رعایت کردن حرمت ها یعنی کاشتن بذر رهایی
جمعه 13 تیر 1399 ساعت 17:55 | نوشته ‌شده به دست همسفررویا 3 | ( نظرات )
کارگاه های آموزش خصوصی شعبه امین گلی با استادی ایجنت محترم آقا مهدی و نگهبانی  مسافر مجید  و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه اول"حرمت کنگره ۶۰ و چرا رابطه مالی و کاری در کنگره ۶۰ ممنوع می باشد" و دستور جلسه دوم" جشن تولد 5 سال رهایی مسافر سعید محسن" در روز پنجشنبه در تاریخ ۱۲ تیر ماه در ساعت ۱۷:۰۰ آغاز کار نمود.


لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...


سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر:
خداوند را شکر می کنم که امروز در این جایگاه حضور دارم. انشاالله که جلسه خوبی داشته باشیم. اول یک پیشنهاد می دهم که سعی کنیم با این خود مراقبتی از بیماری کرونا دور بمانیم. و شرایط را برای خودمان و دیگران هموار کنیم که بتوانیم مسیر خودمان را به سلامت ادامه دهیم همینطور که بیماری اعتیاد در کنگره حل شده است بیماری کرونا هم در کنگره حل شده است. به بچه های کنگره ۶۰ اگر کرونا بگیرند با استفاده از دیسپ  وبا بخور دادن آن به سرعت خوب خواهند شد.

بعضی از افراد نگاهشان به اعتیاد متفاوت است و فکر می‌کنند، با چند دم نوش ساده با حجامت می‌تواند اعتیاد را درمان کند و از نظر من این کار خیلی غیر منطقی است. 
در سی دی عقلانیت آقای مهندس می فرمایند: که مرض اعتیاد صد مرتبه از مرض وبا بدتر است. مرض وبا صد مرتبه از مرض کرونا بدتر است. چون کرونا یا وبا  جسم انسان را درگیر می کند. ولی اعتیاد جسم و نفس و روح و عقل انسان را درگیر می کند و آنرا تحویل نیروهای شیطانی می دهد. و در این موارد انسان برای شیطان و نیروهای منفی کار انجام می دهد.

 پذیرش یک شخص بر اساس پذیرفتن قوانین به رهایی از دام اعتیاد می باشد و آن شخص باید مثل دانه آن خواسته درمان اعتیاد به تعادل رسیدن را درون خودش داشته باشد. و آن شخص به کنگره می آید و مثل باغبان است که می گوید، من مقداری بذر پاشیدم، مقداری از آن روی زمین پاشیده شده مقداری دیگری از آن روی سنگ پاشیده شد رشد نکرد و مقداری که بر روی زمین حاصلخیز پاشیده شد رشد کرد و محصول داد.
 در کنگره هم این چنین است که اگر شخصی با خواسته های درون خودش وارد کنگره شود که خواسته و درمان اعتیاد است. هر شخصی آن بذر یا خواسته ای که دوره ی  شخصیت حقیقی دارد که آن شخص با خودش افکار و اندیشه و خواسته و جنس نفسش  به این مکان می آید و در اثر استفاده مواد مخدر در درون او تخریب ها ایجاد شده است. 
در کنگره با جزوه جهان بینی و آموزش های دیگر آن شخص را تغییر می دهد و درمان می کند و بازسازی می کند و شخصی با توانایی جدید با نیرو و دانایی جدید تحویل می دهد و وادی های کنگره ۶۰ است که آن فرد یک شخص جدیدی می سازد. و اینکه بچه های کنگره ۶۰ حال خوبی دارند به خاطر این است که وادی اول را اجرای کردن به خوبی تفکر کردن بهتر از ناامیدی به دور شدند به مسئولیت خود را که قبول میکنیم، نشانی از وادی سوم است.


 آموزش گرفتن وادی ها، نیاز به بستری دارد به اسم حرمت کنگره ۶۰ که در کنگره ۶۰ شخص بتواند با کمترین کنش به آموزش گرفتن خود ادامه دهد. پس حرمت کنگره شخص برای ما نمیخواهد محدودیت ایجاد کند می ‌خواهد یک بستری را مهیا کند، تا آن انسان یا بذر از آن آفت ها و علف های هرز به دور باشد تا بتواند رشد و تکامل خودش را ادامه دهد.
دروغ مثل یک اسیدی است که انسان در صور پنهان خودش می ریزد. و انسان را خشک میکند غیبت کردن و سرزنش کردن علیه دیگران مثل یک خنجری است تیغه آن کند است و دسته آن تیز است یعنی هر چه شخص بخواهد ضربه بزند در اصل اول خودش را زخم میکند. با غیبت کردن ما انرژی منفی و نیروهای منفی را وارد زندگی خود میکنیم. در حقیقت کنگره ۶۰ کاری را که می‌خواهد انجام دهد این است که من دوربین روی خودم باشد. و این دوربین روی مسیر حرکت خودم باشد و بتوانم انرژی لازم را به دست بیاورم. کنگره را جلوی پای ما گذاشته و ما هم در برابر آن وظایفی داریم. باید سعی کنیم به کنگره ۶۰ لطمه ای نزنیم. اگر خدمتگزاران کنگره ۶۰ به ما می‌گویند. کاری را انجام ندهید به این دلیل است، که مشکلی برای کنگره ۶۰ به وجود نیاید.
و در مورد دستور جلسه دوم جشن آزاد مردی آقا سعید محسن عزیز است.
وقتی در کنگره ۶۰ شخصی می آید به رهاییی می رسد کاری به گذشته نداریم . مهم این است که شخص چه مسیری را طی کرده که به اینجا رسیدیم و توانسته به جایگاه کمک راهنمایی که قابل احترام است برسد. و همه به او احترام بگذارند. و آقا محسن خواسته ی قوی داشت برای دانستن . هر کجا که نیاز به خدمت بود آقا سعید هم بود. بعد از سفر اول که از آبدارخانه بیرون آمدیم هردوی ما برای خدمت نشریات انتخاب شدیم. و یک ماه که در قسمت نشریات آقا سعید خدمت کرد و قسمت سایت نیاز به خدمت گذار پیدا کرد او را برای سایت خدمت کند و ما هم برای او انجام خدمت بود.
تولدها شبیه هم هستند اما در جزئیات تفاوت های خیلی زیادی دارند و آن جزئیات خواسته های آن فرد را نشان می دهد و چقدر شخص خواسته دارد که  چقدر او می‌خواهد به جایگاه هایی برسد . و این موضوع است که تعیین می‌کند تولد آن شخص چقدر متفاوت باشد. و این جشن را به آقا حسین راهنمای بزرگوار شان تبریک عرض می کنم که به من افتخار دادند و در جشنواره شرکت کردند و ما همیشه از مشارکت های ایشان آموزش می گرفتیم. و همچنین به همسفر شان خیلی خیلی تبریک عرض می کنم.

 در آخر  این نیست که همه باید ازدواج کنند ویا حتمن بچه دار بشوند. اشخاصی هم ممکن است ازدواج نکنند و در روند تکاملی هم باشند و نباید ازدواج با زور باشد و اگر ما خواسته ای داریم مهم این است که اذن آن از طرف خداوند برسد.


مشارکت اعضاء






قانون 11
(توضیحات: قانون 11 سبدی است که در وسط جلسه برای یک بار به در بین اعضاء کنگره به چرخش در می آید و هر شخص به صورت کاملا دلخواه مبلغی را در این سبد می اندازد.شایان ذکر است این مبالغ جمع آوری صرف مخارج خود شعبه می گردد.)


پیام مرزبانی و اعلام کمک راهنمایانی که ظرفیت پذیرش رهجو دارند.( قسمت همسفران)


پیام مرزبانی و اعلام کمک راهنمایانی که ظرفیت پذیرش رهجو دارند.(قسمت مسافران)


در ادامه تولد آزاد مردی آقای سعید محسن را با شور شوق فراوان جشن گرفتیم.



اعلام سفر مسافر سعید محسن: 
با 8 سال تخریب وارد کنگره شدیم آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیره،متادون،شیشه 11 ماه سفر کردیم با کمک راهنمای خوبم علی حسینی با روش DST داروی شفابخش OT  رهایی از بند اعتیاد و نکوتین هم زمان 5 سال و 3 ماه و 7 روز

آرزوی مسافر سعید محسن:

آرزو می کنم که انشالله در آکادمی که آقای مهندس قصد دارند تأسیس کنند در آن مکان هم خدمتگزار باشم.

آرزوی همسفر مرضیه:

امیدوارم کنگره 60 پرچم دار درمان اعتیاد کل جهان بشود.



 سلام دوستان سعیدمحسن هستم یک مسافر:

. خدارو شکر می کنم که یک باردیگر در این جایگاه قرار گرفتم و لطف خدا شامل حالم شد که بتوانم خدمت کنم به خودم. و به آن آرزوی قلبی ام که درمان اعتیاد و خدمت در کنگره شصت بود برسم.
من اگر بخواهم از دوران اعتیاد و تخریبم بگویم شاید لطف خاصی نداشته باشد. من تخریب بسیار زیادی داشت. آخر فکر کنم حقه سوم شیطان بود که داروهای شیمیایی را انتخاب کردم. شاید علت اصلی انتخاب مواد مخدر تنفر زیادم از این موارد بود. 

من ورزشکار بودم و هرکسی که در کنار من سیگار می کشید من از او متنفر بودم ولی خودم در دوران مصرف سیگار به روزی دو پاکت سیگار مصرف رسیدم. و با اینکه تنفر داشتم ولی شاید همین دلیل اعتیاد من شد. و عامل آخری که من دیدم به عمرم شیشه بود که همیشه زندگی من دو رو داشت, یکی موقع مصرف شیشه و یکی قبل از مصرف شیشه و مصرف دیگرم هم شیره سوخته و تریاک و این چیزها بود.
 ولی با مصرف شیشه زندگی من ورقش برگشت و تخریب های خیلی خیلی سنگینی به وجود آمد که هنوز هم بعضی از آنها همراه من هست. به دنبال مصرف شیشه که هم علتش تنفر من بود و هم ترسی که از مصرف شیشه داشتم علت انجامش شد. 
یک دلیل دیگر که شیشه مصرف کردم این بود که می گفتند این ماده مخدر ماده مرفین را می تواند پاک کند و زمانی که مصرف کردم فکر کردم که خب تریاک که رفت و می گفتم چه ماده ی خوبی و هفته های اول هم که آمدم به کنگره به راهنمایم گفتم یک هفته به من وقت بده و من با شیشه ترک می کنم.
 می گفت: باشه تو بیا می گفتم باشه ولی با شیشه .  می گفت باشه. آمدیم و سفر کردیم و چهار پنج ماهی هم با ما بود تا اینکه آمدم توی لژیون آقای حسینی و راهنمای بزرگوارم در حق من بزرگی کردندو به علت جابه جایی شعبه آمدم توی لژیون آقای حسینی.
 خب من در سفر اول منیت زیادی داشتم و کوهی از منیت بودم و به قول آقای امین که می گفتند به موقع یه کسی یه چیزی دارد و منیتش را دارد. ان چیزهایی هم که من داشتم ومنییتش را داشتم خیلی به من ضربه زد. و من در سفر اولم با آموزش هایی که راهنمای بزرگوارم به من می دادند توانستم آن منیت هارا کم کنم. 
من می خواهم بیشتر بگویم که یک سفر اولی چطور می تواند سفر خوبی داشته باشد. چون این راهی هست که من خودم رفتم. من اصلا فرمانبرداری را اصلا بلد نبودم چشم گفتن را بلد نبودم ولی آمدم در کنگره 60 گفتم در راه درمان چشم گفتن را یاد بگیرم این ها که بی راه نمی گویند.
 چیز عجیب غریبی به من نمی گویند. می گویند یک سی دی بنویس بگیر و گوش کن. و نفست را اگر سرکار نگذاری نفس تورا سرکار می گذارد. و شروع کردم این فرمانبرداری را انجام دادم پله پله و این تغییر صفت هارا انجام دادم. و از ته دل خواسته ی این را داشتم که تغییر کنم. سختی های اعتیاد را دیده بودم وقتی آمدم در کنگره 60 نور را دیدم. 
همان لحظه آقا ابراهیم موحدی راهنمای تازه واردین بود. روز اول برایمان توضیح دادند کنگره 60 را و گفتند این پله هارا یکی یکی باید بیایید پایین. سوالی که پرسیدم گفتم می شود این ده یازده ماه می شود دو سه ماه بشود؟ گفتند نه نمی شود. گفتم باشه و سفر کردم و حرف های راهنمارا گوش کردم و این فرمانبرداری باعث شد که نتیجه ی این کارم را ببینم و اعمالی که به درستی انجام دادم. سفر دوم اومدم و شروع کردم به خدمت کردن من نیازمند کنگره 60 هستم و کنگره 60 نیازمند من نیست. و من باید خدمت کنم به هم نوعانم. راهنماها ایستادند و من هم باید بایستم و خدمت کنم.


دو سه ماه سفر بودم یه سوالی برایم پیش آمد . در لژیون بودم گفتم چرا یه فردی با یک شال نارنجی نشسته و به صورت رایگان به من خدمت می کند . در پی این سوال رفتن باعث شد که من به این جایگاه برسم. و بازهم مدیون راهنمای خوبم آقای حسینیی که چنین بستری را برای من فراهم کرد این صفات زشت و بی ادبی من را دیدند و به من تذکر دادند و من هم رفتم روی رفتارم کار کردم تا توانستم این جایگاه را تجربه کنم 
 آقای امین در یکی از صحبت هایشان می گویند:  پیرمرد ها و پیرزن ها یک مشکلی که پیدا می کنند تا اواخر عمرشان یا بیست ساله ی آخر دچار افسردگی می شوند. 
 علتش این است که فرماندهی جسمشون را از دست می دهند. منم دقیقاً عین پیرمرد و پیرزن بودم. 
فرماندهی جسمم را از دست داداه بودم. با راهنمای خوبم آقای حسینی و با متد دی اس دی کنگره 60 توانستم این فرماندهی را پس بگیرم. 
در این سی دی آقای امین می گویند خارج از این جا یک ان جی او هایی هستند و می آیند و پیرمرد ها و پیرزن هارا جایی می برند که بزرگان اسکی رفتند این راه را. 
که این ها ان قدرت را احساس کنند و احساس پیری نکنند. که بدانند فرمانده ی جسمشان هستند
این کارها دقیقا در کنگره 60 انجام می شود. و یک سفر اولی تنها کاری که باید انجام بدهد فرماندهی جسمش است  و فرمانروایی جسم می شود فرمانبرداری راهنما. و این باعث می شود که به رهایی برسد. و این فرمانبرداری باعث می شود هرکس هر خواسته ای داردبه آن برسد. همه نمی توانند رها بشوند. همه نمی توانند وارد کنگره 60 بشوند. 
اما ما باید حرکت کنیم که خداوند در کلام الله از ما خواسته و استاد سردار هم می گوید: ما انسان ها سه تا کار را اتوماتیک وار انجام می دهیم. خوردن خوابیدن و کار. و یک کار چهارم داریم و آن بالا بردن دانایی و بالابردن دانایی هم فقط با خدمت به دست می اید خدمت رایگان و کمک به انسان ها ایجاد می شود
 انشاالله بتوانیم این کار چهارم را هم در زندگیمان داشته باشیم.

بازهم تشکر می کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که برای ما زحمت می کشند و راهنمای بزرگوارم آقای حسینی و همسفر, وقت نشد از همسفرم بگویم ولی در آخر بگویم که بودن همسفرخیلی تاثیرگذاراست برای خدمت یک مسافر و حرکت یک مسافر. 
ان شاالله که بتوانید همسفرهایتان را بیاورید و نتیجه ی آوردن همسفر را در کنگره 60 ببینید. بازهم تشکر می کنم از مادرم و راهنمایشان و همه ی کسانی که برای من زحمت کشیدند.ممنونم تشکر.


سخنان همسفر مهین:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست

سلام دوستان مهین هستم همسفر:

خدا را هزاران بار شکرکه اجازه به من داد و توفیق پیدا کردم که در این جمع پر محبت قرار بگیرم. خیلی انرژی گرفتم و مطمئن هستم این حلقه های محبت وصل است و چیزی به غیر از محبت و عشق بین بچهای کنگره نیست که آنها رادر کنگره پایبند بکند.

خیلی لذت بردم از این جشن و تبریک می گویم به سعید محسن بابت آزادی مردیشان وبه خانم مرضیه عزیز تبریک می گویم که پا به پای مسافرشان آمدند و امروز را درک می کنند.

این مدت که به دلیل کرونا مشگل در برگزاری جلسات پیش آمد؛ باعث شد که بقول آقای مهندس قدر داشته هایمان بدست بیاید. اینکه کنار هم می نشستیم و همه اینها بایداذن و اجازه آن صادر شده باشد و خدا را شکر که کنگره همیشه پرچمدار حل مشگلات بوده و امروز هم می بینید که باعث شد بتوانیم در کنار یکدیگر جمع بشویم و باید قدر دان این لحظات باشیم.

موردی که برای خانم مرضیه عزیز می توانم بگویم : از صبرشان بگویم و اینکه به  دنبال دانستن بودنند تا بتوانند مشکلات شان را همراه با اگاهی و دانایی حل کنند.

به مادران عزیزی که امروز در شعبه حضور دارند می گوییم که: مادر بودن کنار یک مسافر خیلی سخت است و مادریک حس در گیری بیشتری نسبت به همسر دارد و حس محبت زیاد باعث می شود که حرکتشان کندتر باشد.

امروز خانم مرضیه که همواره لبخند بر لبانشان هست ما شاهد گریه هایشان هم بودیم. شاهد اینکه سخت به کنگره می آمدنند و اینکه نمیتوانستند بپذیرند که فرزندشان در گیر اعتیاد شده است .

اینطور نیست که حالا با مسافرشان اینجا می گویند و می خندند و سرحال هستند و جسمشان سر حال شده؛ واقعا این ها 5 سال آمدند و رفتند و زحمت کشیدند و تجربه و اموزش کسب کردند که امروز نتیجه آن را می بینند و تبدیل شده به لبخند مادر و فرزند.

از صمیم قلب به این عزیزان تبریک عرض می کنم و خیلی خوشحال هستم  و باعث افتخار من هستند.

 خانم مرضیه عزیز، رهجوی حرف گوش کن و مشتاق خدمت بودنند و ما توفیق داشتیم که راهنما و رهجو کنار هم یک دوره را مرزبان بودیم وخیلی از کنار هم بودن لذت می بردیم و یاد آن روزها فراموش نشدنی است.

همچنین روز رهایشان که آقای سعید محسن درمان سیگارشان و اعتیاد هم زمان شد و این لذت زیادی داشت.

در رأس به آقای مهندس  و خانم آنی تبریک می گویم و همینطور اقای حسینی بابت زحماتی که برای رهجویانشان کشیدند و رهجویان خوبی را همچون اقا سعید را پرورش دادند که در حال خدمت هستند.

دستور جلسه امروز حرمت بود و مطابقت کامل با رفتار این مادر و پسر دارد . هیچ وقت ندیدم که از حرمت ها عدور کنند و امروز لذت آن حریم نگه داشتن را می چشند.

 به ایجنت محترم آقا مهدی تبریک می گوییم و به اسیستانت محترم شعبه خانم ندا تبریک می گوییم و همه خدمتگزارانی که تلاش می کنند تا چنین جشنی برپا بشود و یک سفر اولی امیدوار بشود که روزی برای او هم چنین جشنی گرفته بشود.

 

سلام دوستان مرضیه هستم یک همسفر
خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفته ام .از آقای مهندس سپاسگزارم،برای این بستری که فراهم کردند ،از خانم آنی و خانم شانی و استاد امین وراهنمای بزرگوارم و شما که در جشن ما حضور دارید بسیار سپاسگزارم. در کنار راهنمایی عزیزم بسیار آموزش گرفتم. از کمک راهنمای مسافر آقای حسینی سپاسگزارم،وقتی مسافر هم با راهنمایی بزرگوارش آقای حسینی صحبت می کند بسیار خوشحال است و هنوز از او آموزش می گیرد .از اینجت محترم آقا مهدی سپاسگزارم و همچنین مرزبانان محترم و و مهمان هایی که به جشن ما تشریف آوردن بسیار سپاسگزارم.
تاریکترین شبها به پایان می رسد،روزی در قعر تاریکی ها بودم. و همیشه به دلیل سختی و مشکلات زندگی گریه میکردم. من امروز برای مادران و همسران تازه وارد می‌گویم که  در آن زمان فکر می‌کردم این مشکلات هیچ وقت پایانی ندارد. و تا آخر عمر باید در این سختیها بسوزم  و فکر می کردم این سختی ها و مشکلات فقط برای من است و کسی دیگری مشکلات را ندارد.
تا اینکه من به کنگره آمدم و با دنیای تازه آشنا شدم. در وادی نهم می گوید پیام برای کسانی که تازه قدم به حیات نهادند. واقعاً که کنگره یک دنیای تازه است.
و در کنگره می‌گوید به خویشتن توجه کن ومن به خودم توجه کردم. و خودم و دنیای تازه خودم را شناختم،و فهمیدم این سختی هاو مشکل ها برای من رحمت بوده . ولی من قبل از اینکه به کنگره بیایم فکر می کردم این سختی ها زحمت است، نه رحمت. بعد از این که الان در این جایگاه قرار گرفته ام خیلی خوشحالم و از خداوند سپاسگذارم که فرزندم در اعتیاد قرار گرفت و پای او به کنگره باز شد. تا بتوانیم در کنگره آموزش‌های خوب بگیریم و دائم سپاسگزاری می کنم بابت وجود کنگره در زندگیم.

 اگر آرامش دارم و حالم خوش است به دلیل آموزش‌های است که در کنگره گرفته ام. شاه کلید تمام مشکلات در کنگره و در وادی ها بود. و تک تک وادی ها به من راه را نشان داد. الان وقت این است که باز هم هر چه شنیده ام عملی کنم. زندگی من دو بخش است. یک بخش آن قبل از اینکه وارد کنگره شوم. و بخش دیگر این که وارد کنگره شدم. و زندگی اصلی و واقعی من الان است که در کنگره هستم. 
آقای مهندس در سی دی جواب گفتن بذر محبت بکار و کسی که تخم کینه بکارد ،هیچ وقت نمی تواند،محبت برداشت کند. ما با کینه ضد ارزشها و خشم نمی توانیم زندگی خوب و با آرامش داشته باشیم. و الان من تلاش می کنم باز هم همان طور مثل قبل آموزش‌های کنگره را عملی کردم تا به آرامش برسم. ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش دادین. 

دریافت نشان نقره مسافر سعید محسن



اهدای هدایای ارزشمند از طرف آقای مهندس و خانم آنی بزرگ به مسافرسعید محسن


اهدای هدایا از طرف مسافر سعید محسن به آقای مهندس و خانم انی عزیز و کمک به زمین



اهدای هدایا به راهنمایان گرامیشان

اهدای هدایای دوستان به این عزیزان

 لژیون خدمتگزار







نویسنده: همسفر رویا و همسفر فخری از لژیون سوم

عکاس و آملود تصاویر : مسافر عباس


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: جلسات عمومی(مسافران و همسفران)، پنج شنبه، جشن تولد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر بتول راهنمای لژ یون چهارم دوشنبه 16 تیر 1399 22:25
خانم مرضیه عزیزم پنجمین سال رهایییتان رابه شما و مسافر محترمتان تبریک عرض می کنم و بهترین لحظات را از خداوند متعال برای شما خواستارهستم موفق و پیروز باشید
مهدی خانی لژیون دهم دوشنبه 16 تیر 1399 00:28
تبریک وخداقوت
زهرا یکشنبه 15 تیر 1399 21:31
رسیدن به این جایگاه با شکوه را به راهنمای بسیار خوب مسافرم آقای سعید محسن تبریک عرض میکنم خدمت همسفر گرامیشون خانم مرضیه عزیز خیلی خیلی تبریک و شادباش عرض میکنم امیدوارم در این نیک روزی همیشه پایدار و مستدام باشید... خداقوت و تشکر از همه خدمتگزاران سایت
همسفرمرضیه کمک راهنمای لژیون پنجم یکشنبه 15 تیر 1399 20:04
تشکر میکنم از کلیه عزیزانی که زحمت کشیدن و در تولدمون حضور داشتن و با وجودشون به تولد ما گرما بخشیدن تشکر از کامنتهای زیبای همگی و عزیزان از شعبه سلمان فارسی که در پیج شخصی بهم تبریک گفتن و از حضور خانم مهین عزیز و آقای حسینی و عزیزانی که از شعبه سلمان فارسی تشریف آوردن و از آقا مهدی ایجنت محترم که افتخار دادن و استادی تولد ما را به عهده داشتن و این تولد برای من از یه لحاظ با بقیه تولدها تفاوت بسیار داشت و آن هم اولین تولدی بود که با حضور رهجویان لژیون برگزار شد و برای من انرژی خاصی داشت
تشکر از عزیزان خدمتگزار در سایت خدا قوت
سعید محسن یکشنبه 15 تیر 1399 15:31
با سلام.خداقوت به بچه های سایت و تشکر از زحمتشان.تشکر از راهنمای خوبم آقای حسینی و آقا مهدی ایجنت عزیز.
حمید رضا م لژیون۴ یکشنبه 15 تیر 1399 12:04
خدا قوت به همه عزیزان خدمتگذار
مریم سلمان فارسی یکشنبه 15 تیر 1399 09:31
این تولد و آزادمردی را خدمت کمک راهنمای محترم آقا سعید محسن و کمک راهنمای محترم خانم مرضیه عزیز تبریک عرض میکنم
شما از الگوهای به تمام معنای حرمت کنگره هستین خدا قوت میگم و امیدوارم این دو بزرگوار را در جایگاههای بالاتر ببینیم
محسن قاسمپور یکشنبه 15 تیر 1399 00:49
تبریک جایگاه خدمت ایجنت محترم و خداقوت خدمت گروه مرزبانی.
تبریک و شادباش خدمت آقا سعید و همسفر محترمشان.
نازنین یکشنبه 15 تیر 1399 00:08
برادر عزیزم آزادمردیت مبارک و خدمت مادر عزیزم هم خدا قوت و تبریک عرض میکنم و از خداوند خواستار سلامتی و موفقیت برای هر دو شما هستم
یکشنبه 15 تیر 1399 00:08
برادر عزیزم آزادمردیت مبارک و خدمت مادر عزیزم هم خدا قوت و تبریک عرض میکنم و از خداوند خواستار سلامتی و موفقیت برای هر دو شما هستم
لیلا حیدری شعبه سلمان ل 16 شنبه 14 تیر 1399 19:42
خانم مرضیه عزیزم براتون بهترینها روازخداوندبزرگ خواستارم وامیدوارم همیشه موفق باشید خیلی خوش گذشت یاد اون روزهای لژیون وخانم مهین رو به یادم آوردی ازت تشکرمیکنم وبه آقاپسرگلت آقای سعید محسن هم تبریک میگم و آرزوی موفقیت و سربلندی برای ایشان آرزو داریم
همسفر پروین لژیون سوم شنبه 14 تیر 1399 12:31
سلام و خدا قوت به همه ی خدمتذاران و تبریک میگم تولد آزادمردی خانم مرضیه ی عزیز و مسافرشان را وتبریک به آقای مهندس و خانم آنی عزیز
همسفرفتانه جمعه 13 تیر 1399 23:24
خداقوت خدمت هرسه جایگاه و خداراشکرمیکنم بابت این عمل عظیم و این جشن تولدهاکه چقد پیام دارن این تولد هابازم تبریک میگم ازاد مردی اقا سعیدمحسن و خانم مرضیه عزیزم را خدمت اقای مهندس و خانواده محترمشون و همچنین کلیه اعضای کنگره 60 واعضای شعبه امین گلی
جمعه 13 تیر 1399 22:51
پنجمین سال رهایی و آزادمردی استاد و راهنمای بزرگوارم آقا سعید محسن را به خود ایشان و همسفر گرامی ایشان تبریک عرض می نمایم.
جایگاه نگهبانی را خدمت آقا مجید و دبیر ایشان آقا حمیدرضا نیز تبریک عرض می نمایم.
و خدا قوت خدمت ایجنت محترم آقا مهدی و تمام خدمتگزاران وبلاگ
همسفرفاطمه الف لژیون پنجم جمعه 13 تیر 1399 22:40
باسلام و خداقوت وعرض تبریک دوباره به کمک راهنمای عزیزم خانم مرضیه و همچنین مسافرمحترمشان آقاسعیدمحسن وهمچنین خداقوت به تمام خدمتگذارانی که روز پنجشنبه جشن بسیارخوبی راتدارک داده بودند وخداقوت ویژه به تمام خدمتگزاران سایت امین گلی
حمید لژیون ۶ جمعه 13 تیر 1399 22:38
تبریک فراوان خدمت کمک راهنمای عزیزم و خداقوت خدمت اقا مهدی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات