وادی دهم
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 16:56 | نوشته ‌شده به دست مهدی قلم فرسا | ( نظرات )

وادی دهم : صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاریست


به قلم کمک راهنما محمد فنائی


http://s7.picofile.com/file/8254349442/cheshmeh.jpg

رویکرد بشر امروز بعضاً به سمت تمتّع دنیوی ، شهوت گرائی لجام گسیخته در حال پیشروی است که باعث طغیان شده و تنها خور خواب را پیشه کرده و تنها از یک زندگی زیستی برخوردار است و در تمامی اوقات بدنبال همانند سازی با شکل است و در این جستجو خود را در شکل گم می کند . این اشکال منجر به اشیای مادی و جسم مادی نیستند .

اشکال افکار می تواند اساسی تر از اشکال بیرونی باشند . چنین فردی خود را با همه افکار خویش ، یکی می داند بنابراین تا زمانی که این روند نزولی که از اشکال فکر ناشی می شود ، غافل بماند ، طغیان ادامه دارد . هنگامی که پنجره وجود آدمی بسته باشد نور خورشید به درون نمی تابد
وقتی از درون تسلیم شد ، بُعد جدیدی از آگاهی به روی او گشوده می شود و هر عملی که انجام می دهد با کل همسو شده و شعوری خلاق و شعفی در درون که توصیف ناپذیر است انسان را فرا می گیرد . از لوازم بوجود آمدن چنین حالتی درک این قانون است که صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاریست . 



گویی این قانون همچون شمشیری است دو لبه یعنی هم فرازاست و هم نشیب ،هم مرگ است و هم زندگی و این چیزی جز عظمت و رحمت خداوند نیست ،نشانه اختیار در انسان مصداق بارز این قانون است . انسانی که تا دیروز نامهربان بوده می تواند امروز مهربان باشد ،تا دیروز کینه توز بوده ،امروز مهرورز باشد ،تا دیروز نفرت داشته ،امروز کاملاًبر عکس باشد .

انسانی که نخواهددر جهت مثبت تغییر کند ،انسانی که نخواهد تبدیل شود ترخیص نخواهد شد و از جائی که انشعاب یافته است فاصله بسیاری خواهد داشت . فاصله ای که از بعد زمان و مکان خارج است و دورترین فاصله هاست ،تا مادامی که بودن ،زندگی ،حیات ،محبت و عشق را لمس نکند بازگشت بسوی او محال است . لازمه درک آن مفهوم اضداد است که اگر غیر از این باشد به ماوراء انتقال داده نخواهد شد

آنچه که می تواند ما را با ماوراء آشنا سازد ،سه مولفه نور ،صوت و حس است که افق روشنی از هستی و نیستی برایمان آشکار می سازد . آری باز هم شگفتی از سر و روی هستی می بارد .

نور چیست؟ صوت کدام است ؟ جنس حس از چیست؟ پی بردن به آن گنجینه بزرگی است که در وجود هر یک از ما بدون استسناء نهفته است و خود از آن بی خبریم .

اما نور چیست؟ در مُصحف عزیز(قرآن) آمده است خداوند نور آسمانها و زمین است پس فرمان بواسطه نور در هستی صورت می پذیرد . نور پدیده ای است که چیزی واضح تر از آن نیست که بتوان ادراک کرد . وقتی فاصله موجودی از نور الانوار کم می شود ، قدرت حضورش و همچنین حیطه علم او افزایش می یابد ،پس کسی که بیشتر بداند از لحاظ وجود شناسی نزدیکتر به خدا سخن می گوید و از لحاظ هست بیشتری برخوردار است . رویت این عالم در پرتو نور ممکن را بوجود می آورد . اگر بپذیریم ذات وجودی هر فرد قابل تقسیم نیست و حقیقت ذات ،نور است که اگر این چنین نبود ،بایستی آن را با موُلفه های آن تعریف کرد که نتیجه آن موُلفه های نور باید بدیهی تر از خود نور باشد و این مغایر تعریف از ذات نور خواهد بود . با چنین توصیف مختصر از نور باید گفت : ای گُم گشته ای که از ذات خود دور شده و شهر وجودی خویش را ظلمانی نموده ،زندگی آغازی دوباره را به تو لبخند می زند . خداوند که هسته اصلی است صرفاً با خویشتن شناسی است که می توان علم به خود خداوند پیدا نمود .

صوت چه می گوید : باید گفت یکی از بزرگترین پیام آوران راز و رمز طبیعت صوت است ، عنصری است برنامه ریز و زنده طبیعت که نقش ویژه ای در سازندگی این عالم عهده دار است . اصوات نقش اساسی و تعیین کننده اشیاءِ عالم هستند ، از ارتعاش اصوات منظم و هارمونیک آنها ، ذرات کوچک ماده را دور هم جمع می کنند و در اشکال نهائی کاملاً منطبق با کیفیّت شکل می دهند و این نشان از قدرت صوت در کائنات است . صدای دلنشین موسیقی ،ذرّات وجودی آدمی رابه ذوق وا می دارد و اندیشه اش را به پرواز . صوت نیز مانند نور شدت و ضعف دارد وقتی در اوج است از جوانی برخوردار است و  ئقتی ضعیف می شود پیری آن افزون می گردد . گفته می شود صوتی موجب پدید آمدن هسته اولیه عالم شده است که نتیجه واقعی یک عمل انفجاری بوده است . صوت به همان اندازه که سازنده است میتواند ویرانگر هم باشد و این نیز از حکمت های پروردگار ماست.

حس:یکی از قوای ادراکی در انسان حس است جایگاه آن در صور پنهان آدمی و قابل رؤیت نیست ،از برترین هدیه خداوند به انسان عقل است که با نیروی حس شروع بکار می نماید . حس خود عاملی است که میان ما و سایر موجودات ارتباط برقرار کرده و پیامهای دریافتی همانند نور و صوت را انتشار می دهد . در واقع نقش یک گیرنده و فرستنده را ایفا می کند .

ما دارای پنج حس ظاهر هستیم که مطابق آن در صور پنهان وجود دارد . مرز مشترکی بین این دو حس یعنی حس ظاهر و باطن وجود دارد که حس مشترک نامیده می شود . هر اندازه حس ،پاک و بی آلایش باشد حس باطن فعّال شده و دریافت می کند آنچه را که دیگران نتوانند. جان آدمی را بیدار می کند و بااو به سخن می آید . عقل و احساس باهم در می آمیزند وبه مرتبه ای والاتر بر کشیده می شوند .

دغدغه او دیگر جهان ماّدی نیست مسئله او جاودانگی و بی کرانگی است ،راز هستی است ،شور است و مستی و با عشقی ژرف بدنبال رمز و راز معنای انسان است . باری ، آن بالا راهی است به سفینه فرزانگی ،در آن سفینه می توان کسی را جُست که آرزوی یافتنش راداری . دل آدمی که مقر حس است وقتی به سوی فطرت خود در حرکت است جمال معشوق چراغ راه او شده و رهیده می شود از هر آنچه غیر اوست . پس باید گفت ، به آنچه که علاقه ای ندارد در نداشتنش حسرتی ،در داشتنش نگران از دست دادنش و در از دست رفتنش اندوهی پدید نمی آید و هر اندازه به هدف خویش نزدیک می شود رقصان تر می رود . در راه او، از هر چیز دیگر دست شسته و دیگر همه چیز برایش ناچیز است .

امّا با فریادی بلند و بغضی در گلو می گفت: ای تو که اشرف مخلوقات هستی پس چگونه است که از صفات الهی به ودیعه در تو هست امّا هیچ بهره ای از آن نمی بری و هر چه که تو را از او دور می سازد بکار می بندی و صفت والای انسانی تو تغییر کرده و آنچنان حس آلوده ات نیرومند گشته که در کنار دانش ات ،جهل سیاه لَمیده است ،نگون بختی تو از زمانی آغاز شد که از عظمت وزیبائی هستی گذشتی و خویش را با شواغل طبیعت در آمیختی . خودبینی و نفرت،کینه و حسادت ،نیرنگ و فریب و... را توشه راه خود کردی ،خبر نداری که چگونه خود را درمیان چنگالهای خوفناک خویش به بند کشیده ای و با دستانت هیمه جهنّم خود را فراهم نموده ای .

شاید دیری نخواهد گذشت تا اینکه ابزارهایی که به مانند نور و صوت که خداوند در وجود آدمی نهاده است به کمک او آمده و ازسراشیبی مهیبی که در آن قرار گرفته نجات یابد . بد نیست بدانیم مؤلفه های یاد شده در مراحل پائین خود بسیار ویرانگر و مخرب بوده که در فهم آدمی جای نمی گیرد و باید بگوئیم در قالب القاء که هدف نیروهای باز دارنده هستند بی وقفه ادامه دارد و آنانی که از حس های منفی و بی کیفیّتی برخوردارند مورد حمله و هجوم چنین نیروهایی قرار خواهند گرفت و آن می شوند که هستند و صفات درونی خود را مانند زشتی و پلیدی انتشار می دهند . حال از خودمان می پرسیم چنین موجودی با مقام انسانی چقدر فاصله دارد ؟ 

بدیهی است بسیار تا بسیار ،امّا همانگونه که یاد شد انسان قادر است با عوض کردن جایگاه و تغییر صفت گذشته خویش ،خود  را با صفات نیک در آمیزد و آن شود که باید...

این امر مهم محقّق نمی شود مگر با تزکیه و پاکسازی . اولین گام دستیابی به تفکر سالم است و در پی آن ایمان که از تجلیّات نور خداوند بشمار می آید و به انسان اهداء می شود همچنان که از رحمت الهی برخوردار می شود و نور به او می تابد ،عمل سالم آشکار می گردد و از ظهور عمل سالم ،حس سالم بی پرده هویدا می شود و در این ره گذر عقل سالم با همه بزرگی وصلابت خود و همینطوربا ذرات عالم که ناشی از وجود عشق سالم است در هستی و نیستی ،راه باز یافتنِ گنج های درون و عظمت های نهفته در خویش رابه جایگاه رفیع اصلی خود رهنمون می نماید .

در کنگره 60 پروسه درمان بیماری اعتیاد با چنین فرآیند عملی و نظریِ فوق الذکر صورت می پذیرد .فرآیندی که مشمول مدّت زمان معیّن بوده و از تفکر سالم آغاز و با عشق سالم پایان یافته و به مقتضای خواسته های معقول خود ،این چرخه بارها و بارها تکرار خواهد شد . باشد که تمامی ما در این چرخه از حیات خویش با خودسازی و پیمودن مدارج کمال به جای خواسته های نامعقول که منجر به فرو رفتن در سیاه چالهای ساخته دست خود می گردد ، به قله های بلند معنا صعود نمائیم که نتیجه آن خود یابی و بازگشت به خویشتن است آنگاه است که فضای دل و جان که مملو از عشق گشته و طراوت و لطافت روحی و معنوی که مایه روشنی است در هست و نیست جاری می گردد.

بااحترام: محمد فنائی

                                              
نویسنده: مسافر قلم فرسا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر کاظم(رهجوی آقای ساسانی) چهارشنبه 26 خرداد 1395 13:36
خداقوت خدمت اقای فنایی و نویسنده محترم مسافر قلم فرسا
مسافر کاظم(رهجوی آقای ساسانی) چهارشنبه 26 خرداد 1395 09:39
خداقوت خدمت اقای فنایی و نویسنده محترم مسافر قلم فرسا
ابراهیم موحدی سه شنبه 25 خرداد 1395 23:48
(ای گُم گشته ای که از ذات خود دور شده و شهر وجودی خویش را ظلمانی نموده ، زندگی آغازی دوباره را به تو لبخند می زند.)
بسیار دلنشین و آموزنده بود
درود خداوند بر استاد بزرگوار؛ جناب آقای فنایی
خداقوت خدمت نویسنده معزز و گرامی؛ آقای قلم فرسا
پیروز باشید..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو