادم : جانم هستی و ظلمتم را نور می بخشی حال من چگونه می توانم سپاسگزار مهربانی و لطف تو باشم که لبریز از عشق و طنین است ؟چگونه سپاسگزار آموزش هایت باشم که چراغ هدایت را بر کلبه تاریک و سرد وجودم فروزان ساخته است؟ چگونه سپاس گزار آرامشی باشم که با راهنمایی و محبت بر زندگی ما حاکم ساخته‌ای؟ در مقابل با این همه عظمت و شکوه تو مرا توانستن نیست. امیدوارم با هر قدمی که برای خدمت به دیگران برمی دارم سپاسگزار ذره‌ای از زحمات شما باشم. مهربان راهنمایم: تنها دارایی سبد توان من ، دعای خیری است ک به پاس همه ی مهربانیت بدرقه راحت میکنم. پایدار باشید ، روی سپیده ام به تلاش تواست راهنمای خوبم دوستت دارم.


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399 16:28
سلام به تمام راهنماهای عزیز هفته راهنما را به تک تک شما عزیزان و راهنمای خوب عزیزم خانم اشرف تبریک میگم امیدوارم که همیشه سلامت و استوار باشید.
از نوشته های دوستان گلم و مطالبی که گداشته بودن خیلی لدت بردم و خدا قوت به تما خدمتگزاران سایت امین گلی
زهره لژیون پنجم چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399 01:53
خدا قوت خدمت خانم لیلا وهمه خدمت گذاران سایت وتشکر از دوستانی که زحمت کشیدن وکامنت گذاشتن
همسفر ریحانه لژیون هفتم سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 18:10
سلام و خدا قوت خدمت اعضای لژیون پنجم و همچنین هم لژیونی های خودم.از دلنوشته های زیباتون لذت بردم و همچنین ی خدا قوت ویژه خدمت خانم لیلای عزیز که در سایت خدمت میکنند،
همسفر زهره س سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 15:50
خداقوت به رنج‌های لژیون ۵ واقعا عالی بود احساس پاک شما به راهنما توصیفهای عشق مخلوق به مخلوق بود .
همسفر زهره ت سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 15:50
خداقوت به رنج‌های لژیون ۵ واقعا عالی بود احساس پاک شما به راهنما توصیفهای عشق مخلوق به مخلوق بود .
مسافر شاهین سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 13:40
سلام هفته راهنما برتمام راهنمایان عزیز مبارک بخصوص به راهنمای همسفرم خانم اشرف
سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 12:14
سلام وخدا قوت خدمت دوستان لذت بردم هفته راهنما بر همه ی راهنما ها مبارک وتشکر از خدمتگزاران سایت
سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 12:09
سلام وخدا قوت خدمت دوستان لذت بردم هفته راهنما بر همه ی راهنما ها مبارک وتشکر از خدمتگزاران سایت
زهره L6 سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 09:31
سلام و خدا قوت به دوستان عزیز در لژیون پنجم و هفتم . جالب نگاشتید لذت بردم .
همسفر سمیه الف لژیون هفتم سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 09:03
سلام وخداقوت خدمت تمام اعضای لژیون پنجم وهفتم وتبریک به مناسبت هفته راهنما به راهنمای خوب خودم خانم اشرف عزیزم خسته نباشید
مریم ب لژیون 5همسفر حمید رضا سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 08:20
سلام و خدا قوت به عزیزانی که اینچنین قدر دانی میکنند با قلمی که برگرفته از ذهن است و قلب وبا دستی که گرمای وجودش را احساس کرده و اکنون از درک و عشق و محبت مینویسد مرحبا بر همه ی شما عزیزان وهفته ی راهنما بر تمامی عاشقان نور مبارک
مسافر مصطفی لژیون نهم سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 07:32
خداقوت به همسفران بابت دلنوشته های خوبشان،وخداقوت ویژه خدمت همسفران در قسمت وبلاگ
شقایق همسفر ابراهیم سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 00:15
خداقوت لڗیون پنجم وهفتم دلنوشته بسیارزیبایی بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات