لزوم تغییر
یکشنبه 8 فروردین 1395 ساعت 11:07 | نوشته ‌شده به دست مهدی قلم فرسا | ( نظرات )


لزوم تغییر، به قلم کمک راهنما محمد فنائی




در سی دی شنهای صحرا صحبت از تغییر و تبدیل است و خاصیت شنهای روان، همیشه در حرکت بودنشان است. تغییر و تبدیل چه زمانی صورت می گیرند و اصلا چرا ما به دنبالشان هستیم؟ دلیل اینکه ما توان تغییر وتبدیل در وجود خود را داریم چیست؟ 

موجودات دیگر همان هستند که آفریده شده اند اما انسان تنها موجودی است که می تواند تغییر کند و دلیل اصلی آن آزاد بودن اوست، در حالیکه موجودات دیگر آزاد نیستند. شما در اندیشه خود آزادید اما حیوان فقط بر اساس شعور تکوینی خود یک زندگی زیستی دارد که تنها در محیط اطراف خود سیرکرده و آنچه برای رشد و بقای خودش ضروری است فراهم نموده و می زید. این مسئله در مورد صور پنهان انسان نیز مصداق دارد یعنی مثلا اگر عقل را به عنوان یکی از صور پنهان انسان در نظر آوریم، عقل هم آزاد است و همین آزادی آنرا قادر می سازد تا در جهت ارتقا خود حرکت نماید و معنای تکامل عقل نیز همین است.


اما اگر انسان از آزادی خود برای تغییر استفاده نکند، در سکون به سر می برد. اینجا باید بین سکون و ثبات تفاوت قایل شویم. اگر شما در میان طوفان شن گیرافتاده و چه بسا برای زنده ماندن مجبور شدید مدتی کاملا بی حرکت باشید تا طوفان فروکش نماید، در آن جایگاه شما ثبات دارید. اما اگر فردی چون شما در وادی اعتیاد بماند، این سکون است. 

وقتی راجع به تغییر وتبدیل صحبت می کنیم این سوال پیش می آید که آیا انسان می تواند آغازی داشته باشد؟ ممکن است وقتی راجع به آغاز انسان صحبت می کنیم فورا به یاد روز الست بیفتیم. یک تعبیر اینست که انسان آنجا آغاز شده و آغاز دیگری برایش متصور نیست، در حالیکه این اشتباه است. چرا که انسان آزاد بوده و توان تغییر دارد و این تغییر در واقع یک آغاز جدید است. از آنجا که این اتفاق میتواند آن به آن رخ دهد شما هر لحظه امکان آغاز دارید. در واقع انسان موجودیست که هر لحظه در حال آغاز داشتن است و هیچ موجودی چون انسان آغاز ندارد. واقعا چه نعمتی بالاتر از این در تصور ما می گنجد؟ اما ما چون نمی خواهیم از این آزاد بودن خود استفاده کنیم و برآنیم که در آشیانه خود باقی بمانیم چرا که وحشت داریم از آن جدا شویم، تغییر نمی کنیم، پس آغازی هم نداریم.

اینجا منظور اینست که انسانها مثل شنهای صحرا روان هستند ولی در عمل کدامیک از ما اینگونه است؟ البته کسی که از آزادی خود استفاده کرده و تغییر می کند فلذا هر لحظه آغاز دارد. شما به کنگره می آیید و در صور آشکار شروع به تغییر می کنید. با آزادی به اینجا قدم گذاشته اید و دستخوش تغییر می شوید و آغاز جدیدی را رقم می زنید. همانطور که گفتیم در عالم صور پنهان نیز این امر صادق است. در عالم معقولات نیز باز این اتفاق می افتد یعنی شما با عقل خود نیز هر لحظه آغاز دارید. برخی افراد از آغاز تا انتهای زندگی خود از عقلشان در حد معاش و زندگی روزمره استفاده می کنند و در پایان نیز، این حیات را ترک می کنند بدون اینکه از عقل چندان بهره ای برده باشند. ولی هستند دیگرانی که در عقل شروع به تغییر می کنند و دایما در آغاز به سر می برند. این افراد دایما در عالم معقولات سیر می کنند. وقتی می گوییم کسی سلوک عقلی می کند، منظورمان همین است.



انسان باید پی در پی سلوک عقلی داشته باشد. اما برای چه؟ شما به کسانی برمی خورید که وقتی پای درد دلشان بنشینید، می گویند زندگی سالهاست که برایشان یکنواخت شده و دیگر هیچ جاذبه ای برایشان وجود ندارد. وقتی از بیرون به آنها نگاه می کنیم آنها را برخوردار از توان مالی بالا و امکانات مختلف و دارای زندگی مرفه می یابیم اما به هنگام صحبت، اقرار می کنند که دیگر از چیزی، لذت نمی برند. در حقیقت ارتقا و سلوکی که بایستی با عقل صورت بگیرد در یک چنین اشخاصی وجود ندارد در نتیجه همه چیز برایشان تکراری شده و دچار سکون می شوند. دلیلش اینست که این افراد از آزادی ای که در عالم معقولات دارند استفاده نمی کنند. دلیل اینکه عقل را مثال زدیم مرتبه بالای آن است وگرنه این موارد قابل تعمیم به سایر صور پنهان نیز می باشند، من جمله تغییر حس که در کنگره از آن زیاد صحبت می شود.

این آزادی بالقوه، در درون ما هست و از آن برخورداریم، ولی چون حاضر به تغییر نیستیم و طبیعتا آغازی هم نداریم پس یکنواخت هستیم. در کل دو راه پیش پای ما وجود دارید: یا آغاز داشته باشیم و یا گرفتار یکنواختی شویم و جمع این دو با هم محال است. البته حواسمان باشد که آغاز حاصل از تغییری که به عقب باشد از سکون و یکنواختی نیز بدتر بوده و در واقع همان سقوط به تاریکی است.

در نهایت به این نتیجه کلی می رسیم که اگر شما می خواهید از سکون خارج شوید بایستی تغییر ایجاد کنید. این توان در انسان هست که تغییر کند و هر که می گوید توان آنرا ندارد دچار تنبلی و کاهلی گشته و نمی خواهد تغییر کند و یا اینکه باید در انسان بودنش شک کرد. اگر یکنفر با پروتکل کنگره درمان شود، پس همه می توانند با این روش بهبود یابند. اگر کسی اینجا نمی تواند بهره لازم را ببرد اهمال خودش است. تک تک افراد در کنگره دارند همین کار را می کنند و آغاز دارند. ما یک عمر ناخالصیها را در خانه وجود خود دفن کرده و داریم با آنها زندگی می کنیم و همین باعث رنج و عذاب ما شده است. ما نباید آن ناخالصی های قبل را دوباره حمل کنیم، چرا که تا وقتی که آنها همچون تابوت بر روی دوش ما باشند، هیچگاه به حال خوش دست نخواهیم یافت. برای ایجاد تغییر بحث مفصلی هست و لازمه آن انجام عمل سالم، توسط شماست. شما در آزادی خود، عمل سالم انجام می دهید و بواسطه آن تغییر می کنید و آغازی نو دارید و این آغازهاست که شما را به حال خوش می رساند.

با احترام :محمد فنائی

نویسنده: مسافر قلم فرسا


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ابراهیم موحدی دوشنبه 9 فروردین 1395 08:49
درود خداوند بر استاد بزرگوار؛ جناب آقای فنایی
مثل همیشه بسیار عالی و آموزنده بود
خداقوت خدمت نویسنده گرامی؛ آقای قلم فرسا
پیروز باشید..
مسافر رحیم رهجوی آقای ساسانی یکشنبه 8 فروردین 1395 15:18
سلام خداقوت خدمت مسافر قلم فرسا بسیارزیبا
بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: