عقل سالم، فرمانده است.
چهارشنبه 15 مرداد 1399 ساعت 22:34 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه 8 | ( نظرات )
خلاصه سی دی های وادی ششم بخش اول و دوم

به قلم همسفر زهرا از لژیون هشتم


لطفاً به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

سلام دوستان زهرا هستم همسفر:
همه ی ما فکر می کنیم، عقل در مغز است. اگر قرار باشد جایگاه عقل، مغز باشد افرادی که فوت کرده اند؛ همه فاقد عقل و حافظه و همه چیز بوده اند چون با مرگ مغزشان از بین رفته است پس کسی که فاقد عقل باشد، انتظار داشتن از او یا صحبت کردن با او یک چیز غلطی است در صورتی که ما اعتقاد داریم، که با مرگ، عقل از بین نمی رود. وقتی که ما خواب می بینیم اطلاعات بیداری در ما وجود دارد، ولی دسترسی به آن نداریم یا برعکس موقعی که بیدار هستیم، اطلاعاتی که در خواب برای ما اتفاق افتاده به خاطر نمی‌آید ولی درونمان ذخیره شده است و هر انسان یک روز می تواند به آن برسد.

همه ما انسان ها کارهایی را که خوب یا بد هستند، می دانیم. مهم اجرا کردن کارهای خوب می باشد، که آن اجرا شود یا نه. اجرا کردن همیشه به فرمان عقل، نزدیک شدن است و فقط دسترسی به کائنات نیست، یا صحبت کردن با اولیا و انبیا و... . از همین کارهای جزئی، مثلاً: حمام رفتن، جوراب شستن، زباله بیرون گذاشتن و... شروع می شود تا کارهای دشوارتر.
تمام چیزهایی که عقل دستور می دهد منطقی و درست است، شما اجرا می کنید، این فرمان عقل است. امید است به روزی برسیم، که چیزهایی را که می دانیم غلط نیست و درست است انجام دهیم و به فرمان عقل نزدیک شویم.
درختان، گیاهان و حیوانات همه دارای تفکراتی هستند مثل درختی که جلوی آن را دیوار بکشند بعد از مدتی می بینیم که خودش را به طرف نور و روشنایی کشیده است این فرمان عقل است یا مورچه ها که در زیر زمین خانه می سازند.

عقل آغاز و پایانی ندارد؛ ما نمی توانیم بگوییم عقل ما از چه زمانی شروع شده و یا عقل کامل داریم؛ هیچ موقع ما نمی‌توانیم بگوییم، ما همه چیز را می دانیم و عقل ما کامل شده است و پایان یافته است. فکر می‌کنیم از تولد مادر شروع شده است ولی عقل از تولد مادر نیست و از قبل از تولد هم وجود داشته و هر فردی که به دنیا می‌آید با فرد دیگر فرق می‌کند و ما نمی‌دانیم عقل از چه چیزی تشکیل شده است؟ از اینکه ما خودمان را در خواب می بینیم، جنس ما از چیست؟ نمی دانیم ازچه موادی تشکیل شده است؟ ولی عقل هر چه باشد، از گوشت و پوست و استخوان نیست برای همین است که فنا ناپذیر است چون اغلب با مرگ همه چیز از بین می‌رود.
پس مغز جایگاهی هست برای عقل است، مثل زبان که وسیله ای برای چشیدن و سخن گفتن است،  زبان فقط وسیله ای برای چشیدن نیست چون حس چشایی فرق دارد، وقتی چیزی را می خوریم  مزه ی آن به سیستمی می رسد که تشخیص می دهد که تند است یاشور، یا چشم ما خودش نمی بیند، گوش ما خودش نمی شنود، آن ها وسیله هستند؛ چون قسمتی هست که در صور پنهان قرار دارد که باعث می شود ما ببینیم یا بشنویم یا گوش بدهیم.

جنگ و نبرد میان عقل و نفس اماره است که در مقابل هم قرار گرفته اند. یک روز انسان تصمیم می‌گیرد که ناامید نباشد ولی یک لحظه یک موقعیتی برای او ایجاد می شود که یک کار ضد ارزش را انجام بدهد و همان لحظه یک بخش می گوید رها کن، مرگ خیلی بهتر از زندگی است، من هیچ موقع خوب نمی شوم، صد در صد خوب نمی شوم، زندگی سراسر پوچ و بی مفهوم است و هیچ ارزشی ندارد، آخرش هم مرگ است و ما را به اعماق ناامیدی و سیاهی فرو می برد و واقعاً روز به روز بدتر هم می‌شود؛ یک صدایی می شنویم که می گوید: ناامید نشو، همه چیز همیشه سیاه نخواهد ماند،  اوضاع تغییر خواهد کرد، امیدوار باش، صبر کن، تلاش کن.
صدایی که به ما می گوید ناامید نباش، صبر کن، تلاش کن و ما را همیشه به کار خوب دعوت می کند؛ صدای عقل ما است. ما همیشه می گویم خداوندا! ما را به فرمان عقل نزدیک فرما و صدایی که ما را ناامید می کند و می گوید: رهایش کن، دنیا همین دو روز است و کاری  می‌کند که انسان دست به خودکشی بزند؛ نفس اماره است که انسان را به بدی ها و ضد ارزش ها دعوت می کند پس به این نتیجه می‌رسیم که دشمن زیرک قوی ما که در مقابل عقل قرار می‌گیرد نفس اماره است.

اگر ما جسم خودمان را به یک کشور  یا یک سرزمین تشبیه کنیم مثل این است که در یک کشور بسیاری از انواع و اقسام انسان های صالح و شایسته و اقوام وحشی، آدم‌های تحصیل کرده،  آدم‌های زحمتکش و... وجود دارد. پس وقتی خودمان را به یک کشور تشبیه کنیم، قانون و مقرراتی هم در آن کشور است؛ شورا، رئیس‌ جمهور و حاکم در این کشور وجود دارد که حاکم  شهر وجودی ما، عقل ما است. که  فرمان هایی به او داده می شود. اگر خوب و به طرف ثواب بود، اجرا می‌کند و اگر بد  و غیر معقول بود، اجرا نمی کند. بعضی اوقات هم ممکن است بر اثر اطلاعات غلط که به او داده می شود تصمیم های غلط بگیرد ولی حاکم بزرگ شهر ما که عقل نام دارد هیچ موقع بدی کشور خودش که جسم ما باشد را نمی خواهد.

سه عامل در بدن وجود دارد که باعث بیماری ما می‌ شود:
۱- کم تحرکی: باعث می شود غذاهایی که ما خورده ایم، سوخت نشود و در بدن ذخیره شود و این جذب نشدن غذا باعث ذخیره شدن چربی و قند و غیره می‌شود.
۲- بلد نبودن غذا خوردن و خوردن غذاهای فست ‌فود و غذاهای مانده است، غذا باید حتما تازه باشد. غذا هایی که در فریزر نگهداری می شود به مدت طولانی ۶ یا ۹ ماه، قوطی های کنسرو که به مدت های طولانی سه سال تا پنج سال که مواد نگهدارنده به آن ها می زنند؛ این ها باعث کولیت روده بزرگ، خراب شدن دستگاه گوارش، خراب شدن معده و... می شوند. ازخوردن قرص های ویتامین که می توانیم باخوردن غذا جبران کنیم، بپرهیزیم. مثل خوردن ویتامین c که می توانیم با خوردن لیمو ترش وپرتقال جبران کنیم.
۳- استرس: باعث پیری زودرس می شود و از ناامیدی، زیاده طلبی، انتقام جویی، افکار بد، که باعث بیماری هایی مثل سرطان، ناراحتی قلب، چند بیماری که در اثر بیماری خود بزرگ‌ بینی به وجود می آید که این خودش یک نوع بیماری است.

چطور می توانیم خودمان را ازدست نفس اماره نجات بدهیم و به دست نفس لوامه و سرزنش کننده بسپاریم، به آرامی و بدون جنگ و خونریزی می‌توانیم این کار را انجام بدهیم. مثلاً مسئله اعتیاد را یک مرتبه نمی توانیم درمان کنیم، یک شب نمی‌توانیم یک فردی که اصلاً سواد ندارد را باسواد کنیم یا کسی که انگلیسی بلد نیست وادار به انگلیسی صحبت کردن کنیم. پس حتماً باید دانایی  باشد؛ کم کم و آرام آرام چون نفس اماره نیز خودش خسته شده و پر از استرس است و کشوری که پر از به هم ریختگی است را دیگر نمی تواند و نمی خواهد اداره کند.
وقتی انسان از طرف نفس اماره به طرف نفس لوامه می‌رود، مدام به او دستور می دهند به طرف کارهای ضد ارزش برود، که همه چیز در آن است. همه ی کارهای خلاف و غیر معقول، ولی روزی نفس لوامه یا نفس سرزنش کننده به سراغ او می‌آید، او را از کار ضد ارزشی که انجام داده است، پشیمان می کند که چرا فلان کار بد و خلاف را انجام داده ای؟ چرا فلان کار ضد ارزش را انجام داده ای و پشیمان می شود که این همان وجدان است. وقتی ما می خواهیم از این مرحله که هستیم به مرحله بالاتر یعنی نفس مطمئنه برسیم، بلافاصله ناامیدی به سراغ ما می آید که جلوی ما را بگیرد؛ می گوید: حالا خوش باش، حالا تا بعد، زندگی همین دو روز است، اشکال ندارد اصلاً ما باید برای چه زنده بمانیم و زندگی کنیم. انسان را حتی به طرف خود کشی می برد و هرچه نیروهای منفی و افکار منفی وجود دارد به طرف انسان کشیده می شود یا می‌گوید: این کار که اصلاً درست نیست من که از اول شانس نداشتم حالا هم ندارم. خلاصه آدم وقتی می‌خواهد از این پروژه وارد پروژه بعدی بشود تمام نیروهای منفی می آیند و شدیداً جلوگیری می کنند و حتی بعضی اوقات شرایط بسیار خوبی برای ادامه دادن کارهای ضد ارزش برایش ایجاد می‌کنند و به شدت جلوی او را می‌گیرند و نمی‌گذارند وارد نیروهای مثبت بشود.

از طرف دیگر هم نیروهای مثبت به همین راحتی او را راه نمی‌دهند و می گویند: اول باید امتحان بدهی تا قبول کنیم پس دو جا درگیری داریم؛ یکی نیروهای منفی که نمی گذارند به سمت نیروهای مثبت برویم و دیگری نیروهای مثبت که نمی‌گذارند به این راحتی وارد سیستم‌ آن ها بشویم و ما را به این راحتی‌ راه نمی‌ دهند پس راه کار این است که  اکنون سعی کنیم فرمان های عقل را به اجرا درآوریم که این کار را کم کم و ذره ذره و آرام آرام و در طول زمان انجام می‌دهیم؛ اول از حمام رفتن و نظافت و تمیزی شروع می کنیم، پس انداز کنیم، در کار مردم دخالت نکنیم و... تا بتوانیم فرمان‌های بزرگ را اجرا کنیم.
اگر فرمان برداری عقل را نکنیم هرگز نمی‌توانیم به فرمانروای لایقی تبدیل بشویم بین عقل و نفس اماره کمتر از یک مو فاصله مکانی وجود دارد ولی از نظر زمانی وقتی می خواهیم نفس اماره را به نفس مطمئنه برسانیم شاید هزاران سال طول بکشد.

نویسنده: همسفر خانم زهرا لژیون هشتم
تنظیم و  ارسال : همسفر خانم لیلا ق
مرتبط با : خلاصه سی دی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: خلاصه سی دی های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن کدخدایی یکشنبه 26 مرداد 1399 11:19
خدا قوت به همسفر زهرا
همسفر زهره کمک راهنمای تازه واردین یکشنبه 19 مرداد 1399 21:06
خداقوت به خانم زهرا وخانم لیلا.
همسفرعزت لژیون هفتم شنبه 18 مرداد 1399 10:57
خدا قوت خدمت خانم فاطمه ،خانم زهرا ،خانم لیلاو مدیر وبلاگ خانم لیلای گل
مریم همسفر حمید رضا لژیون پنجم پنجشنبه 16 مرداد 1399 08:47
خدا قوت به خانم زهرا عزیز و تشکر از عزیزان لژیون هشتم موفق و سربلند باشید و خدا قوت به عزیزان فعال در سایت
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات