شکوفه ها در بهار و ریشه ها در پاییز محکم می شوند
چهارشنبه 25 تیر 1399 ساعت 11:30 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهراف L10 | ( نظرات )
جلسه نهم از دوره ی شانزدهم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران شعبه ی امین گلی با استادی اسیسنت محترم خانم ندا ، نگهبانی  همسفر زهره و دبیری  همسفر معصومه با دستور جلسه ی  اول « شیشه و تخریب های آن روی من »  و دستور جلسه دوم « مراسم تجلیل کمک راهنمای محترم خانم آمنه » روز دوشنبه 23 تیر ماه سال 1399 ساعت 16 آغاز به کار نمود.



 لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید...

سلام دوستان ندا هستم یک همسفر:

بسیار خوش‌حالم که در جمع شما دوستان عزیز در  جلسه حضور دارم،  در این جلسه در مورد دو دستور جلسه صحبت می نماییم، از زمانی که در  سفر اول بودم همیشه دوست داشتم، هنگامی که دستور جلسه شیشه می باشد به عنوان استاد صحبت نمایم، در چند سال حضور در کنگره همیشه در مورد دستور جلسه مشارکت می نمودم، اما بیش تر تمایل به استادی دستور جلسه داشتم، بعد از  چند سال استادی دستور جلسه نصیب من گردید، که این دستور جلسه به لطف خداوند و تجلیل از  خانم آمنه کمک راهنمای محترم  بیان نمایم.
مسافر من نیز چندین سال درگیر مصرف شیشه بودند، هنگامی که به آن زمان ها فکر می نمایم  لرزه ای به دلم می افتد و خداوند را سپاس می گویم که به رهایی رسیده ایم و در حال حاضر با آرامش در کنار یکدیگر زندگی می نماییم.
در مورد دستور جلسه شیشه من فکر می نمودم که شیشه در همین چند سال اخیر ساخته شده است، بعد از آن که وارد کنگره گردیدم و با وجود تحقیقاتی که جناب مهندس بر روی شیشه و مصرف کننده گان شیشه انجام داشته اند، به همراه دستور جلساتی که پی درپی در هرسال تکرار می گردید، متوجه گردیدم که شیشه از زمان جنگ جهانی بوده و سربازان به دلیل  این که کم‌تر گرسنه گردند  و انرژی بیش‌تری داشته باشند و مدت زمان بیش‌تری بیدار بمانند از شیشه استفاده می نموده اند، تا هوشیار بمانند.
شیشه یازده  برابر دوپامین را در بدن افزایش می دهد وافزایش دوپامین  باعث بروز توهماتی در انسان می گردد، در این صورت شخص از حالت طبیعی خارج می گردد.
در کل دنیا، برای مصرف‌کنندگان شیشه هیچ گونه درمانی وجود ندارد، حتی خود من نیز  هنگامی که به کلینیک ها و پزشکان مختلفی  مراجعه می‌ نمودم با بیان این‌که برای شیشه درمانی وجود ندارد و جان  خود و فرزندانت را نجات بده و طلاق بگیر و  شخصی که شیشه مصرف می‌نماید، نمی‌تواند این ماده را ترک نماید، با نا امیدی بسیار رهسپار خانه می گردیدم. 
 زمانی که پای به کنگره نهادم  در نهایت ناامیدی و ناباوری  به من فرمودند؛ برای شیشه درمان وجود دارد، نور امیدی در دلم جوانه زد و با خویش در دل  می گفتم مگر این‌جا کجاست!!؟  تمام جهان بر روی این ماده تحقیق می نمایند و هنوز  نتوانسته اند  شیشه را درمان نمایند اما در این‌جا نوید  درمان شیشه را می دهند.
بعد از ورود به کنگره فرمودند؛  داروی درمان شربت اوتی می باشد، این سوال در ذهن من متصور گردید که چگونه می تواند شربت تریاک، داروی درمانی برای شیشه باشد. یادم هست که منقل و بافور را می آوردند و می گفتند هر چه می خواهی تریاک بکش، اما شیشه مصرف ننمایید، به دلیل استفاده از شیشه هنگامی که تریاک مصرف می نمودند ذره ای نئشه گی درون مسافرم به چشم نمی خورد. 
شاید برای افرادی که تازه وارد کنگره شده اند ،  در ابتدا همین گونه باشد، خماری شیشه بسیار سخت و طاقت فرسا می باشد، جوش های چرکی، تعرق زیاد، توهمات در حین خماری و بسیاری از مشکلات دیگر در ابتدای شروع سفر گریبان گیر مسافران می گردد. 


هنگامی که یک الی دو  پله سفر نمودند و سعی بر این داشتند که حتما داروی OT را مصرف نمایند (البته در گذشته تریاک مصرف می نمودند) و به درستی مصرف نمایند می‌توانند  نظاره‌گر معجزه دارویی شربت OT باشند  و گویی شخص درمان گردیده  است، در ابتدا بسیار ناامیدی دارد زیرا بدن جواب نمی‌دهد زیرا بدن شخص به شیشه عادت نموده است و به همین علت بدن جواب نمی دهد.
موضوعی که ذهن مرا  درگیر خویش نموده بود، این که مگر  تریاک دارای دوپامین می‌باشد و مگر  تریاک می‌تواند دوپامین مغز را بالا ببرد و چنین کاری را با مغز  انجام دهد، در جواب خانم مرجان به من فرمودند؛ که تریاک ۵۰ نوع آلکالوئید دارد  که می تواند بهترین جایگزین برای شیشه باشد.درست است که شیشه یازده برابر دوپامین را در مغز بالا می‌برد، اما تریاک چهار برابر می‌تواند دوپامین را بالا ببرد و آن را کمی  متعادل سازد و آرام آرام جایگزین شیشه گردد. 
 پس بهترین داروی  درمان برای مصرف کنندگان شیشه مصرف شربت اوتی می باشد که در کلیه شعب کنگره ۶۰ از همین دارو برای درمان استفاده می گردد.
دستور جلسه «شیشه و تخریب های آن روی من» می باشد، حال شاید سوال پیش آید که چرا تخریب های آن  روی من!!!
 به نظر من شیشه همانند یک بمب می‌باشد،بهتر است بگوییم در کل اعتیاد همانند یک بمب می‌باشد و هنگامی  که در یک خانواده شخصی دچار اعتیاد گردد همانند بمبی است که منفجر می‌شود و تمام ترکش های آن  به کل خانواده اصابت می نماید، درست است که مسافر من مصرف کننده مواد مخدر و یا شیشه بوده است اما این من بوده ام  که دچار تخریب های بسیاری  گردیده ام، زیرا او از حالت طبیعی خارج می‌گردید و شاید متوجه چیزی نمی شد، من همسفر بودم که می‌خواستم تمام تقصیرات  را به گردن بگیرم و تمامی مسئولیت های زندگی بر عهده من بود و فرزندان ما نیز از حالت‌های نامتعادل پدران خود در رنج و سختی به سر می بردند، پس بنابراین تخریب روی ما نیز بوده است.


گاهی مسافران  بیان می دارند که ما  از جسم خویش و جیب خویش مایه گذاشته ایم و شما چه تخریبی داشته اید!!! ؟ اما ما نیز در کنار مصرف‌کنندگان خویش آسیب‌های فراوانی دیده ایم  و لازم است  که شخصی که در کنار یک مصرف کننده زندگی می نماید آموزش های لازم را دریافت بدارد تا بداند که چگونه در کنار یک مصرف کننده زندگی نماید و این دلیل بارزی  برآمدن هر  همسفری به  کنگره می باشد.
نکته جالب توجه این است که در همه جا درمان شیشه میسر نبود، اما برخورد با مصرف کننده نیز برای ما مشخص نبود،شاید  در همه جا بگویند که اعتیاد همانند یک بیماری است اما چگونگی برخورد با آن را برای ما مشخص ننموده اند، کسی به ما یاد نمی داد که چگونه بایستی  با این بیمار رفتار نمود. 
آیا بایستی رو در روی  او ایستاد و داد و بیداد نمود و اجازه ورود او را به منزل نداد، خود من نیز یادم هست که پول بسیار زیادی به مشاوره ای  دادم که به من راه کاری بدهد که چگونه با مسافر خویش رفتار نمایم! مشاوره به من پیشنهاد داد که بروم و چندین روسری و چندین مانتو خریداری نمایم و در کل هر چه دوست دارم خریداری نمایم  و از زندگی ام  لذت ببرم.
اما چگونه می توانستم از این امکان  لذت  ببرم در صورتی که با چشم خویش می دیدم، مسافرم که عزیز جانم بود در جلوی چشمانم  رو به نابودی می رود، روسری و مانتو را  خریداری نمودم و هر روز به لباس خود رسیدگی می نمودم اما باز هم  آرامش را به دست نیاوردم و شاید هر روز را نیز به جنگ و دعوا می گذراندیم. 
من و مسافرم تا قبل از این که به مصرف شیشه روی بیاورد هرگز سخنی نازکتر از گل به یکدیگر نگفته بودیم اما بعد از مصرف شیشه به راحتی با یکدیگر دعوا می نمودیم و علت آن بود، که یاد نگرفته بودیم و آموزش ندیده بودیم که چگونه در کنار یک مصرف کننده زندگی نماییم.

کنگره به ما یاد داد که با یکدیگر با محبت رفتار نماییم و با مسافر خود به درستی برخورد نماییم. 
بایستی توهمات فرد مصرف کننده شیشه را جدی بگیریم، هنگامی که شخص مصرف‌کننده شیشه بیان می دارد که من ده نفر مهمان دارم، شما مهمان های او را نمی بینید اما او در توهمات خویش مهمان ها را می‌بیند و این بر عهده ما همسفران است که از مهمانان توهمی پذیرایی نماییم و شاید با روسری و مقنعه در جلو مهمان های توهمی  او حضور یابیم.
توهمات فرد شیشه ای را بایستی حتماً جدی بگیرید، به طور مثال؛ خانمی از دلیجان آمده بودند و می‌گفتند؛ پسر من مصرف‌کننده شیشه می باشد و ساعت‌ها به تَرَک دیوار زُل می‌زند و می‌گوید؛ دوربین در آن  کار گذاشته اند، بعد از این‌که، آن را گچ کاری نمودیم مشکل او نیز حل  گردید.
از توهمات شیشه؛ یا توهم ترس و یا توهم  شجاعت بیش از حد می باشد، که  بایستی جدی گرفته شود، مقابل  مصرف‌کننده شیشه هرگز نایستید. تمامی  جنایاتی که در روزنامه ها و اخبار مشاهده می نماییم به دلیل این است که توهمات افراد شیشه‌ای جدی گرفته نگردیده است، هنگامی که توهمات فرد شیشه ای  جدی گرفته شود،  همین امر باعث می گردد که کمی از خشن بودن او کاسته گردد و کمی حس آرامش به او دست بدهد.
مصرف کنندگان شیشه واقعاً بیقرار می باشند و واقعا نیاز به آن  دارند که دیگران با آنها همزاد پنداری  نمایند و آنان را درک نمایند، تا کمی به آرامش برسند.
امیدوارم کسانی که مصرف‌کننده شیشه می باشند راه و  مسیر کنگره برای آنان  پدیدار گردد و بتوانند همانند مسافران ما به درمان قطعی و رهایی اعتیاد  دست یابند و در کنار خانواده شاد زندگی نمایند.


اما در  مورد دستور جلسه بعدی  تجلیل از کمک راهنمای محترم خانم آمنه،
 ایشان چهار سال به درستی خدمت صادقانه  در شعبه نمودند. زمانی که شخصی وارد کنگره می گردد  و با حس و حال خویش راهنما تعیین می نماید همین باعث می گردد که همانند راهنمای خویش گام بردارد و دست گیر کسانی باشد که همانند گذشته ی او بوده اند. همان‌طور که می‌دانید مراحلی که بایستی  یک شخصی طی نماید  تا به مرحله کمک راهنمایی برسد، ابتدا رهایی مسافر از دام اعتیاد می باشد، بعد از آن شرکت در آزمون کتبی  کمک راهنمایی می باشد که سوالات  از تهران ارسال می گردد،بعد از قبولی  در دو آزمون کتبی که از  وی گرفته می‌شود،  بعد ازآن مرحله مصاحبه فرا می رسد سپس از اتمام مصاحبه دیده‌بان ها و یا خود شخص جناب مهندس  آن ها  مصاحبه می نماید، پس از آن که این مرحله را طی نمودند  وارد مرحله پیمان می‌گردند  و شال کمک راهنمایی را از دستان پر مهر جناب مهندس دریافت می دارند، مرحله بعدی درخواست برای تشکیل لژیون می باشد.
برای اینکه بتواند  شخصی در کنگره به کسی خدمت نماید  و به او کمک رساند، بایستی این مراحل را پشت سر بگذارد، خانم آمنه با افتخار این مراحل را پشت سر  گزاشته اند. 
افتخار آشنایی با خانم آمنه از سال قبل که اسیسنت شعبه گردیدم نصیب من گردید که ایشان بسیار فرمانبردار خوبی در تمامی زمینه ها می باشند  و به تمام گفته های مرزبانی با دقت گوش فرا می‌دادند  و اهل شوخی  و تمسخر دیگران به هیچ عنوان نبودند، همیشه سعی نمودند تا خدمت گزار صدیقی برای کنگره باشند و این از پرورش چهار کمک راهنما و راهنمای تازه واردین کاملا نمایان می باشد. 
ایشان عملکرد بسیار خوبی در طی این چهار سال داشته اند و من  نیز به نوبه خویش بابت چهار سال خدمات صادقانه از ایشان تشکر می نمایم، بسیار انسان مودب و با خضوع  می باشند و باعث افتخار است که یک سال در خدمت ایشان بوده ام. 
در کل بخش همسفران شعبه امین گلی بسیار با محبت می باشند، خانم آمنه نیز بسیار مودب می‌باشند و رهجو یان  بسیار خوبی را نیز پرورش داده اند. 
زمانی که من پا به  شعبه امین گلی نهادم  یک‌سری قوانین جدید نیز پشت سر هم ابلاغ می گردید که با هر بار رفتن به تهران قوانین جدید تری اضافه می گردید، برخی از افراد در مقابل این تصمیمات جبهه گیری می نمودند و برخی دچار سردرگمی گردیده بودند، اما خانم آمنه با آرامش خویش طبق قوانین عمل می نمودند و فرمان بردار بودند و از کلمه ی (چرا) استفاده نمی نمودند، که چرا این گونه است و چرا این گونه نیست. 
باعث افتخار است که به عنوان راهنما در این جایگاه می باشم، راهنمای ایشان خانم نرگس می باشند که ایشان هم بعد از مراسم تجلیل جایگاه خود را تحویل داده اند. 
موردی که گاهی به گوش می رسد این است که اگر راهنمایی تجلیل گردید بایستی از آن شعبه برود و هیچ وقت دیگر نیست که این طرز تفکر بسیار اشتباه می باشد، در حال حاضر افراد زیادی می باشند که تجلیل گردیده اند و لژیون را تحویل داده اند، اما هنوز به کنگره خدمت می نمایند، از جمله خانم مرجان، خانم داوودی، خانم مهین و افراد بسیار دیگری. 
کمک راهنما بعد از تجلیل و تحویل لژیون در صورت تمایل می تواند خدمات دیگری در کنگره به انجام برساند و خدمت نماید، خود من نیز به شخصه بعد از ورود خویش به کنگره، با خود پیمان بستم که در هر صورت حتی انجام کوچک ترین کارهایی که به من اجازه داده شود  به کنگره خدمت نمایم،زیرا هیچ جایی را پیدا ننمودم که مسافر مرا از این وضعیت خارج نماید و به تعادل برساند. 
خانم آمنه نیز با اعلام آمادگی مبنی بر این که هر خدمتی در هر جایی که لازم باشد اعلام آمادگی نموده اند تا  انجام دهند، تواضع و خضوع ایشان بسیار قابل ستایش می باشد، ان شاء الله در ادامه موفق و موید باشند و در ادامه مسیری که پیش روی ایشان قرار می گیرد همچنان  سربلند و پیروز باشند و ما دوستدار حضور ایشان و خدمت ایشان به کنگره می باشیم، ایشان در حاضر نگهبان لژیون سردار می باشند و خدمات بسیاری در طی این چند سال  انجام داده اند. امروز را به ایشان تبریک  و برای ایشان آرزوی موفقیت می نمایم. 

مشارکت ها









































قانون 11


پیام مرزبانی و اعلام پذیرش رهجو توسط کمک راهنمایان شعبه



در ادامه از خانم آمنه در خواست گردید در جایگاه قرار بگیرند و صحبت نمایند.



سلام دوستان آمنه هستم یک همسفر:

از خداوند بزرگ بسیار سپاس گزارم که بر من  منت نهاد  و اجازه خدمت به بهترین بندگان خویش را به من داد، بندگانی که  برای خویش وقت بگذارند واقعا ارزشمند می باشند.
 انسانی که به خود شناسی بپردازد و بخواهد واقعا خودش را تغییر دهد، برای خداوند نیز ارزشمند است. از تمامی کسانی که در  این مراسم شرکت نمودند  و باعث خوش حالی اینجانب گردیدند کمال تشکر را دارم.
تمام صفات خوبی را که به بنده نسبت دادید قطعاً در وجود خود شما نیز وجود دارد.
 خدمت چهار  ساله کمک راهنمایی بسیار زود سپری گردید  و مملو از آموزش های فراوان و عالی بود. 
قبل از ورود به کنگره بابت موقعیت اجتماعی و تحصیلات فکر می نمودم  انسان عقل کل و عاقلی  می باشم  اما  هنگامی که سی دی های استاد امین را گوش نمودم  و متوجه گردیدم  انسان جاهل انسانی است که منیت و ناامیدی و ترس دارد با نگاهی به درون خود فهمیدم آکنده از منیت و ترس و ناامیدی می باشم  و آنجا بود که متوجه شدم، چقدر نادان و جاهل می باشم .
برای این که از این سه حالت خارج گردم سه ضلع مثلث تفکر، آموزش و تجربه را در رأس کار خویش قرار دادم، بایستی پای بر ترس های خود می نهادم و تجربه می نمودم.
هر خدمتی که به من داده شده از پس آن  ترس بسیاری داشتم، اما با تمامی ترس های خویش مقابله نمودم و گام به جلو نهادم، به قول مسافر بزرگوارم که هنگامی که استادی داشتم به مدت یک هفته استرس و نگرانی داشتم و باعث سلب آسایش ایشان و فرزندم می گردیدم، که چگونه در مقابل جمع صحبت نمایم و از این موضوع به شدت ترس داشتم. خدا رو شاکر که از ترس های من کاسته گردید البته برای کم شدن آن زحمت بسیار متحمل گردیدم و هزینه آن را پرداخت نمودم.
بسیار سعی نمودم که در خدمت کمک راهنمایی صادقانه عمل نمایم و تمام نیرو خود را در جهت آن نیز مورد استفاده قرار بدهم.
از تمامی رهجویان عزیز و بزرگوارم حلالیت می طلبم، گاهی به خاطر برخی از رفتار ها به ناچار مجبور به برخورد به گونه ای دیگر بودم زیرا همسفر را مقابل مسافر نه  در کنار مسافر  احساس می نمودم، پس مجبور به تذکر دادن به  او می گردیدم، که مسلما همه ی این تذکرات از روی عشق و علاقه بود. 
قبل از ورود به کنگره فردی بودم که قلب خویش را از سنگ ساخته بود و کسی را دوست نداشت، زیرا در ذهن خویش تصور می نمودم که تمامی انسان ها قصد ضربه زدن و آسیب به من را دارند. با گوش دادن به سی دی شمیر در سنگ دریافت نمودم که بایستی قلب خویش را پالایش نمایم و آن تیغ ها و ضربه ها را آرام آرام از قلب خویش بیرون بیاورم. 
وای بر انسانی که فاقد عشق و محبت باشد، زیرا آن چه باور است محبت است و آن‌چه نیست ظروف تهی است. زمانی که محبتی در دل من نبود و نمی توانستم کسی را دوست داشته باشم بسیار از لحاظ روحی دچار آسیب می گردیدم، در حال حاضر که قلب خویش را پالایش نموده ام و اجازه ورود انسان ها به قلب خویش را داده ام دریافته ام که چه قدر احساس سرخوشی و خوبی نسبت به خویش دارم. 
اگر دیگران را دوست نداشته باشید مسلما خودتان را نیز دوست ندارید. آموزش های کنگره باعث گردید بتوانم تغییرات بسیاری را در خود ایجاد نمایم، اما می دانم که راه بسیار طولانی  در پیش روی خود دارم، چرا که تغییر یک انسان صد ها  سال به طول می انجامد.
پنج سال است که وارد کنگره گردیده ام و چهار سال و دو ماه از آن به خدمت کمک راهنمایی گذشت و لحظات بسیار خوب و پر باری  را در کنار تک تک اعضاء سپری نمودم و با دیدن هر یک از شما از صمیم قلب شاد می گردیدم. 
در کنگره نظاره گر انسان هایی بودم که برای خویش ارزش می گذاشتند و به خاطر تغییر خودشان و تغییر در رفتار و منش خویش  راه های طولانی را در سرما و گرما طی می نمودند و به شعبه می آمدند و این اشخاص از نظر من  بسیار محترم و با ارزش می باشند. 
در مورد درخواست تجلیل با دوست بسیار عزیزی در پارک صحبت نمودم،  ایشان فرمودند؛ هنگامی که جناب مهندس فرمانی می دهند، سعی نمایید اولین نفری باشید که فرمان را اجرا می نمایید و به بقیه کاری نداشته باشید و با این جمله کاملا تکلیف مشخص شد.
سعی نمایید همیشه  در صف اول فرمان برداران قرار بگیرید. محال است که چنین فرمانبرداری از دید عقابان کنگره دور بماند. 
بزرگ ترین رمز موفقیت یک رهجو و یا یک راهنما فقط در فرمان بردار بودن می باشد و این مطمئنا به نفع خود ما می باشد بایستی در مقابل بزرگان خویش فرمان بردار واقعی باشیم و از کلمه چشم استفاده نماییم هیچ گاه نگوییم چرا؟؟و روابط خویش را در حد سلام و والسلام ادامه دهیم. 
  خداوند را شاکرم هنگامی که به رهجویان خویش پیشنهاد فرمان برداری دادم آنان نیز حرف شنوی داشته و عمل می نمودند. 
سپاس گزارم از خانواده بزرگوار جناب مهندس، خانم آنی، خانم شانی، خانم آنی کماندار و جناب استاد  امین که هر چه فرا گرفتم از سی دی های استاد امین بود که با چه ظرافت خاصی مداوای درد های عمقی بودند که در وجود من رخنه نموده بود و مرا با خویش روبه رو نمودند. 
سپاس گزارم از اسیسنت محترم شعبه خانم ندا و از ایشان کمال سپاس و تشکر را دارم که از مسیر دور بر سر من منت نهادند و برای تجلیل اینجانب آمدند، از ایشان بسیار آموزش فرا گرفته ام که با حس دلسوزی و اخلاص بی حد و حصر خدمت می نمایند، بایستی قدر دان چنین  عزیزانی باشیم که با وجود عدم دریافت وجه و تحمل سختی مسیر را طی نموده  تا خدمت خلق نمایند، در بیرون از کنگره اگر توصیف چنین خدمتی را نمایید، شاید برایشان غیر قابل درک و حتی خنده آور باشد، اما در کنگره این خدمات یک مزیت به حساب می آید، نتیجه این خدمات آرامشی است که در حال حاضر در زندگی خویش می بینیم.
سپاس گزارم از راهنمایان بزرگوارم خانم ندا و خانم نرگس که مدت زیادی در محضر این عزیزان نبودم، اما توانستم تا حدودی آموزش هایشان را فرا بگیرم. امیدوارم در هر کجا می باشند سلامت و موفق باشند. 
سپاس گزارم از مسافر عزیز و بزرگوارم که بسیار حامی و پشتیبان من در تمامی مراحل بودند و زمانی که حال درونی من بسیار به هم ریخته بود ایشان اصرار بر آمدن من به کنگره داشتند و تاکنون حامی و پشتیبان بسیار خوبی برای گذراندن  خدمت ها برای من بوده اند، زیرا شاهد تغییرات مثبت من در زندگی بودند. 
سپاس گزارم از تک فرزند بسیار خوب پسر عزیزم، که زمان های بسیاری ایشان را به تنهایی در منزل می گذاشتم و به کنگره می آمدم و همیشه دلم استوار و محکم  بود که وقتی برای فرزندان دیگران به کنگره می آیم خداوند نیز حافظ فرزند من نیز می باشد. 
سپاس گزارم از مرزبانان دوره قبل و دوره ی کنونی و از آنان تشکر می نمایم. 
سپاس گزارم از همکاران عزیز و بزرگوارم که با شال های نارنجی خویش در کنگره می درخشند و با وجود این دوستان در محضرشان انرژی و آموزش دریافت می نمایم. 
سپاس گزارم از تمامی اعضاء لژیون یکم که بسیار حمایت نمودید و فرمان برداران خوبی بودید و آموزش های بسیاری را در جمع شما رهجویان عزیز و بزرگوار دریافت نمودم، امیدوارم در هر جا که هستید موفق و موید باشید و به این جایگاه ها دست یابید و مطمئن باشید جایی به غیر از کنگره نمی تواند شما را تغییر دهد و آرامش را به زندگی شما هدیه نماید.


اهدای لوح تقدیراز طرف بنیان کنگره 60 آقای مهندس به کمک راهنمای محترم خانم آمنه 




اهدای لوح سپاس از طرف اعضائ لژیون یکم به کمک راهنمای محترم خانم آمنه






























































































دعای کنگره 60



نویسنده: همسفر زهرا ف

عکاس : همسفر لیلا ن و همسفر سمیه از لژیون دوم

آپلود تصاویر: همسفر فاطمه از لژیون چهارم

تنظیم و ارسال : همسفر لیلا ن

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات خصوصی همسفران، روزهای دوشنبه، مناسبت ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مائده شعبه سهروردی سه شنبه 31 تیر 1399 21:03
تبریک خدمت خانم آمنه عزیز، امیدوارم این پایان زیبا، شروع مسیر زیباتری برایتان باشد و با موفقیت، جایگاههای بالاتر رو تجربه کنید.
همسفر فاطمه ل ششم شنبه 28 تیر 1399 01:35
خداقوت وتبریک عرض میکنم خدمت خانم آمنه
عزیز.امیدوارم تا ابد همچون ستاره ای پرنور در آسمان کنگره شصت بدرخشید.
مسافر سعید موسوی لژیون نهم سهروردی جمعه 27 تیر 1399 21:48
عرض خدا قوت خدمت راهنمای پر تلاش وساعی سرکار خانم آمنه ،شما نماد شایستگی هابوده وهستید بابت تمام زحماتی که آموزش همسفران ویژه همسفر بنده متحمل شدید کمال تشکر وقدر دانی را دارم شما همان چشمه جوشانی هستید که به بحر واقیانوس میرسد ایام بکامتان وخوش بدرخشید وتشکر از تمامی خدمتگذاران شعبه امین گلی.
جمعه 27 تیر 1399 16:42
خانم آمنه عزیزم تبریک تبریک تبریک
بهترین های خداوند را براتون آرزومندم.
بابت تمام خدمت های عاشقانه و خالصانه شما تشکر و خداقوت.
خوشحالم برای شما که بسیار زیبا درخشیدید و رهجویانی مانند خود را هم با انوار خود درخشان کردید.
همسفر مهری شعبه سهروردی پنجشنبه 26 تیر 1399 15:03
ممنون بابت زحمات خواهر لژیونی های عزیز برای برپای جشن با شکوه
ممنون از اسیسنت محترم خانم ندا از صحبت های شما آموزش گرفتم روز خیلی با شکوهی بود در کنار شما
تشکر از مرزبانان عزیز خانم شهلا و خانم فریبا
تشکر از کمک راهنمایان شعبه
تشکر و خدا قوت ویژه خدمت کمک راهنمای عزیزم سرکار خانم آمنه که آموزش های نابی را در اختیار بنده حقیر قرار دادند انشاالله که خداوند پشت و پناه شما باشد و همیشه و هر کجا که هستید در صحت و سلامتی باشید
روز خیلی خوب را در کنار شما بود
همسفر زهراع پنجشنبه 26 تیر 1399 13:08
با سلام خدمت تمامی دوستان محبت
وخدا قوت به استاد نگهبان و دبیر جلسه
ویک خداقوت ویژه خدمت کمک راهنمای محترم سرکار خانم امنه عزیز بابت چهار سال خدمت صادقانه.
امیدوارم در ادامه مسیر موفق وپیروز باشید.
تشکر از خانم لیلا وخانم سمیه عزیز بابت عکس های زیبا
همسفر فریبا پنجشنبه 26 تیر 1399 00:04
خدا قوت خدمت نگهبان و دبیر و استادگرامی خانم ندا عزیزم از سخنان شما آموزش گرفتم
خداقوت خدمت خانم آمنه عزیزم بخاطر چهار سال خدمت صادقانه شان امیدوارم در جایگاه های بالا تر بدرخشد
خداقوت خدمت خدمت گذاران سایت
همسفر فاطمه الف لژیون پنجم چهارشنبه 25 تیر 1399 18:31
عرض سلام و خداقوت خدمت همه خدمتگذاران بسیار عالی خداقوت به همه عزیزان به ویژه خانم لیلای عزیز و خانم زهرا و خانم فاطمه ط
حمید لژیون ۶ چهارشنبه 25 تیر 1399 16:49
خداقوت خدمت کمک راهنمای عزیز خانم آمنه.انشالله در ادامه مسیر موفق و سربلند باشید.
همسفر مرضیه لژیون چهارم چهارشنبه 25 تیر 1399 16:05
سلام خدمت همه دوستان خدا قوت تبریک به خانم امنه عزیز خیلی انرژی گرفتم از دیدن عکسها وخواندن مطالب. سپاس.
همسفر لیلا لژیون 2 چهارشنبه 25 تیر 1399 15:34
سلام وعرض خداقوت خدمت خانم آمنه بابت چهارسال راهنمایی موفقشان در تربیت رهجویان خوب وخداقوت خدمت خانم سمیه وخانم لیلا بابت عکسهای قشنگشان .
همسفر فاطمه لژیون 4 چهارشنبه 25 تیر 1399 15:16
سلام و خداقوت خدمت همگی خدمت گذاران سایت و خانم لیلا عزیز این جشن رو به خانم آمنه عزیز تبریک عرض می کنم. شاد و پیروز باشید.
همسفر زهره راهنمای تازه واردین چهارشنبه 25 تیر 1399 14:22
خداقوت به خانم لیلا وخانم سمیه و خانم فاطمه عالی بود
همسفر فهیمه از لژیون اول چهارشنبه 25 تیر 1399 14:19
با تشکر از همه هم لژیونی های عزیزم بابت این جشن زیبا و تشکر و تبریک ویژه خدمت خانم آمنه عزیزم انشالله باز هم از برکات وجود شما در کنگره بهره مند باشیم و بهترین ها را برای شما آرزو میکنم
همسفر رویا ل سوم چهارشنبه 25 تیر 1399 12:40
عرض سلام خدمت همسفران عزیز.این جشن را به خانم آمنه عزیزم تبریک میگم .ممنونم از زحمات شما .همیشه از شما آموزش می گرفتیم.دوستون داریم.انشاالله موفق پسر بلند باشین
همسفر سمیرا شعبه شبخ بهایی چهارشنبه 25 تیر 1399 12:22
تشکر از تهیه کنندگان گزارش
تبریک وخدا قوت خدمت خواهر هم لژیونی عزیزم خانم آمنه امیدوارم برکت خدمتهای صادقانه شما در زندگیتان جاری باشد همیشه از شما آموختم در جایگاههای بالاتر شما عزیز را ببینم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic