دستورجلسات هفتگی "وادی دهم و تاثیر آن روی من"
پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت 10:11 | نوشته ‌شده به دست مسافر مصطفی | ( نظرات )
بسم‌الله الرحمن الرحیم

دستورجلسات هفتگی "وادی دهم و تاثیر آن روی من"

دستورجلسات هفتگی

تو می توانی یا بهتر بگویم اختیار کامل داری انتخاب کنی و خود را از قعر جهنم (سیاهی، بدبختی و مشکلات) به بالاترین درجات بهشت ( حال خوش) برسانی و یا بالعکس...

«خواستن، توانستن است» یا «شو، شود».

تو می توانی یا بهتر بگویم اختیار کامل داری انتخاب کنی و خود را از قعر جهنم (سیاهی، بدبختی و مشکلات) به بالاترین درجات بهشت ( حال خوش) برسانی و یا بالعکس.

حال این سؤال پیش می‌آید که با چه سازوکاری این جابجایی، تغییر و یا هرچه نام دارد، اتفاق می‌افتد؟ صفت‌های جهنمی مانند بدبختی، فلاکت، خماری، دروغ‌گویی، ریا، یأس و ناامیدی، ترس، غرور و ... که در جان منِ انسان خانه کرده چگونه جای خود را به صفت‌های بهشتی مانند حال خوش، عزت و احترام، تعادل در جسم و روان، موفقیت، خوشبختی و ... خواهد داد؟

آیا خواستن من توانستن مرا رقم می‌زند؟ خواست من در این موضوع چقدر نقش دارد؟ مسیر حرکت من برای تغییر از کجا به کجا است؟ هدف من از طی کردن این مسیر چیست؟ اصلاً چه چیزی را باید تغییر دهم؟ چرا تغییر؟

به کلمات کلیدی پاراگراف بالا که نگاه می‌کنم ناخودآگاه خود را در دنیای واژه‌های کنگره 60 که تحت عنوان «وادی های چهارده گانه برای رسیدن به خود» نام گرفته می‌بینم، زبان و واژگانی که مخصوص کنگره 60 است و می توان حتی با شنیدن جملاتی از یک ناشناس بوی کنگره را از کلامش فهمید. به راستی کنگره با انسان چه می کند؟

این دامنه وسیع کلام، این همه حس های زیبا و دوست داشتنی، این عمق بی نهایت پیام ها و ... همه و همه می خواهند به من یادآور شوند که ای انسان، تو اختیار کامل داری که در این حیات (که خودِ معجزه است) هر چه میخواهی انجام دهی اما بهای آن را باید پرداخت کنی.

هر چه می کنم نمی توانم سخن از «وادی دهم» را بدون بهره گرفتن از کلام مهندس ادامه دهم.

با جزئیات کامل راجع به  تفکر، ساختار، هدف، رابطه‌ام با خود و خدا در وادی‌های اول تا چهارم صحبت شده است و در وادی پنجم 7 کلید طلایی برای شروع تزکیه و پالایش در اختیار من قرارگرفت تا رسید به وادی ششم که به من یادآور شد که عقل از تخت به زیر افتاده را به جایگاه اصلی خود بازگردانم تا فرماندهی شهر وجودی مرا دوباره بر عهده بگیرد و پس از آنکه عقل در راه کشف حقیقت قرار گرفت به من توصیه شد که سر در راه بگذارم تا خود راه مرا بخواند و سپس به من یادآوری کرد که با بالا بردن نقطه تحمل خود را در مسیر نگه دارم، اما مسئله بعدی امید به تغییر است تا می‌رسیم به وادی دهم:

صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.

«شهر به یک‌باره طغیان دچار میگردد ، امّا نسیم آرام الله پس از چندی در تمامی آبادیها حاكم میشود و عظمت و سلامتی باز میآید و شما از آن بهره بیشتری میبرید. دوستان همه سلام میرسانند و از خداوند و نگهبانان شاكر هستند كه وصلها را انجام میدهند تا همه چیز در كائنات به رحمت الهی سیراب گردد. در مقر شما دوستان هرلحظه این روند و تكامل را با محبت حس مینمایند. آنانی كه مجذوب رحمت قدرت مطلق میشوند به ارتقاء میرسند ، آنانی كه فقط به سورچرانی مشغول‌اند نصیبی ندارند ، میفهمی كه چه میگویم ، چهارپایانی كه به دنبال پاهای اضـــافی میگردند تا خود را محكم در زمین نگه دارند. امّا نمی‌دانند كه بدون دست و پا سر بر سجده الله بسیار آسان است. فقط تمنای دل میخواهد كه با آن فاصله بسیار دارند. مانند نابینایان در روز به دنبال شب می‌روند. آن کس كه باید بداند میداند و آن میكند كه حق میكند. دوستان دایرهوار دف بر دست به سماء مشغول‌اند و نیایش حق تعالی را مینمایند».

خواسته‌های معقول من سرمنشأ حرکت من در مسیر تغییر هستند و برای اینکه بتوانم آن خواسته‌ها را به اجرا در آورم بایستی مسیری را برای حرکت خودم انتخاب کنم و این انتخاب‌ها سرنوشت مرا در این جهان و ... رقم خواهند زد.

به سمت نور یا به سمت تاریکی؟ به سمت عشق یا نفرت؟ قعر سیاهی یا قله‌های روشنایی؟ عزت و احترام یا ذلت و بدبختی؟ و هزاران هزار راه و مسیر در صور آشکار و پنهان این زندگی.

اما برای چه؟ این همه برای چیست؟

«برای بودن ، وجود داشتن ، زندگی ، حیات ، فضا ، مكان ، زمان ، ساعت ، زیرا بزرگ‌ترین معجزه حیات خود حیات است. غوطهور بودن در آن ، نگاه كردن به آن ، به تمامی موجودات ، حُزن ، اندوه ، غم ، شادی ، عشق ، به دست آوردن ، از دست دادن و در نهایت جمع اضداد. چون نكته ظریف در اینجاست، تا زمانی كه نفرت را ندانی ، مفهوم عشق را لمس نخواهی كرد. بنابراین همه در ساعت باید زندگی كنند و ساعت شامل سه بعد فضا ، مكان و زمان است و هر چیزی كه ساعتش تمام شد هر سه بعد فضا ، زمان و مكان را از دست میدهد و به ماوراء منتقل میشود. و هر چیزی كه طبق فرمان ساعتش فرا برسد، قطعاً خواهد رسید «!

من همیشه نکته‌ای را به خود یادآوری می‌کنم که وادی‌ها در کنگره 60 قوانین جدید زندگی تو هستند و بایستی سعی کنی آگاهانه و با تفکر در مسیر عمل به آن ها قرار بگیری و دوباره احیاء شوی.

اما این قوانین قبل از اینکه تو آن‌ها را بدانی و حتی وجود داشته باشی بوده‌اند، هستند و در آینده نیز خواهند بود.

بله حقیقت این است، وادی‌های کنگره بیانگر حقیقتی هستند که وجود داشته، دارد و خواهد داشت. پس این من هستم که باید بتوانم آن‌ها را در دنیای درون و بیرون خود به اجرا درآورم و لذت و ذلت انتخاب‌هایم را با تمام پوست و گوشت و استخوانم لمس کنم.

واقعیت اما این است که باید تغییر کنم، حرکت کنم، بفهمم.

در دنیای ذهن من فاصله خواستن تا به دست آوردن شاید اگر درست تفکر کنم به چند صدم ثانیه هم نرسد. (مثال همان شیر با گردن زرافه و پاهایی شبیه کرگدن و ... ) اما در دنیای مادی راه رسیدن از تفکر تا عمل بسی طولانیست و عامل یا پارامتر طول زمان نقش بسیار مهمی در این فرآیند ایفا می‌کند.

و اما نور، صوت و حس:

«نور در هستی فرمان میدهد ، در جهان ما و در تمامی جهانهای آفرینش ، تا جایی كه در كتاب شریف می‌گوید الله نور زمین و آسمانهاست و اگر نور نباشد ما در كره زمین چیز باارزشی نیستیم و هیچ‌چیز نداریم».

خواندن و مطالعه کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، دیدن و درک تصاویر کتاب، وجود شمع جلوی میز استاد و ... همه نشانه‌های فرمانی است که برای رهایی انسان‌های در بند اعتیاد دیر زمانی است که صادر شده است.

«صوت مانند اداره مخابرات ، اطلاعات را در سطح كره زمین و همین طور ارتباط بین كلیــه جهانهای آفرینش را به یكدیگر منتقل مینماید. وقتی كه اصوات پشت سر یكدیگر قرار میگیرند چه موسیقی و اثرات جاودانهای را خلق میكنند و مرتباً در حال انتقال اطلاعات هستند

شنیدن و در کل وجود سی دی‌های آموزشی کنگره 60 چیزی غیر از استفاده صحیح از این مؤلفه حیات در مسیر انتقال اطلاعات صحیح و سالم به تمامی افراد خواستار رهایی است؟ بارهای بار شده که پس از گوش دادن به سی دی‌های آموزشی کنگره چنان شور و شعف وصف‌ناشدنی مرا در بر می‌گیرد که گویی گوش نوازترین موسیقی‌های جهان نخواهند توانست این شوق را در من ایجاد کنند، این غیر از صوت تمیز، سالم و پالایش یافته است؟

و یا آوای شکرگزاری، سرود های موسیقایی کنگره، دعای کنگره 60 با آن حجم عظیم از عشق و سرمستی، هرکدام نمونه هایی است ساده اما جاودان از اثر صوت سالم بر روح و دل و جان آدمی. نکته اینجاست که من تجربه ای شخصی در مورد این موضوع دارم که با باز شدن حس ها تغییراتی را در خود و به هنگام پخش آواها تجربه کرده ام و تفاوت سطح انرژی خود با اوایل آشنایی با کنگره را با تمام وجود حس کرده ام و آن این بود که با تمام وجود با آوای شکرگزاری همنوا شده و کف میزدم و سرمست از خمر طبیعی می شدم. شکر است.

«حس مانند خداوند است و در تمامی هستی و نیستی موجود و رویت ناپذیر ، امّا همنام خودش قابل حس است و یا حس اولین نیرویی است كه قوه عقل را به كار میاندازد و یا حس آن چیزی است كه ما و یا كلیه موجودات توسط آن هستی را درك میكنند و با یكدیگر ارتباط برقرار میكنند و پیامهای نور و صوت را دریافت و منتشر مینمایند».

جایگاه راهنمایان کنگره 60 باعث به وجود آمدن چنان حسی در رهجو می‌شود که گاه پس از سال‌های سال نقش آن استاد از دل و جان مسافر ذره‌ای کم نمی شود. به وجود آمدن این حس‌های سالم در چارچوب کنگره بسیار محتمل تر از بیرون از فضای کنگره است چون ساختار کنگره با چنان تفکر عمیقی جان گرفته که ایجاب می‌کند تا همه مسافران و همسفران با خود واقعی‌شان برای آموزش گرفتن حضور یابند.

برای همین است که مهندس مثال های متعددی زده اند که: هر چه داری را بگئار پشت در کنگره و داخل شو. تا با زلال ترین و ناب ترین حس هایی که در این زمانه برای خیلی ها غریب است شسته شوی.

پروسه درمان اعتیاد به مواد مخدر و سیگار در کنگره 60 یک الگوی بی‌بدیل از به‌کارگیری سه عامل تعیین‌کننده نور، صوت و حس سالم، برای تغییر صفت در انسان‌ها هستند. با یک نگاه اجمالی به فرآیند درمان در کارگاه‌های آموزشی جزوات و کتاب‌ها سی دی‌های آموزشی و ... که در بالا ذکر شد و هزاران نکته که مغفول ماند، درخواهیم یافت که چه زمین تمرین جدی ای را کنگره 60 پیش پای ما قرار داده است. شکر است.

«حال ممكن است سؤال شود این مطالب چه ارتباطی با صفت گذشته در انسان دارد ؟ اگر كمی تحمل كنیم به زودی خواهیم یافت ، ما میخواهیم بگوییم انوار و اصوات مخرب و آلوده مرتباً فعال و در حال ارسال پیام و القای اهداف بازدارنده و مخرب خود هستند و ما قادر به تغییر آنها ، به طور كامل نیستیم ولی طعمهای مناسب برای آنها هستیم ، پس چكار میتوانیم انجام بدهیم تا طعمه آنها نشویم ؟ ما فقط میتوانیم موج گیرنده و فرستند یا صفت خود را تغییر بدهیم تا از بمب باران اصوات و انوار آلوده مصون باشیم و ما صفت گذشته خود را تغییر نمیتوانیم بدهیم مگر حس ما تغییر كند ! لازم به ذكر است كه هر گیرندهای قطعاً فرستنده هم میشود ، اگر زشتیها را جذب كنیم ، قطعاً زشتیها را منتشر خواهیم كرد و اگر زیبایی‌ها و یا خوبیها و یا ارزشها را جذب كنیم ، قطعاً همانها را منتشر خواهیم كرد و این میشود صفت  گیرنده و فرستنده ما و به عبارت دیگر ویژگیهای گیرنده و فرستنده ما صفت خود ماست. نتیجه میگیریم برای تغییر صفت گذشته بایستی حس یا موج گیرنده و فرستنده را عوض كرد و این كاری است هم سخت و هم سهل ! برای تغییر حس در جهت ارزشها فقط و فقط یك راه وجود دارد ولاغیر و آن هم راه تصفیه و تسویه و یا پالایش است كه در مورد انسان آن را تزكیه گفتهاند.»

صفت یا موج گیرنده و فرستنده آلوده و تحقیرکننده معتاد که به اشتباه، دارای بیماری مرموز و لاعلاج و پیش‌رونده تلقی می‌شد به صفت یا موج گیرنده و فرستنده پاک و سالم  مسافر یعنی کسی که از تاریکی به روشنایی، از ترس به شجاعت، از کفر به ایمان، از قهر به مهر و در نهایت از نفرت به طرف عشق در حرکت است تغییر کرده و به طور واضح و روشن در تمام دنیا و در بحث اعتیاد، مقوله درمان اعتیاد مطرح شده است.

در روزگاران دور رسم بود اگر فردی بیماری لاعلاج و ناشناخته ای مثل آبله می‌گرفت، او را پیش فردی می بردند تا به زبان خودشان روح شیطانی را که سبب بیماری وی بودند از تن آن نگون بخت بیرون کند، زمانه عوض شد و علم برای آن بیماری راه حلی یافت و آن روح شیطانی (جهل و نادانی بشر) تبدیل شد به یک بیماری خیلی ساده که شاید بتوان گفت تمام ما آبله را در کودکی گرفته ایم. حالا حساب اعتیاد هم اینگونه است که قبل از روش درمانی DST در کنگره 60 حتی رمالان و جادوگران هم از پذیرش این افراد عاجز شده بودند و تصوراتی کوته بینانه و ظاهری نسبت به اعتیاد داشته و مصرف کنندگان مواد مخدر را با صفت هایی بسیار زننده خطاب می کردند؛ اما امروز و در اینجا یعنی جمعیت احیای انسانی (کنگره 60) افراد برای اثبات این که روزی مصرف کننده مهلک ترین مواد مخدر بوده اند باید به قسم و آیه متوسل بشوند.

من قویاً باور دارم که با الگو گرفتن از روش درمانی کنگره برای اعتیاد، می توانم در درون و بیرون خود و در تمام جهات تغییراتی را ایجاد کنم که جهت این تغییرات اگر به سمت روشنایی باشد که فبحال اگرنه بدا به حال من.

با تشکر

نادر سلطان محمدی

منبع:کنگره60

ارسال مسافر:سید مصطفی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسات هفتگی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
لینک دوستان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات