خدمت در کنگره مثل قطرات آبی است که انسان را به چشمه جوشان تبدیل می کند.
شنبه 4 مرداد 1399 ساعت 08:12 | نوشته ‌شده به دست همسفر صدیقه L6 | ( نظرات )
جلسه چهارم از دور بیستم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی امین گلی با استادی کمک راهنمای محترم مسافر بهزاد و نگهبانی  مسافر مجید  و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه اول «وادی یازدهم و تدثیر آن روی من » و دستور جلسه دوم «جشن تولد یک سال رهایی راهنمای تازه واردین مسافر حمید» روز پنجشنبه 2 مرداد ماه سال 99 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.



لطفاً به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.....

سخنان استاد محترم :

 در ابتدا خدای مهربان را سپاسگزارم بابت فتح و پیش پا گذاشتن کنگره ۶۰ و راه حلی که به نجات انسانها در این برهه زمانی منجر شد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این متد و روش را در اختیار دیگران گذاشتند. تشکر از دیده بانان که واقعاً برای کنگره ۶۰ تلاش و کوشش می کنند. در آخر هم از کلیه پیشکسوتان اصفهان که ثابت قدم ایستادند و تلاش کردند تا شعب این چنین قوی در کل ایران شعب اصفهان را می توان گفت قوی ترین شعبه ایران است که حرف برای گفتن دارد از لحاظ تعداد و آمار رهایی ها که هر هفته در سایت اعلام می گردد . از آنهایی باید تشکر کنیم که اول و فونداسیون را محکم و زیبا چیدند و در اختیار سایرین قرار دادند.

در رابطه با دستور جلسه که وادی یازدهم است جناب مهندس در سی دی ها به زیبایی توضیح داده اند و آموزش ها و درس ها را داده‌اند و جای صحبتی برای امثال بنده نمی گذارند اما تجربیاتی است از تک تک درمان شدگان کنگره ۶۰ که می‌توانند در اختیار سایرین بگذارند تا آنها هم مثل چراغ راه از آنها استفاده کنند.

وادی یازدهم می گوید : چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می رسند‌. آقای مهندس در کل آموزش ها از وادی اول تا جزوات از مثال های زیبا استفاده می کنند .از آیات کلام الله مثال های تصویری و ذهنی که برای ما می آورند و مسئله را می شکافند .در این جا انسان را تشبیه به چشمه جوشان کرده‌اند اینکه فرمودند: انسان باید تبدیل به چشمه جوشان شود با چه فرمولاسیونی باید تبدیل به چشم بشویم من در این مورد خیلی تعامل کردم و با تجربه چند ساله که در کنگره دارم این موضوع به سه نکته ختم شد ۱. دوری از ضد ارزش ها ۲. خدمت کردن در کنگره ۳. علم و آموزش

خدمت کردن خیلی مهم است اگر امروز ما شاهد حال خوش دوستان هستیم که به کنگره آمدند به دلیل ماندن و خدمت کردن آنها در کنگره بوده است و به گفته جناب مهندس، ضبط صوت نشدند؛ که آموزش ها را کنار بگذارند بلکه آن علم را به مرحله ظهور رساندند. چیزی که آن شخص را به مرحله اعلا می رساند و آن را به دیگران منتقل کند این می شود خدمت کردن ؛ در کنگره ۶۰ این خدمت می تواند در هر کجا باشد. یک مهماندار می تواند آموزش بزرگی به دیگران بدهد. مهم نیست در چه جایگاهی باشیم ؛ مهم این است که بدانیم خدمتی که به ما داده می شود را باید باز پرداخت کنیم. 

متاسفانه خدمت در شعب کمرنگ شده و کسانی که سفرشان تمام می‌شود و درمان می‌شوند؛ خداحافظی می‌کنند و قطعاً نتیجه آن را در زندگی می بینند اما کسانی که می ایستند و خدمت می کنند و آموزش ها را به مرحله ظهور می رسانند مثال آن کسی که می‌گوید قطره چون وصل به دریا می شود ؛ دریا شود .


خدمت در کنگره ۶۰ مثل قطرات آبی است که انسان را به چشمه جوشان تبدیل می کند و بعد به بحر و دریا متصل می شود . جناب مهندس قضیه ارتفاع و اختلاف پتانسیل را در سی دی توضیح دادند و فرمودند: اگر اختلاف پتانسیل نباشد اصلاً حرکتی در کل هستی جاری نمی شود. من مسافر در سفر اولم اگر بخواهیم علمی و کلاسیک صحبت کنیم شاید متوجه نشویم اما همین که در سفر اول علمی و آموزشی که می گیرم را عملی کنم این یعنی پر کردن ذره ذره این چشمه که چشمه به گفته جناب مهندس به سه نوع تقسیم می شود .۱.چشمه زلال ۲. چشمه خنثی ۳.چشمه زهراگین اینکه من کدام رگه را در این جریان چشمه به حرکت در بیاورم دست خودمان است می‌توانیم ؛آموزش بگیرم و تبدیل به یک انسان ارزشمند بشویم .


جناب مهندس فرمودند: هیچ گاه کسی که به دنبال استعمال مواد می‌رود قطعاً نمی تواند آب زلالی را تحویل رود خروشانش بدهد و این جا در مقابل آقای مهندس بحث فاضلاب‌های خروشان و باتلاق های جوشان را مطرح کردند پس این بسته به خودمان دارد که یک چشمه با آب زلال که هم قابل استفاده برای خودم و هم برای دیگران باشیم. 

در اطراف اصفهان چشمه سار هایی است که انسان با خوردن یک لیوان از آن آب لذت می برد و در نقطه‌ای دیگر فاضلابهای وجود دارد؛ که اگر از کنار آن عبور کنیم تا یک هفته حال ما بعد می‌شود؛ دقیقا حال و روز تک به تک انسانها در این وادی مثال زده شده است. این دست خود شخص است که انتخاب کند آب زلال باشد یا چشمه زهرآگین یا چشمه خنثی و به هیچ دردی نخورد .این دو چشمه طرف منفی قضیه و چشمه زلال طرف مثبت قضیه است. مثبت یا منفی بودن چشمه باید وجود داشته باشد .اضداد برای تکامل لازمه کار هستند و باید باشند ؛ اگر نبودند دنیا به هیچ سمتی حرکت نمی کرد ؛ که بخواهد جدال بین اضداد را ببیند.

 پس زیبایی این قضیه به همین موضوع است که انسان تلاش کند که در کدام ناحیه یا سپاهی بخواهد شمشیر بزند .سپاه کفر، سپاه ظلم، سپاه مواد مخدر و افیونی یا سپاه روشنایی و مثبت پس به این نکته باید خیلی توجه داشته باشیم انشاءالله از وادی یازدهم یاد بگیریم چطور آب زلال چشمه جوشان باشید و به بحر و اقیانوس ملحق شدیم.


دستور جلسه دوم
 تولد اولین سال حمیدرضا عزیز است بنده این تولد زیبا را خدمت بنیان کنگره ۶۰ و کلیه اعضای کنگره تبریک عرض می کنم. تولد خدمتگزار ارزنده و راهنمای تازه واردین که به این درجه از خدمت نائل شدند را به فال نیک می گیرم. حمیدرضا خودش می داند و خودش با آن حال خرابش، با آن تفکرات مسموم که به هیچ صراطی مستقیم نبود ؛ کاملاً از سمت دیگری حرکت می کردند و ما از سمت دیگر؛ آنقدر کنتاک ها زیاد شد که چندین بار تصمیم گرفت لژیون خود را عوض کند و من هم هر بار می گفتم خدا پشت و پناهت باشد. این ها ایراد نیست امروز که گفته می شود برای زیبایی کار است که آدم متوجه شود از کجا به کجا آمده و یادآوری لباس ایازاست وگرنه امروز خیلی متین و آرام و با تعادل در جایگاه خود خدمت می کند.

 نکته مثبتی که داشت سی دی ها را با دقت می نوشت.هر چه قدر حالش خراب بود اما هیچ وقت بدون سی دی سر لژیون حاضر نمی شد. یک مدتی که از سفر ایشان گذشت ، مطلب کنگره را گرفت و به جای ۳ تا سی دی که در لژیون مطرح می شد ایشان ۶ سی دی می نوشت . من برای درمان سیگار خیلی حساس هستم به بچه های لژیون بعد از دو ماه که وارد می شوند می گویم اگر می خواهید درمان شوید باید پرونده سیگار را ببندید چون نکته مجهوله بچه هایی که به تعادل نمی‌رسند و حالشان خوب نمی شود به خاطر دو شاخه جهل است که در دست دارند (سیگار) حمیدرضا در طول درمان یک مشکل گوارشی پیدا کرد و هرچه پیش من شکایت می کرد و درد داشت من می گفتم سیگار را درمان کن تا این‌که قبول کرد و به لژیون سیگار رفت. 

زمانی که به لژیون سیگار رفت نیروهای شیطانی رهایش نکردند اما با سماجت خیلی زیبایی که به کار داد ؛که این زمان سماجت محصول آموزش ها و سی دی‌های بود که مستمر می‌نوشت و متوجه شد باید آموزش ها را اجرایی کند.یک برهه زمانی که گذشت به یک تعادل نسبی رسید آرامشی برقرار شد و با آن همه مشغله کاری که داشت تلاش کرد برای و با سعی و کوشش در آزمون کمک راهنمایی تازه واردین قبول شد و خداوند این لطف را به ایشان کرد که بماند و خدمت کند. این تولد زیبا را خدمت اعضای کنگره و خدمتگزاران شعبه امین گلی تبریک می گویم. همچنین به خود آقا حمید و خانواده‌اش تبریک می گویم. انشاالله مستدام و پایدار باشد و آن نظم و انضباط و ادبی که در طول سفر گرفت و در خدمتش اجرا می کند؛ در زندگی باعث پرواز سایر درجات و جایگاه زندگی‌اش شود انشاالله هر چقدر خیر است خداوند برایش مسئلت کند و در زندگی اش جاری شود. 


مشارکت ها








قانون 11


پیام مرزبانی و اعلام کمک راهنمایانی که ظرفیت پذیرش رهجو دارند.




رهایی های روز چهارشنبه 99/05/1



بعد از رهایی ها تولد یکسال رهایی مسافر حمید را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم.



اعلام سفر مسافر حمید رضا :
آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، مدت ۱۲ ماه و ۲۳ روز به روش DST و داروی شفا بخش OT سفر کردم به راهنمایی راهنمای بزرگوارم آقا بهزاد جلالی، رهایی ۱ سال و ۲ ماه و در ادامه وارد لژیون وایت شدم با بیش از ۱۴ سال تخریب برای آن هم ۱۱ ماه سفر کردم به راهنمایی راهنمای بزرگوارم آقا سعید محسن رهایی ۷ ماه و رشته ورزشی والیبال. 





آرزوی مسافر حمید:
آرزوی اولم ساخت آکادمی هست که انشالله به زودی ساخته می شود و آرزوی دومم هم  انشا الله با کمک همدیگر یک شعبه بزرگتر برای خودمان بخریم 


سلام دوستان حمیدرضا هستم یک مسافر :
ممنونم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که چنین بستری را برای افرادی مثل من فراهم کردند.
اصلا گفتن ندارد که روز اول با چه حالی وارد کنگره شدم و الان ۱ سال است که هیچ موادی به کمک آموزش های کنگره مصرف نکرده ام.
تشکر می کنم از آقا بهزاد جلالی که واقعاً بنده را تحمل کردند. الان منت سر من گذاشتند و فقط کمی از مشکلات من را در مشارکت خود گفتند. من خیلی ایشان را اذیت کردم و فقط می خواهم که مرا حلال کنند، باز هم از ایشان تشکر می کنم. امیدوارم بتوانم با خدمت که می دانم خدمت کردن من؛ آرزوی ایشان است چون مسافر فقط با خدمت کردن می تواند از راهنمایش تشکر کند.

همان طور که آقا بهزاد گفتند : وجود این تولدها بسیار خوب است‌ چرا که من اصلا یادم رفته بود . کنگره این قدر خوب است که به گفته ی آقای مهندس نیاز به تلاش بیش از حد نیست. از وقتی رها می شویم ۵ یا ۶ ماه که می گذرد همه چیز یادمان می رود. این که کجا بودیم یا این که مدل سیگارمان چه بوده است؟ خود من باید خیلی فکر کنم تا ببینم مدل سیگارم چه بوده است. الان با پیش آمدن تولد یادم آمد از کجا به کجا رسیدم ( همین که در این جایگاه نشستم و یک سال است از خیلی چیز ها رها شدم ).

زمانی که وارد کنگره شدم با یکسری اعتقادات آسمانی و ملکوتی و پر از ادعا و منیت بودم. در اول ورودم چیزی از کنگره نمی فهمیدم ؛ می خواستند من را به همراه آقای جعفر براتی که رهجوی آقا ابراهیم راهنمای لژیون دوم بودند و جا دارد در اینجا یادشان کنیم به کمپ ببرند. ایشان منت گذاشتند و گفتند ۱ هفته به من مهلت بدهید. من هم خیلی از درد و خماری می ترسیدم.

به کنگره آمدیم و در گوشه ای نشستیم که یادم رفته بود و امروز مجدداً به خاطر آوردم. همان‌طور هم که آقا مجید گفتند علاقه ای به ترک مواد نداشتیم. وقتی در لژیون تازه واردین نشستیم و از سیستم x و تمام شدن وسوسه گفتند دیگر تصمیمم را گرفتم و گفتم امشب دیگر تمامش می کنم و خدا را شکر که ماندگار شدیم. 

یکی از صحبت های آقای حکیمی دیده بان محترم را برایتان بگویم که برای سفر اولی ها هم بسیار خوب است؛ هر کس خیلی خوب سفر کند مطمئن باشد که شیطان کمر همت را می بندد. خود من در سفر اول مشکلات زیادی داشتم و از آقای حکیمی شنیده بودم که کسی که در سفر اول مشکلات زیادی برایش پیش می آید؛ یعنی خوب سفر می کند یا این که راه درست را می رود. 

من سی دی می نوشتم ولی خوب سفر نمی کردم تا این که سی دی ها یک جایی به دردم خورد . ۶ یا ۷ ماه سفر می کردم ولی همش OT پایین و بالا می آمد ولی مطمئن هستم یک چیز مرا نگه داشته بود. به بچه هایی که می شناسم می گویم که سیگار نکشید. تا بالاخره ۶ یا ۷ ماه گذشت و وارد لژیون وایت شدم. از روزی که سیگار نکشیدم تازه فهمیدم درمان به چه معنایی است .OT و سیستم x چه معنایی دارند ( من درکی از درمان در کنگره ۶۰ نداشتم ). خدا را شکر یک ماهی حالم خیلی خوب شد تا گذشت و شیطان و وسوسه اش به جانم افتاد. 

تا این که آقا سعید محسن گفتند: یک ماه سیگار مصرف کنم ؛ من هم به مصرف قرص دیفلوکسینات افتادم. مسئله این است که ناشکری می کردم ؛ حالم خوب شده بود ولی قدرت بخشش را نداشتم زمانی که قانون ۱۱ اجرا می شد و سبد جلوی من می آمد ۲ هزار تومان بیش تر در سبد نمی گذاشتم و راز بخشش را نفهمیده بودم و بعد از مدتی خودم متوجه این موضوع شدم. از روز قطع سیگار پله های درمان و ترقی جلوی من‌ باز شد. از آن روز ، هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم؛ گویی روز تولدم است. امروز در آرایشگاه و سر کار ۳ نفر از من پرسیدند: آیا مشروب می خوری و در فامیل هم همه می گویند :حمید مشروب می خورد که این قدر انرژی دارد در صورتی که به برکت کنگره ۶۰ و به کمک آقای مهندس و آموزش ها و راهنمایی آقای سعید محسن سیستم x و مشروب درونی من فعال گردیده است. 

اگر قرار بود سیگار بکشم الان در این جایگاه قرار نداشتم. باید به یاد بیاوریم چه کسانی برای این کار زحمت کشیدند. در ابتدا شعبه ۳ لژیون بیشتر نداشت یکی آقای نادر اسدی که من در برابرشان تعظیم می کنم، آقای امیر حسین ساسانی و آقا ابراهیم موحدی که ایستادند و شعبه را به دست ما رساندند.
از حضور همگی ممنون و سپاسگزارم . انشاءالله بتوانم رهایی بچه های سفر اولی را ببینم. زمانی که در لژیون تازه واردین می نشینم به بچه ها می گویم و فقط همین آرزو را دارم نه همسفر می خواهم و نه پول فقط می خواهم ۱۰ ماه دیگر شما رها شوید و شما را در جایگاه های بالاتر بینم . آرزوی قلبی من است آکادمی برپا شود و انشاءالله شعبه ی ما هم بتواند بعد از چند سال مکانی از خودش داشته باشد. انشالله از بچه های خمینی شهر هم به کنگره می آیند ؛ شاید مشکل از من است من هنوز نتوانسته ام آن ها را قانع کنم.

دریافت هدا یایی ارزشمند از طرف آقای مهندس به مسافر حمید


اهدای هدایای از طرف مسافر حمید به مهندس حسین دژاکام
































نویسندگان : همسفر صدیقه و همسفر منصوره از لژیون ششم

عکاس: مسافر مجید

تنظیم و ارسال: همسفر لیلا ن


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: جلسات عمومی(مسافران و همسفران)، پنج شنبه، جشن تولد،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سعید طائبی پنجشنبه 9 مرداد 1399 01:18
بسیار عالی و لذت بخش بود حستون و صحبتها به دلم نشست. تبریک به حمید عزیز و راهنمای خوبشون.
با ارزوی جایگاههای بالاتر
موفق باشید
حسن کدخدایی شنبه 4 مرداد 1399 18:05
خدا قوت به استاد جلسه اقا بهزاد عزیز از سخنان خوب شما لذت بردم
تبریک میگم به حمید عزیز
مجتبی L5 شنبه 4 مرداد 1399 17:18
سلام و تبریک به اقا بهزاد و اقا حمید گل برای یکسال رهایی اقا حمید
انشاا.. که هرروز بهتر از دیروز در مسیر یاری رساندن به دیگر انسانها خوش بدرخشید
و ثمره ان را در زندگی خود دریافت کنید
همسفرفاطمه الف لژیون پنجم شنبه 4 مرداد 1399 11:55
با سلام و عرض تبریک خدمت آقا حمید انشاالله در ادامه از خدمتگذاران در کنگره پایدار بمانید و تشکر ویژه از استاد جلسه آقا بهزاد بسیار از صحبتهاتون استفاده کردم و آموزش گرفتم
وخداقوت به خدمتگذاران سایت امین گلی
مجید خالویی ۵ شنبه 4 مرداد 1399 08:59
سلام و تبریک خدمت راهنمای گرامی آقا بهزاد و آقا حمید دوست داشتنی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات